دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٨٥
برائت ، سوره ، نهمین سورة قرآن ، با ١٢٩ آیة کوفی و ١٣٠ آیة حجازی و بصری . این سوره مدنی است و به نامهای گوناگون خوانده شده است ، از جمله : برائت ، چون با این کلمه شروع شده است (آیة ١)؛ توبه ، به علت تکرار مشتقّات این واژه در سوره (آیات ١٥، ٧٤، ١١٧، ١١٨)؛ عذاب ، چون خواری مشرکان و منافقان در آن بیان شده ، و حتی از حُذَیْفه نقل شده که این سورة عذاب است نه توبه ؛ فاضِحَه ، به معنی رسوا کنندة کفار و مشرکان و منافقان (آیات ٥، ١٣، ٦٤). به گفتة ابن عباس ، سوره به حدّی رسواکننده بود و آیاتِ «و منهم و منهم » با مشخصات طایفه ها و گروهها چنان پیاپی نازل می شد که گمان می رفت کسی را باقی نگذارد، و به همین دلیل ، سبب رسوایی منافقان شد. نامهای دیگری چون مُقَشْقَشَه ، مُبَعْثِرَه ، مُدَمْدِمَه ، مُنَّقِزَه ، مُعَبِّرِه ، مُشَرّدَه ، مُثیِرَه ، مُخْزِیه ، مُنَکِّلَه ، ح'افِرَه ، بَحُوث (طبرسی ، ج ٣، ص ١؛ خازن ، ج ٣، ص ٧٧؛ سیوطی ، ج ٣، ص ٢٠٨؛ فخررازی ، ج ١٥، ص ٢١٥؛ طوسی ، ج ٥، ص ١٦٧؛ ابن عربی ، ج ٢، ص ٨٧٩؛ آلوسی ، ج ١٠، ص ٤٠؛ نظام نیشابوری ، ج ١٠، ص ٣٤؛ بیضاوی ، ج ٣، ص ٥٨) نیز به این سوره اطلاق شده است .
برائت آخرین سوره ای است که در سال نهم هجری ، یک سال پس از فتح مکه ، نازل شده است . در شأن نزول آن آمده است که مشرکان پس از فتح ، با رسول اللّه صلح کردند و پیمان بستند که با دشمنان همکاری نکنند، مانع حج مسلمانان نشوند، و تعهدات دیگر، اما بعضی از آنان ، خیانت و عهدشکنی کردند، ازینرو سورة برائت نازل شد و بیزاری خدا و رسولش را از مشرکان پیمان شکن بیان کرد (طوسی ، ج ٥، ص ١٧٠؛ جَصّاص ، ج ٣، ص ٧٧ـ٧٨؛ نظام نیشابوری ، ج ١٠، ص ٣٦؛ طبری ، ج ٦، جزء ١٠، ص ٤٢(
در ابتدای این سوره ، برخلاف دیگر سوره ها، «بسم اللّه الرحمن الرحیم » نیامده و در سبب آن دو وجه گفته شده است :
١) در حدیثی از حضرت علی علیه السّلام نقل شده که «بسم اللّه » متضمّن امان و رحمت است ولی برائت برای اعلان جنگ و لغو پیمانها نازل شده ، ازینرو این سوره بدون بسمله است (بیضاوی ، ج ٣، ص ٥٨؛ خازن ، ج ٣، ص ٧٨؛ نظام نیشابوری ، ج ١٠، ص ٣٥؛ خوئی ، ص ٤٦٠(
٢) بنابر روایتی ، عثمان در پاسخ ابن عباس ، که از سبب «بسم اللّه » نداشتن این سوره پرسیده بود، گفت که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم همیشه محل آیات نازل شده را، و اینکه در چه سوره ای باید قرار گیرند، معیّن می کردند، ولی جای آیات برائت را، که آخرین آیاتی بود که بر ایشان فرود آمد، بیان نفرمودند. ازینرو من با توجه به شباهت مضمون آنها با محتوای سورة انفال گمان کردم که جزو انفال است و آن را مقارن با انفال قرار دادم (رجوع کنید به منابع مذکور در مقاله ، از جمله : بیضاوی ، ج ٣، ص ٥٨ـ٥٩؛
خازن ، ج ٣، ص ٧٧). به عقیدة برخی مفسّران (خازن ، ج ٣، ص ٧٨؛
نظام نیشابوری ، ج ١٠، ص ٣٥) اختلاف اصحاب دربارة این که آیا «انفال » و «برائت » یک سوره اند یا دو سوره سبب شد تا از یک سو بین آن دو فاصله گذارند و آنها را یک سوره ننامند، و از سوی دیگر «برائت » را بدون بسم اللّه آورند تا احتمال وحدت آن با سورة انفال منتفی نشود (نیز رجوع کنید به بسمله * ).
