دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٣٥
قبا ، مسجد و قریه. بنا بر منابع متقدم، قریۀ قبا در دو کیلومتری جنوب یثرب (مدینه)، در سمت چپ راه مکه واقع، و بسیاری از بناهای آن سنگی بوده است (مقدسی، ج ١، ص١١٨؛ مقریزی، ج١٠، ص٦٩). کسانی که قصد سفر از مکه به سوی مدینه را داشته اند، باید از این قریه عبور می کرده اند، اما امروزه بهسبب احداث بزرگراه مکه ـ مدینه، با فاصلهای از آن می گذرند. نام این قریه برگرفته از نام چاهی است که در آنجا بوده و بنیعمروبن عوف از انصار در آن قریه ساکن بودند (یاقوت حموی، ج ٤، ص٣٠١؛ فیروزآبادی، ص٣٢٣).
قریۀ قبا از مناطق خوش آب وهوای پیرامون یثرب بوده ونخلستانهای فراوان و چاههای آب شیرین داشته و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، قبل از ورود به مدینه، چند روزی در آنجا اقامت کرده است. مردم این قریه، نخستین سخنی را که پس از ورود حضرت، از ایشان شنیدند این بود: «آشکارا سلام کنید، از طعام خود به دیگران بخورانید، صلۀ رحم کنید و شبهنگام وقتی مردم در خوابند نماز بگزارید، پس به سلامت وارد بهشت شوید» (ابنسعد، ج١، ص٢٣٥).
رسول خدا هنگام هجرت از مکه به مدینه، در روزدوشنبه ١٢ ربیعالاول وارد محلۀ قبا شد و به همراه ابوبکر و عامربن فهیره به میان قبیلۀ بنیعمروبن عوف رفت و مهمان کلثومبن هدمبن امریالقیسبن الحارث ــ از شیوخ قبیلۀ اوس (ابناثیر، ج٤، ص٢٥٤) ــ شد (ابنهشام، ج ١، ص٤٩٣؛ ابنقیم جوزی، ج ٢، ص١٤٢؛ ابنسعد، ج ٣، ص٢٤٠؛ بیهقی، ج ٢، ص١٦٦). سپس منزل سعدبن خثیمه را، که در مجاورت آن قرار داشت، محل ملاقات و گفتگو با مردم قرار داد (ابنسعد، ج١، ص٢١٩؛ مسعودی، ج٢، ص٢٧٩؛ خلیفه، ص١٨). براساس روایات شیعی، سبب توقف چند روزۀ پیامبر در محلۀ قبا آن بود تا حضرت علی علیهالسلام بههمراه فواطم به ایشان بپیوندد (مجلسی، ج١٩، ص١٠٤- ١١٤). منابع تاریخی نیز از پیوستن علیبن ابیطالب به رسول خدا در قبا و سکونت در خانۀ کلثومبن هدم خبر داده اند، با تأکید بر این که توقف چهار روزه برای ساخت مسجد قبا بوده است (رجوع کنید به ابنهشام، ج١، ص٤٩٣؛ طبری، ج٢، ص٣٨٢).
روایت شده که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم روز دوشنبه ١٢ ربیعالاول تا جمعه شانزدهم آن ماه را در میان قبیلۀ عمروبن عوف گذراند و جمعه آنجا را به مقصد مدینه ترک کرد. چون ظهرهنگام به قبیلۀ بنیسالمبن عوف رسید (بلاذری، انساب، ج١، ص٢٦٣؛ همو، فتوح، ج١، ص١٥-١٦؛ طبری، ج٢، ص٣٨٣)، با همراهان خود، در مسجد آنان نماز جمعه را اقامت کرد که آن را نخستین نماز جمعه و نخستین خطبۀ آن حضرت در شهر مدینه ثبت کردهاند (طبری، ج ٢، ٣٩٤؛ ابناثیر، ج١، ص٢٨؛ بیهقی، ج٢، ص١٦٧، ١٧٣؛ مسعودی، ج٢، ص٢٧٩).
این مسجد، که در پانصدمتری مسجد قبا قرار داشت، به مسجد جمعه شهرت یافت (فیروزآبادی، ص٤٥٨).
