دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٨٠
ظفرنامه، ، ظفرنامه، عنوان سه کتاب دربارۀة تاریخ و خصوصاً تاریخ ایران.
١)ظفرنامه (١): کتابی در با موضوع تاریخ اسلام و ایران، به نظم فارسی، تألیف حمدلله مستوفی. این کتاب اثر نخستین اثرتاریخی است تاریخنگاری که تاریخ دوران اسلامی را از زمان پیامبر تا سدۀة هشتم به نظم درآورده است (سال ٧٣٥) (حمدالله مستوفی، ١٣٧٧ش، چاپ عکسی، ج ١، ص ٩). حمدالله مستوفی ظفرنامه را در بحر متقارب در ٠٠٠/٧٧٥٠٠٠٥ بیت سروده است و وقایع هر قرن را در ٠٠٠/١٠ ١٠بیت به نظم درآورده و کل کتاب را به سه قسمت تقسیم کرده است: ایام استیلای عرب و سلسلههای اموی و عباسی، ٢٥٠٠٠/٢٥ بیت؛، دورۀة سلطنت سلسلههای سلاطین ایران، در ٢٠٠٠٠٠٠٠/٢٠ بیت، و دورۀة حکومت مغول و ایلخانان، در ٠٠٠/٣٠٠٠٠٣٠ بیت (همان، ج ٢، ص ١٤٧٣؛ اقبال، ص ٥٢٤).
مستوفی، در ٧٢٠ تألیف ظفرنامه را آغازکرده و در ٧٣٥ به پایان رسانده است (حمدالله مستوفی، ١٣٧٧ش، چاپ عکسی، ج ٢، همانجا).
بنا بر بنا به گفتة مستوفی در مقدمۀ کتابة ظفرنامه، وی پس از شش سال کار پژوهش بر روی پنجاه نسخه از شاهنامه، نسخۀة خود را آماده کرد. دوستانش او را تشویق به سرودن کتابی همچون شاهنامه دربارۀ رة تاریخ میکردند و او نمایند وی از انجام این پیشنهاد امتناع می نمود.کرد؛ سرانجام، او ضمن التجا به فردوسی و یاری از خدا به این نتیجه رسید که پیوندی میان کار فردوسی ــ که تاریخ اساطیری ایران و تاریخ باستان را تا سقوط ساسانیان را دربرمیگرفت ــ و کار خود پیوندی ایجاد کند. لذا لذا، مصمم شد که از ظهور پیامبر تا دورۀة مغول (سال ٧٣٥) را به نظم درآورد (همان، ج ١، ص ٧ـ ٨) و چون در علم تاریخ هوس نظمی داشت، تاریخی منظوم نوشتمرتب کرد (همو، ١٣٦٢ش، ص ٣). او کتابش را ظفرنامه نامید نهاد تا رسم شاهنامه زنده بماند (همو، ١٣٧٧ش، ج ١، ص ٩).
حمدالله مستوفی به هنگام نگارش تاریخ گزیده*، پنجاه و چند هزار بیت گفته بود و متذکر شده بود که هفتاد و پنج هزار بیت خواهد سرود (همو، ١٣٦٢ش، همانجا). او به لحاظ موضوعی دیوانش را به سه بخش تقسیم کرده است:؛ بخش اسلامی،اول که به تاریخ اسلام اختصاص دارد؛ که آن را اسلامی نامیده است، بخش احکامی، دوم که دربارۀة ایرانیان است؛ ، احکامی نامیده است و بخش سلطانی، سوم که دربارةۀ مغولان است به سلطانی خطاب کرده است (همو، ١٣٧٧ش، چاپ عکسی، ج ١، ص ٩).
با توجه به هم¬زمانی نگارش ظفرنامه و تاریخ گزیدةه، حمدالله مستوفی از منابع و مآخذ مشترکی استفاده کرده است (همان، ج ١، مقدمةۀ رستگار، ص هشت) و که در مقدمةۀ تاریخ گزیده به نام آنها این کتابها اشاره نموده است (همو، ١٣٦٢ش، ص ٦ـ ٧). مطالب بخش نخست ظفرنامه (قسم الاسلامیه) عبارت است از: با شرح نسب قبایل عرب و عجم، در آفرینش انسان، و در نعت حضرت محمد صلیي¬الله عليیه وآله ¬وسلم آغاز میشود (همو، ١٣٧٧ش، چاپ عکسی، ج ١، ص ١٠ـ ١٢)، و مطالبی چون ولادت و غزوات و، رحلت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و وقایع دورةۀ صدر اسلام را دربرمیگیرد (همان، ج ١، ص ١٤ـ ١٥، ١٠٠، ١٢١، ١٨٩)، دورةۀ خلافت ابوبکر و، عمر و عثمان (همان، ج ١، ص ١٩٨ـ ٢٧٩)، خلافت امام علی علیهالسلام (همان، ج ١، ص ٢٨٠ـ ٣٠٤)، خلافت امام حسن علیهالسلام (همان، ج ١، ص ٣٠٥ـ ٣٠٧)، خلافت امویان و تسلط آنان بر ایران (همان، ج ١، ص ٣٠٧ـ ٣٨٩)، خلافت عباسیان (همان، ج ١، ص ٣٩٠ به بعد)، حکومتهای ایرانی در زمان خلافت عباسیان چون طاهریان (همان، ج ١، ص ٤٥٣ به بعد)، وحکومت فاطمیان (همان، ج ١، ص ٤٩٠ به بعد) از مباحث بخش نخست ظفرنامه است. حمدالله مستوفی، در بخش اول کتابش به گفتةۀ خودش، در بخش اول از کتابهای مؤلفانی چون حمزةۀ اصفهانی، ابناثیر و وهببن منبّه بهره برده ¬است (همان، ج ١، ص ١٠) از مقابلةۀ ظفرنامه با متن سیرت رسولالله ترجمةۀ اسحاقبن محمد همدانی، به قرايین بسیاری برمیخوریم که نشان می دهد حمدالله مستوفی از این کتاب بهرةۀ وافی برده¬ است (همو، ١٣٨٠ش، مقدمةۀ مهدی مداینی، ص ٩٠).
