دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٣٨
بِرّ ، واژه ای قرآنی و حدیثی . در اصل ، مصدر و اسم مصدر از ریشة «ب رر» و به معانیِ مختلف از جمله کار خیر و صلاح ، احسان و نیکی ، صدق ، پیوند، صلة رحم ، طاعت ، عبادت ، حجّ، تقرّب ، تقوا، لطف ، ترحّم آمده و متضمن مفهوم گستردگی است (رجوع کنید به فراهیدی ؛ صاحب بن عبّاد؛ فیروزآبادی ؛ طریحی ؛ فیّومی ؛ ابن فارس ؛ زمخشری ؛ اساس البلاغة ؛ ابن منظور؛ مرتضی زبیدی ؛ راغب اصفهانی ، ذیل واژه ). «کار خیر و صلاح »، «احسان و نیکی » و «صدق » از معانی اساسی و مهم این واژه هستند (ابن فارس بر اصلی بودن معنای اخیر اصرار دارد) که معانی دیگر را به آنها بر گردانده اند. در برخی مشتقّات بِرّ (مانند بَرّة ، بَرْبَرة ، اِبرار) مفاهیمی چون قهر و غلبه ، کثرت و ظهور، وجود دارد؛ همچنانکه بَرّانیّ را (در حدیث معروف : مَنْ اَصْلَحَ جَوّانِیَّهُ اصلح اللّ'هُ بَرانِیَّهُ) به معنای ظاهر دانسته اند (رجوع کنید به ابن فارس ؛ ابن اثیر؛ مرتضی زبیدی ؛ ابن منظور؛ صاحب بن عبّاد، ذیل واژه ).
از نظر علمای لغت (رجوع کنید به ابن منظور؛ مرتضی زبیدی ، ذیل واژه ) تعریف و تفسیر برّ به «خیر» جامعترین تفسیر است ، امّا بِرّ دقیقاً مترادف خیر نیست ؛ زیرا بِرّ آن خیری است که با قصدِ انسان به دیگری برسد ولی در «خیر» وجود قصد برای خَیِّر شرط نیست (رجوع کنید به عسکری ، ص ٩٥؛ طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦، ذیل بقره : ٤٤؛ آلِعمران : ٩٢). کتب لغت به تفاوت برّ با معانیِ دیگر آن از جمله «صله »، «صدقه » و جز اینها اشاره کرده اند (رجوع کنید به عسکری ، ص ٩٥ـ٩٦، ٣١٢، ٤٢٥).
بِرّ و مشتقّات آن بارها در قرآن کریم آمده است (رجوع کنید به بَرّ * ؛ عبدالباقی ، ذیل واژه ). مفهوم قرآنی بِرّ و به تعبیر دقیقتر اَبرار در آیة ١٧٧ بقره بتفصیل بیان شده است . به گفتة طباطبائی (ذیل آیه ) اوصاف ابرار در این آیه در بر دارندة تمامی مراتب سه گانة اعتقاد، عمل و اخلاق است ؛ و علاوه بر این در سوره های دیگر قرآن (از جمله : انسان : ٥ ـ١٢) (مطففین : ١٨ـ٢٢) فرجام نیک «ابرار» بیان شده است . همچنین نقل شده است که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در پاسخ به سؤالی دربارة مفهوم این واژه ، آیة ١٧٧ بقره را تلاوت فرمودند (رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛ مرتضی زبیدی به نقل از « بصائر » فیروزآبادی ، ذیل واژه ). بر این اساس ، می توان مفهومِ اصلیِ قرآنیِ بِرّ را منطبق بر معنای عام و رایج لغویِ آن یعنی «توسّع در کار خیر» دانست ؛ مفسّران نیز در بیشتر آیات راجع به بِرّ، آن را اینگونه معنی کرده اند؛ از جمله ذیل آیاتِ بقره : ٤٤، ١٧٧، ١٨٩؛ مائدة : ٢؛ مجادله : ٩ (رجوع کنید به طریحی ، همانجا؛ طباطبائی ؛ زمخشری ، کشّاف ؛ طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦؛ همو، ١٣٧٩، ذیل آیات مذکور). بعلاوه ، برخی مفسّران در حالی که در بعضی موارد ـ با توجّه به شأن نزول آیات ـ مراد از بّر را مصادیقی خاصّ از «خیر» یا دیگر معانیِ بّر ذکر کرده اند (از جمله در آیة ٤٤ بقره که معنای برّ را ایمان به پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، پیروی از تورات ، طاعت الهی ، احسان ، صدقه دادن گفته اند و در آیة ٢ مائده که مراد از برّ را عفو و بخشش دانسته اند)، حمل این واژه را بر مفهوم عام و اصلی خود ترجیح داده اند (رجوع کنید به زمخشری ، کشّاف ؛ طبرسی ؛ ١٣٧٩؛ آلوسی ، ذیل آیات مذکور).
