دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٨٣
لنجان ، لنجان، شهرستان، شهر و ناحیهای قدیمی در استان اصفهان.
شهرستان لنجان در جنوب غربی استان اصفهان قرار دارد واقع و مشتمل است بر دو بخش(بخش به نامهای مرکزی و باغ بهادران)، و پنج دهستان( با نامهای آشیان، خرّم ¬رود، چم -رود، چم ¬کوه و زیرکوه)، و هشت شهر( شامل: چمگردان، زایندهرود، سدةه لنجان، فولاد شهر، ورنامخواست، باغ ¬بهادران، چرمهین* و زرّین ¬شهر)، که (نام امروزی ریز ← ادامةه مقاله) مرکز شهرستان استبه شمار میرود (←رجوع کنید به ایران.، وزارت کشور، ١٣٨٥ش،؛ ذیل «استان اصفهان»). آب و هوای آن معتدل و خشک است (جعفری، ج ٣، ص ١١٥٢). نواحی مرکزی و جنوبی شهرستان لنجانم را دشت هموار و حاصلخیز و نواحی شمالی و جنوبی آن را کوههایی فرا گرفته است.، که از بلندترین کوههایارتفاعات این شهرستان، کوه اُسین (بلندمرتفعترین قللّه ﺣ هـ ٢٩١٠متر)، در جنوب، واقع شده است. (همانجا). زایندهرود* زمینهای شهرستان را آبیاری میکند (← همانجا). خاکشیر، شاهتره و گل خطمی پوشش عمدةۀ گیاهی آنجاست و روباه و ، گرگ و، شغال و، بزکوهی و کبک از جانورانی حیاتهستند که در آنجا زندگی می کنند جانوری آنجاست ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ج ٧١، ص ٢٣٨). از محصولات عمدةۀ لنجان، گندم و، جو و، برنج، و از فراآوردههایمحصولات باغی از جمله سیب، گلابی، توت، گردو، فندق، به و مقدار قابل توجهی انگور است (همانجا). اهالی لنجان، علاوه بر کشاورزی وزراعت، باغداری و دامداری، به بافت قالی نیز اشتغال دارند. قالیهای این شهرستان از اقلام صادراتی است که صادر میگردد (همانجا).
ناحیةۀه لنجان، به سبب عبور زایندهرود، شرایط بسیار مساعدی برای تأمین آب مورد نیاز کارخانه هایجات صنعتی را در خود فراهم کرده را می تواند تأمین می کند.است. طرح احداث کارخانةۀه ذوب آهن درتاریخ ٢٣دی/١٠/١٣٤٤ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. و به دنبال آن شرکت مللّی فولاد ایران، پس از تأسیس، قراردادی را برای احداث کارخانةۀه ذوبآهن در ایران، با مؤسسةۀ «ه «تیاژ پروم اکسپورت» شوروی قرارداد بست. ایجاد کرد به این ترتیب، آنها دشت طبس را در ٤٥ کیلومتری جنوب غربی اصفهان وپنج ٥ کیلومتری زایندهرود و در کنار جادةۀ اصفهان ـ شهر کرد، را برای احداث کارخانه مناسب دیدند (قادری، ص ٢١٣، ٢١٥ـ ٢١٦). از ١٣٤٦ش کارهای اجرایی احداث کارخانه ساختمان واحدهای مختلف کارخانه از ١٣٤٦ش شروعآغاز، و در نیمةه اول دی ١٣٥٠ بهرهبرداری از مجتمع تولید چدون آغاز شد و تولید محصولات فولادی، با راهاندازی بخش فولادسازی ومهندسی نورد، در دی ١٣٥١ و عملیات کمپلکس چدون در ١٣٥٧ش به پایان اتمام رسید (همان، ص ٢١٦).
