دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٥٥
بدرخانی ، خاندان کرد، از اعقاب بدرخان بیک ، از رهبران مبارزات کردهای ترکیة اواخر قرن سیزدهم /نوزده و اوایل سدة چهاردهم /بیستم .
با شکست بدرخان بیک ، جدّ خاندان بدرخانی (رجوع کنید به بدرخان بیک )، مبارزه در راه استقلال کردستان ترکیه توسط این خاندان ادامه یافت ، لیکن اشکال آن با توجه به موقعیت بدرخانیها متفاوت بود. تا زمانیکه بدرخانیها به عنوان امرای (فئودالهای ) منطقه در سرزمینهای کردی حضور داشتند و رهبری روستاییان برعهدة ایشان بود، شیوة مبارزه شان به همان نحو سنتی و نظیر بدرخان بیک انجام می شد (رجوع کنید به بدرخان بیک ) اما از اوایل قرن بیستم که بدرخانیها به اشراف شهری (آریستوکرات ) تبدیل شدند، روش آنها تغییر کرد و ملی گرایی و استقلال طلبی شان ، شکل مبارزة سیاسی ، حزبی و فرهنگی به خود گرفت .
امیر عزالدین شیر (یزدان شیر) برادرزاده و رقیب بدرخان بیک ، پس از آنکه به پاداش خیانت به عموی خود در جنگ با عثمانیها، امارت بوتان (مردوخ روحانی ، ج ٣، ٥٢٥) یا حکاری را از حکومت عثمانی گرفت (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٢)، در فرصت حاصل از جنگ روسیه و عثمانی در ١٢٧٠/١٨٥٣ بر ضد دولت عثمانی سر به شورش برداشت (بلوک و موریس ، ص ٨١) و در پی تأسیس کردستانی آزاد، رهبری عامة کُردِ ناخرسند از عثمانی را برعهده گرفت . وی به همراه ٠٠٠ ، ٢ مرد جنگی بِتْلیس را متصرف شد و حاکم آن را بیرون رانده و بر موصل ، که انبار اسلحه و مهمات عثمانی بود، دست یافت . در پی این فتح ، عازم سِعرت شد که مرکز اداری و نظامی عثمانی بود. یزدان شیر، طی چند ماه ، از وان تا دیار بکر را تصرف کرد و تا پایان سال ١٢٧٢/١٨٥٥ صدهزار مرد جنگی گردآورد (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار ص ٦٣). همچنین نسطوریهای منطقه زیر پرچم او جمع شدند (نیکیتین ، ص ٤١٣). بعلاوه کردهای مناطق جنوب کردستان از او پشتیبانی کردند و بغداد به مخاطره افتاد (بلوک و موریس ، ص ٨١). به این جهت ، سپاه عثمانی عازم دفع او شد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٥). در عین حال ، انگلیس و فرانسه موافق استقلال کردستان نبودند (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٣). در ١٢٧٢/١٨٥٥، نمرود رسام ، کارگزارِ انگلیس ، مأموریت یافت تا یزدان شیر را با وعده به استانبول بکشاند. یزدان شیر به وعده های نمرود اعتماد کرد و به استانبول رفت و در آن شهر دستگیر و زندانی شد (نیکیتین ، ص ٤١٣؛ کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٤؛ لنیان ، ص ٧١؛ برای روایت دیگر رجوع کنید به مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٥). سرانجام یزدان شیر در ١٢٨٤/١٨٦٧، در یانیه ، از شهرهای آلبانی ، درگذشت (همان ). شورش یزدان شیر در میان کردها، او را به قهرمان ملی تبدیل کرد و شعرهایی در فولکلور کردی هست که خاطرة او را زنده نگه داشته است (نیکیتین ، ص ٤١٣).