این سوره حامل پیامهای مهم و مبیّن قسمتی از روشهای حکومتی و برنامة سیاست خارجی دولت اسلامی است ، که بنا بر آیة سوم ، بایستی در روز حج اکبر (رجوع کنید به حج * ) برای کسانی که به حج می آمدند، از مسلمان و مشرک ، خوانده می شد تا خبر آن به همة مردم برسد، ازینرو پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم پس از نزول آیات اولیه ، سوره را به ابوبکر داد و او را سرپرست حج (امیرالحاجّ) کرد تا با جمعی به مکّه رود و آن را برای مردم بخواند، اما با نزول جبرئیل و رساندن این دستور که جز تو یا مردی از تبار تو کس دیگری نباید این ابلاغ را برساند (لا'یُؤَدِیُّ عَنکَ إلا'ّ أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْکَ؛
آلوسی ، ج ١٠، ص ٤٤ـ٤٥؛
نظام نیشابوری ، ج ١٠، ص ٣٦؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ١٩٠ـ١٩١) رسول اللّه ، علی علیه السّلام را به این مقام برگزید و او را بر استر مخصوص خود (غَضْب'اء) سوار و به سوی مکه رهسپار کرد و فرمود که سوره را از ابوبکر بگیرد و به نمایندگی شخص پیامبر آن را در روز حج اکبر (روز عید قربان ) برای مردم بخواند. مفسران و مورخان دربارة این ماجرا اتفاق نظر دارند (دربارة معنای این جمله و مقصود از «رجلٌ منک » رجوع کنید به تفاسیر از جمله : زمخشری ، قرطبی ، آلوسی ، و طباطبائی ذیل آیه ٦١ آل عمران ؛
و نیز رجوع کنید به مباهله ، آیه * ) و حضرت علی علیه السّلام در ذُوالحُلَیفَه * یا جُجْفَه یا رَوْح'أ، به اختلاف روایات ، سوره را از ابوبکر گرفت و به سوی مکّه رفت .