کارخانۀ ذوبآهن در ١٣٥٠ش، فولادشهر که با نام آریاشهر را در ١٣٥٠ش بنا گذاشت، کهه و در سال ١٣٧٢ش به شهر تبدیل شد و از ١٣٦٠ش به¬تدریج از تملک کارخانه بیرون آمد.ه بود در آغاز، به توسط کارخانةه ذوبآهن و با هدف از احداث آن، اسکان شاغلان مهاجر کارخانه و نیروهای متخصص خارجی بود بنا گردید و به عنوان شهر خوابگاهی متعلق به کارخانه تا ١٣٦٠ش مورد اسکان قرار گرفت و از این سال به ¬تدریج از تملک کارخانه بیرون آمد (همان، ص ٣١). آریاشهر پس از انقلاب فولادشهر خوانده شد (همان، ص ٣٣).
صنایع نظامی، صنایع ماشینسازی، صنایع غذایی و نیز پالایشگاه قطران برخی از صنایع موجود در شهرستان لنجان است (همان، ص ٢١٧).
اهالی مردم شهرستان لنجان شیعۀ مسلمان شیعه، دوازده امامی اند، هستند و به فارسی با گویش اصفهانی سخن می گویندگفتگو میکنند (فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ج ٧١، ص ٢٣٨). ایل بختیاری در دهستان زیرکوه، از بخش باغ ¬بهادران، قشلاق دارند (←رجوع کنید به مرکز آمار ایران، ١٣٧٨ش، ص ٣٦). در سرشماری ١٣٨٥ش، شهرستان لنجان شهرستان لنجان در سرشماری ١٣٨٥ ش ،٢٢٥٥٥٩ ٢٢٥٥٥٩تن تن جمعیت داشت، که از این تعداد ١٦٢٨٠٨تن (ﺣحدود ٧٢ %درصد) شهرنشین بودند هستند (←رجوع کنید به همان، ١٣٨٥ش، ذیل «استان اصفهان»).
از لحاظ تقسیمات کشوری، در حدود ١٣٣٢ ش آبادیهای شهرستان لنجان در بخش فلاورجان یا لنجانات، تابع شهرستان اصفهان(، از استان دهم، یعنی ، اصفهان)، بود (←رجوع کنید به رزمآرا، ج ١٠، ص ١، ذیل «سازمان اداری استان دهم»). در ١٤آذر/٩/١٣٥٢ به شهرستان بدل شد و شهرهای زرّینشهر در ١٣٣٦ش،؛ باغ بهادران در ١٣٤١ش،؛ چمگردان در ١٣٦٢ش،؛ ورنامخواست در ١٣٦٨ش،؛ فولادشهر در ١٣٧٢ش،؛ زایندهرود و سدةه لنجان در ١٣٧٩ش در آن تشکیل شدند (←رجوع کنید به ایران.، وزارت کشور، ١٣٧٩ش، ص ١١؛ همو، ١٣٨٢ش، ذیل «استان اصفهان»).
از آثار تاریخی آنجاست:١)؛ گورستان زردتشتیان و غار چهل دختران در کوه شاهلولاک (قادری، ص ١٧٠؛، نیز ←رجوع کنید به ادامةۀه مقاله).٢)؛ قلعةۀه کافر، متعلق به دورۀ ساسانی و از کهنترین آثار قدیمی منطقه، که در شمال غرب و مغرب شهر باغ ¬بهادران و در دشت وشمندگان/ وشمندجان قرار دارد و قرار دارد. این قلعه متعلق به دورة ساسانی است و از کهنترین آثار قدیمی منطقة لنجان به شمار میرود (همان، ص ١٧١، ١٧٥). و در آن حفرههای سفالین با اجساد مردگان درون آنها به دست آمده است (همان، ص ١٧١). این قلعه را قلعةه کافر قلعةۀه گبر هم خوانده اند میشود و در آن در این قلعه آتشکدهای وجود داشته که در آن آتش مقدّس حامی و نگهبان مردم محل نگهداری میشده است (همانجا).٣)؛ قلعۀ نظامی باغ بهادران در شمال شهر باغ بهادران. این نام را نام باغ بهادران را گونةه تغییر شکل یافتةۀه واژةۀه باغ آذران گفتهاند (همانجا)، اما نام صحیح آن باغ وردان، یعنی باغ گلها، است میباشد (مهریار، ج ١، ص ١٨٥ـ ١٨٦). اهالی این شهر مردم باغ بهادران نام شهر خود را باغ وردان تلفظ میکنند (همان، ص ١٨٥). در شمال این شهر قلعهای با نام قلعةه باغ بهادران نیز وجود دارد که به شکل قلعة نظامی است و معماریقلعۀ مذکور آن بها سبک قلاع صفویه و افشاریه ساخته شده است و مطابقت دارد. این قلعه دارای چهار برج بزرگ گلی سه طبقه و سه اتطاق بزرگ داردمیباشد (قادری، ص ١٧٥).