ساخت مسجد قبا. پیامبراکرم درتوقف کوتاه خویش در قریۀ قبا، تصمیم گرفت پایگاهی برای فعالیتهای عبادی و سیاسی مسلمانان آن منطقه برپا کند. ایشان، به پیشنهاد عماربن یاسر یا به تقاضای ساکنان آن قریه، با خریدن زمینی که متعلق به کلثومبن هدم بود، سنگ بنای این مسجد را گذاشت (رجوع کنید به ابناثیر، ج٣، ص٦٣٠؛ قلقشندی، ص٣٩٧)، که اولین مسجد در نخستین روزهای هجرت پیامبر به مدینه محسوب شده است (رجوع کنید به توبه: ١٠٨). رسول اکرم مساحت مسجد را براساس خط سیر شتر خویش مشخص نمود و خط قبله را تعیین کرد و سپس همراه صحابه، به ساخت آن مشغول شد (دیار بکری، ج١، ص٣٣٨). گرداگرد مسجد، دیواری از سنگهای حرّه (آتشفشانی) برافراشتند و سقف آن را بر روی سهردیف ستون قرار دادند. محل نماز پیامبر، قبل از تغییر قبله، در محل دیوار شمالی مسجد قرار داشت که در توسعۀ دوران آلسعود برداشته شد. به گفتۀ ابنشبه، طول و عرض مسجد مساوی و مساحت آن حدود ٣٤ متر بود(ج١، ص٥٧). رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وسلم به حدی در ساخت مسجد خود را به زحمت میانداخت و خشتها را بر دوش میکشید که اصحاب متأثر می شدند و از ایشان تقاضا میکردند که فقط ناظر امور باشند، اما آن حضرت نمیپذیرفت (سمهودی، ج ١، ص٥٧) و در حین کار، همراه با صحابه، قوافی اشعار آنان را تکرار میکرد: «قدافلح من یعمر المساجداً و یقرأ القرآن قائماً و قاعداً»( رستگار است کسی که مسجد بنا کند و در آن نشسته و ایستاده قرآن بخواند؛ رجوع کنید به ابنحجر، ج٥، ص١٩٦؛ صالحی شامی، ج٣، ص٢٦٨).
در فضیلت مسجد قبا، روایات متعددی نقل شده که حاکی از اهمیت آن در تاریخ اسلام است. گفته اند که رسول خدا، پس از ترک محلۀ قبا، هفته ای یک بار (شنبه یا دوشنبه)، مسافت میان مسجدالنّبی و مسجد قبا را پیاده یا سواره طی میکرد تا در مسجد قبا نماز بگزارد (رجوع کنید به بلاذری، انساب، ج١، ص٣٣٢؛ ابنسعد، ج١، ص١٨٩؛ مقریزی، ج٨ ، ص٧٩، ج١٠، ص١٠، ٦٩، ٧٧) و میفرمود: دو رکعت نماز در مسجد قبا برای من بهتر از آن است که دوباره به بیتالمقدّس بروم، اگر میدانستند در قبا چیست، به سوی آن میتاختند تا از فضیلتش بهرهمند شوند (ابنشبه، ج١، ص٤٢). همچنین از پیامبر نقل کردهاند که بجا آوردن دو رکعت نماز در مسجد قبا، برابر یک حج عمره است (ابناثیر، ج١، ص١١٤؛ ابنحجر، ج٦، ص٢٧٤؛ ابنکثیر، ج٣، ص٢٠٩؛ ابنعبدالبر، ج١، ص٩٦؛ ذهبی، ج١١، ص٣٤) و برای درک فضیلت نماز در آن، اصحاب همواره به قبا میرفتند و در آنجا نماز میگزاردند.
در کرامت و منزلت مسجد قبا همین بس که در بسیاری از تفاسیر و منابع تاریخ اسلام، شأن نزول آیات ١٠٨ و ١٠٩ سورۀ توبه، این مسجد ذکر شده است و آن را «مسجد تقوی» نیز خوانده اند (کلینی، ج ٤، ص٥٦٠؛ ابنحجر، فتحالباری، ج٩، ص٢٤٥؛ مقریزی، ج١٠، ص٦٩، ٧٢- ٧٤، ٧٧؛ اسباب النزول، ص١٣٨؛ طباطبایی، ج ٩، ص٥٢٩-٥٣٥).