بخش دوم ظفرنامه (احکامیه) دربارۀ مربوط به تاریخ ایران است. مباحثی چون تاریخ سلسلةۀ صفاریان (همو، ١٣٧٧ش، چاپ عکسی، ج ١، ص ٥٠٩ـ ٥١٩)،. طاهریان، سامانیان (همو، ج ١، ص ٥٢٠ـ ٥٥١)، غزنویان، غوریان، آلبویه، سلجوقیان، و خوارزمشاهیان (همو، ج ١، ص ٥٥١ -تا ٨٩٥) از مطالب مهم این بخش است. او برای نگارش بخش دوم از کتابهای نظامالتواریخ بیضاوی (همو، ج ١، چاپ عکسی، ص ٥٠٩)، تجاربالامم ابنمسکویه (همو، ج ١، ص ٥٢٣)، و تاریخ یمینی* عتبی (همو، ج ١، ص ٥٥٢) بهره گرفته¬است.
بخش سوم ظفرنامه (سلطانیه) دربارۀ ذکر تاریخ مغولان است. برخی از مطالب این بخش عبارت است از:. ذکر نژاد ترکان و مغولان (همو، ج ٢، ص ٨٩٦ ـ ٨٩٧)،. حکومت چنگیزخان*، حملةۀ مغولان به ایران و جنگ با خوارزمشاهیان و، تسخیر ایران، توسط مغولان و تاریخ مغولان پس از مرگ چنگیزخان، حکومت ایلخانان از هولاکوخان تا ابوسعید بهادرخان، و حکومت چوپانیان از مطالب این بخش است (همو، ج ٢، ص ٩٢٠ـ ١٤٧٣). در انتهای بخش سوم، مستوفی شاهنامۀه فردوسی را توسط حمدالله مستوفی آورده شده¬است (همو، ج ٢، ص ١٤٧٤ـ ١٥٥٨) . وی در بخش سوم، کتاب، مؤلف، از جامعالتواریخ* رشیدالدین فضلالله همدانی استفاده کرده و نوشته که این عنوان کرده که کتاب فوق را به نظم درآورده است.، وی همچنین برای روشن شدن موضوع، آثار دیگر را نیز بررسی کرده است (همو، ج ٢، ص ١٤١٥). با مقایسةۀ مطالب ظفرنامه با تاریخ گزیده مشخص میشود که بخش عمدهای از اخبار هر دو کتاب مشترک است: ، بدین ترتیب که باب سوم تا پنجم تاریخ گزیده در ظفرنامه وجود دارد. گرچه ، در هر دو کتاب مطالبی هست است که در دیگری نیامده است،. همچون شرح وقایع بین سالهای ٧٣٠ تا ٧٣٤ دربارة ماجراهای چوپانیان تا سال ٧٣٤، که در تاریخ گزیده نیامده است (همو، ج ١، پیشگفتار نصرتالله رستگار، ص هشت).
حمدالله مستوفی را یک روایتگر صرف نبوده نمیتوان برشمرد، بلکه، او به بررسی ریشههای تاریخی رویدادها پرداخته است، که نمونةۀ آن بخش قسم اسلامیةۀ ظفرنامه است. او با ذکاوتی کمنظیر سیر حوادث صدر اسلام را با بیانی شیوا و مؤثر بررسی و گزارش کرده¬ است. وقایع دوران خلفا(ی راشدین از خلافت ابوبکر) را تا دورۀ امام حسن مجتبی علیه السلام را با دقت ه نحوی دقیق و موشکافانه شرح کرده است. وی در ظاهر آرام کلمات و مضامین خود، به دور از شعارهای التهاب برانگیز، با بیانی عقلایی وقایع، خوانندگان خود را عملاً در مسیر حقیقت ماجراها قرار داده ¬است. او بخش مرب.ط به حکومت بنیامیه را با عنوان "تغلب و تسلط حکام بنیامیه" آغاز کردهمیکند و بدین ترتیب داوری خود را از همان آغاز به عرضه ذهن خوانندهه نمایانده است.میکند. وی از هر یک او از امامان دوازدهگانةۀ شیعیان با به عنوان ترجمةۀ هر امام با عنوان «امام اعظم» یاد کرده است (همو، ١٣٨٠ش، ج ٢، مقدمةۀ باقری اهرنجانی، ص هـ).
اشعار ظفرنامه به لحاظ صناعت شعری در درجهای متوسط اند، قرار دارد ولیي ازدر سادگيی كلام برخوردارند كلام و در پيیوستگيی كافي با موضوع آن، يیعنيی تاريیخ¬نگاريی، قرار دارند( بدیهی است که اینطور باشد. چون اساساً این کتاب، تاریخ منظوم است. مهین فر) (همو،١٣٨٠ش، ج٢، مقدمةۀ باقريی اهرنجانيی، ص د) و به گفتةۀ مستوفی، نظم ظفرنامه ، شعری شکسته بسته است (١٣٦٢ش، ص ٣). او با تضمین مُصرّح و مبهم و آوردن چند بیت، از شاعران مطرح هر دوره یاد کرده است، از جمله از که میتوان به اشعار فردوسی و نظامی اشاره کرد (همو، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ١٧، ٢٩٣). با توجه به ترکیبها و تعبیرها ووکاربردهایی کنایاتی و استعاره های مستوفی ی نشان میدهند که وی از فردوسی تأثیر بسیاری پذیرفته پذیری زیادی داشته است (همان، ج ١، مقدمۀه مداینی، ص کح). تفاوت این ظفرنامةه حمدالله مستوفی با دیگر ظفرنامهها آن است که این کتاب را میتوان به واکنش یک ایرانی مسلمان را در برابر کشورش و عظمت تمدن و فرهنگ آن نشان می دهددانست، اما در حالی که دیگر ظفرنامههانویسان پیروزی یک فرد را در نظر گرفته اند و مؤلفان به امید دریافت صله از ممدوح، پیروزیهای او را محور کار خود قرار دادهاند (همان، ١٣٨٧ش، ج ٤، مقدمةۀ کراچی، ص شانزده).