ابوبکر، نگران از این ماجرا، به مدینه بازگشت و از رسول اللّه سبب عزل را پرسید، ایشان نیز دستور الهی را برای او بازگفتند. به گفتة برخی ، ابوبکر همچنان امیرحاج ماند و فقط مأموریت خواندن سورة برائت به حضرت علی علیه السّلام واگذار شد. آن حضرت در دهم ذیحجة سال نهم هجری ، که روز حج اکبر نام گرفته ، آیاتی از ابتدای سوره برائت را در صحرای مَنی '، با صدای بلند، برای مردم خواند. در تعداد آیات خوانده شده ، اقوال مختلف است و تعداد آن را ٩، ١٠، ١٣، ٣٠، ٣٢ و ٤٠ گفته اند (سیوطی ، ج ٣، ص ٢٠٩ـ٢١٠؛
فخررازی ، ج ١٥، ص ٢١٨ـ ٢١٩؛
طبری ، ج ٦، جزء ١٠، ص ٤٦ـ٤٧؛
آلوسی ، ج ١٠، ص ٤٤ـ٤٥؛
طبرسی ، ج ٣، ص ٣؛
ابن ابی الحدید، ج ١٧، ص ١٩٥ـ ٢٠١؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ١٨٨ـ١٩٠؛
مجلسی ، ج ٣٥، ص ٢٨٤ـ ٣٠٩؛
طباطبائی ، ج ٩، ص ١٦٢؛
بیضاوی ،ج ٣،ص ٥٩). به اتفاق مفسران و مورخان ، علی علیه السّلام با خواندن آیات از جانب پیامبر اکرم ، چهار پیام مهم را نیز بیان کرد:
١) بیزاری خداوند و پیامبرش از مشرکان پیمان شکن ؛
٢) تعیین مهلت چهار ماهه برای مشرکانی که با رسول اللّه پیمان نبسته یا عهد را شکسته بودند، اما کسانی که پیمان خود را نشکسته بودند تا پایان مدّت پیمان ، بر پیمان خود باشند؛
و اعلان جنگ به مشرکان ، پس از مهلت مقرر، اگر به حق نگروند، در هر جا که یافت شوند؛
٣) ممنوعیت شرکت مشرکان در اجتماع مسمانان در حج پس از آن سال ؛
٤) ممنوعیت طواف با بدن برهنه و اعلان بطلان آداب و رسوم دورة جاهلی در طواف (سیوطی ، ج ٣، ص ٢٠٩ـ٢١٠؛
فخررازی ، ج ١٥، ص ٢٢٢؛
آلوسی ، ج ١٠، ص ٤٤؛
طوسی ، ج ٥، ص ١٧٠؛
طبرسی ، ج ٣، ص ٣ـ٤؛
مجلسی ، ج ٢١، ص ٢٧٤، ج ٣٥، ص ٢٩٦؛
نیز رجوع کنید به حج * ).
دربارة ابتدا و انتهای مهلت چهارماهه ، قول اکثر و اشهر آن است که شروع آن ، دهم ذیحجة سال نهم هجری و پایان آن دهم ربیع الا´خر سال دهم هجری بوده است ، در مقابل قول دوم که ، با توجه به نزول سوره در شوال ، ابتدای مهلت را شوال و انتهای آن را پایان محرم دانسته اند (سیوطی ، ج ٣، ص ٢٠٩ـ٢١١؛
آلوسی ، ج ١٠، ص ٤٣؛
طوسی ، ج ٥، ص ١٦٩ـ١٧٣؛
فخررازی ، ج ١٥، ص ٢٢٠؛
طبری ، ج ٦، جزء ١٠، ص ٤٢ـ٤٣؛
ابن عربی ، ج ٢، ص ٨٨٣؛
مجلسی ، ج ٢١، ص ٢٧٢ـ٢٧٤؛
بیضاوی ، ج ٣، ص ٥٩).
