دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٩١
بِربِرا ، بندر و پایتخت سابق سومالی ،با ١٠ درجه و ٢٦ دقیقه عرض شمالی و ٤٥ درجه و ٢ دقیقه طول شرقی . صاحبِ پریپلوس و بطلمیوس و کوسماس ، نامِ بارباریکه اپسیروس یا بربریا را بر سواحل «سرزمین عنبر» اطلاق کرده اند. خود شهر بربرا هم ظاهراً همان مالائوارپوریون است . جغرافیدانان متقدمِ مسلمان از سرزمین بربرا سخن گفته اند و خلیج عدن را بحر بربرا یا الخلیج البربری نامیده اند. ساکنان این ناحیه بَربَروی یا بِربِره یا بَرابِر خوانده شده اند که عبارت اند از سومالیها * و قومی که یاقوت (ج ٤، ص ٦٠٢) ایشان را بربرهای سیاهپوست وصف کرده که اسلام در میانشان نفوذ یافته است ، و گوید جنسی میان زنگیان و حبشیان اند. ابن سعید (متوفی ٦٨٥)، که ظاهراً نخستین کسی است که از شهر بربرا نام برده ، آنان را مسلمان دانسته است (ابوالفداء، ص ١٥٨ـ١٥٩). ابن بطوطه (متوفی ٧٧٩) ایشان را شافعی دانسته است که امروز هم بر همین مذهب اند. کلمة سومالی نخستین بار در یک سرود حبشی ، در عصر یِسحاق نجاشی (حک : ٨١٧ـ٨٣٢) آمده است و در فتوح الحبشة (٩٤٧ـ٩٥٧) بکرّات دیده می شود.
محل اصلی شهر بربرا بندرعباس نام داشت که اینک گورستانی در مشرق شهر فعلی است ، در میان مقبره های آن ، مقبرة سه سیّد به چشم می خورد که همزمان با اقدام دیگرِ مُبلّغان دینی عرب به ساختن زَیْلَع * و مَقْدیشو (مگادیشو) * ، این شهر را بنا کرده اند. بنابه روایت ، شهر بربرا با دو شهر عَمود و اَوبَرّه ، که در جانب غرب قرار دارند، همعصر بوده است . شهر جزئی از دولت اسلامی اَدَل * ، که گاه مقرّ آن زیلع بود، به شمار می رفت . این دولت که در قرن سوم ـ چهارم تأسیس شده بود، در قرن هشتم به اوج رونق رسید و در قرن دهم ، پس از فتح حبشه به دست امام احمد ابراهیم الغازی (حک : ٩١٢ـ٩٥٠) بسرعت رو به افول نهاد. هنگامی که سپاهیان حبشی ، به یاری پرتغالیها، به تسخیر مجدد سرزمینهای از دست رفته مشغول بودند، سَلْدَنْهَه در ٩٢٤/١٥١٨ شهر را غارت کرد. در قرن یازدهم ، بربرا همراه زیلع از مستملکات شریفان مُخا * گردید. نخستین عهدنامه میان انگلستان و سومالی در ١٢٤٣/١٨٢٧، یعنی دو سال پس از چپاول مِری آن ، در ساحل بربرا امضا شد. در ١٢٥٦/١٨٤٠، بریتانیا با علی شَرْمَرْکه (سومالی هَبَر یونس )، حاکم زیلع ، به منظور تأمین حق پهلو گرفتن ناوهای شرکت هند شرقی قراردادی بست . در ١٢٧١/١٨٥٥، زمانی که به برتون حمله شد، علی شرمر که ، عامل انگلیسیها، در بربرا بود. سیّاحان قرن سیزدهم / نوزدهم ، بربرا را تعدادی کلبة محقر وصف کرده اند که عدة ساکنان آن ، در ماههای گرم سال ، از ٠٠٠ ، ٨ تن تجاوز نمی کرد. با اینهمه ، از ماه مهر تا اسفند، که فصل بارانهای شرقی ـ شمالی بود، بندر به روی کشتیهایی که از عربستان و خلیج فارس و هند می آمدند باز می شد تا خرما و پارچه و برنج و فلزآلات وارد، و برده و چارپا و روغن و پوست صادر کنند. در این مواقع ، گاهی جمعیت شهر به ٠٠٠ ، ٤٠ تن می رسید.
در ١٢٩٢/١٨٧٥، مصریان بربرا را اشغال کردند و نه سال بعد، هنگام قیام پیروان مهدی * سودانی که بریتانیاییها بر شهرهای زیلع و بربرا مسلط شدند، از آنجا عقب نشستند. سپس عهدنامه هایی با طایفه های گَدَبورْسی (١٣٠١/١٨٨٤) و هَبَراَوَل (١٣٠١/١٨٨٤ و١٣٠٣/١٨٨٦) به امضا رسید. در ١٣١٩/١٩٠١، شیخ محمد عبدالله حَسّان * ، از طریقة صالحیه ، برای مبارزه با استعمار جهاد کرد. انگلیسیها در ١٣٢٦/١٩٠٨ ادارة امور داخلی آن را رها کردند، اما حدود ١٣٣٠/١٩١٢ دوباره آن را رفته رفته به دست گرفتند.
در زمان برتون ، بربرا تحت تسلط طایفة هبر اول ، عَیّال احمد، بود که تا ١٣٣٠/١٩١٢، معادل ٠٠٠ ، ١٠ روپیه در سال ، کمک مالی دریافت می کرد.
امروز شهر بربرا، مرکز ایالت بربراست و بیش از ٠٠٠ ، ٣٠ تن جمعیت دارد، که بیشتر آنان از طایفة هبراول عیسه موسه اند. این شهر مرکز حزب ملی «انجمن جوانان سومالی »، و نیز مرکز طریقة قادریه * است و «مقام » سید عبدالقادر گیلانی در آن قرار دارد.
در ١٣٣٢/١٩٥٣، در آن یک «شورای » حکومتی محلی تشکیل شد و بندر بربرا اکنون بسرعت روبه توسعه است .
منابع :
(١) ابن بطوطه ، تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار المعروفة برحلة ابن بطوطه ، چاپ دفرمری و سانگینتی ، پاریس ١٨٥٣ـ١٨٥٨، ج ٢، ص ١٨٠؛
(٢) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(٣) محمدبن ابی طالب دمشقی ، کتاب نخبة الدهر فی عجائب البروالبحر ، چاپ مرن ، سن پطرزبورگ ١٨٦٥، ص ١٦٢؛
(٤) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل ، پاریس ١٨٦١ـ١٨٧٧، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٣؛
(٥) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ١، ص ١٠٠، ج ٢، ص ٩٦٦ به بعد؛
(٦) R.Burton, First footsteps in East Africa , London ١٨٥٦, ٤٠٧-٤٤٠;
(٧) A.T.Curle, ûThe ruined towns of Somalilandý, Antiquity ,١١ (Sept. ١٩٣٧), ٣١٥-٣٢٧;
(٨) R. E. Drake- Brockelmann, British Somaliland , London ١٩١٢, ٣١-٣٩;
(٩) G. Ferrand, Les ´ omalis , Paris ١٩٠٣, ١٠٩-١١٢;
١٠- Shiha ¦ b al-D ¦ â n, Futu ¦ h ¤ al-H ¤ abash ¢ a, ed. and tr. R. Basset, ١٨٩٧;
J.S.Trimingham, Islam in Ethiopia , Oxford ١٩٥٢, passim . ) / د. اسلام / لویس (