در ١٩٨٢١٣٦١ش/ ١٩٨٢، محققی انگلیسی به نام ال. ج. وارد شرح نسبتاً مفصّلی از ظفرنامةۀ حمدلله مستوفی را در رسالةۀ دکتریاش آورد و. وارد بخش تاریخ مغول آن ظفرنامه را به انگلیسی ترجمه کرد (همو، ١٣٧٧ش، ج ١، چاپ عکسی، مقدمةۀ رستگار، ص يیك،هشت). ظفرنامه برای نخستین بار به صورت فاکسیمیله (نسخه برگردان) در ١٣٧٧ش با مقدمةۀ نصرتالله رستگار در تهران به چاپ رسید. قسم بخش اول آن، یعنی الاسلامیهه ظفرنامه، در ایران در سه مجلد درتهران به چاپ رسیده¬ است: که جلد اول آن، بخش احوال رسولالله چاپ مهدی مداینی (١٣٨٠ش)؛ جلد دوم، خلفا(ابوبکر، عمر ، عثمان)ی راشدین و بنیامیه (١٣٨٠ش) و جلد سوم، دولت خلفای بنیعباس و بنیفاطمه (١٣٨٤ش)، هر دو چاپ را پروین باقری اهرنجانی. و از بخش قسم احکامی، یک بخش را که راجع مربوط به تاریخ صفاریان، سامانيیان، غزنویان، غوریان و دیلمیان است، را که به تحت عنوان مجلد چهارم، به اهتمام روحانگیز کراچی در ١٣٨٧ ش منتشر کردشد.
منابع :
(١) عباس اقبال، تاریخ مغول، تهران ١٣٦٤ش؛
(٢) حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران ١٣٦٢ش؛
(٣) همو، ظفرنامه، ]چاپ عکسی[، چاپ نصرتالله رستگار، تهران ١٣٧٧ش؛
(٤) همو، ظفرنامه، ج ١، چاپ مهدی مداینی، تهران ١٣٨٠ش، ج ٢ (١٣٨٠ش) و ج ٣ (١٣٨٤ش) چاپ پروین باقری اهرنجانی، ج ٤، چاپ روحانگیز کراچی، تهران ١٣٨٧ش.
٢)ظفرنامه (٢)،: ظفرنامه ایکتابی دربا موضوع فتوحات تیمور* گورکان، تألیف نظامالدین شامی، به نثر فارسی، در سدةۀ نهم.
شامی، او از مورخان قرن هشتم و اوایل قرن نهم، است. در ٧٩٥ برای نخستین بار هنگامی که تیمور* به بغداد لشکرکشی کرد، به دیدار او رفت و به نوشتۀ خودش، نخستین . او در کتابش نوشته که اولین کسی بوده که از ساکنان شهر بود که نزد تیمور رسیده است (نظامالدین شامی، ص ١٣٩). رویارویی دیگر او با تیمور در ٨٠٣ در شهر حلب بود که به هنگام سفر به حجاز به دست عدهای اسیر شده بود و هنگامی که سپاهیان تیمور در حال فتح قلعه بودند، او که دررون قلعه بودهه، چگونگی گشایش قلعه را شرح کرده است (همان، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨). وی او پس از فتح شدن قلعه، به دست سپاهیان تیمور نزد تیمور رفت (عبدالرزاق سمرقندی، ج ١، دفتر دوم، ص ٨٥١). خواندمیر در ملاقات نظامالدین شامی با تیمور تردید کرده استرا به دیده شک مینگرد (ج ٣، ص ٥٤٧ـ ٥٤٨).
نظامالدین شامی از ٨٠٣ جزو همراهان تیمور شد قرار گرفت و در سال ٨٠٤ ، تیمور از او خواست تا تاریخی بنویسد در شرح ¬ حال اوش از ابتدای ظهور دولت اوش تا زمان حیاتش خودش تألیف کند، و . که این خواستة تیمور سبب تألیف ظفرنامه گردیدشد. تیمور از او خواست که کتاب خالی از تکلف باشد،؛ زیرا تیمور معتقد بود که در کتابهایی از این نوع، با تکلف مقصود نویسنده از بین می رودرفته است. از نظر نظام¬الديین شاميی نیز سخن خوب روان آن است که عوام معانی آن را دریابند و خواص از آن عیب نگیرندعیب آن نکنند.؛ او پس از دستور تیمور و تأیید شیوةۀ کارش، دست از فعالیتهای دیگرش برداشته و همةۀ همت خود را صرف نگارش ظفرنامه نمود (نظامالدین شامی، ص ١٠ـ ١١).
وی او هدف از نگارش این کتاب را ترتیب روزنامچهای ذکر کرده استمیداند که در آن بتواند اقدامات تیمور را برایدر تسخیر ایران و توران و نیز شیوةۀ حکومت او را بگوید بازگو کند، تا فرزندان و نوادگان تیمور بتوانند قواعد پادشاهی را فراگیرند.( قیاس کنید با آنچه در سطور بعدی با رنگ قرمز مشخص شده است. مهین فر). نظامالدین شامی، به گفتۀ خودش، این به شیوهای کتاب را به شیوهای نوشته است که پس از این هر کس آن را بخواند،کتاب را مطالعه کند، به خوبی متوجه میشود که تیمور در چه مرتبهای بوده است (←رجوع کنید به همان، ص ٩، ١١).
