دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٩
باجَسرا ، شهر کوچکی در عراق ، حدود ده فرسخی شمال شرقی بغداد، با فاصلة کمی در جنوب بَعقوبه ، واقع در مغرب رود نهروان . ظاهراً آبادی ابی جسرة امروزی در همان منطقه ، نام خود را از باجسرای قدیم اخذ کرده است . ابی جسرة کنونی دهکده ای است که برطبق سرشماری ١٩٤٧/١٣٢٦ ش ، جمعیتی حدود ٧٦٨ تن داشته و در بخش مِقدادِیه (شهربان ) در شهرستان (لِوا)ی دَیالِة عراق واقع است ( د. اسلام ، ذیل «باجسرا») و مردم آن بیشتر از قبیلة حمیدات (حمید) هستند (عزاوی ، ج ٣، ص ٥١).
نام باجسرا در ذیل وقایع ٦٨ هنگام شورش عبیدالله بن حُر بر ابن زبیر آمده که نزدیک باجسرا با حوشب بن یزید، حاکم مداین ، جنگیده است (ابن اثیر، ج ٤، ص ٢٩٣). در قرن سوم ابن خرداذبه هنگام سخن گفتنِ از نهروان از باجسرا نام می برد (ص ١٧٥). معاصر او ابن رسته آن را با نام باب کسری ' آورده است (ص ٩٠). در ٣٣٤ که احمد معزالدوله به سوی بغداد رفت چون ، سپاه او به باجسرا رسید، خلیفه ، المستکفی بالله ، و کاتبش ، ابن شیرزاد، پنهان شدند (ابن اثیر، ج ٨، ص ٤٤٩). مسعودی در همین زمان می نویسد در باجسرا در دو فرسخی دسکرة الملک (دستگرد)، رودّ تامّرا، نهروان خوانده می شود (ص ٥٣). به نوشتة مقدسی در اواخر قرن چهارم ، باجسرا از توابع بغداد بوده است (ص ١١٤ـ١١٥). در ٤٣٩ هنگام حملة غزان ، سعدی بن ابی الشوک که از حملة غزان متواری بود، در دو فرسنگی باجسرا فرود آمده اما غزان سراپردة او را غارت کرده ، آن ناحیه و آبادی هایش را دستخوش تاخت و تاز قرار دادند (ابن اثیر، ج ٩، ص ٥٣٨). در ٤٨٨ یوسف بن آبق ترکمن ، سردار تتش سلجوقی ، که از سوی او به شحنگی بغداد می رفت ، چون از ورودش به بغداد جلوگیری کردند، در راه خراسان ، باجسرا را غارت کرد (همان ، ج ١٠، ص ٢٤٤). همچنین ابن اثیر هنگام اشاره به رخدادهای ٤٩٦ گفته است : اینال ، برادر طغرل سلجوقی ، باجسرا را ویران کرد (ج ١٠، ص ٣٥٤ـ٣٥٥). سمعانی در قرن ششم از باجسرا، آبادی بزرگی در ده فرسخی بغداد، نزدیک بعقوبه یادکرده است (ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٦). گورگیس عواد به نقل از تاریخ ابن ساعی ، به مرگ مثقال از ملازمین فیروزاجیه دختر مستنجد، خلیفه عباسی در ٥٩٧ اشاره کرده است که ادارة باجسرا به عهدة او بوده است ( د. اسلام ذیل «باجسرا»). یاقوت در نیمة اول قرن هفتم می نویسد باجسرا جایی آباد و پاکیزه و پر جمعیت با درختان خرمای بسیار است که گروهی اهل علم و راوی حدیث از آنجا برخاسته اند (ج ١، ص ٤٥٤). در نیمة دوم قرن هفتم هنگامی که هلاکو قصد تصرف بغداد کرد دوات دار کوچک از سوی خلیفه با لشکری به رویارویی او شتافت و میان بعقوبه و باجسرا، در کنار نهر دیاله ، لشکرگاه ساخت (جوینی ، ج ٣، ص ٢٨٣). حمدالله مستوفی در قرن هشتم هجری دو شهر باجسرا و اَبان را از توابع ولایت راه خراسان نام برده است (ص ٤٣). و در همین زمان به نوشته ابن عبدالحق باجسرا روبه ویرانی گذارده بود (ج ١، ص ١٤٧).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، ١٩٦٧؛
(٣) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسه ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤) ابن عبدالحق ، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنه والبقاع ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٣٧٣ـ١٣٧٤/١٩٥٤ـ١٩٥٥؛
(٥) عطاملک بن محمد جوینی ، کتاب تاریخ جهانگشای ، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، لیدن ١٩١١ـ١٩٣٧؛
(٦) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٧) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالله عمر باوردی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٨) عباس عزاوی ، عشائر العراق ، بغداد ١٣٥٦ـ١٣٧٤/١٩٣٧ـ١٩٥٥، چاپ افست قم ١٣٧٠ ش ؛
(٩) علی بن حسین مسعودی ، کتاب التنبیه و الاءشراف ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧، محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٧ـ١٩٦٧؛
(١٠) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١١) EI , s.v. "Ba ¦ djisra ¦ " (by G. Awad).
/حسین قرچانلو/