در سال نهم هجرت، پس از غیبت پیامبر از مدینه، که برای غزوۀ تبوک عازم آن منطقه شدهبود، گروهی از منافقان در جوار مسجد قبا، مسجدی ساختند تا پایگاهی باشد برای توطئهچینی برضد اسلام و مسلمانان. هدف آنان اتحاد میان منافقان و ایجاد تفرقه میان مؤمنان و از رونقانداختن مسجد قبا بود. آنان برای کسب مشروعیت اقدام خود، حتی از پیامبر خواستند تا در آن مسجد نماز بگزارد، اما خداوند به پیامبرش وحی فرمود: «لاتقم فیه ابداً لمسجد اسّس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه، فیه رجال یحبّون ان یتطهروا والله یحب المطهری * افمن اسّس بنیانه علی تقوی منالله و رضوان خیر ام من اسّس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لایهدی القوم الظالمین»(ای پیامبر، هرگز در آنجا نماز برپا نکن، زیرا آن مسجدی که در اولین روز هجرت براساس تقوا بنا شده سزاوارتر است که در آن به نماز بایستی، در آنجا مردانی هستند که دوست دارند خود را از آلودگیها پاک کنند و خدا پاکیزهخویان را دوست دارد* آیا کسی که بنای خویش بر پرهیزگاری خدا و رضای او گذاشته بهتر است یا کسی که بنای خویش را بر لب پرتگاهی مشرف به سقوط پی ریزی کرده و با آن در آتش دوزخ فرو می افتد؟...) (توبه: ١٠٨- ١٠٩). در قرآن کریم، این مسجد پایگاه کفر و تفریق و ضرار خوانده شده است: «والذین اتّخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً بین المؤمنین و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله...» (توبه: ١٠٧) و پس از آن بود که این مسجد، ضرار نام گرفت. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمان داد آن را ویران کنند و اصحاب نیز هجوم بردند و آن را خراب کردند و سوزاندند (رجوع کنید به ابنهشام، ج ٢، ص٥٢٩).
دربارۀ نخستین مسجد در «اول یوم» اختلاف وجود دارد که مسجدی که در قرآن کریم به آن اشاره شده، کدام است؟ بعضی مفسران آن را مسجد قبا و برخی آن را مسجدالنبی در مدینه دانستهاند. اما در مجموع، مسجد قبا را اقرب و انسب دانستهاند، هم به سبب شأن نزول آیه و هم بهسبب روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام ذکر شدهاست (رجوع کنید به ابنکثیر، ج٣، ص٢٠٩؛ اسباب النزول، ص١٣٨؛ جرجانی، ج١، ص١٦١؛ استرآبادی، ج١، ص٦١). آنان که مسجدالنبی را اولین دانستهاند به روایتی از رسول خدا تمسک جستهاند که فرمود: «هذا مسجدی» (رجوع کنید به مقریزی، ج١٠، ص٧٢- ٧٤).
نخستین تغییر در مسجد قبا، تغییر در محراب آن بود. زمانی که قبلۀ مسلمانان از بیتالمقدس به جانب مسجدالحرام تغییر کرد، پیامبر به قبا آمد و با کمک اصحابش، قبلۀ مسجد را به سوی کعبه قرار داد (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٦، ص١٦٦). در طول تاریخ، مسجد قبا توسعه یافته و بازسازی شده است. از جمله در زمان خلیفۀ سوم و نیز در دوران حکومت عمربن عبدالعزیز، که وی آن را توسعه داد و رواقها و گلدستهای برای آن ساخت (مقریزی، ج١٠، ص٧٧). آخرین بار در ١٤٠٥، از چهار طرف بر مساحت مسجد قبا افزوده شد و بهجای ساختمان قدیم آن، بنایی بزرگتر براساس معماری بنای قبلی برپا گردید. در این توسعه، خانۀ کلثومبن هدم و سعدبن خثیمه، که محل سکونت رسول خدا بود، نیز در داخل مسجد قبا قرار گرفت و ویران شد. این مسجد اکنون ٧٤٦٥ متر مربع مساحت دارد و حدود بیستهزار نمازگزار را در خود جای میدهد.
