دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٥١
بَدر جاجَرمی ، بدرالدین بن عمر، ملقب به ملک الشعرا، از شاعران قرن هفتم . در جاجرم خراسان به دنیا آمد. از تاریخ تولّدش اطلاعی در دست نیست ، دوران جوانی را در خراسان گذراند و همانجا به کسب علم پرداخت . سپس به امید خدمت در دربار بهاءالدین محمد جوینی ، حاکم اصفهان (حک : ٦٤٨ـ ٦٧٨)، راهی آن شهر شد و نزد او از لحاظ شاعری اعتبار یافت و همت و هنرش را صرفِ ستایش او کرد و لقب ملک الشعرا گرفت . در آنجا با مجد همگر آشنا شد و از دانش و تجربة او بهره برد. چون سن و مرتبة شاعری مجد از او فراتر بود، عموم تذکره نویسان جاجرمی را شاگرد مجد همگر دانسته اند (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ١١٨؛ دولتشاه سمرقندی ، ص ٢٤٢(
بیشتر قصاید او در مدح بهاءالدّین است ، اما قصایدی هم در ستایش شمس الدّین محمد صاحب دیوان ، پدر بهاءالدین ، و برادرش عطاملک جوینی دارد. چنانکه از فحوای اشعارش برمی آید، تا پایان دوران خاندان جوینی در خدمت آنان بوده و پس از قتل خواجه شمس الدین به دست مغولان (٦٨٣)، برای او مرثیه سروده است (صفا، ج ٣، بخش ١، ص ٥٦٠). بیشتر تذکره نویسان رباعی معروف او در مدح صاحب دیوان و جوابیة صاحب دیوان (متضمّن سیصد برّة سفید به رسم صله ) را آورده اند، و نیز قصیدة بی نقطة بدر را در ستایش بهاءالدین ذکر کرده اند (هدایت ، ج ١، ص ٤٣٣؛ دولتشاه سمرقندی ، ص ٢٤٢؛ مدرّس ، ج ١، ص ٣٧٦؛ آذر بیگدلی ، ص ٧٤)، تنها صاحب تذکرة منتخب اللطایف (ص ٨٩ـ٩٠) قصیدة مزبور را سرودة مجیرالدین پوربهاء جامی (متوفی ٦٩٩) دانسته که در حدائق العجم آورده شده است . در مونس الاحرار (بدر جاجرمی ، ج ٢، ص ٨٢١ـ٨٢٢) مرثیه ای از بدر در سوک سعدالدّین حمّویی (متوفی ٦٥٠) نقل شده که نشان دهندة کمال ارادت و اعتمادِ شاعر به اوست . شاعر در این قصیده به گونه ای از سعدالدّین یاد کرده که گویی مراد و پیشوای اوست ، چه او را «مهدی معظّم »، «شیخ عالم »، «نظام دین حق » و «قطب اعظم » خوانده است (صفا، ج ٣، بخش ١، ص ٥٦٢(
جاجرمی عربی می دانست و از دواوین شعری عرب سود می جست . از او ترجمه ای منظوم به فارسی نقل شده که برگردان قصیده ای عربی از ابوالفتح بُستی است (دولتشاه سمرقندی ، ص ٢٤٢). مجموع ابیاتی که از او به جای مانده حدود چهار هزار بیت است (نفیسی ، ج ١، ص ١٦٢) که بیشتر آنها قصیده ، غزل ، قطعه و رباعی است و فرزندش محمّد آنها را در مونس الاحرار گرد آورده است . مضامین این اشعار غالباً توحید، نعت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، مدح ، مرثیه و مادّه تاریخ تولدها و وفاتهاست . ظاهراً بدر جاجرمی با طب و نجوم آشنایی داشته ، چنانکه ٢٣٢ بیت دربارة اختلاجات اعضا (پریدنهای اعضای بدن ) و اختیارات قمر سروده است .
شیوة شاعری او متکلّفانه و کوشش شاعر پیوسته بر آن است که صنایع شعری ـ نظیر متشابک ، متقاطع ، تسمیط ، تجنیس ، توشیح ، ردّالصدر و ردّالعجز و غیره ـ در آن بگنجاند. وی خود را در این شیوه سرآمدِ معاصران شمرده و بدان بالیده است . به کارگیری صناعات ادبیِ بسیار، شعر او را از لطافت و جاذبه عاری ساخته است . سبکِ قصاید او متأثّر از شعر شاعران خراسانی قرن ششم است (صفا، ج ٣، بخش ١، ص ٥٦٣). بدر جاجرمی در ٦٨٦ـ اندکی پس از مرگ مجد همگر و امامی هروی ـ درگذشت (اقبال آشتیانی ، ص ٥٣٧؛ بدرجاجرمی ، ج ٢، ص ٨٣٧؛ صفا، ج ٣، بخش ١، ص ٥٦١). بعضی از تذکره نویسان (خوشگو، ص ٦٧) شرح حال بدر جاجرمی را به اشتباه با شرح حال بدرچاچی درآمیخته اند. شاید سبب این التباس شباهت نام این دو شاعر بوده است .
منابع :
(١) لطفعلی بن آقاخان آذربیگدلی ، آتشکدة آذر، چاپ جعفر شهیدی ، چاپ افست تهران ١٣٣٧ ش ؛
محمد حسن بن علی اعتمادالسلطنه ،
(٢) مطلع الشمس ، چاپ سنگی تهران ١٣٠٠ـ١٣٠٢، چاپ تیمور برهان لیمودهی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢-١٣٦٣ ش ؛
(٣) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٤) رحیم علیخان ایمان ، تذکره منتخب اللطایف ، چاپ محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٥) بدرالدین بن عمر بدرجاجرمی ، مونس الاحرار فی دقایق الاشعار، با مقدمة محمد قزوینی ، چاپ میرصالح طبیبی ، تهران ١٣٣٧ـ١٣٥٠ش ؛
(٦) بندربن داس خوشگو، سفینة خوشگو ، نسخه خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٢٦٥٥؛
(٧) دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی ، چاپ محمد عباسی ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٣٧ ش ) ؛
(٨) ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٣، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٩) سعید نفیسی ، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٠) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، مجمع الفصحاء، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش .
/ مهدی محبّتی /