دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٤٤
بَرابْرَه (محَّرف بَرابِره ، جمعِ بَربَری )، مسلمانانی که به زبان نوبه ای سخن می گویند و در سواحل نیل ، میان اولین و سومین آبشار، زندگی می کنند. این لفظ ، افراد قبایل کُنوز، سُکّوت و مَحَس را دربر می گیرد. این قبایل خود را به این نام نمی خوانند و آن ، بنابه گفتة لین (ج ١، ص ١٧٧، ستون ٣)، استعمال متأخر و جدیدِلفظی است که مؤلفان قدیمتر بر بربرهای مغرب اطلاق می کرده اند. دَنْقَلیها * که در بالای آبشار سوم زندگی می کنند، از لحاظ زبان و ساختمان بدنی به کنوز نزدیک اند، اما خود را جزئی از برابره به حساب نمی آورند. سرزمینی که اکنون برابره در آن ساکن اند بخش شمالی مَقُرّه ( یاقوت حموی (ج ٤، ص ٦٠٥: مُقُرّی ) ) ، پادشاهیِ نوبه ایِ مسیحی نشین را تشکیل می داد که در ٣١ با عبدالله بن سعد پیمانی منعقد ساخت . استقرار اعراب در آن نواحی ، با مهاجرت قبیلة ربیعه به سرزمین آسوان (٢٥٦) آغاز شد. گویا بعد از شکست اَبِورَقْوه (٣٩٦)، حاکم ، خلیفة فاطمی (٣٨٦ـ٤١١)، عنوان «کنزالدّوله » را به شیخ قبیلة ربیعه در آسوان عطا کرد (مَقریزی ، ص ٤٣٤ـ٤٣٥، ٤٧٥). به همین سبب است که برابرة آن حدود، که نتیجة وصلت نوبه ایها و اعراب اند، به بنی کَنْز یا کنوز معروف اند. در قرن هشتم ، پادشاهی مقری ، زیر فشار اعراب متلاشی شد. وصلتهایی میان دو قوم صورت گرفت و اسلام جانشین مسیحیّت گردید. پس از فتح مصر به دست سلطان سلیم اول (حک : ٩١٨ـ٩٢٦)، تعدادی از پادگانهای دستجات نظامی بُسنوی (که در محل ، غُزّ نامیده می شدند) در آسوان ، اِبریم و سای مستقر شدند، در حالی که ادارة سرزمین برابره در دست مقامی به نام «کاشف » بود. غزها با وجود پیوندهای زناشویی و قبول زبان نوبه ای ، تا قرن سیزدهم به صورت گروه متمایزی باقی ماندند. در قرن دوازدهم ، برابرة شمالی زیر سیطرة حُمام ابویوسف ، شیخ مقتدر هُوّاره ، به سر می بردند. پیش از اشغال سودان به دست محمّدعلی پاشا، منصب کاشفی (کاشفْلیک ) مشترکاً از آنِ سه برادر بود که دَرّ را مرکز فرماندهی خود قرار داده بودند. محدوده های غُزنشینِ آسوان ، ابریم و سای به دست «آغا»های آنها اداره می شدند. محمد عثمان میرغَنی ، موسس فرقة ختمیه ، چند سالی قبل از فتح سودان به دست محمدعلی ، از آسوان به دُنقُلا رفت و عده ای طرفدار گرد خود جمع کرد. فقر سرزمین برابره خود انگیزه ای برای مهاجرت از این نواحی بوده است . در قرن دهم ، مهاجران محسی که به پارسایی شهرت داشتند، در کرانة نیل آبی ، جمعیت هایی تشکیل دادند و مدارسی هم برای تعلیم قرآن تأسیس کردند. از قرن دوازدهم ، سیّاحان از حضور خدمتگزاران بربری در قاهره خبر می دهند.
منابع :
(١) ( یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣ ) ؛
(وضعیت برابره در اوائل قرن نوزدهم بتفصیل در این اثر آمده است )
J. L. Burckhardt, Travels in Nubia , London ١٨١٩
(٢) E. W. Lane, An Arabic-English lexicon , London ١٨٦٣-١٨٩٣, repr. NewYork ١٩٥٥-١٩٥٦;
(٣) H.A. MacMichael, A history of the Arabs in the Sudan, Cambridge ١٩٢٢, I, ١٢-٣٤, ١٥٥-١٩٠ and index;
(٤) Mak ¤ r ¦ â z ¦ â , al-Baya ¦ n a V Ý l-I ـ ra ¦ b ـ amma ¦ bi-ard ¤ Mis ¤ r min al-A ـ ra ¦ b, ed. and tr. F.Wدstenfeld, El-Macrizi's Abhandlung دber die in Aegypten engewanderten arabischen Stجmme , in Gخttinger Studien, â â , v â â , Gخttingen ١٨٤٧;
(٥) J.S. Trimingham, Islam in the Sudan , london ١٩٤٩.
) / د. اسلام / پ . هولت (