ویاو از اثرش را با نام تاریخ مبارک خواندیاد کرده است (همان، ص ٩، ١٢) و موضوع آن را بیان تاریخ ذات ملک صفات و صادرات افعال و اقوال تیمور ذکر کرده است (همان، ص ١٢). او در شروع کتاب، پس از ذکر مختصری دربارةۀ هدف تألیف این اثر، به مناسبت آن که تیمور از نسل و شجرةۀ چغتای است، ابتدا به اختصار صورت مختصر نسل دیگر فرزندان دیگر چنگیز را معرفی کرده و میکند، سپس به نسل چغتای پرداخته استمیپردازد (همان، ص ١٢ـ ١٤). شامی او وقایع زندگی تیمور را از زمانی آغاز کرده است که تیمور به همراه حاجی برلاس، مشترکاً، بر شهر سبز (کش) مشترکاً حاکم بودند (همان، ص ١٥). آغاز میکند شرح جنگهای مختلف تیمور از مطالب عمده و مهم ظفرنامه است، از جمله لشکرکشیهای او به خوارزم برای چندین نوبت (همان، ص ٦٦ـ ٦٨، ٧١ـ ٧٢) و دشت قبیچاق (همان، ص ١١٧ـ ١٢٥) و، بغداد (همان، ص ١٣٨ـ ١٤١) و ، سند و هندوستان (همان، ص ١٧٠ـ ١٧٢) و، روم (همان، ص ٢٤٦ـ ٢٥٠) و، عثمانی (همان، ص ٢٥٦ـ ٢٦٠) از مطالب عمده و مهم ظفرنامه است. نظامالدین شامی وقایع را تا رمضان ٨٠٦ و ملاقات تیمور با سیدرضا کیا، از ملوک دیالمه و جبال، ادامه داده است و کتاب خود را با بیان دو بیت شعر به پایان اتمام رسانده است (همان، ص ٢٩٤ـ ٢٩٥). هرچند زمانی که تیمور در اواخر رمضان ٨٠٦ که تیمور٨٠ ٦ در کنار آب آغلق بود، شامیاو هم حضور داشت (شرفالدین علی یزدی، ج ٢، ص ١٢٣٦)،. اما در این باره در کتابش سخنی ننوشته استنمیگوید. نویسندگان بعدی، پس از او بیشتر اکثر واقعات تیمور را از این کتاب او نقل کردهاند، از جمله: عبدالرزاق سمرقندی، (ج ١، دفتر دوم، ص ٦٧٦، ٨٥١) که برخی اخبار را مستقیماً از آن نقل کرده است، بی آنکه حتی زمان افعال جمله را تغییر دهد (ج ١، دفتر دوم، ص ٦٧٦،٨٥١، ص ٩٩٠، پانویس ١)؛ حافظ ابرو، که تأکید کرده دارد که بیشتراکثر حکایات خود را از نوشتههای نظامالدین شامی نقل کرده است (ج ٢، ص ١٠٠٩)؛. شرفالدین علی یزدی، (همانجا)که عمدۀ اثرش برگرفته از ظفرنامۀ شامی است و فقط الفاظ و عبارات را تغییر داده، اما معنای عبارات و کیفیت بیان وقایع را حفظ کرده (رجوع کنید به شوقی، ص ٤٣٥ـ ٤٥٧) و در اشارۀ مستقیم به ظفرنامه، او را از زمرة فضلای بلاغت شعار برشمرده است. اما در کتابش بدون ذکری از به ذکر اینکه اثری فارسی است، بسنده نموده استکتاب نظامالدین شامی، از آن تنها با عنوان اثر فارسی یاد کرده است (ج ١، ص ٢٤٤)؛ و. هرچند که عمدة اثرش برگرفته از کتاب نظامالدین شامی است و شرفالدین علی یزدی به جای برخی از واژهها معادل یا مترادفشان را به کار برده و یا با حفظ معنی عبارات و کیفیت بیان وقایع با تغییر الفاظ و عبارات به گونههای دیگر قرنینهسازی کرده است (← شوقی، ص ٤٣٥ـ ٤٥٧). عبدالرزاق سمرقندی هم برخی اخبار را به نقل از او مستقیماً استفاده کرده است، بدون آن که زمان افعال جمله را تغییر بدهد (ج ١، دفتر دوم، ص ٩٩٠، پانویس ١). میرزا محمدحیدر دوغلات، که در نگارش دیباچةۀ تاریخ رشیدی، عیناً یا با اندکی تفاوت، از دیباچةۀ ظفرنامه شامی بهره برده ¬است (حیدرمیرزا دوغلات، ص ٤ـ ٥ ؛با نظامالدین شامی، ص ٥ـ ٧).
نظامالدین شامی دربارةۀه منابع کتابش گفته که از ضابطان و ملازمان رکاب تیمور گرورکان که در فتوحات، وی همراه اوش بودهاند، بهره برده ¬ است (ص ١١). وی علاوه بر دیدههایش، از گزارش بخشیان نیز بهره برده است و در نگارش وقایع تسخیر هند در ٨٠١، از کتاب سعادتنامه نیز بهره برده است (یزدی، مقدمةۀ ایرج افشار، ص ٩، ١٣). بسیاری از ابیات و عبارات تازی و پارسی او در ظفرنامه در دیگر کتاب دیگر او، ریاضالملوک فی ریاضات السلوک، نیز دیده میشود (ایمانی، ص ٤٢).
منابع :
(١) بهروز ایمانی، ریاضالملوک فی ریاضات السّلوک از کیست؟، آینه میراث، س ٤، ش ٢، ]پاییز ١٣٨٠ش س[؛
(٢) حافظ ابرو، زبدةةالتواریخ، چاپ سیدکمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٨٠ش؛
(٣) خواندمیر، تاریخ حبیبالسیر، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
(٤) میرزا حیدر دوغلات، تاریخ رشیدی، چاپ عباسقلی غفاری فرد، تهران، ١٣٨٣ش؛
(٥) عبدالرزاق سمرقندی، مطلعسعدین و مجمع بحرین، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٨٣ش؛
(٦) اکبر شوقی، سنجش و تطبیق دو ظفرنامه، مجلةۀ دانشکدۀه ادبیات و علوم انسانی تبریز، سال ٢٨، ش مسلسل ١١٧، ]بهار ١٣٥٥ش[؛
(٧) علیبن محمد نظامالدین شامی، ظفرنامه، تهران، ١٣٦٣ش؛
(٨) شرف¬الديین عليی يیزديی، ظفرنامه، چاپ سيیدسعيید ميیرمحمدصادق و عبدالحسيین نوايیيی، تهران ١٣٨٧ش؛
(٩) غیاثالدین علی یزدی، سعادتنامه، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٧٩ش.
/سيید سعيید ميیرمحمدصادق/
٣)ظفرنامه (٣) ظفرنامه ای: تألیف شرف*الدین علی یزدی، در تاریخ تیموریان، به نثر فارسی، در سدةۀه نهم هجری. این اثر از دو بخش تشكيیل شده است: تاریخ جهانگیر و ظفرنامه.
