دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٥٠
ابوعبدالله کرام، ، ابوعبدالله کرام، عالم، فقیه، عارف و محدّث قرن سوم و بنیانگذار فرقۀ کرامیه. منبع اصلی دربارۀ ابوعبدالله محمد بن کرام، شرح حال مفصّل وی در تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری (برای نمونه رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٨-١٣٠؛ سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤-٣٠٥) و احتمالاً تاریخ الکرامیه، نوشتۀ هیصم بن محمد بن عبدالعزیز (متوفی ٤٦٧)، است که نسخه ای از کتاب اخیر در دست احمد بن محمد، مشهور به فصیحی خوافی (متوفی ٨٤٥)، بوده (رجوع کنید به فصیحی خوافی، ج ٢، ص ٥٧٩) و اصل هیچ یک تا کنون به دست نیامده است. جورقانی (متوفی ٥٤٣؛ ج ١، ص ٢٩٢-٢٩٥) نیز دربارۀ ابن کرام اطلاعات مهمی آورده است. در کتاب های تراجم عربی، اطلاعات راجع به محمد بن کرام، به واسطه یا مستقیم، از تاریخ نیشابور گرفته شده است. ذهبی نیز از منابع گوناگون، از جمله تاریخ نیشابور*، اطلاعات ارزشمندی را دربارۀ او نقل کرده است. در ضمن کتاب های راجع به فِرق نیز اطلاعات پراکنده ای دربارۀ وی آمده است.
اصل محمد بن کرام از روستای ختک، یکی از روستاهای زرنگ سجستان، است (فصیحی خوافی، ج ١، ص ٣٧٤) و شهرت وی به سجستانی نیز از همین روست(رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٧-١٢٨؛ سمعانی، ج ٣، ص ١٤٩). جورقانی (ج ١، ص ٢٩٢) نام روستای زادگاه او را الحروی ذکر کرده، که احتمالاً تصحیف ختک است. پدرمحمد، کرام، از موالی بنو نِزار بود (ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٨؛ سمعانی، ج ٥، ص ٤٤) که با همسرش به مکه رفت و در آنجا، در سال ١٦٨، محمد به دنیا آمد ( فصیحی خوافی، ج ١، ص ٣٧٤-٣٧٥). نام پدر وی را، به اختلاف، کرّام، کِرام و کَرام ذکر کرده اند (رجوع کنید به سبکی، ج ٢، ص ٣٠٥؛ فان اس، ص ٤٥-٣٨).
محمد بن کرام پس از فراگیری مقدمات علوم در زادگاهش، به خراسان و شهرهای اصلی آن، هرات و نیشابور، مهاجرت کرد (فصیحی خوافی، ج ١، ص ٣٧٥). در نیشابور بیش از همه با احمد بن حرب ارتباط داشت و برخی از تعالیم خود، از جمله تقشف و زهد ورزی، را از او اخذ نمود (ذهبی، ج٦، ص ١٨٩- ١٩٠؛ سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤). در سمرقند از علی بن اسحاق حنظلی تفسیر ابن کلبی به روایت محمد بن مروان سدی صغیر را شنید (نسفی، ص ٣١٠؛ ذهبی، ج ٦، ص ١٨٩. نیز رجوع کنید به خوری، ص ٣٤، ٦٣) و در بلخ از ابراهیم بن یوسف ماکیانی و در مرو از علی بن حجر و در هرات از عبدالله بن مالک بن سلمیان سماع حدیث نمود، اما مهمترین شیوخ حدیثی او احمد بن عبدالله جویباری و محمد بن تمیم فاریابی بودند(ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٨؛ سمعانی، ج ٥، ص ٤٤؛ ذهبی، ج ٦، ص ١٨٩)، که محدّثان مرجئی و متمایل به اهل رأی بودند (رجوع کنید به ابن حبان، ج ٢، ص ٣٠٦؛ ابن عدی، ج ١، ص ١٧٨؛ مزی، ج ٢، ص ٢٥١، ٢٥٣-٢٥٤). از ابن کرام، خاصه به دلیل روایت از دو راوی