دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٣٧
بدرالدّین مظفّر ، از پزشکان قرن هفتم . بدرالدّین مظفّربن مجدالدّین عبدالرّحمن بن ابراهیم بعلبکی دمشقی ، در اواخر قرن ششم در بعلبک متولد شد و در دمشق پرورش یافت . به دلیل اشتغال پدرش به شغل قضا، به ابن قاضی مشهور شد (زرکلی ، ج ٧، ص ٢٥٦؛ مدرس تبریزی ، ج ٨، ص ١٤٩). پزشکی را نزد مهذّب الدّین عبدالرّحیم بن علی بن احمد (متوفی ٦٢٨) معروف به دَخوار، آموخت (ابن ابی اصیبعة ، ص ٧٥١؛ کحاله ، ١٣٩٢، ص ٧٢) و بزودی تعداد زیادی از متون پزشکی را به خاطر سپرد.
در ٦٢٢ که مهذّب الدّین به خدمت موسی بن ملک عادل (متوفی ٦٣٥) رسید، بدرالدّین نیز ملازم او بود. در همین اوقات ، در بیمارستان رَقّه مشغول شد و رساله ای دربارة طبیعت و آب و هوای آن شهر نوشت . وی در زمان اقامت نسبتاً طولانیش در این شهر، علاوه بر پرداختن به حرفة پزشکی ، حکمت را نیز نزد زین الدّین اعمی آموخت .
در ٦٣٥ برای عرضة خدمات پزشکی به دستگاه ملک جواد یونس بن مودود (متوفی ٦٤١) در دمشق راه یافت (ابن ابی اصیبعة ، همانجا؛ عیسی بک ، ص ٤١(
در ٦٢٢ مهذّب الدّین ، که چندی سِمَتِ ریاست پزشکان را بر عهده داشت ، خانة خود را در دمشق به مدرسة پزشکی (بعدها به نام مدرسة دخواریه * ) تبدیل و ساختمانهایی بر آن وقف کرد (عیسی بک ، ص ٣٩)، و چون در صفر ٦٢٨ از دنیا رفت ، حکیم علی بن یوسف بن حَیدَرة الرَحبی در آنجا به تدریس پزشکی پرداخت . چندسال بعد، بدرالدّین مظفّر تدریس طب در آن مدرسه را برعهده گرفت (همان ، ص ٤٠ـ٤١) و با فرمان ملک جواد در ٤ صفر ٦٣٧ به ریاست پزشکان ، چشم پزشکان و جراحان ، منصوب شد (همانجا؛ ابن ابی اصیبعة ، همانجا). از آثار بدرالدّین همواره ، در زمان حیاتش و پس از آن ، استفاده می شد. او خانه های مجاور بیمارستان بزرگِ نوری را، که نورالدّین محمود زنگی (حک : ٥٤١ ـ٥٦٩) بناکرده بود (کحاله ، ١٣٩٢، ص ١١٨)، خرید و کوشید تا به بیمارستان ضمیمه کند. او برای ایجاد جریان منظم آب در بیمارستان ، طرح جامعی ریخت و بدین ترتیب بر عواید آنجا افزود (ابن ابی اصیبعة ، همانجا؛ سامی ، ذیل «بدرالدّین مظفّر»).
هنگامی که برای معالجة ملک صالح نجم الدّین ایوب (متوفی ٦٤٧) به قلعة دمشق رفت ، به فرمان او، در سِمَت ریاست پزشکان ابقا شد (ابن ابی اصیبعة ، همانجا) و با اینکه نزد دیگر سلاطین ایوبی احترام و منزلتی خاص داشت و مقرّری ماهانه دریافت می کرد، به طبابت و تدریس نیز می پرداخت (همان ، ص ٧٥٢؛ سامی ، همانجا). بعدها که به علوم دینی گرایش پیدا کرد، مدرسة قلیجیة دمشق را که موقوفة امیر سیف الدین علی بن قلیچ و در همسایگی خانه اش بود، برگزید و علوم فقهی ، فنون ادبی و قرائت و تفسیر قرآن را در آنجا نزد شهاب الدّین ابی شامه فرا گرفت . ابن عِبری (ص ٢٧٥)، معاصر بدرالدّین ، هوش و دانش سرشار و آگاهی فراوان او را در درمان بیماران تحسین کرده است ، و ابن ابی اصیبعه ، معاصر و دوست او، (سامی ، ذیل همان واژه )، ذکاوت و اخلاق حسنة او را ستوده و از حد وصف بیرون دانسته است (ص ٧٥١(
از تاریخ فوت بدرالدّین اطلاع دقیقی موجود نیست و با وجود آنکه ابن ابی اصیبعه (متوفی ٦٦٨) و ابن عبری (متوفی ٦٨٥)، معاصران او بوده اند، در این باره سخنی نگفته اند. حاجی خلیفه تاریخ مرگ او را پس از ٦٥٠ (ج ٢، ص ١٤٦٣، ١٧٧٢) و در جای دیگر (ج ٢، ص ١٧٨٣) حدود ٦٦٠، ثبت کرده است . اسماعیل پاشا بغدادی (ج ٢، ص ٤٦٤) با قاطعیت ٦٥٠ و زرکلی (همانجا)، با تردید ٦٧٥ را ذکر کرده اند، که با توجه به زمان درگذشت صاحبِ عیون الانباء ، محتملتر است که فوتِ بدرالدّین در همان ٦٧٥ یا بعد از آن روی داده باشد.