٤)؛ ویرانههایی از حمامی قدیمی در سدةۀ لنجان و سنگ قبری به تاریخ ٧٣٦ در پای دیوار حمام (قادری، ص ٥٩). این آبادی در گذشته دارای سه قلعه داشته است: به نامهای قلعۀه ملا، قلعۀه پایین، و قلعۀه اولیاء یا / بلند قلعه یا/ قلعۀه بزرگ. بود . قلعةۀ اولیاء ه اخیر بیش از دو قلعةۀه دیگر مهم تر،مستحکم تر و وسیع تر بوده. نام "سده"اهمیت، استحکام و وسعت داشت و این شهر نام خود را از این سه قلعه یا دژ گرفته شده شده است. و این سه قلعه ها در دورةۀ پهلوی تخریب شدند (همان، ص ٥٩ـ٦٠) ٦٠). ٥) پل محله یا (پل قلعه،) بر روی زایندهرود و در مجاورت روستای مَدیسِه (یا ماه سادات، ، در هفده ١٧ کیلومتری مغرب زرّین ¬ شهر،) که قرار دارد متعلق و قدمت آن به دورةۀه صفوی است میرسد (فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ج ٧١، ص ٢٤٨؛ قادری، ص ١٧٤).
برخی از زیارتگاههای لنجان عبارت اند ازآن است: امامزاده شاه خراسان، از نوادگان امام موسی کاظم علیهالسلام، در روستای هاردنگ (سی ٣٠ کیلومتری جنوب ¬غربی زرینشهر)؛ امامزاده سید ابراهیم، فرزند سیدبهاءالدین حمزةبن موسی¬جعفر علیهالسلام، در جنوب شرقی شهر و رنامخواست و در مسیر راه زرّین ¬شهر ـ مبارکه واقع است. این زیارتگاه متعلق به سید ابراهیم فرزند سید بهاءالدین حمزهبن امام موسی ¬جعفر علیهالسلام است؛ وامامزاده شاهزاده ابراهیم، از نوادگان امام موسی ¬کاظم علیهالسلام، در شهر باغ ¬بهادران (قادری، ص ١٦٢ـ ١٦٤)(.
بقعة قرآن در روستای سعیدآباد (یا مزرعةۀ حسن صدر، در سی٣٠ کیلومتری جنوب ¬غربی شهر اصفهان،) نیز بقعه ای هست به نام بقعۀ قرآن.. گفته اند که شده ناصرالدین شاه روستای سعیدآباد را به شخصی یکی از نزدیکان دربارش به نام سیدابراهیم مقدّس دراد.، سید ابراهیم همراه خود قرآنی نوشته شده بر شصت ٦٠ صفحه پوست آهو داشت و را که مدعی بود که به خط امام علی علیهالسلام مزین است میباشد را همراه داشت و آن را در بقعهای که خود در این روستا بنا نمود قرار داد. که تاکنون مردم بسیاری برای انجام دادن مراسم مذهبی و ادای نذرهای ورات خود به این بقعه محل متوسل می شوندمراجعه میکنند (همان، ص ١٦٤ـ ١٦٥؛ نیز ←رجوع کنید به فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همان، ص ١٤٣ـ ١٤٤).
پارک ساحلی زرّینشهر (←رجوع کنید به ادامةۀه مقاله)، دریاچةۀه قایقرانی حسینآباد (بابا شیخعلی) که آن را به توسط کارخانةۀه ذوبآهن اصفهان احداث کرده شده است و مشتمل بر دریاچهای بزرگ برای قایقرانی و پرورش ماهی مناسب است و و امکانات تفریحی و رفاهی میباشد و مختص به شاغلان کارخانةۀه ذوبآهن اختصاص دارداست، و آبشار موقت شاهلولاک یا شاهلرا معروف به هلکی (در نه٩ کیلومتری شهر باغ ¬بهادران) با ارتفاع هفتاد ٧٠ متر در کوه شاهلو لاک، از جاذبههای گردشگری طبیعی این منطقه استآنجاست (قادری، ص ١٦٨ـ ١٦٩).