اخیر، که متهم به وضع حدیث و گرایش مرجئی بودند، خرده گیری فراوانی شده است (برای نمونه، رجوع کنید به ابن حبان، ج ٢، ص ٣٠٦؛ سمعانی، ج ٤، ص ٣٧٧). محمد بن کرام و بعدها پیروانش را، به دلیل جواز در جعل احادیث ترغیب و ترهیب، سخت نکوهیده اند (رجوع کنید به ابن جوزی، ج ١، ص ٩٦؛ ابن حجر عسقلانی، ج ١، ص ١٧٨، ج ٦، ص ٣٦٢)، هر چند احتمال بیشتر آن است که ابن کرام و کرامیه به نقل احادیث ترغیب و ترهیب توجه فراوانتری نشان می داده اند (برای نمونه ای از احادیث نقل شده در ترغیب و ترهیب که نام ابن کرام در سلسله سند آن قرار دارد رجوع کنید به ابن بابویه، ص ١٠٣-١٠٧). از ابن کرام کسانی روایت نقل کرده اند، از جمله ابراهیم بن محمد بن سفیان فسوی (ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٨-١٢٩)، ابومحمد عبدالله بن محمد بن سلیمان سجری (رجوع کنید به بن بابویه، ص ١٠٣؛ نسفی، ص ٣١٠، ٦٨٩)، عبدالرحمن بن محمد بن محبور تمیمی (متوفی ٣٦٦؛ فارسی، ص ٢٨؛ ذهبی، ج ٨، ص ٢٥٧) و احمد بن محمد دهان (خوری، ص ٣٤، ٦٣). ابومحمد سجزی افزون بر نقل روایت از ابن کرام، از دوستان او بود و در سمرقند، به همراه ابن کرام، از علی بن اسحاق حنظلی تفسیر کلبی را سماع کرده و برای کرامیان ساکن سمرقند خانقاه ساخته بود (نسفی، ص ٣١٠).
محمد بن کرام پنج سال در مکه اقامت کرد و سپس به خراسان بازگشت و دارایی های خود را فروخت و به سجستان رفت (ذهبی، ج ٦، ص ١٨٩؛ سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤). ظاهراً در همین هنگام بود که در سجستان با مشکل روبرو شد و از او نزد والی طاهری آنجا، ابراهیم بن حُصَین، شکایت کردند و والی به اخراج وی و پیروانش از سجستان حکم داد (رجوع کنید به جورقانی، ج ١، ص ٢٩٣-٢٩٤؛ سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤). ذهبی (ج ٦، ص ١٩٠٩) گزارش مجلس محاکمۀ وی را در حضور ابراهیم بن حصین نقل کرده که بر اساس آن، ابن کرام در تلفظ حروف عربی مشکل داشته است، به رغم آن که پیروانش وی را دارای اصلی عربی معرفی می کرده اند. او به نیشابور بازگشت و در زمان محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر به زندان افتاد (ذهبی، ج ٦، ص ١٨٩؛ دربارۀ نام امیر طاهری ای که وی را به زندان افکند، اختلاف هست. رجوع کنید به فان اس، ص ٩١-٩٢، پاورقی های شماره ٥٥ - ٥٦). پس از رهایی، چندی در نواحی مرزی شام به سر برد و سپس، در روزگار محمد بن طاهر بن عبدالله، به نیشابور بازگشت، اما به سبب عقایدش و پیروان فراوانی که در بخش های محروم نیشابور و خراسان یافته بود، برای مدتی طولانی به زندان افتاد. سرانجام، با این شرط که در خراسان سکنی نگزیند او را آزاد کردند (فصیحی خوافی، ج ١، ص ٣٧٥). وی با جمعی از پیروان خود در بیت المقدّس سکنی گزید. حاکم نیشابوری از قول عالم کرامی، احمد بن محمد بن یحیی دهان، نقل کرده است که ابن کرام پس از هشت سال زندانی بودن، در شوال سال ٢٥١ نیشابور را ترک کرد(ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٣٠؛ ذهبی، ج ٦، ص ١٩١).