تاریخ جهانگیر، در واقع، مقدمةۀ ظفرنامه است که شرفالدین علی یزدی در ٨٢٢، به پیشنهاد ابراهیم میرزا، (نوادةۀ تیمور گورکان) (٧٩٦ـ ٨٣٨)، به نوشتن آن مشغول شد (شرفالدین علی یزدی، ١٣٨٧ش، ج ١، ص ٢١). ابراهیم میرزا، درصدد بود تا شجرهنامهای از جدش تیمور ترتیب دهد، زیرا به گفتةۀ شرفالدین علی یزدی (همانجا)، بعضی از کتابهایی آثاری که بخشیان ترکستان و منشیان بزرگ دولت به ترکی نوشته بودنداند، از هیچ ترتیب و نسقی نداشته است برخوردار نبوده است. ابراهیم میرزا وی از منشیان بارگاهش خواست میخواهد که مجدداً آنها را بخوانند، تا وی مضمون را با گفته مقابله کند و بنا بره ذهن و خاطر خود آنها را تبیین کند و سپس آنانو پس از آن مطالب را بنویسند.
وظیفةۀه خواندن مطالب برعهدةۀ شرفالدین علی یزدی گذاشته شد. پس از خواندن مطالب، ابراهیم میرزا، متن را خالی از عبارتپردازی دانست، میداند و برای رفع این عیب، به شرفالدین علی یزدی دستور داد مطالب را به زبان عربی فصیح و بیان فارسی مليیح به نظم و نثر( در معرف آمده: به نثر فارسی . مهین فر) بنویسد. او از شرفالدین علی یزدی خواستمیخواهد که مقدمه را چنان بنویسد که شجرةۀ جدش، تیمور گورکانی، به حضرت آدم متصل گردد، به گونه ای که در هیچ کتاب دیگریی به این شیوه نیامده باشد (همان، ج ١، ص ٢١ـ ٢٢).
شرفالدین علی یزدی مقدمةۀ ظفرنامه را تاریخ جهانگیر نامیده که شامل یک مقدمه، دو فصل و یک خاتمه است:. مقدمه دربارةۀ تعریف تاریخ و کیفیت آن؛ است. فصل اول اثر او دربارةۀ شرح آفرینش عالم و شرف آدم بر دیگر حیوانات است (همان، ج ١، ص ٢٣ـ ٣٠)؛ و فصل دوم دربارةۀ پیامبران (همان، ج ١، ص ٣٠). مؤلف در نوشتن این فصل، برای رسیدن به هدف اصلیاش، که معرفی شعبةۀ سلاطین ترک تا تیمور گورکانی است، با اینکه وجودی که یافث پسر بزرگ نوح است و نسل سلاطین ترک از او منشعب شده اند، ترجیح دادهمیدهد است که ابتدا دیگر فرزندان نوح عليیه¬السلام (ع) را معرفی کند و پس از آن به فرزندان یافث بپردازد تا سلسلةۀ سخن متصل گردد (همان، ج ١، ص ٤٢).
وی مطالب را با پادشاهی بوزنجر قاآن( ــ که جد نهم چنگیز و جد چهاردهم تیمور) است ــ ادامه داده میدهد و پیگیر نسب اجداد مخدومش( ابراهیم ¬میرزا) و پدر او( شاهرخ) را پی گرفته استاست (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٦٠).
از دیگر مباحث این کتاب است: وی به شرحتشریح دورةۀ حکومت چنگیزخان و شرح لشکرکشیهای وی، فرزندان و زنان او، رسوم و یاسا* پرداخته است (همان، ج ١، ص ٨٧ ـ ٩٤، ١٢٠ـ ١٢٢)،. شرح احوال چغتای* (همان، ج ١، ص ١٧٠ـ ١٧١)، لشکرکشی اوکتای به ختای (همان، ج ١، ص ١٧٤ـ ١٧٩)،. وخانهایی که در دشت قبچاق و، ایران و پادشاهان الوس چغتای حکومت کردهاند از مباحث دیگر است (همان، ج ١، ص ١٧٤ـ ٢٢٤).
او هرچند که این بخش از اثرش را تاریخ جهانگیر نامیده ¬است و، ولی آن را به عنوان مقدمةۀ ظفرنامه معرفی کرده تلقی کرده و در جایی، به «مقدمۀه» کتابش ــ که منظور تاریخ جهانگیر است ــ اشاره نموده استمیکند (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٣٥).
منابع او در نگارش مقدمه، افزون بر تاریخ جهانگشای جوینی (همان، ج ١، ص ٢٠، ٦٣٠) و تاریخ الکامل ابناثیر (همان، ج ١، ص ٢٢٠) و، تاریخ کرمان یا سمط العلی (همان، ج ١، ص ١٠٠)، که نام آنها را ذکر کرده است، کتابهای جامعالتواریخ رشیدالدین فضلالله همدانی، تاریخنامةۀ هرات و تاریخ گزیدةۀ حمدلله مستوفی نیز بوده است (همان، ج ٢، مقدمةۀه میر محمدصادق، ص ٤٧).
ظفرنامه مشهورترین اثر شرفالدین علی یزدی است که به دستور ابراهیم ¬میرزا در ٨٢٨ در شیراز شروع به نوشتن آن کرد (عبدالرزاق سمرقندی، ج ٢، دفتر اول، ص ٣٦٥؛ دولتشاه سمرقندی، ص ٣٧٩). و طی چهار سال به نگارش مقالةۀ اول آن ــ که اختصاص به زندگی تیمور اختصاص دارد ــ مشغول بود (دولتشاه سمرقندی، همانجا).
شرفالدین علی یزدی در بخشهای گوناگون کتابش به عناوین فتحنامه (ج ٢، ص ١٣٣٧) و صحیفةۀ ظفر (همان، ج ٢، ص ٢٤٥) اشاره کرده ¬ است. دولتشاه سمرقندی (ص ٣٠٢، ٣٠٩) و عبدالرزاق سمرقندی (همانجا). از کتاب شرفالدین علی یزدی با عنوان ظفرنامه یاد کردهاند.