در کشمکش کردها و دولت عثمانی ، روسیة تزاری همواره سعی داشت تا کردها را به سوی خود جلب کند، و به این ترتیب از شورش آنان به نفع خود بهره برداری کرد (گونتر، ص ١٠٧). به دنبال این سیاست ، پس از آنکه در ١٢٩٤/١٨٧٧ جنگ روس و عثمانی از سر گرفته شد و حکومت عثمانی عدة زیادی از کردها را به رهبری پسران بدرخان ، عثمان پاشا و کنعان پاشا، به جنگ روسیه برد (درّه ، ص ٩٠؛ مردوخ روحانی ، همانجا)، به تشویق افسران روسی ، که در ارز روم مستقر بودند (گونتر، همانجا)، عثمان پاشا و کنعان پاشا فرار کردند و بر جزیره مسلط شدند و تا جَوْلَه مَریک ، ز'اخو، عمادیه و نصیبین پیش رفتند (درّه ، ص ٩٠). سپس اعلام استقلال کردند و عثمان پاشا تاج فرمانروایی برسر نهاد و خطبه به نامش خوانده شد (مردوخ روحانی ، همانجا). دولت عثمانی با چندین بار جنگ و گریز با آنان سرانجام در ١٣٠٧/١٨٨٩ استقلال داخلی کردستان را پذیرفت و دستور داد تا تمام خاندان بدرخانی که زندانی بودند، آزاد شوند. در پی آن ، با عثمان پاشا مکاتبه کرد و از او خواست تا کشتار نیروهای طرفین متوقف شود و او را برای مذاکره به استانبول فراخواند. مأموران حکومتی در استانبول عثمان پاشا و همراهانش را زندانی کردند (همان ، ج ٣، ص ٥٢٥-٥٢٦). در پی دستگیری عثمان پاشا، امین عالی ( علی ) بیک و مدحت بیک بدرخانی ، در همان سال به استانبول رفتند و از امرای کرد دعوت کردند تا برای احقاق حقوق خود در طرابوزان به امین علی بپیوندند. ولی سپاه عثمانی آنان را محاصره کردند و امین علی و برادرش به کوه پناه بردند و پس از چند بار جنگ و گریز در کمینگاه خود غافلگیر و دستگیر شدند (همان ، ج ٣، ص ٥٢٧؛ نیکیتین ، ص ٤١٤). امین علی بعدها در ١٣٢٨ به اتفاق شیخ عبیدالله و عبدالقادر افندی ...حزب «کردستان » را ایجاد کرد (مردوخ روحانی ، همانجا).
با ادامة درگیریهای دولت عثمانی و کردها، سلطان عثمانی در پی جذب کردهای مخالف برآمد. به این جهت ، برخی از افراد خاندان بدرخانی ، از آن میان نجیب محمد پاشا و بحری بیک و مصطفی پاشا، در دربار سلطان عبدالحمید مناصبی یافتند (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٧؛ مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٦).
در اوایل قرن چهاردهم /بیستم ، حضور تعیین کنندة کشورهای انگلیس ، روسیه و فرانسه در منطقه ، و استقرار بدرخانها در استانبول و تبعید برخی از آنان به اروپا، سبب شد تا آنها در ادامة استقلال طلبی شان از حضور کشورهای قدرتمند اروپایی استفاده کنند به طوری که کمال بیک بوتان در ١٣٢٤/١٩١٦ در تفلیس برآن بود تا آرمان ملی کردان را به دوک بزرگ نیکلا، نایب السلطنة قفقاز و سرفرمانده نیروهای روسیه در جبهة ترکان ، بقبولاند (نیکی تین ، ص ٤١٦).
همچنین پایان جنگ جهانی اول و تصرف بخشی از سرزمینهای عثمانی ، در جنوب شرقی آناتولی توسط بریتانیا، سبب شد تا این دولت برای حفظ مناطق نفت خیز موصل و جلوگیری از تصرف آن به وسیلة کمالیستها، به نیروهای کرد مخالف ترکیه توجه کند. کاکس ، کمیسر عالی بریتانیا در عراق ، پیشنهاد کرد که با حمایت بریتانیا از کردها، عثمانیها را می توان تضعیف کرد (اولسون ، ص ٧٢؛ کوچرا، ص ٥٤ـ ٥٥). سرگرد نوئل در ١٣٣٨/١٩١٩ از عراق گزارش داد که خاندان بدرخانی مورد احترام مردم منطقه است و می تواند رهبری امرا و کشاورزان کرد را بر عهده بگیرد (بروئینسن ١٩٢٢، ص ٢٧٦). با شدت یافتن تهدید کمالیستها، دولت بریتانیا در پی آن برآمد تا برای حفظ متصرفات خود، مناطق کردنشین ترکیه از جمله جزیره را تصرف کند (کوچرا، همانجا). بنابراین ، خلیل بیک بدرخانی که از اعضای مهم جامعة کرد بود، با آغاز شورش ـ باشگاه کرد قسطنطنیه ـ انتخاب شد تا به کمک سرگرد نوئل ، عامل وحدت در شورش کردان درسیم ، دیاربکر، وان و بتلیس شود (کوچرا، ص ٥٥). پس از افتادن رواندوز به دست کمالیستها، چرچیل به وزیر مستعمرات بریتانیا دستور داد تا به خلیل بیک نیرو و اسلحه بدهد. او نیز اعلام کرد که هوادار انگلیس است و در این راه با ارمنیها و سرگرد نوئل همکاری خواهد کرد و برای شروع کار ٠٠٠ ، ١٠ لیره از بانک قسطنطنیه پول گرفت (کوچرا، ص ٥٦-٥٧) و بنا شد که به همراه نوئل در بغداد بماند و با بریتانیا ارتباط برقرار کند (اولسون ، ص ٧٥). به این شکل ، شورش کردهای ترکیه آغاز شد و از ١٣٠٠ ش /١٩٢١ تا ١٣٠٢ ش /١٩٢٣ طول کشید. تا آنکه دومین موافقتنامه را کمال آتاتورک با فرانسه امضا کرد و به دنبال آن چرچیل دستور داد از هر اقدامی که مایة دلخوشی کردهاست خودداری شود. شورش کردها که از آبان ١٣٠٠/ نوامبر ١٩٢١ آغاز شده بود در بهمن ١٣٠١/ فوریه ١٩٢٢ به دست جواد پاشا درهم شکست . خلیل بیک که پس از این شکست زندگی خود را در خطر می دید، چندی در بغداد ماند و آنگاه به قسطنطنیه بازگشت (کوچرا، ص ٥٧).