ابن کرام در ٢٠ صفر سال ٢٥٥ در بیت المقدّس درگذشت (ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٨-١٢٩؛ ذهبی، ج ٦، ص ١٩١؛ فصیحی خوافی، ج ١، ص ٣٧٥). به روایت ابن عساکر (ج ٥٥، ص ١٢٩-١٣٠)، در بیت المقدّس، به دلیل عقیدۀ ابن کرام دربارۀ ایمان ، کتابهای او را سوزاندند و به دستور والی رمله، یانس مونسی، او را به شهر زُغَر راندند. گفته شده است که وی در زغر درگذشت و پیروانش جنازۀ او را به بیت المقدّس بردند و در آنجا به خاک سپردند. به گفتۀ حاکم نیشابوری، محمد بن کرام شب هنگام درگذشت و صبح زود، در حالی که معدودی از نزدیکان خاص او خبر داشتند، جنازه اش را به مقابرالانبیاء بردند و در کنار زکریا و یحیی و دیگر پیامبران به خاک سپردند (ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٣٠؛ سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤).
پس از مرگ او، شاگرد و خادمش، مأمون بن احمد سلمی، به سفارش محمد بن کرام، به سمرقند رفت تا با یکی از شاگردان ابن کرام دیدار کند (رجوع کنید به فان اس، ص ٤٩-٥٠). ذهبی (ج ٦، ص ١٩٠) از ابن حبان بستی نقل کرده که مأمون سلمی تدوینگر کتابهای محمد بن کرام بوده است. از مأمون ،به دلیل نقل احادیث بی اساس در ترغیب و ترهیب و مسائل دیگر، انتقادهای فراوانی شده است (ابن حبان، ج ٣، ص ٤٥-٤٦؛ ابن عساکر، ج ٥٧، ص ٢-٦). وی در ذم شافعی و برخی اختلافهای حاد شافعیان و حنفیان، همچون بالابردن دستها در نماز، روایتی نقل کرده است (ابن حبان، ج ٣، ص ٤٦؛ابن عساکر، ج ٥٧، ص ٤)، که علت خصومت شدید کرامیان و شافعیان خراسان را روشن می کند. ابوعبدالرحمان سلمی (متوفی ٤١٢) در مذمت کرامیه، از گفتگوی محمد بن کرام و سلم/سالم بن حسن باروسی مطلبی نقل کرده که به دو شکل متفاوت در منابع نقل شده و تاحدی بازتاب دهندۀ منازعات بعدی کرامیان و شافعیان خراسان است (رجوع کنید به سمعانی، ج ١، ص ٢٥٥-٢٥٦؛ پورجوادی، ص ٣٥-٣٨). آنچه این منازعات را تشدید می کرده، تعصب محمد بن کرام و یارانش دربارۀ ابوحنیفه بوده و ابن کرام در فضلیت ابوحنیفه حدیثی نقل کرده با این مضمون که او زنده کنندۀ سنّت نبوی است (رجوع کنید به ابن عدی، ج ١، ص ١٧٨). پیروان ابن کرام تعصب فراوانی درباره او داشته و احادیثی در فضیلت او نقل کرده اند. ابوعبدالله حسین بن ابراهیم جورقانی (متوفی ٥٤٣؛ ج ١، ص ٢٩٠-٢٩١) از کتابی در فضایل محمد بن کرام، تألیف عالم کرامی ابویعقوب اسحاق بن محمشاذ بن اسحاق، سخن گفته و از آن حدیثی نقل کرده است. این کتاب ظاهراً تا قرن ششم موجود بوده و ابن جوزی (متوفی ٥٩٧؛ ج ٢، ص ٥٠) از آن مطالبی نقل کرده است. مخالفان ابن کرام نیز احادیثی در مذمت او جعل کرده اند (برای برخی از این احادیث و تحلیل آنها رجوع کنید به جورقانی، ج ١، ص ٢٩٢؛ شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٦٤-٦٥). در تفسیر الفصول ویژگیهای منحصر به فرد بسیاری برای محمد بن کرام برشمرده شده است (رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٨٩-٩١). قبر او چند قرن در بیت المقدّس مشخص بوده است (رجوع کنید به ابن مجیر حنبلی، ج ١، ص ٢٩٦) و پیروانش آن را زیارت می کرده اند( جورقانی، ج ١، ص ٢٩٥).