آنچه از فحوای متن کتاب برمیآید، شرفالدین علی یزدی، درصدد بوده است درطی سه مقاله، کتابی تاریخی دربارةۀ تیمور، شاهرخ و ابراهیم ¬میرزا تألیف کند. وی . به نحوی که علاوه بر خطبةۀ آغازین ظفرنامه، در برخی از صفحات کتاب نیز تأکید کرده است بنا به موضوع تأکید میکند که سرگذشت تیمور گورکانی، مقالةۀ اول کتابش را تشکیل میدهد (شرفالدین علی یزدی، ١٣٨٧ش، ج ٢، ص ١٢٩٥). وی در نویسنده ضمن وقایع ٧٧٩ و تولد شاهرخ، اشاره به مقالةۀ دوم کتابش اشاره کرده میکند (همان، ج ١ ص ٤٧٢) و . دربارةۀ ابراهیم ¬میرزا نیز خواننده را ارجاع به مقالةۀ سوم کتابش ارجاع داده استمیدهد (همان، ج ١، ص ٢٤٣ـ ٢٤٤).
با توجه به اینکه یزدی او در دورةۀه حکمروایی شاهرخ میزیسته و مقدمه و مقالةۀ اول کتابش را در آن دوره (٨٢٢ ـ ٨٣١) نوشته ¬است و با توجه به درگذشت فوت او در ٨٥٨ ذکر شده ¬است، وی او حداقل فرصتی بیست ساله برای اتمام بقیۀمابقی مقالات داشته است و گفتةۀ عبدالرزاق سمرقندی (←رجوع کنید به ج ٢، دفتر اول، ص ٤٠٣) مشخص میکند که شرفالدین علی یزدی وقایع دورةۀ شاهرخ را نیز گردآورده ی کرده بوده،¬است. اما احتمالاً به سببدلیل فوت حامیاش، ابراهیم ¬میرزا، که در ٨٣٨، روی داد، او انگیزهاش را برای در تکمیل کتاب ی ــ که وعدة آن را در سه مقاله داده بود ــ از دست داده است. اما قتل عام بزرگان شیعه، به جرم طرفداری از سلطان محمد جوکی در ٨٥٠ (عبدالرزاق سمرقندی، ج ٢، دفتر اول، ص ٥٨٨ـ ٥٨٩)، . که از آن میان شرفالدین علی یزدی جان سالم به در برد، نیزاحتمالاً از دلایل نیمه تمام ماندن کتاب ظفرنامه بوده است و درواقع ظفرنامه فقط یک تنها به یک مقاله دارد که یعنی بخش تیمور گورکان (تا مرگ او در ٨٠٧ ) اختصاص یافته ¬است. ظفرنامه شرفالدین علی یزدی با یک مقدمه آغاز میشود و مشتمل است برذکر پیامبران (ج ١، ص ٣٠ـ ٤٥)، پادشاهان تاتار و احوال چنگیزخان و سپس تولد تیمور گورکان (ج ١، ص ٢٣٣ـ ٢٤٤)، تا به قدرت رسیدن وی و لشکرکشیهای او، مختلف از جمله حمله به سمرقند (ج ١، ص ٣٢١ـ ٣٢٣)، هرات (ج ١، ص ٤٩٧ـ ٦٨٦)، بغداد (ج ١، ص ٧٢٨ـ ٧٣٤)، گرجستان (ج ١، ص ٧٩٧ـ ٧٩٩)، هند (ج ١، ص ٨٦٧ ـ ٨٦٨)، مصر و شام (ج ٢، ص ١٠٤٣ـ ١٠٤٥)، بغداد (ج ٢، ص ١٠٩٦ـ ١١٠١) و، روم (ج ٢، ص ١١٤٢ـ ١١٤٧) را دربرمیگیرد. مطالب کتاب با مباحثی همچون بازگشت تیمور به سمرقند، حرکت به سوی ختای و مرگ وی در اترار ادامه مییابد (ج ٢، ص ١٢٥٣ـ ١٢٥٦، ١٢٧٧ـ ١٢٨٠، ١٢٨٦ـ ١٢٩٤). ذکر خصوصیات تیمور (ج ٢، ص ١٣٣٧ـ ١٣٤٦) آخرین مطلب ظفرنامه است.
شرفالدین علی یزدی پس از گردآوری همةۀ آثار عصر تیمور و اسناد و مدارک مرتبط با آن و معلوم پس از مشخص شدن صحت آنها، شروع به نوشتن کتابش را آغاز کرداثرش کرده است (همان، ج ١، مقدمةۀه میرمحمدصادق، ص ٥١). ترتیب کار چنین بودبه شیوهای بوده که پس از خواندن و مرور اسناد، کسانیافرادی که از موضوع آگاهی داشتند، رویدادهای آن را تطبیق میدادند و نویسندگان آن را می نوشتند مکتوب میکردند و چندین بار نوشته را می خواندند خوانده میشد تا موارد اشتباهات اصلاح شود (همان، ج ١، ص ٢٤٧).
شرفالدین علی یزدی، بدون ذکر نامی از کتابها و نویسندگان، اشاره کرده که به کتابهایی که قبل از او دربارة تیمور نوشته شده ¬است، اشاره کرده ¬است. کتابهای عربی و فارسی و فارسی ومنظومةه ای ترکی و مؤلفی فارسی دربارۀ تیمور نوشته شده استاز جمله آنهاست (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٤٤، ٢٤٦). از آثار عربی اطلاعی حاصل نشد، اما از کتاب عربی اطلاعی حاصل نشدیکی از این ،کتابهای فارسی ،مورد اشارة احتمالاً مؤلف باید کتاب ظفرنامةۀ نظامالدین شامی باشد (همان، ج ١، مقدمةۀ میرمحمد صادق، ص ٥٠) و دیگری احتمالاً کتاب شمسالحسن بوده که تاج سلمانی به دستور شاهرخ آن را نوشته است(حاجی¬خلیفه، ج ٢، ستون ١١٢٠)..