آثار او: مفرّح النّفس ، به نوشتة ابن عِبری (همانجا) رساله ای کم حجم است که مصنف در آن به حواس پنجگانه و مواد نافع برای تقویت آنها پرداخته و ادویة مفرده و مرکّبه ای را که برای طبایع گرم و سرد و معتدل مردم طبقات مختلف ، مفید است ، نام برده و غزولی (متوفی ٨١٥) مطالبی از آن را در کتاب مطالع البدور فی منازل السرور نقل کرده است (زرکلی ، همانجا). بدرالدّین این کتاب را برای امیر سیف الدّین المشد ابی الحسن علی بن عمربن قزل نوشته بود. علاوه بر بدرالدّین ، از پزشکان دیگری هم رساله هایی با همین نام باقی مانده است که نسخه های آنها در کتابخانه های داخل و خارج کشور وجود دارد (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج ٢، ص ١٧٧٢؛ بروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٩٠٠ـ٩٠١؛ دوسَری ، ص ٢٠٢ـ ٢٠٣؛ حمّارنة ، ص ٤٣٩ـ٤٤٠). بورگل نیز نسخه ای از رسالة مفرّح النّفس را که در کتابخانة سامی ابراهیم حدّاد، به شمارة ٥٥ تصنیف ابن امرأة بغدادی ماردینی ، موجود بود، یافته است و درصدد چاپ آن به نام بدرالدّین مظفّر بوده است (حدّاد، ص ٨٩ـ٩٠)؛ مقالة فی مزاج الرقّة وأحوال أهویتها ، رساله ای دربارة آب و هوا و وضع بهداشتی شهر رقّه * . نام این رساله در برخی منابع با اندکی تفاوت ضبط شده (برای اطلاع رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج ٢، ص ١٧٨٣؛
عمررضا کحاله ، ١٣٧٣، ج ١٢، ص ٢٩٩) و اسماعیل پاشا بغدادی (همانجا) آنرا مقالة فی خراج ( دراصل مزاج ) الرقّة و اهویتها واحوالها و طبائعها ، ثبت کرده است ؛
کتاب المِلْح ، در پزشکی ، که برای تصنیف آن از آرای گذشتگان از جمله جالینوس ، بهره برده است (ابن ابی اصیبعة ، ص ٧٥٥)؛
شرح کتاب الاخلاطِ بقراط به ترجمة حنین بن اسحاق ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «ابن قاضی بعلبک »)؛
بعضی ، رسالة شرح تقدمة المعرفة لابقراط را نیز به بدرالدّین مظفّر نسبت داده اند، اما این رساله در اصل نوشتة مهذّب الدّین است که آن را بر شاگرد خود املا کرد و او نیز آن را به شاگردش کمال الدّین بن محمدبن عبدالرّحیم بن مسلم ، اهدا نمود (برای اطلاع از نسخه های این رساله رجوع کنید به احسان اوغلی ، ص ٤(
منابع :
(١) ابن ابی اصیبعة ، عیون الانباء فی طبقات الاطبّاء ، چاپ نزار رضا، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن عبری ، تاریخ مختصرالدّول ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) اکمل الدین احسان اوغلی ، فهرس مخطوطات الطبّالاسلامی باللغات العربیة والترکیة والفارسیة فی مکتبات ترکیا، استانبول ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٤) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین : اسماء المؤلفین و آثار المصنفین ، ج ٢، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون ، ج ٦، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٥) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٦) فرید سامی حدّاد، فهرس المخطوطات الطبّیة العربیة فی مکتبة الدکتور سامی ابراهیم حدّاد ، حلب ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٧) سامی خلف حمارنة ، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریة : الطب والصیدلة ، چاپ اسماء حمصیٍ، دمشق ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٨) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ١٣٦٧ ش ، ذیل «ابن قاضی بعلبک » (نوشتة مهدی سلماسی )؛
هیامحمد دوسری ، فهرس
(٩) المخطوطات الطبّیة المصورة بقسم التراث العربی ، کویت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(١٠) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٦؛
(١١) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(١٢) احمدعیسی بک ، ت اریخ البیمارستانات فی الاسلام ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٣) عمررضا کحاله ، العلوم العلمیة فی العصُورالاسلامیة ، دمشق ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١٤) همو، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ؛
(١٥) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢.
/ حسن فیه عبداللهی /