مهمترین عقاید کلامی ابن کرام، دیدگاه های تشبیهی (حاکم جشمی، ص ١٤٩-١٥١) و نظرش دربارۀ کاهش یا فزونی نیافتن ایمان بوده که مخالفت های فراوانی برانگیخته و مستمسک جدی مخالفان وی نیز همین عقیده بوده است (دربارۀ دیدگاه های کلامی او رجوع کنید به کرامیه*). ظاهراً یکی از دوبار زندانی شدن او، به سبب مجموعه روایتی بوده که وی در این باره گرد آورده بوده است که نسخه ای از آن را نزد محمد بن اسماعیل بخاری (متوفی ٢٥٦) بردند و به فتوای بازداشت او را گرفتند (رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٥٥، ص ١٢٩؛ ذهبی، ج ٦، ص ١٩١). عالم برجستۀ شافعی نیشابور، ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمه، نیز به رغم آنکه در آغاز از دوستان او بود (ذهبی، ج ٦، ص ١٨٩)، از مخالفان جدّی او شد و نقش مهمی در به زندان انداختن او داشت (رجوع کنید به جورقانی، ج ١، ص ٢٩٤) و حتی، به همراه برخی دیگر از فقیهان نیشابور، حکم به کفر کرامیه داد (جورقانی، ج ١، ص ٢٩٥). شافعیان و کرامیان منازعات خونینی با یکدیگر داشته اند و برخی عالمان کرامی حتی احادیثی در مذمت محمد بن ادریس شافعی نقل کرده اند. محمد بن کرام آثار مکتوب چندی داشته که منبع مؤلفان بعدی بوده است (رجوع کنید به فان اس، ص ٣٩-٤٤). فخر الدین رازی (ص ٨٨) از فراوانی آثار او، بدون اشاره به نام آنها، سخن گفته و نحوه بیان ابن کرام را در آثارش، پست خوانده است. خرده گیری فخر الدین رازی بیشتر به سبب ملمع نویسی ابن کرام و پیروانش بوده است (رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ١٠٥-١٠٧). مشهورترین اثر او عذاب القبر بوده است که تقریباً تمام فرق نگاران قرون میانه، برای استناد به عقیدۀ تشبیهی ابن کرام، عبارتی از آن را در کتاب های خود تکرار کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به حاکم جشمی، ص ١٥٠؛ سمعانی، ج ٥، ص ٤٣-٤٤؛ فان اس، ص ٣٩). از دیگر آثار وی، کتاب التوحید بوده که حاکم جشمی (متوفی ٤٩٤؛ ص ١٥٠-١٥١) به آن اشاره کرده است. بخش هایی از یک اثر احتمالاً فارسی او، به نام کتاب السر، در دست ابوجعفر محمد بن اسحاق َزوزَنی بَحَّاثی (متوفی ٤٦٣) بوده که در ضمن کتاب تبصرة العوام (ص ٦٥-٦٩)، نوشتۀ جمال الدین محمد بن حسین بن حسن رازی (نسخۀ خطی کتابخانۀ مجلس، ش١٢٥٦ )، نقل شده است (برای تحلیل این نقل ها رجوع کنید به فان اس، ص ٣٩-٤٤). وی احتمالاً کتابی به نام المذهب نیز داشته که نسخه ای از آن در اختیار ابوعمرو محمد بن یحیی خوری (متوفی ٤٢٧؛ ص ٥٥-٥٦) بوده و وی حدیثی را نقل کرده و گفته که آن در کتاب المذهب ابوعبدالله نیز آمده است. بخشی از کتاب المذهب در بیان اعتقادات بوده و ابن کرام در آن از موضوع رؤیت باری در آخرت سخن گفته است (رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٨٨-٨٩). از ابن کرام قولی دربارۀ رؤیت باری در آخرت در دست است (شفیعی کدکنی، ١٣٨٥، ص ٩).