خاندان بدرخانی ، که در تبعید با افکار آزادیخواهانة اروپایی آشنا شده بودند، همزمان با مبارزات سیاسی خود به اشکال دیگر مبارزه (حزبی و فرهنگی ) نیز روآوردند. اما حکّام محلی این اندیشه ها را دین ستیزی می دانستند (کینان ، ص ٧٣).
با انقلاب ترکهای جوان در ١٣٢٦/١٩٠٨ امین علی بدرخان ، شریف پاشا، شیخ عبدالقادر نهری با استفاده از شرایط مساعد، در ١٣٢٨/١٩١٠، جمعیت «تعاون و ترقی کردستان » را بنیاد نهادند (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٧؛ بروئینسن ، ١٩٢٢، ص ٢٧٥) تا به این وسیله از این انقلاب حمایت ، و در عین حال خواستهای استقلال طلبی خود را مطرح کنند. سپس مجله ای ترکی نیز به نام کرد تعاون و ترقی غزته سی منتشر کردند که مورد توجه کردان مهاجر قرار گرفت (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٧٠). این جمعیت سازمان سیاسی نبود، زیرا گروهی از روشنفکران کُرد با اندیشه های نامتجانس بود که خواهان جدایی از ترکیه و تحت تأثیر اندیشه های ناسیونالیسم افراطی بودند. با وجود این ، زمینة مساعدی برای فعالیتهای سیاسی در دوره های بعد فراهم آورد (همانجا، ص ٧٠). این جنبش با آنکه آغاز موفقی داشت ، به دلیل وجود رقابتهای دیرینه بین خاندان بدرخانی و نهری ، تضعیف شد (همان ، ص ٧١).
علاوه براین سازمان ، تا پیش از جنگ جهانی اول ، افسران کرد که از سران پلیس استانبول بودند - مانند کلنل محمدعلی بدرخانی ، خالدبیک ، محمد امین بیک ـ در «جمعیت تعالی کرد » جمع شده بودند (اولسون ، ص ٢٢).
پس از فوت امین علی بیک بدرخانی در ١٢٥٨/١٨٦٨، پسر او امیر ثریا از چهره های فعال سیاسی و حزبی برای استقلال کردستان بود. او در سوریه متولد شد و در پاریس درگذشت (١٣٦٢ ش /١٩٨٣) امیر ثریا از پایان تحصیلاتش در قسطنطنیه در ١٣٢٢/١٩٠٤ به جرم توطئه بر ضد دولت عثمانی به زندان افتاد و سپس تبعید شد. پس از اعلان مشروطیت در ترکیه توسط ترکان جوان امیر ثریا به قسطنطنیه بازگشت و روزنامه کردستان را به زبانهای ترکی و کردی منتشر کرد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٧) که در ١٣٢٧/١٩٠٩ توقیف شد. وی مجدداً به زندان افتاد و سال بعد تبعید شد. در ١٣٣١/١٩١٢ به پایتخت بازگشت و دوباره انجمنی بنا نهاد، اما دستگیر شد و در پی آن به زندان افتاد و پس از رهایی در ١٣٣٢/١٩١٣ از ترکیه گریخت ( د. اسلام ، ذیل «بدرخانی ») و در ١٣٣٣/١٩١٤ با تأسیس «جمیعت گروههای کردی » در قاهره از جنبش کمال آتاتورک حمایت کرد (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٧٧) و نشریه ای کردی در قاهره منتشر کرد. او در عقد معاهدة سور (١٨٣٨-١٨٣٩/١٩١٩-١٩٢٠) که تأسیس دولت کردی در آن قید شده بود نقش مؤثری داشت . ولی با انعقاد قرارداد لوزان در ١٩٢٣ که طبق آن قرارداد سور لغو شد و استقلال کردستان نیز منتفی گردید، او فعالیتهای خود را تجدید کرد ( د.اسلام ، ذیل «بدرخانی ») و پس از ایجاد «اتحادیة ملی کرد» (خویبون ) که هدف آن آزادی و استقلال کردستان ، با مشی مبارزة مسلحانه بود، امیر ثریا نیز به خویبون پیوست . جلالت ( جلادت ) علی بدرخان ، پسر امین علی ، رئیس کمیتة اجرایی آن و کامران و دیگر افراد خاندان بدرخانی اعضای مؤثر آن بودند (کوچرا، ص ١١٥-١١٦). این سازمان در ١٣٠٦ ش /١٩٢٧ در دامنة آرارات ، دیاربکر، موش و خنس تعرضاتی انجام داد (همانجا) و در ١٣٠٩ ش /١٩٣٠ شورش سراسر بتلیس ، وان و بوتان را فراگرفت ، اما سرکوب شد (کینان ، ص ٨٣ و ٨٤) و عدة زیادی از این خاندان به خارج از ترکیه تبعید شدند و امیرثریا نمایندگی خویبون را در پاریس برعهده گرفت . او سازمان دهندة سیاسی در تاریخ کردستان بود (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٨).