برای بِرّ معانیِ قرآنیِ دیگری نیز بیان شده است ، از جمله : طاعت ، صدق و ثواب . راغب اصفهانی (همانجا) ـ که معنای اصلیِ برّ را توسّع در کار خیر می داند ـ هر گاه بِرّ به خداوند منسوب شود، آن را به معنای «ثواب » و هر گاه به بنده نسبت داده شود، به معنای «طاعت » شمرده که بنا به آیة ١٧٧ بقره شامل اعتقاد و اعمال فریضه و نافله است . مفسّران نیز در برخی آیات مفهوم طاعت را برای بِرّ (که برخی منابع لغت ، آن را معنای مجازی بِرّ می دانند رجوع کنید به زمخشری ، اساس البلاغة ؛
مرتضی زبیدی ، همانجا) ذکر کرده اند، از جمله در تفسیر مائده : ٢؛
بقره : ٤٤؛
آل عمران : ٩٢ و مجادله : ٩ (رجوع کنید به طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦؛
آلوسی ، ذیل آیات مذکور؛
ابن منظور؛
مرتضی زبیدی ، ذیل واژه ). همچنین معنای «صدق » را برای بِرّ در آیة ٢٢٤ بقره (طُرَیحی ، همانجا)، معنای ثواب یا بهشت (= برِّ الهی ) را در آیة ٩٢ آل عمران (رجوع کنید به طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦؛
همو، ١٣٧٩؛
زمخشری ، کشّاف ؛
آلوسی ، ذیل آیه ؛
طریحی ، همانجا)، معنای صلة رحم یا پیوند را در آیة ٨ ممتحنه (طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦، ذیل آیه ؛
مرتضی زبیدی ، همانجا) و معنای تقوا (یا اطاعت و تقوا) را در آیة ٩٢ آل عمران (طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦، ذیل آیه ) قائل شده اند.
از جمله معانیِ اصلیِ بِرّ در قرآن «توسّع در احسان و نیکی » نسبت به پدر و مادر، خویشاوندان نزدیک و تمامی مردم است که در لغت ، ضِدّ «عُقُوق » (بدرفتاری و تباه ساختن حق ) است . مفسران این معنی را در بعضی موارد، از جمله آیات ٨ ممتحنه (راغب اصفهانی ، ابن منظور، ذیل واژه )، ٢ مائده (طباطبائی ، ذیل آیه ) و ٤٤ بقره (آلوسی ، ذیل آیه ) ذکر کرده اند.
بِرّ یا مشتقّات آن چندین بار در قرآن همراه با مادّة «تقوا» آمده و در دو آیه (مائده : ٢؛
مجادله : ٩) «بِرّ و تقوا» در برابر «اثم و عدوان » قرار گرفته است . برخی مفسّران در این آیات برّ و تقوا را دارای مفهومی یکسان می دانند (رجوع کنید به قرطبی ، ذیل مائده : ٢) و از تعابیر بعضی از تفاسیر نیز همین نظر برداشت می شود (از جمله : زمخشری ، کشّاف ؛
طبرسی ، ١٣٧٩، ذیل مائده : ٢). وصف «ابرار» به متقّین در آیة ١٧٧ بقره و نیز این نکته را که بِرّ به معنای تقوا هم به کار می رود، می توان از ادلّه و شواهد این نظر دانست (طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦، ذیل بقره : ١٧٧؛
منابع لغت ، ذیل واژه ). در برابر، گروهی دیگر مفهومی متفاوت برای این دو واژه ارائه داده اند: برخی معتقدند که بِرّ برخلاف تقوا تنها شامل عمل به واجبات نمی شود بلکه مستحبّات را نیز در برمی گیرد (رجوع کنید به قرطبی ، همانجا). بیشتر مفسّران مفهوم برّ و تقوا را در این آیات مکمّل یکدیگر می دانند، بدین ترتیب که مراد از بِرّ اموری مانند عمل صالح ، طاعت ، توسّع در کار خیر و انجام اوامر الهی دانسته اند که بیشتر جنبة ایجابی دارد و مراد از تقوا را دوری از گناهان و هوای نفس و بر حذر بودن از عذاب الهی شمرده اند که بیشتر جنبة سلبی دارد (رجوع کنید به طبرسی ، ١٣٣٣ـ١٣٥٦؛
طباطبائی ؛
آلوسی ؛
قرطبی ، ذیل آیات مذکور). همچنانکه علمای لغت نیز تفاوت میان طاعت (که برخی برّ را در این آیات به معنای آن دانسته اند رجوع کنید به همان منابع ) و تقوا را همین نکته بیان کرده اند (رجوع کنید به عسکری ، ص ١٣٧). طباطبائی برّ را در آیة ٩ مجادله به معنای توسّع در کار نیک و آن را در برابر «عدوان » (ظلم و تعدّی به حقوق مردم یا تجاوز از حدود الهی ) و تقوا را متضاد با اثم (ارتکاب گناه و جرم که به گفتة طبرسی دایره ای وسیعتر از عدوان دارد رجوع کنید به ١٣٣٣ـ١٣٥٦، ذیل مائده :٦٢) شمرده است .