زرّین ¬شهر، مرکز شهرستان لبنجان، در ارتفاع حدود ١٧٠٠ متری، در ٣٩ کیلومتری جنوب -غربی شهر اصفهان و پنج کیلومتری جنوب فولادشهر و در مسیر اصفهان ـ شهرکرد قرار دارد (←رجوع کنید به جعفری، ج ٣، ص ٦٤٤؛ نقشةۀ کامل ایران امروز). زایندهرود* در یک کیلومتری جنوب آن جاری است (←رجوع کنید به جعفری، همانجا). پارک ساحلی زرّین ¬شهر به طول ١٦٠٠ متر و عرض ٩٠ ـ ١٧٠ متر در منطقةۀه جنوبی شهر و در حاشیةۀه شمالی زایندهرود گسترده شده است (قادری،ص ١٦٧). در سرشماری ١٣٨٥ش، زرّین شهر ٥٥٩٨٤ تن نفر جمعیت داشت (←رجوع کنید به مرکز آمار ایران، ١٣٨٥ش، ذیل «استان اصفهان»).
از آثار قدیمی آنجاست است: مسجد صباحی یا صباح، احتمالاً ظاهراً متعلقربوط به زمان تسلط اسماعیلیان در ناحیةۀه لنجان، ساخته شده است؛ ویرانههایی از دیوار قلعهای مستحکم در کنار مسجد و حمام صحرایی متعلق به حدود هشت صد٨٠٠ سال پیش؛ آسیابی قدیمی معروف به آسیاب تنوره در ضلع جنوبی مسجد (قادری، ص ١٩ـ ٢٠). امروزه حمام صحرایی و آسیاب امروزه تخریب و تبدیل به مزرعه شدهاند (همان، ص ١٧٣)..( آقای حسینی دربارۀ اشکالش صحبت کنیم.)
نام قدیم زرّینشهر، ریز و ریز لنجان بود (←رجوع کنید به افضلالملک، ص ٨٧ ؛ مهریار، ج ١، ص ٤٣٠؛، رزمآرا، ج ١٠، ص ١٠١؛ جعفری، ج ٣، همانجا).
در زبان فارسی ریس به معنای میدان است(، مانند اسپریس/اسبریس به معنای میدان اسب -دوانی)، که در تداولم عامه ریز شده استمیشود (مهریار،ج ١، ص ٤٣١ـ ٤٣٢).
ریز قریةۀه معروف اُشیان، یکی از پنج قسمت ناحیةۀه لنجان قدیم، بود (←رجوع کنید به افضل الملک، ص ٨٦ ـ ٨٧).
پس از احداث کارخانةۀ ذوب ¬آهن در چهار٤ کیلومتری مغرب آن، محل سکونت کسانی افرادی گردید که در کارخانه اشتغال داشتند و همین، این مسئله موجب توسعةۀه آبادی ریز شد (فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ج ٧١، ص ١٣٦).
آبادی ریز در ١٣٣٦ش شهر شد به شهر بدل و پس از تشکیل شهرستان لنجان در ١٣٥٢ش، با نام زرّین ¬شهر مرکز شهرستان لنجان گردیدشد (←رجوع کنید به همان، ج ٧١، ص ١٣٦ـ ١٣٧؛ ایران. وزارت کشور، ١٣٨٢ش، ذیل «استان اصفهان»). از بزرگانی که به این شهر منسوب هستند، ازجملهد میتوان از شیخ مرتضی ریزی، فقیه( متوفای ١٣٢٩ش)، که در تخت فولاد اصفهان، در تکیهای که به نام او معروف است، مدفون است میباشد (کتابی،ج ١، ص ١٧٠)؛ آقا سید محمد، معروف به سید آقاجان نوربخش، فاضل، ادیب و واعظ( متوفای ١٣٢٣ش ؛ (مهدوی، ص ١٣)؛ آیتالله شیخ محمود شریعت (متولد ١٢٩٢ ؛ (قادری، ص ١٧٩ـ ١٨٠).