احتمالاً منظور شرفالدین علی یزدی از منظومةۀ ترکی نیز باید به احتمال بسیار، مجموعةه اشعار صفیالدین ختلانی بوده باشد که برخی از رویدادهای عصر تیمور را به ترکی سروده ¬است (←رجوع کنید به خواندمیر، ج ٣، ص ٥٤٩). و کتاب فارسی دیگری که شرفالدین علی یزدی بدان اشاره کرده ¬است، باید کتاب شمسالحسن ــ که تاج سلمانی به دستور شاهرخ آن را نوشت ــ باشد (حاجی ¬خلیفه، ج ٢، ستون ١١٢٠).
مهم¬ترین منبعکتاب مورد استفادة شرفالدین علی یزدی، ظفرنامةۀه نظامالدین شامی بوده است، به طوری که ظفرنامةۀه شرفالدین علی یزدی صورتی است مشروح و مفصّل از ظفرنامةۀ نظامالدین شامی، گرچه؛ شیوةۀه اقتباس در همه جای یکسان نیست (←رجوع کنید به شوقی، ص ٤٣٥ـ ٤٥٧). مزایای ظفرنامةۀ شرفالدین علی یزدی نسبت به کتاب شامی، یکی در ضبط کامل اسامی است و دیگر ذکر تاریخ دقیق رویدادها( روز و ماه و سال) رویدادها و است و مزیت سوم مشخص نمودن حدود اعلام جغرافیایی است (شرفالدین علی یزدی، ج ١، مقدمةۀ میرمحمد صادق، ص ٥١).
شرفالدین علی یزدی خلاصة بسیاری از فرمانها، نامهها و پیمانها و حتی یزدیاو به گزارشها و نقشههای نظامی نیز دسترسی داشته است، به نحوی که دربارةۀ آرایش نظامی سپاه توضیحاتی داده ¬است که نمونةۀ کاملی از گزارش او در بارۀاب فتح قلعةۀ تکریت حاکی از این موضوع است (همان، ج ١، ص ٧٤٢).
وی او از شنیدههای خود نیز مطالبی را نقل کرده ¬است (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٥٨٨، ص ١٠٨٣) و.
شرفالدین علی یزدی دیدههای خود نیز مطالبی ش را نیز نقل کرده ¬است (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٧٣٥، ٧٦٤).
شرفالدین علی یزدی همچنین به رخی رویدادهایی اشاره کرده را که تا زمان حیاتش پیوستگی ادامه داشته است، بدان اشاره کرده ¬است (←رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٨١٦).
ظفرنامه آیینهای از اوضاع اجتماعی و آداب و رسوم قرن نهم در ظفرنامه بازتاب یافته استنیز به شمار میرود (همان، ج ١، مقدمةۀه میرمحمد صادق، ص ٥٥). از دیگر ویژگیهای این کتاب،ظفرنامه تطبیق برخی رویدادها با اوضاع فلکی است (همان، ج ١، ص ٤٧٠ـ ٤٧١). شرفالدین علی یزدی خود کتابش را، نسبت به کتابهای دیگر، دارای سه مزیت دانسته است: بر کتب دیگر می ¬داند وفور فواید و کثرت نفع؛. بیان جزيیئیات قضایا، به نحوی که در کتابهای تا به حال در کتب پیشینیان تا این اندازه مطالب به تفصیل بیان نشده ¬ است؛ بهرهگیری از قصص و اخبار درست،؛ که اشارةۀ اوست مؤلف به نوشتههای بخشیان اویغور و دبیران فرس است که به دستور تیمور هرچه وقوع مییافت، پس از تحقیق، دربارةۀ آن مطالب می نوشتندنوشته میشد (همان، ج ١، ص ٢٤٤ـ ٢٤٦).
نثر یزدی شرفالدین علی یزدی، تقلیدی است از کتاب تاریخ جهانگشا، اما به زیبایی و دلربایی آن اثر ماندگار عطاملک جوینی نیست (صفا، ج ٤، ص ٤٨٥). بهار (ج ٣، ص ١٩٤) شرفالدین علی یزدی را زنده کنندةۀه نثر فنی در قرن نهم دانسته است.
ظفرنامةۀه شرفالدین علی یزدی همواره یکی از منابع نویسندگان ونویسندگان و مورخان بعدی بوده ¬است. مؤلفان کتابهای روضةةالصفا، (ج ٦، ص ٤٠٠)، حبیبالسیر (ج ٣، ص ٥، ٨، ٥٠٩)، مطلع سعدین و مجمعبحرین (←رجوع کنید به ج ١، دفتر دوم، ص ٥٩٠ـ ٥٩١)، تاریخ غیاثی (ص ٥٥، پانویس ٤) و خلد برین (ص ٢٠٧) از آن جملهاند.
برخی ديگر از نویسندگان، همچون دولتشاه سمرقندی نیز در نقل استنادات تاریخی عصر تیمور، به این کتاب توجه داشته استند (ص ٣٠٢، ٣٠٩). میرزا حیدر دوغلات، در نگارش بخشهای آغازین کتابش، بسیاری از مطالب کتاب خود را از کتاب ظفرنامه، گرفته اما آنها را خلاصه کرده است (←رجوع کنید به ص ٧٣ـ ٧٨).
لطفی هروی (متوفی پیش از ٨٩٦ هـ.ق)، از مریدان شیخ شهابالدین خیابانی، ظفرنامه را به نظم درآورده است (احمد منزوی، ١٣٧٥ش، ج ٢، ص ١٠١٩ـ ١٠٢٠).
نخستین باربرای اولین بار سلطان ¬احمدبن خاوندشاه حسینی، به دستور بدیعالزمان* تیموری، کتاب ظفرنامه را خلاصه کرد (منزوی، ١٣٥٣ش، ج ٦، ص ٤٣٤٦). عبدالستار لاهوری نیز ظفرنامه را خلاصهای از کتاب شرفالدین تلخیص کرده استعلی یزدی تهیه کرد (همومنزوی، ١٣٧٧ش، ج ٢، ص ١٠٢٠).
روحالله منشی، گزیدهای از ظفرنامه، با حذف اشعار و ابیات عربی، تهیه کرد و نام آن را تاریخ پسندیده نامید نهاد (احمد منزوی، ١٣٤٥ش ، ج ١١، ص ٨٧).
