دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٩٦
بَرْبَشْتُرو ، شهری قدیمی در کنار رود ورو از شاخابه های رود سینکْا، در شمال شرقی سَرَقُسطَه * (ساراگوسا )، در مدخل پیرنة مرکزی (باراباستروی کنونی ). این شهر تقریباً در پنجاه کیلومتری مشرق وَشْقَه (هوسکا ) قرار داشت . به گفتة ابن حیّان بربشترو در ابتدای فتح اسپانیا مسلمان شد و بیش از ٣٦٠ سال در دست مسلمانان باقی ماند، بعدها به پایگاه دفاعی ثغرالاعلی (مرز علیا) تبدیل شد و سرقسطه و لارِدَه * (لریدا ) را به هم پیوند می داد.
در شرح لشکرکشی عبدالملک مظفر به بنبلونه (پامپلونا ) در ٣٩٦/١٠٠٦، از بربشترو به عنوانِ جدیدترین مکان در خطة اسلام یاد شده است (ابن عذاری ، ج ٣، ص ١٢). هنگامی که مسیحیان در ٤٥٦/١٠٦٤ بربشترو را تصرف کردند، این شهر به بنوهود سرقسطه تعلق داشت و ظاهراً از نفوس بسیار و ثروت فراوان برخوردار بود، هرچند ارقام یاد شده در آثار مورخان مسلمان ، که پس از ابن حیان به وصف این رویداد پرداخته اند، مبالغه آمیز به نظر می رسد. در تابستان ٤٥٦/١٠٦٤، سپاهی از مسیحیان ، حدود ٠٠٠ ، ٤٠ تن ، به بربشترو حمله کردند. این نیروی نظامی مرکب از نورمانهایی بود به سرکردگی ربرکرسپن ـ این نام را وقایعنگاری لاتینی ذکر کرده است ـ و اقوام دیگر، که با پشتیبانی پاپ اعظم نبردی آغاز کرده بودند که «جنگی صلیبی پیش از جنگهای صلیبی » نام گرفته است . آنان پس از محاصره ای که بیش از یک ماه طول کشید، شهر را تسخیر کردند. با اینکه نقش مسیحیان اسپانیا در این نبرد نامعلوم است ، و مسلمانان پس از یک سال بار دیگر، بربشترو را تصرف کردند، سقوط این شهر مرحلة تازه ای در بازگشت اسپانیا به دست مسیحیان به وجود آورد. بسیاری از معاصران این سقوط ، آن را رویدادی بیسابقه و بزرگترین مصیبتی می دانستند که در اسپانیای مسلمان روی داده بود. اندیشه های دردناک ابن حیان در بارة وضع اندلس نیز متأثر از این حادثه بود (منقول در کتاب ابن عذاری ، ج ٣، ص ٢٥٤ـ٢٥٥).
در بارة فرقة مسلمانان اسپانیا، همین بس که المعتضد عبّادی برای کمک به متحد اسمی خود، مقتدربن هود، حاکم سرقسطه که به قصد حمله سرگرم گردآوری سپاه بود، فقط پانصد سوار فرستاد؛ حال آنکه حوزانی ، از نجبای شهر اشبیلیه (سویل )، از او خواسته بود شخصاً در رأس سپاهیانش به یاری بیاید (ابن سعید مغربی ، ج ١، ص ٢٣٤). مقتدر به مدد سپاهی از کمانداران توانست بربشترو را بازپس بگیرد؛ اما مقدر نبود این شهر مدت درازی در دست مسلمانان باقی بماند. سرانجام پدر وی آراگونی آن را در ٤٩٥/١١٠١ به تصرف مسیحیان در آورد، و ظاهراً یاقوت هم از این رویداد آگاه بوده است (ذیل «بَربُشتَرُ»).
منابع :
(١) ابن حیان ، المقتبس من انباء اهل الاندلس ، چاپ محمود علی مکی ، بیروت ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٢) ابن سعید مغربی ، المُغرب فی حُلَی المغرب ، چاپ شوقی ضیف ؛
(٣) ابن عذاری ، کتاب البیان المغرب ، ج ٣، چاپ لوی ـ پرووانسال ، پاریس ١٩٣٠، ص ٢٢٥ـ٢٢٨، ٢٥٣ـ٢٥٥؛
(٤) احمدبن محمد مقّری ، نفح الطیب ، لیدن ١٨٥٥ـ١٨٦١، ج ٢، ص ٧٤٩ به بعد؛
(٥) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣؛
(٦) R. Dozy, Recherches sur l'histoire et la littإrature de l'Espagne pendant lemoyen-a ª ge, Paris and Leiden ١٨٨١, II, ٣٣٥ ff.;
(٧) R. Menإndez Pidal, La Espan a del Cid, Madrid ١٩٢٩, I, ١٦٣ ff.
/ د. م . دانلپ ( د. اسلام ) /