ناحیةۀه قدیمی لنجان – که در منابع به صورتهای النجان و لنجانات هم آمده است (←رجوع کنید به حمزه اصفهانی، ص ٣٧؛ آوی، ص ٦٨؛ شیرازی، ص ٧٩)– امروزه. کمابیش امروزه مطابق است با شهرستانهای لنجان، فلاورجان* و قسمتهایی از شهرستانهای مبارکه* و نجفآباد*. این ناحیهة مشتمل بود برشامل دو قسمت: لنجان علیا، که زمینهای کرانۀ زایندهرود بود؛ و لنجان سفلا یا النجان ، که میباشد قسمت شمالی ناحیةۀه لنجان، وکه به اصفهان نزدیک بود ، لنجان سفلا یا النجان و زمینهای کرانةه زایندهرود را لنجان علیا میگفتهاند (مهریار، ج ١، ص ٣٦٢).
لنجان به فارسی از «لِنْج،» به معنای بیرون کشیدن، گرفته شده است و گفته اند که شده این ناحیه جنگل بوده و پس از قطع درختان، زمین آن بیرون افتاده است و یا اینکه جزو چهار محال بوده و از آنجا بیرون کشیده شده است (برهان قاطع، ج ٣، ص ١٩٠٦؛ جناب، ص ١٢٤). النجان را از ارم ¬کان فارسی یا النگان ترکی، به معنای سنگان و سنگ، به سبب وجود کوههای اطراف ناحیةۀه لنجان، نیز دانسته شده است. آن را برگرفته از و آلنگ/ النگ فارسی، به معنای خندق و سبزهزار، هم دانستهاند (←رجوع کنید به جناب، همانجا).
در زمان شاپور دوم، قرای یوان و جاجا از رستاق لنجان وقف آتشکدةۀ سروش آذران رستاق جی بود (←رجوع کنید به حمزهفره اصفهانی، ص ٣٧). بهرام گور از قریةۀه روسان لنجان بود (ما فروخفی، ص ٢٢).
در سدةۀ چهارم، ناحیةۀه لنجان را به نام شهر و قلعةۀ مهم آن ناحیه،ه یعنی خان لنجان* میخواندند. (← خان لنجان*).
در سدةۀ هشتم، حمدلله مستوفی نوشته است (ص ٥١) که ناحیۀت لنجان را دارای بیست قریه است آورده که گونان/ کومان، قهدریجان/ قه ¬دریجان و گلیشاد از قرای بزرگ آن اند. این بودند؛ قرا ی بزرگ یاد شده، امروزه در محدودةۀ شهرستان فلاورجان قرار میگیرند (برای اطلاع بیشتر ←رجوع کنید به فلاورجان*).
در دورةۀ ناصری، لنجان با عرض حدود سه فرسخ و طول حدود پانزده فرسخ، در دو طرف زایندهرود گسترده شده بود (الاصفهانی، ص ٣١١ـ ٣١٢) و شامل پنج قسمت لِنج و اِلنج؛ گرگن؛ اُشْتُرجان؛ اُشیان و آیژغمش/ آیدُغمش میشد و حدود ٣٦٠ سیصد و شصت دیه داشت (←رجوع کنید به افضلالملک، ص ٨٦ ـ ٨٧). محصولات این بلوک انواع حبوب، پنبه و تنباکو و به طور عمده برنج و انگور بود (همان، ص ٨٧). اهالی آن فارسی و ترکی و لری از زبانهای این ناحیه بود پارسی، ترک و لُر زبان بودند و صنعت پارچه ¬بافی از کرباس سفید و چادر شب ¬بافی در آنجا رواج داشت (همان، ص ٨٧ ـ ٨٨).