ظفرنامه به زبانهای گوناگون ترجمه شده است، از جمله: کهنترین ترجمةۀ موجود از ظفرنامه، که به ترجمه¬اي به زبان ازبکی است و که در قرن دهم ١٠ هجری، محمد علی بن درویش علی بخاری، به دستور کوچکونحی ¬خان (٩١٦ـ ٩٣٢ هـ.ق)، توسط محمد علی بن درویشس علی بخاریآن را ظفرنامه به زبان ازبکی ترجمه کرشد ه است(شرفالدین علی ¬یزدی، ١٩٧٢، مقدمةۀ اورونبایوف، ص ١٠)؛ به ترکی، ترجمۀ همچنین حافظ محمدبن احمد العجمی نیز ظفرنامه را به ترکی ترجمه کرد (حاجی خلیفه، همانجا)؛ به زبان فرانسه، ترجمۀ.
ترجمةه ظفرنامه به زبان فرانسه، برای نخستین بار توسط پتی دلاکروآ ،که با عنوان تاریخ تیمور در سال ١٧٢٢ میلادی م چاپ شده است؛ به انگلیسی، ترجمۀ . ج.، داربی، با استفاده از متن فرانسه، که ظفرنامه را به انگلیسی ترجمه و در لندن در ١٧٢٣میلادیم در لندن منتشر گردید و کرد، که با این ترجمه، کتاب ظفرنامه در اروپا مشهور و از آن استفادۀ و مورد استفادة گسترده شدقرار گرفت (آربری، ص ٣٤٠)؛. به
ترجمة ایتالیایی، ترجمۀ این کتاب را برادوتی ؛ انجام داده ¬است و ترجمۀ بخشهایی گوناگونی از کتاب به انگلیسی و روسی، از جمله مطالب راجع به مربوط به لشكگرکشی تیمور به هندوستان، اردوی جوجی، و لشکرکشی تیمور بر ضد علیه توقتمیش خان به انگلیسی و روسی ترجمه شده ¬است.
در سالهای ١٨٨٧ـ ١٨٨٨میلادی، متن فارسی ظفرنامه راتوسط مولوی محمد اللهداد به صورت چاپ سنگی در کلکته چاپ سنگی کردبه چاپ رسید (شرفالدین علی یزدی، ١٩٧٢، مقدمةۀه ارونبنایوف، همانجا).
پس از آن، در سال ١٣٣٦ ش، محمد لوی عباسی بر اساس این نسخةه چاپ سنگی مولوی محمد الله ¬داد و نسخهای که در دورۀ مصنفعصر مصنف نوشته شده بود، ظفرنامه را تصحیح و در دو مجلد عرضه کرد.
در سال ١٣٥١ش/١٩٧٢ اورونبایف(، ایران¬شناس اوزبکی) به صورت نسخه برگردان، کتاب تاریخ جهانگیر و ظفرنامه را، به صورت نسخه برگردان،،( قیاس شود با فاکسیمیله در منابع. مهین فر) به چاپ رساند.ید؛ این نسخه حدوداً دوازده١٢ صفحه افتادگی دارد و سهوهایی هم در آن صورت گرفته استدارد (شرفالدین علی یزدی، ١٣٨٧ش، مقدمةۀ میر محمد صادق، ص ٦٢).
ظفرنامه توسط سید سعید میرمحمد صادق و عبدالحسین نوایی ظفرنامه را (١٣٠٣ـ ١٣٨٣) به همراه مقدمةۀ آن، تاریخ جهانگیر، در سال ١٣٨٧ ش در تهران به چاپ رسانده اندرسیده است.
منابع :
(١) ؛
(٢)آرتورجان آربری، ادبیات کلاسیک فارسی، ترجمةۀه اسدالله آزاد، مشهد، ١٣٧١ش؛
(٣) اوروبنبایف، مقدمةۀ فارسی بر چاپ فاکسیمیله ظفرنامه، تاشکند، ادارة انتشارات فن، ١٩٧٢م؛
(٤) محمدتقی بهار، سبک شناسی، تهران [بیتا.]؛
(٥) مصطفیبن عبدالله حاجی ¬خلیفه، کشفالظنون عن اسامیالکتب والفنون، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(٦) میرزا حیدر دوغلات، تاریخ رشیدی، چاپ عباسقلی غفاری، تهران، ١٣٨٣ش؛
(٧) خواندمیر، حبیبالسّیر، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛
(٨) شرفالدین علی ¬یزدی، ظفرنامه، چاپ ع. اوروبنبایوف، / تاشکند ١٩٧٢؛
(٩). شرفالدین علی ¬یزدی، ظفرنامه، چاپ سید سعید میرمحمد صادق و عبدالحسین نوایی، تهران ١٣٨٧ش؛
(١٠) دولتشاه سمرقندی، تذکرةةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ١٢٨٠/ ١٩٠١؛
(١١)، عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٨٣؛
(١٢) اکبر شوقی، سنجش و تطبیق دو ظفرنامه، نشریةۀ دانشکدةۀ ادبیات تبریز، سال ٣٨، ش مسلسل ١١٧ ]بهار ١٣٥٥ش[؛
(١٣) ذبیحالله صفا، تاریخ ادبیات ایران، ج ٤، تهران، ١٣٦٣ش؛
(١٤) عبداللهبن فتحالله غیاثی، تاریخ غیاثی، چاپ طاروق نافع همدانی، بغداد، ١٩٧٥م؛
(١٥) محمود فاضل، فهرست نسخههای خطی دانشکدةۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد، مشهد١٣٥٥؛
(١٦) احمد منزوی، فهرست نسخههای خطی فارسی، تهران ١٣٥٣ش؛
(١٧) احمد منزوی، فهرستوارةۀ کتابهای فارسی، تهران ١٣٧٥ش؛
(١٨) همو، فهرست کتابخانةۀ مجلس شورای اسلامی، تهران، ١٣٤٥ش؛
(١٩) میرخواند، روضةةالصفا؛
(٢٠)محمد یوسف واله، خلدبرین، چاپ میرهاشم محدث، تهران ؛١٣٧٩
/ سیدسعید میرمحمدصادق/
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