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) عزالدین ابوالحسن علیبن محمد جزری، اسدالغابة فی معرفةالصحابه، بیروت، ١٤٠٩؛
(٣) احمدبن علی ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ١٤١٥؛
(٤) همو، فتحالباری بشرح صحیح البخاری، التزام عبدالرحمان محمد، بیروت ١٤٠٨؛
(٥) محمدبن منیع الهاشمی البصری ابنسعد، الطبقات الکبری، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران ١٣٧٤ش؛
(٦) ابوزید عمر ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، تحقیق فهیم محمد شلتوت، بیروت١٤١٠؛
(٧) ابویوسفبن عبداللهبن عمر ابنعبدالبر، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت١٤١٢؛
(٨) ابنقیم جوزی، زادالمعاد فی هدی خیرالعباد، تحقیق محمدحامد الفقی، قاهره١٣٧٣ ، بیروت١٤١٢؛
(٩) ابوالفداء اسماعیلبن عمر ابنکثیر، البدایة والنهایة، بیروت١٤٠٧؛
(١٠) ابومحمد عبدالملک ابنهشام، السیرة النبویه، تحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره ١٣٥٦ و تحقیق مصطفی السقاء و دیگران، بیروت١٣٥٥؛
(١١) محمدبن علی استرآبادی، آیاتالاحکام، تهران، مکتب المعراجی، [بیتا]؛
(١٢) ابیالحسن احمدبن یحیی بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق محمدباقر المحمودی، بیروت ١٩٧٤؛
(١٣) همو، فتوحالبلدان، بیروت١٩٨٨؛
(١٤) ابوبکر احمدبن حسین بیهقی، دلائلالنبوة، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران ١٣٦١ ش؛
(١٥) حسنبن محمدبن الحسن دیاربکری، تاریخالخمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت[بیتا]؛
(١٦) شمسالدین محمدبن احمد ذهبی، تاریخالاسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت١٤١٣؛
(١٧) ابوالحسن علیبن احمد سمهودی، وفاءالوفا باخبار دارالمصطفی، تحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره ١٣٧٤؛
(١٨) سیدامیرابوالفتوح حسینی جرجانی، آیاتالاحکام،تهران ١٤٠٤؛
(١٩) ابوعمرو، خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفه، تحقیق فواز، بیروت١٤١٥؛
(٢٠) محمدبن یوسف صالحی شامی، سبلالهدی، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت١٤١٤؛
(٢١) سیدمحمد حسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی، قم،[بیتا]؛
(٢٢) محمدبن جریر طبری، الرسل والملوک = تاریخ الطبری، بیروت ١٤٠٨؛
(٢٣) مصر١٣٥٧؛
(٢٤) مجدالدین ابوطاهر محمدبن یعقوب فیروزآبادی، المغانم المطابه فی معالم طابه، تحقیق حمدالجاسر، ریاض١٣٨٩؛
(٢٥) علیبن احمدبن عبدالله قلقشندی، نهایةالارب فی معرفة انساب العرب، بیروت[بیتا]؛
(٢٦) ابیجعفر محمدبن یعقوب کلینی، الفروع منالکافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران١٣٦٣ش؛
(٢٧) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، شرح سیدجواد العلوی و محمدالاخوندی، تهران ١٣٨٨؛
(٢٨) ابوالحسن علیبن الحسین مسعودی، مروجالذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم ١٤٠٩؛
(٢٩) ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران ١٣٦١ ش؛
(٣٠) تقیالدین احمدبن علی مقریزی، إمتاعالاسماع، تحقیق محمدعبدالحمید النمیسی، بیروت١٤٢٠؛
(٣١) شهابالدین ابوعبدالله یاقوت حموی، معجمالبلدان، تصحیح محمد الخانجی و احمد ناجیالجمالی، مصر ١٣٢٣، بیروت[بیتا]؛
(٣٢) اسبابالنزول، ترجمۀ علیرضا ذکاوتی، تهران ١٣٨٣ ش.
/ اصغر قائدان /
تاریخ نشر اینترنتی: ٠٥/١٠/١٣٩١