در احادیث نیز بِرّ به معانی یاد شده به کار رفته است (رجوع کنید به مجلسی ، ج ٦٨، ص ٧٣). به گفتة مجلسی (ج ٦٦، ص ١٥٩) برّ در احادیث بیشتر به معنای احسان به والدین ، نزدیکان و برادران ایمانی به کار می رود (از جمله : «وَ مِنْ ص'الِحِ الاْ َعْم'الِ البِّرُ بِالاِخْو'انً، همان ، ج ٧١، ص ٣١٢، ٣٩٤) نیز به روایتی (ترمذی ، ج ٤، ص ٥٩٧؛
ابن حنبل ، ج ٤، ص ١٨٢؛
مسلم بن حجاج ، ج ١٦، ص ٣٤٧)، پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم بِرّ را به «حُسن خلق » (که نَووی آن را جامع تمامی معانی بِرّ می داند رجوع کنید به مسلم بن حجاج ، شرح ، ج ١٦، ص ٣٤٦) معنا کرده اند. بِرّ در احادیث از ویژگیها و اخلاقِ انبیا (مجلسی ، ج ٧٥، ص ٢٤٥، ٢٦٠)، از گنجهای بهشت (همان ، ج ٦٨، ص ٩٥)، موجب افزایش طول عمر و ازدیاد روزی (همان ، ج ٩٠، ص ٢٩٦، ج ٧١، ص ٨١) و از پایه های ایمان (همان ، ج ٦٦، ص ١٥٩) دانسته شده است ؛
بویژه بر برِّ و نیکی به پدر و مادر، فرزندان و مؤمنان تأکید شده است (رجوع کنید به همان ، ج ٧١، ص ٢٢ـ٨٦).
در احادیث ، گاه برِّ به معنایی وسیعتر از احسان یعنی «مطلق نیکوکاری و کار نیک » به کار رفته بگونه ای که به تصریح احادیث ـ علاوه بر برِّ به والدین و مؤمنان ـ شامل صفات پسندیدة دیگری مانند سخاوت ، صبر بر آزار، نیکو سخن گفتن و جز اینها می شود (رجوع کنید به همان ، ج ٦٨، ص ٨٩، ٣١١، ٣٥٤). بعلاوه ، برّ به معانی دیگر از جمله طاعت و عبادت و صدق نیز آمده است (رجوع کنید به ابن منظور، مرتضی زبیدی ، ذیل واژه ).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ، چاپ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی ، قاهره ١٣٨٣ـ ١٣٨٥/ ١٩٦٣ـ ١٩٦٥؛
(٤) ابن حنبل ، مسند الامام احمدبن حنبل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٦) ابن منظور، لسان العرب ، چاپ علی سیری ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧) محمدبن عیسی ترمذی ، الجامع الصحیح ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سید کیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) محمودبن عمر زمخشری ، اساس البلاغة ، مصر ١٩٧٢ـ ١٩٧٣؛
(١٠) همو، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١١) صاحب بن عبّاد، المحیط فی اللغة ، چاپ محمد حسن آل یاسین ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٢) محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(١٣) فضل بن حسن طبرسی ، جوامع الجامع فی تفسیر القرآن المجید ، تبریز ١٣٧٩؛
(١٤) همو، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ١٣٣٣ـ١٣٥٦/ ١٩١٤ـ١٩٣٧؛
(١٥) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٦) محمد فواد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره ١٣٦٤؛
(١٧) حسن بن عبدالله عسکری ، معجم الفروق اللغویة ، الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءاً من کتاب السید نورالدین الجزائری ، قم ١٤١٢؛
(١٨) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی ، قم ١٤٠٩؛
(١٩) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، القاموس المحیط ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
احمد بن
(٢٠) محمد فیّومی ، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢١) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٢) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٣) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، چاپ عبدالستار احمد فراج ... ( و دیگران ) ، کویت ١٣٨٥/ ١٩٦٥ـ ؛
(٢٤) مسلم بن حجاح ، شرح صحیح مسلم ، للنّوی ، چاپ خلیل میس ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧.
/ رضا هاشمی /