افزون براین ، خاندان بدرخانی در اعتلای فرهنگ کردی نیز مؤثر بودند. تا پیش از قرن سیزدهم /نوزدهم ، بیشترین فعالیت فرهنگی کردها اختصاص به یادگیری زبانشان داشت و محدود به شعر و فولکلور بود (ادموندز، ص ١٧) ولی از این پس روشنفکران کرد که عموماً از فرزندان امرای کرد بودند، بخصوص خاندان بدرخانی ، دست به انتشار نشریاتی در نهان یا آشکار زدند. اولین نشریة کردی در ذیحجة ١٣١٥/ آوریل ١٨٩٧ منتشر شد که «کردستان » نام داشت و به زبان ترکی ـ کردی با لهجة کُرمانجی (بوتانی شمالی ) منتشر می شد (ادموندز، ص ١٦ـ١٧). این نشریه را امیر مدحت فرزند امین علی بیک بنیاد نهاد و مطالب آن بیشتر فرهنگی و آموزشی بود (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٩ـ٧٠). پخش و نشر آن غیر عادی بود و در پایتختهای اروپایی منتشر می شد (انتصار، ص ٨٢). بین سالهای ١٣٠٩ـ ١٣١٨/١٨٩٢ـ١٩٠٠ در شهرهای قاهره ، لندن ، کشور یوگسلاوی و شهر فولکستون در شمال انگلستان منتشر شد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٧؛ ادموندز، ص ١٧). پس از انقلاب ترکهای جوان ، مجدداً در استانبول به سردبیری ثریا بدرخان بیک ، نشر یافت و به حمایت از انقلاب آنان پرداخت . پس از ١٣٣٢/١٩١٤ به قاهره منتقل شد. افزون بر امیر مدحت ، برادران او امیر ثریا و امیر عبدالرحمان نیز با این نشریه همکاری می کردند (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ٦٩ـ٧٠؛ نیکیتین ، ص ٤١٤ـ ٤١٥). اما به دلیل اختلاف بین خانوادة بدرخانی و سادات نهری ، در کار این نشریه اختلال ایجاد شد و روزنامه به حالت تعلیق درآمد (نیکیتین ، ص ٤١٥).
از ١٣١١ ش /١٩٣٢ تا ١٣١٤ ش / ١٩٣٥ و از جمله ١٣٢٠ ش /١٩٤١ تا ١٣٢٢ ش ١٩٤٣/، شاهزادگان و بازماندگان بدرخان در دمشق به چاپ نشریات ادبی کرد پرداختند. جلادت (متوفی ١٣٣٠ ش /١٩٥١) یکی دیگر از فرزندان امین علی به کار طبع نشریات کردی پرداخت . او در قسطنطنیه و مونیخ تحصیلات خود را به پایان رسانید و در ١٣٠٦ ش /١٩٢٧ به ریاست کمیتة اجرایی خویبون انتخاب شد. با قیام شیخ سعید به ترکیه بازگشت و پس از شکست این قیام در١٣٠٩ ش /١٩٣٠ به سوریه پناهنده شد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٨). در خلال سالهای ١٩٣٢ـ١٩٣٥ مجلة هاوار (احضار ـ دعوت ) را در سوریه به زبان فرانسوی و کردی منتشر کرد که به تجدید حیات ادبیات عامیانة کردی کمک شایانی کرد. او همچنین الفبای کردی را به حروف لاتین تهیه کرد و کتابچه های تهجّی و قرائت زبان کردی را منتشر ساخت ، دستور زبان معیاری برای زبان کردی تدوین کرد و در طول جنگ دوم مجلة روناهی را انتشار داد (وانلی ، ص ١٤٩) و در واقع او و برادرش کامران با انتشار نشریات هاوار ، روناهی ، روژانو ، استیر در دمشق و بیروت جنبش مهم فرهنگی کرد را به راه انداختند (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ١٧٠).
