دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٩٨
بَرَبَه ، نام قبیله ای از ترکان سیبری غربی ؛ نیز نام استپِ سیبری غربی واقع در بخش نووسیبیرسِک روسیه میان ْ٥٤ و ْ٥٧ عرض شمالی که از مغرب و مشرق به رشته تپه هایی در کرانة رودهای ایرتیش و اوب محدود است . این استپ با مساحت ٠٠٠ ، ١١٧ کیلومتر مربع دارای منابع زیرزمینی چون نفت و گاز، و همچنین دریاچه های بسیاری است که اغلب شورند و بزرگترینشان چانی است . زمین آن جابه جا باتلاقی است ، اما مناطق حاصلخیز نیز دارد و اساساً منطقه ای خاصِ پرورش احشام با آب و هوای قاره ای سرد است . این ناحیه به دو حوضة اصلیِ نهر اُم از متفرعات ایرتیش ، و حوضة دریاچة چانی تقسیم شده است .
پراکندگی جمعیت آن (در ١٩٤٩، بیش از ٠٠٠ ، ٥٠٠ تن ) یکنواخت نیست و میزان تراکم آن ، که در نواحی مرکزی و جنوبی به ٦ تا ٩ تن در هر کیلومتر مربع بالغ می شود، در شمال از یک تا ٨ر١ تن تجاوز نمی کند. اکثریت با مهاجران روس و اوکرائینی و اقلیت با تاتارهاست که برخی در زمانهای اخیر از ناحیة ولگا مهاجرت کرده و برخی دیگر بومی آن سرزمین اند.
ترکها بربه شاخه ای از قبایل معروف به ترکهای سیبری اند که بر خلاف سایر قبایل به نام محل سکونتشان خوانده نمی شوند و نام قبیلة خود را حفظ کرده اند. این بومیها که روسها آنان را تاتارها (ترکها)ی بربه یا بربینتسی می نامند، در نزدیکی گروههای دیگر تاتار (تاتارهای تُبُلْلی و تومَنلی ) در سیبری غربی جامعة کوچکی تشکیل داده اند که اینک رو به زوال است . طوایف عمدة ترکهای سیبری غربی عبارت اند از: تِرِنه ، تاری ، بربه ، کُلُبو، لونیا، لووِی و قارغالو که در روستاهای کوچک ، به طور دسته جمعی زندگی می کنند و از راه کشاورزی ، دامپروری ، ماهیگیری ، شکار و جنگلبانی امرار معاش می کنند.
موضوع منشأ قومی و نژادی آنها چنان بغرنج است که فرضیات متناقضی پدید آورده است . از سویی به نظر می آید که از نسل بومیان اوگری باشند که هنگام ایجاد امپراتوری سیبری ، بر اثر تماس با قبایل ترکی که به بربه مهاجرت کرده بودند، بعضاً فرهنگ و آداب ترکی را پذیرفتند؛
ترکی مآب شدن این اقوام که تا قرون دهم و یازدهم /شانزدهم و هفدهم ادامه داشت ، در قرن سیزدهم /نوزدهم با ورود تعداد بسیاری مهاجر تاتار از ولگای میانه به کمال خود رسید. و بنابر ادعایی دیگر ترکان بربه مسلماً از ترکهای محلی سیبری هستند که به روایت رایج درمیان مردم ، تسمیة آنها به زمان کوچوم خان ، آخرین فرمانروای خانان ترک در سیبری ، باز می گردد. کوچوم خان در ساحل نهر تُبُل (توبال ) شهری بنا کرده و قبایل ترک را در آن گردآورده بود. ترکهای بربه پیشنهاد او را مبنی بر کوچیدن به آن شهر نپذیرفتند، ازینرو کوچوم خان آنان را بربه (از ریشة «بر» به معنای «وارماق »: واصل شدن /بودن ) نامید (رجوع کنید به رادلف ، ١٨٧٢، فصل چهار، ص ٨ و بعد). این روایت مردمی و داستانهای تَوقْتَمِش (حک : ٧٨٢ـ ٧٩٧، ١٣٨٠ـ ١٣٩٥)، خان اردوی زرین ، که در ادبیات قومی حفظ شده ، نشان می دهد که این قبیله در قرن دهم / شانزدهم نقش مهمی در تاریخ سیبری داشته است .
از زمان تصرف امپراتوری سیبری به دست روسها از روزگار ایوان چهارم (٩٣٧ـ٩٩٢/ ١٥٣٠ـ١٥٨٤) تا عصر پطر کبیر (١٠٨٣ـ١١٣٨/ ١٦٧٢ـ ١٧٢٥)، استپ بربه حد فاصل میان روسیه و امپراتوری کلموک / قلموق ها شد. در آن زمان ، ناحیة مرزی شهرهای تارا (در کنارة ایرتیش ) و تومسک (در شرق اوب )، «بخش بربه » (بارابینسکایا ولوست ) نامیده شد. اهالی بومی علاوه بر زبان خاص خود، به زبان تاتارهای قازان و زبان کلموک / قلموق نیز سخن می گفتند. در ابتدا به روسها و کلموکها، و کمی بعد فقط به روسها خراج می پرداختند. در قرن دوازدهم / هجدهم ، افراد بسیاری را که از بخش اروپایی روسیه تبعید شده بودند به صورت مستعمره نشین در بربه اسکان دادند. در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم ، پس از احداث راه آهن سراسری سیبری ، عمران و احیای منظّم و اصولی استپ به کمک دستة جدیدی از مهاجران روسی و اوکرائینی ، آغاز شد.