به طور خلاصه ، سورة برائت شامل این مطالب است : الف )بیان برائت و بیزاری خدا و پیامبرش از مشرکان (برائت از مشرکین رجوع کنید به حج * )، و تعیین مهلت چهارماهه برای آنان در حج اکبر، و اعلام جهاد پس از سپری شدن مهلت ، منع از ورود آنان به مکّه و طواف خانة خدا و سرپرستی آنجا، و اینکه مسلمانان باید در کمین آنان باشند؛
ب ) بیان اوصاف مشرکان ، مانند بازدارند گی از راه حق و دین ، عهدشکنی ، تلاش در اخراج پیامبر و مسلمانان از مکّه ، کوشش در خاموش کردن نور خدا (اسلام )، خبث باطنی ، و انکار روز جزا؛
ج ) انتقاد از یهود و نصاری که عُزَیر و مسیح را فرزند خدا می دانند و حتی بزرگان دینیشان (أحبار و رهبان ) را که باز دارندة راه خدای اند، به اربابی گرفتند، همچنانکه نصاری نیز دربارة مسیح علیه السلام به ربوبیّت قایل شدند؛
د) انتقاد از کسانی که جای ماههای حرام را تغییر می دادند (رجوع کنید به نَسی ء * )؛
ه ) بیان بعضی از صفات مؤمنان ، همچون اقامة نماز، پرداخت زکات ، آبادسازی مساجد، دل بریدن از دنیا، هجرت در راه خدا، جهاد با مال و جان در راه دین ، امر به معروف و نهی از منکر. همچنین بشارت دادن آنان به بهشت و ترغیب ایشان به جهاد و یاری پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ؛
و) اشاره به نصرت الهی و آرامشی که خداوند در قلب مؤمنان در جنگ حنین و مواطن دیگر ایجاد کرد، که این امر با نزول فرشتگان همراه بود؛
ز) اعلام حرمت جنگ در ماههای حرام مگر اینکه شروع کننده دیگری باشد؛
ح ) دعوت به یاری دین خدا و رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و بیان اینکه اگر او را یاری نکنند، قومی دیگر را برای یاری پیامبرش جایگزین آنان خواهد کرد، همچنانکه در آغاز هجرت به او مدد رساند و در غار ثور آرامش خود را بر او نازل کرد؛
ط ) بیان ضرورت هجرت گروهی از مؤمنان هر قوم به منظور تفقّه در دین (آیة ١٢٢ همین سوره که آیة نَفْر نام دارد)؛
ی ) شناساندن صفات و رفتارهای منافقان ، از قبیل بهانه جویی به منظور شرکت نکردن در جنگ همراه رسول اللّه و مؤمنان و تصریح بر دروغگویی آنان ، توطئه بنای مسجد ضرار * به قصد ایجاد تفرقه میان مسلمانان ، نهی رسول اکرم صلّی اللّه وعلیه وآل وسلّم از خواندن نماز در مسجد آنان و امر به انهدام آن ، تهدید به افشاگری دربارة آنان اگر آرام نگیرند، و از همه بالاتر، اعلام اینکه درخواست عفو و بخشش برای آنان بیفایده است ، گر چه از شخص رسول اللّه باشد؛
ک ) بیان چند حکم و قاعدة فقهی مانند مصارف هشتگانة زکات و قاعدة حَرَج ؛
ل ) تشویق به توبه و بیان اینکه خدا توبه پذیر است و اشاره به کسانی که امر آنان به آینده موکول می شود (مُرْجَوْنَ لِاَمْرِاللّه ، آیة ١٠٦).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی ، بیروت ( بی .تا. ) ؛
(٣) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧؛
(٤) ابن عربی ، احکام القرآن ، چاپ علی محمد بجاوی ، حلب ١٣٧٦ـ١٣٧٨/١٩٥٧ـ١٩٥٩؛
(٥) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) عبدالله بن عمر بیضاوی ، انوار التنزیل و اسرار التأویل ، مصر ١٣٣٠، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) احمدبن علی جَصّاص ، کتاب احکام القرآن ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٨) علی بن محمد خازن ، لباب التأویل فی معانی التنزیل ، در مجمع التفاسیر ، استانبول ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٩) ابوالقاسم خوئی ، البیان فی تفسیر القرآن ، قم ١٣٩٤؛
(١٠) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١١) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی ، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(١٢) محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(١٣) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ١٣٣٣ـ١٣٥٦/ ١٩١٤ـ١٩٣٧؛
(١٤) محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/ ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(١٥) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٦) محمد بن عمر فخر رازی ، التفسیر الکبیر ، قاهره ( بی تا. ) چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٨) محمد باقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٩) حسن بن محمد نظام نیشابوری ، غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، در جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/١٩٨٠ـ١٩٨٣.
/ عباس بحرانی /