محمدبن کرام و پیروانش در گسترش اسلام در نواحی ماوراء النهر و برخی بخش های هرات، خاصه بخش غرچه / غرچستان، نقش داشته اند و تا زمان فخر الدین رازی (متوفی ٦٠٦) و حتی مدتی بعد نیز اهالی این مناطق بر مذهب او بوده اند (رجوع کنید به فخر الدین رازی، ص ٨٧-٨٨). در حوزۀ واژگان عرفانی، وی تعبیر دوست را به جای ولیّ عربی به کار می برده است (برای تفصیل مطلب رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٦، ص ٤٤٥-٤٥٠). او مراکز خاصی به نام خانقاه، برای عبادت و تحصیل پیروان خود، ساخته و تا مدتها در نواحی خراسان، خانقاه* تنها بر مراکز متعلق به کرامیه اطلاق می شده ، چنانکه مقدسی (ج ٥، ص١٤١) نیز از کرامیان با عنوان ساکنان خانقاه یاد کرده است.
از دیگر عقاید ابن کرام، نظر وی دربارۀ کسب بوده است. وی از توکل تعریفی داشته است که بر اساس آن، کسی که خود را وقف عبادت خدا کند، پروردگار نیز متکفل روزی او خواهد بود(سلمی، ج ٢، ص ٤٨٥؛ شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ج ٢، ص ١٠٠). در کتاب رونق المجالس نیز حکایاتی نقل شده که مؤید وجود چنین تعبیری از توکل نزد کرامیه است. بحث از توکل و لزوم داشتن یا نداشتن کسب و کار، در آن دوران متداول بوده است ( رجوع کنید به پورجوادی، ص ٥٨-٥٩).
عبدالغافر فارسی ( رجوع کنید به ص ٢٦، ٢٨، ٧٦) و سمعانی(ا نساب، ج ٢، ص ٣٠٤؛ همو، ١٣٩٥، ج ٢، ص ٣٢٩) پیروان ابن کرام را در نیشابور و خراسان بزرگ، اصحاب ابو عبدالله خوانده اند. از خود ابن کرام نیز با عناوین ابوعبدالله (خوری، ص ٥٥؛ بوشنجی، ص ١٣٦؛ شیخ احمد جام، روضة المذنبین، ص ١٥٢) و ابوعبدالله کرام (قزوینی رازی، ص ٢٦، ١٦٠، ٤٩٧) یاد شده و گاه در متون کرامیه، امام متقیان خوانده شده است (شفیعی کدکنی، ١٣٧٧ب، ص ٣٦٠، این گونه تعابیر را ناشی از بیم هواداران کرامیه از مخالفان خود دانسته است). عبدالغافر فارسی* نیز در معرفی اصحاب ابوعبدالله محمد بن عبدالله مشهور به حاکم نیشابوری* (متوفی ٤٠٥) عنوان ابوعبدالله حافظ را به کار برده است برای تمییز از اصحاب ابوعبدالله کرام که از آنان به همان صورت مطلق اصحاب ابوعبدالله یاد کرده است. در کتاب رونق القلوب برخی حکایات عرفانی دربارۀ او نقل شده است (برای این حکایات ها رجوع کنید به فان اس، ص ٤٩-٥٠) که نشان دهندۀ مناسبات وی با برخی بزرگان صوفیه نیشابوراست، از جمله بایزید بسطامی (متوفی ٢٦١) و مرشدش احمد بن حرب (متوفی ٢٣٤). ذهبی (ج ٦، ص ١٨٩)، از قول یحیی بن مُغاذ رازی، سخنی در ستایش محمدبن کرام نقل کرده است. نام ابن کرام در سلسله سند برخی روایات تفسیری، در ضمن تفسیر کرامی الفصول نوشتۀ عبدالوهاب بن محمد حنفی / حنیفی، آمده (رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٧٧-٧٩؛ فان اس، ص ٥٩-٧٠) و سخنان فراوانی نیز او نقل شده است (برای گزارش تفصیلی از اقوال وی در تفسیر الفصول رجوع کنید به شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٩٥-١٠٢؛ همو، ١٣٨٥، ص ٥-١٤). یک دوره آرای فقهی ابن کرام – که بسیار به مذهب حنفی نزدیک است(قزوینی رازی، ص ٢٧٢، ٤٥٧) – در ضمن کتاب النتف فی الفتاوی، منسوب به ابوالحسن علی بن حسین سغدی (متوفی ٤٦١؛ به تصحیح صلاح الدین ناهی، بیروت١٤٠٤/١٩٨٤)، آمده است (زیزو ، ص ٥٧٩-٥٨٧)، اما ناهی( مصحح کتاب) هویت ابوعبدالله را نشناخته است (رجوع کنید به سغدی، ج ١، ص ٨، پانویس ١). ابن کرام درباره علل احکام نیز آرای خاصی داشته است، از جمله دربارۀ علت تحریم شراب (بوشنجی، ص ١٣٦). بر ابن کرام و تعالیم او ردیه های فراوانی نوشته شده که یکی از کهنترین آنها الرد علی ابن کرام، نوشتۀ فضل بن شاذان* امامی (متوفی ٢٦٠)، است (نجاشی، ص ٣٠٧) که بندی از آن را شیخ طوسی (ص ١٥٤) نقل کرده است (برای دیگر ردیه ها و مطالب برخی از آنها رجوع کنید به سبکی، ج ٢، ص ٣٠٤؛ شفیعی کدکنی، ١٣٧٧الف، ص ٦١-٦٢، پانویس ١؛ فان اس، ص ٨٣-٨٨). ذهبی (ج ٦، ص ١٨٩-١٩٠) برخی اقوال عرفانی محمدبن کرام را نقل کرده است.
منابع :
(١) محمد بن علی بن حسین ابن بابویه، الامالی، قم ١٤١٧؛
(٢) عبدالرحمن بن علی ابن جوزی، کتاب الموضوعات، چاپ عبدالرحمن محمد عثمان ،مدینه ١٣٨٦/١٩٦٦؛
(٣) محمد بن حبان بن احمد مشهور به ابن حبان، کتاب المجروحین من المحدثین و الضعاء و المتروکین، چاپ محمود ابراهیم زاید،حلب ١٣٩٦؛
(٤) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، بیروت، بی تا؛
(٥) عبدالله بن عدی جرجانی مشهور به ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، چاپ سهیل زکار، بیروت١٤٠٩/١٩٩٨؛
(٦) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١٥-١٤٢١/١٩٩٥-٢٠٠١؛
(٧) ابوالحسن هیصم بن محمد بن عبدالعزیر بوشنجی نابی، قصص الانبیاء، ترجمه محمد بن اسعد بن عبدالله حنفی تستری، چاپ سید عباس محمد زاده ،مشهد ١٣٨٤ش؛
(٨) نصر الله پورجوادی، «منبعی کهن در باب ملامتیان نیشابور»، پژوهش های عرفانی جستجو در منابع کهن (مجموعه یازده مقاله)، تهران ١٣٨٥ش؛
(٩) محسن بن محمد بن کرامه جشمی، رسالة ابلیس الی اخوانه المناحیس، چاپ حسین مدرسی، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(١٠) حسین بن ابراهیم جورقانی همدانی، الأباطیل و المناکیر و الصحاح و المشاهیر، چاپ عبدالرحمن عبدالجبار فریوائی، بنارس١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) مجیر الدین عبدالرحمن بن محمد حنبلی، الأنس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل، مقدمه محمد بحر العلوم ،نجف ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٢) محمد بن یحیی بن حسن خوری، کتاب فی قوارع القرآن و ما یستحب أن لا یخل بقراءته کل یوم و لیلة، چاپ قاسم نوری،مشهد ١٤١٠؛
(١٣) شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٤) جمال الدین محمد بن حسین بن حسن رازی، کتاب تبصرة العوام فی معرفة مقالات الأنام، چاپ عباس اقبال، تهران ١٣١٣ش؛