اهالی بومی تاتار که در قرن یازدهم / هفدهم در تعدادی از دهکده ها مستقر بودند، در اواخر قرن دوازدهم /هجدهم به طرف مناطق بایر استپ عقب رانده شدند و از آن زمان تعداد آنها روبه نقصان گذاشت . به گفتة رادلف (١٨٨٤، ج ١، ص ٢٤١ـ ٢٤٤) در ١٨٦٥، تعداد تاتارهای بربه ٦٣٥ ، ٤ تن بود. در سرشماری ١٨٩٧، شمارشان به ٤٣٣ ، ٤ تن رسید و در سرشماری ١٣٠٥ ش /١٩٢٦، فقط ٣٩ نفر بودند؛
زیرا بقیه خود را تاتارهای قازان معرفی کرده بودند.
امروزه تاتارهای بربه در چند دهکدة کلاً تاتارنشین یا با سکنة تاتار و روس نزدیک دریاچه های سبرلی ، یورتوش و ومنگیش و در حوضه رودخانه اُم ، مخصوصاً در بخش کوی بیشف (در قدیم کائینسک ) در کنار راه آهن سراسری سیبری ساکن اند. گرویدن تاتارهای بربه به اسلام که از اواخر قرن دهم / شانزدهم از آسیای مرکزی (خوارزم و بخارا) آغاز شده بود، بر اثر فعالیت تجار و مبلغان تاتار قازانی که از طریق رودخانة ایرتیش آمده بودند، ادامه یافت ؛
اما بیشتر محتمل آن است که اغلب تاتارهای بومی ، در قرن سیزدهم /نوزدهم و تنها بعد از استقرار تاتارهای قازان در سیبریِ غربی ، اسلام آورده و مذهب حنفی را پذیرفته باشند.
رادلف پیرمردانی را دیده بود که به یاد داشتند پدرانشان مانند بت پرستان و به روش اهالی آلتایی قربانی می کردند و لباس آنان با مسلمانان تفاوت داشت .
لهجة تاتار بربه ، که چندان بررسی نشده ، دارای بعضی ویژگیهای آوایی است (مثل تس به جای چ ) و تقریباً جای خود را به زبان تاتاریِ قازان و زبانِ روسی داده است .
منابع :
(١) N. A. Aristov, Zametki ob Einiceskom Sostave Tyurkskikh Plemen i, Narodnostei, Suedeniya ob ikh C § islennosti , in Z § ivaya Starina , St. Petersburg ١٨٩٦, fasc. iii-iv;
(٢) Bol'shaya Sovetskaya Enssiklopediya , Moscow ١٩٠٦, â v, ٦٨٣-٦٨٦;
(٣) Entsiklopediceskiy slovar , ed. Brokgauz ve Efron Leipzig- Petersburg, ١٨٩١, ê , ٢٦;
(٤) N. Kostrov, Kainskaya Baraba , Tomsk ١٨٧٤;
(٥) A.V. Middendorf, Baraba , St. Petersburg ١٨٧١;
(٦) S. K. Patkhanov, Spisok Narodnostey Sibiri , St. Petersburg ١٩٢٣;
(٧) idem, statistic § eskie Dann i e Pokazivayushc § iya Plemmenoy Sostav Naseleniya Sibiri, Yaziki i Rodi Inorodtsev, in Zap. Imp. Rus. Geog. Obshc § .po Otdelu statistiki , St. Petersburg ١٩١٢ xi/i;
(٨) W. Radlov, Aus Sibirien Leipzig, ١٨٨٤;
(٩) idem, Nareciya Tyurkskikh Plemen Z § ivushc § ikh v Yuz § noy Sibiri i Djungarskoy Stepi, i-x, St. Petersburg ١٨٦٦-١٩٠٧;
(١٠) idem, Obraztsi Narodnoy Literaturi Tyurkskikh Plemen , iv, St. Petersburg ١٨٧٨;
(١١) idem, Phonetik der nordlichen Turkensprachen, Leipzig ١٨٨٢;
(١٢) idem, Proben der Volkslitteratur der turkischen Stamme Sudsibiriens , Petersburg ١٨٧٢, IV, ١-٨٢;
(١٣) Sibirskaya sovet. entsiklopediya , Novosibirsk ١٩٢٩, I, ٢٢٣-٢٣٥;
(١٤) S.P. Suslov, Zapadnaya Sibir , Moscow ١٩٤٧.
(١٥) / بارتولد و بنیگسن ( د.اسلام )؛
رحمتی آرات ( د. ا. ترک ) /