کامران بدرخانی فرزند امین علی بیک ، شاعر، لغت شناس ، ادیب و مورخ کُرد، از پایه گذاران روزنامه نگاری کُرد بود که به همراه برادرش جلادت در نشریه کردستان همکاری می کرد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٨). نشریة روژنو را به کردی و فرانسوی با خط لاتین چاپ کرد (١٣٢٢ـ١٣٢٥ ش / ١٩٤٣ـ ١٩٤٦؛ وانلی ص ١٥٠) و سپس استیر (١٣٢٢ ش /١٩٤٣) و روناهی (١٣٢٢ـ١٣٢٤ ش / ١٩٤٣ـ١٩٤٥) که نشریات ادبی بودند و در سوریه منتشر و تحت نظر او چاپ می شدند (کرینبروک ، ص ٧٤). همچنین ١٣٢٦ ش /١٩٥٠ در مدرسة شرقی دانشگاه سوربن کردی تدریس می کرد و به همت او رشتة لغت و ادب کردی در آن دانشگاه تأسیس شد (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٥٢٨). امیر کامران لهجه کُرمانجی را با خط لاتین نوشت . فعالیتهای وی در ارتقای ادب کُردی مؤثر بود (کندال ، شریف وانلی ، و نازدار، ص ١٧٠).
خاندان بدرخانی امیدوار بودند که حکومت کُردها را به دست بگیرند، اما تلاشهای آنان در این راه سبب شد تا اندیشه (ناسیونالیسم ) کرد، با ریاست این خاندان در بوتان شکل گیرد (بروئینسن ١٩٨٩، ص ٤٩) و فعالیتهای فرهنگی آنان سبب رشد و اعتلای فرهنگ کردی شد و آن را از شکل ابتدایی به صورت مدون درآورد.
منابع :
(١) سیسیل جی . ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمه ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢) محمود دُرّه ، القضیة الکردیة ، بیروت ١٩٦٦؛
(٣) کندال ، عصمت شریف وانلی ، و مصطفی نازدار، کردها، ترجمه ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٤) کریس کوچرا، جنبش ملی کرد ، ترجمه ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٥) درک کینان ، کردها و کردستان ، ترجمه ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٦) بابامردوخ روحانی ، تاریخ مشاهیر کرد ، ج ٣: اُمراء و خاندانها ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٧) واسیلی نیکیتین ، کرد و کردستان ، ترجمه محمد قاضی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) M.Uon. Bruninessen, Agha, Shaikh and state: the social and political structures of Kurdistan , London ١٩٢٢;
(٩) idem, ûKurdish Societyý, in The Kurds: acontemporary overuiew , ed. Philip G.Kreyenbroek and Stefan Sperl, London ١٩٨٩;
(١٠) John Bulloeh, Harvey Morris, No friends but the mountains: the tragichistory of the Kurds , New york ١٩٩٢;
(١١) Ismet Cheriff Vanly, ûThe Kurds in Syria and Lebanoný, in The Kurds: A contemporary qverview , ed. Philip G.Kryenbroek and Stefen Sperl, London ١٩٨٩;
EI ,
(١٢) s.v. ûBadrkhan ¦ â ¦ ý, (by B.Nikitine);
(١٣) Nader Entessar, Kurdish eth non ationa lism , London ١٩٩٠;
(١٤) Micheal M.Gunter, The Kurds in Turkey: a political dilemma , Boulder ١٩٩٠;
(١٥) Philip G.Kreyenbroak, ûThe Kurdish longuageý, in The Kurds: a contemporary overview , ed. Philip G.Kreyenbroek and Stefan Sperl, London ١٩٨٩;
(١٦) Robert Olson, The emergence of Kurdish nationalizm and the Sheikh Said rebllion: ١٨٨٠-١٩٢٥ , Austin ١٩٨٩.
/ منیژه ربیعی /