در اواسط سدةۀ چهاردهم، فیروزان (← فلاورجان) حاکمنشین ناحیةۀه لنجان بود (←رجوع کنید به فلاورجان؛ نیز رجوع کنید به جابری انصاری، ج ١، ص ١٧) و و در این ناحیه، دو منارةۀه قدیمی به نامهای رارا و اُشْترجان، وجود داشت که زردتشتیان به عنوانمنظور راهنما ساخته ایجاد کرده بودند، وجود داشت (همان، ج ١، ص ٦).
از آنجا بزرگانی برخاسته اند، ازجمله آنجاست: آیتالله آقا سید ابوالحسن اصفهانی مدیسهای (متوفی ١٣٢٤ش)، متولد ١٢٨٤ متولددر آبادی مدیسه و متوفای ١٣٢٤ش (همان، ج ٣، ص ٢٨٠ـ ٢٨١)؛ و آخوند مللّاحیدر، مشهور به صبّاغ(متوفی ١٢٨٨)، عالم فقه و اصول و ریاضی (متوفای ١٢٨٨ ؛ (همان، ج ٣، ص ٣٣٩).
منابع :
(١) حسينبن محمدبن ابیيالرضا آوایي، ترجمةۀ محاسن اصفهان، از عربی به فارسی، چاپ عباس اقبال، طهران ١٣٢٨ش؛
(٢) محمدمهدیبن محمدرضا الاصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٠ش؛
(٣) ایران. وزارت کشور، نشریةۀ شماره ٢ دفتر تقسیمات کشوری (اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی همراه با مراکز)، تهران ١٣٧٩ش؛
(٤) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات، تهران: معاونت سیاسی دفتر تقسیمات کشوری ١٣٨٢ش؛
(٥) همو، عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، تهران آذر ١٣٨٥ش؛
(٦) میرزا غلامحسین افضلالملک، سفرنامةۀ اصفهان، چاپ ناصر افشارفر، تهران ١٣٨٠ش؛
(٧) محمدحسین خلف تبریزی متخلص به برهان، برهان قاطع، چاپ محمدمعین، تهران ١٣٦١ش؛
(٨) حاج میرزاحسنخان جابری انصاری، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری (سروشیار)، اصفهان ١٣٧٨ش، ٣ جلد در یک مجلد؛
(٩) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، جلد سوم: دایرةةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران ١٣٨٩ش؛
(١٠) محمدعلی جناب، الاصفهان، چاپ، محمدرضا ریاضی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، ١٣٧٦ش؛
(١١) حمدالله مستوفی (نزهةةالقلوب)؛
(١٢) حمزهبن حسن الاصفهانی، کتاب تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلواه والسلام، برلین [بیتا.]؛
(١٣) رزمآرا؛
(١٤) ابن عبدالکریم علی رضا شیرازی، تاریخ زندیه، (جانشینان کریم خان زند)، چاپ ارنست بئیر، تهران ١٣٦٥ش؛
(١٥) اداره جغرافیایی ارتش، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، جلد ٧١ (اصفهان)؛
(١٦) ساسان قادری، لنجان، اصفهان ١٣٨٣ش؛
(١٧) سیدمحمدباقر کتابی، رجال اصفهان، (در علم و عرفان و ادب و هنر)، اصفهان، ١٣٧٥ش؛
(١٨) مرکز آمار ایران، سرشماری اجتماعی، اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٧٧؛
(١٩) جمعیت عشایری دهستانهای، کل کشور، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٠) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٨٥؛
(٢١) نتایج تفصیلی کل کشور، سایت www.sci.ir؛
(٢٢) مفضلبن سعدبن الحسین المافرو فی الاصفهانی، کتاب محاسن اصفهان، چاپ سید جلالالدین حسینی طهرانی، طهران: ١٩٣٣م؛
(٢٣) محمد مهریار، فرهنگ جامع نامها و آبادیهای کهن اصفهان، اصفهان ١٣٨٢ش؛
(٢٤) ج٢؛
(٢٥) سید مصلحالدین مهدوی، تذکرةةالقبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان ١٣٤٨ش؛
(٢٦) نقشه کامل ایران امروز، مقیاس: ٠٠٠/٦٠٠/١:١، تهران: گیتاشناسی ١٣٨٦ش.
/حمیدرضا میرمحمدی /
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