(١٥) فخر الدین محمد بن عمر رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، چاپ محمد معتصم بالله بغدادی ،بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٦) عبدالوهاب بن علی سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، چاپ عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره ١٣٨٣/١٩٦٤؛
(١٧) ابوعبدالرحمن محمد بن حسین سلمی، المقدمة فی التصوف و حقیقته، چاپ حسین امین؛
(١٨) همو، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمی، گردآوری نصر الله پورجوادی، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٩) علی بن حسین سغدی، النتف فی الفتاوی، چاپ صلاح الدین ناهی، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٠) عبدالکریم بن محمد سمعانی، الأنساب، چاپ عبدالله عمر بارودی، اختصارات؛
(٢١) همو، التحبیر فی المعجم الکبیر، چاپ منیرة ناجی سالم، بغداد١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٢٢) محمد رضا شفیعی کدکنی، «چهره دیگر محمد بن کرام سجستانی در پرتو سخنان نویافته از او»، ارج نامه ایرج به پاس نیم قرن سوابق درخشان فرهنگی و دانشگاهی استاد ایرج افشار، به کوشش محسن باقر زاده، تهران١٣٧٧ش/الف؛
(٢٣) همو، «سفینه ای از شعرهای عرفانی قرن چهارم و پنجم»، جشن نامه استاد ذبیح الله صفا، به کوشش سید محمد ترابی، تهران ١٣٧٧ش/ب؛
(٢٤) همو، «نخستین تجربه های شعر عرفانی در زبان فارسی: نگاهی به اسناد نویافته درباره ابوذر بوزجانی»، درخت معرفت: جشن نامه استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب، به اهتمام علی اصغر محمد خانی،تهران ١٣٧٦ش؛
(٢٥) همو، «سخنان نویافته دیگر از محمد بن کرام»، مطالعات عرفانی، شماره سوم، بهار- تابستان ١٣٨٥ش؛
(٢٦) یوسف فان اس، «متونی درباره کرامیه: مجموعه ای از مواد و منابع درباره کرامیه که از آنها استفاده نشده است»، معارف، دوره نهم، ش ١ (فروردین- تیر ١٣٧١)، ص ٣٤-١١٨؛
(٢٧) عبدالغافر بن اسماعیل فارسی، المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، انتخاب ابراهیم بن محمد صریفینی، چاپ محمد عثمان، قاهره ١٤٢٨/٢٠٠٨؛
(٢٨) احمد بن محمد فصیح خوافی، مجمل فصیحی، چاپ سید محسن ناجی نصر آبادی، تهران ١٣٨٦ش؛
(٢٩) عبدالجلیل قزوینی رازی، نقض معروف به بعض مثالب النواصب، چاپ میر جلال الدین محدث، تهران ١٣٥٨ش؛
(٣٠) محمد بن حسن طوسی، الامالی، قم ١٤١٤؛
(٣١) یوسف بن عبدالرحمن مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٣٢) مطهر بن طاهر مقدسی، کتاب البدع و التاریخ، چاپ کلمان هوار،پاریس ١٩١٦؛
(٣٣) احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ١٤٠٧؛
(٣٤) عمر بن محمد نسفی، القند فی ذکر علماء سمرقند، چاپ یوسف هادی، تهران ١٣٧٨ش/١٤٢٠؛
(٣٥) Aron Zysow,“Two Unrecognized Karrami Texts," Journal of American Oriental Society ١٠٨.٤,١٩٨٨.
/محمد کاظم رحمتی/
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