دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٢١
ضَحّاکبن مَخْلَد ، عالم و محدّث بصری قرن دوم و سوم. ابوعاصم ضحاکبن مخلد بصری از موالیبنی شیبان یا از تیرۀ بنی شیبان بوده است (رجوع کنید به ابنحبان، ج٦، ص٤٨٣؛ ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٩، ٣٦١). چون ابنعساکر (ج٢٤، ص٣٦٦) دربارۀ غیر فصیح بودن او خبری آورده، وی نباید عرب تبار باشد و نسبت او به بنیشیبان از طریق پیوند ولاء صحیحتر است. با این حال، برای او در انتساب به ثعلبةبن شیبان، سلسله نسبی ذکر شده است (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٦؛ مزی، ج١٣، ص٢٨١). مادرش ازبنی زبیر بود (ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٩). به نوشتۀ خلیفهبن خیاط (ص٢٧٨)، وی در ١٢١ به دنیا آمده (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٩)، هر چند خود او زمان تولدش را ربیعالاول ١٢٢ ذکر کرده است، که به نظر میرسد صحیحتر باشد (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٨، ٣٦١).
ابوعاصم شوخ طبع بود و چون بینی بزرگی داشت و لباس ابریشمی و زیبا می پوشید، به نبیل ملقب شد (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦٢؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٧). همچنین گفته اند زمانی فیلی به بصره آورده و مردم برای دیدن آن رفته بودند، اما ضحاکبن مخلد، که علاقۀ شدیدی به ابنجریج داشت، نرفت و چون ابنجریج سبب نرفتن او را پرسید، گفت که ترجیح می دهد به ابنجریح بنگرد و ابنجریج نیز او را نبیل خواند (مزی، ج١٣، ص٢٨٧؛ ذهبی، ج٩، ص٤٨٢؛ برای اقوال دیگر دربارۀ علت شهرت او به نبیل رجوع کنید به مزی، همانجا؛ ذهبی، همان، ص٤٨٣).
دربارۀ زندگی او اطلاع چندانی نیست، جز آنکه به تجارت ابریشم می پرداخته و در بصره سکونت داشته است (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٩؛ ذهبی، ج٩، ص٤٨٠). وی از محدّثان برجستۀ بصری بوده و از کسان بسیاری حدیث نقل کرده است، که از آن جمله بوده اند: سفیان ثوری، شعبةبن حَجّاج، و امام صادق علیه السلام که از ایشان تنها یک حدیث شنیده (برای حدیث مذکور رجوع کنید به خلیلی، ج١، ص٣١٧؛ برای فهرست مشایخ حدیثی او رجوع کنید به خلیلی، ج٢، ص٥١٩؛ ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٦، ٣٦٠؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٢ـ٢٨٣). از ضحاک برجسته ترین محدّثان عصرش ( همچون احمدبن حنبل، احمدبن سعید دارمی، محمدبن اسماعیل بخاری) و کسان دیگری، حدیث نقل کردهاند، که نشان دهندۀ جایگاه بلند او در میان محدّثان و اهل حدیث عصرش است (برای فهرست راویان حدیث از وی رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٦؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٣ـ٢٨٥).
اغلب رجالنویسان اهل سنّت وی را ثقه، ثبت، کثیرالحدیث، حافظ و شیخالمحدّثین خواندهاند (برای نمونه، رجوع کنید به ابنابی حاتم رازی، ج٤، ص٤٦٣؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٥ـ٢٨٦). خلیلی (ج١، ص١٦٥،٢٤٠، ج٢، ص٥١٩) نیز از نظر زهد و علم و دیانت و اتقان و متفق¬علیه بودن وثاقت ضحاک در میان محدّثان، سخن گفته و نوشته که بخاری به شاگردی نزد وی افتخار میکرده است. با این همه، انتقاداتی نیز از او شده است (رجوع کنید به عقیلی، ج٢، ص٢٢٢ـ٢٢٣). خرده گیری عقیلی به سبب موضع اهل رأی و تعصب ضحّاک دربارۀ ابوحنیفه بوده، که از دیدگاه اهل حدیث بی اشکال نبوده است (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦١ـ٣٦٢). با این حال، جایگاه برجستۀ او در میان محدّثان عراق بهگونهای بوده که احمدبن حنبل افراد را برای سماع حدیث نزد او می فرستاده است (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦٣؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٩). وی حدود هزار حدیث در حافظه داشته است (ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦٤؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٦- ٢٨٧). ضحاک در فقه نیز متبحر بوده (رجوع کنید به ابنسعد، ج٧، ص٢٩٥؛ ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦٤) و روایتهای فقهی فراوانی از او در آثار کهن موجود است(رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦١). مزی (ج١٣، ص٢٩٠ـ٢٩١) حدیثی را که نام ضحاک در سلسله سند آن بوده، به سندی عالی نقل کرده است ( نیز رجوع کنید به علو سند).
از میان رجال نویسان شیعی، شیخ طوسی (رجال، ص٢٢٧) و نجاشی ( ص٢٠٥) او را در شمار اصحاب و راویان امام صادق علیه السلام یاد کرده اند. نجاشی به عامّی (سنّی) بودن ضحاک اشاره نموده و گفته که ضحّاک مکتوبی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است. مکتوبی که نجاشی به آن اشاره کرده در میان محدّثان امامی شهرت داشته و نجاشی (ص٢٠٥) آن را به دو طریق،طریق محدّثان قم و عراق، نقل کرده است. تنها اشکال در نقل نجاشی آن است که نام پدر یا جدّ ضحاک را محمد ذکر کرده، که ظاهراً حاصل تصحیفی است که به دست کاتبان در نسخۀ کتاب نجاشی روی داده است (رجوع کنید به شوشتری، ج٥، ص٥٣٦؛ برای مواردی دیگر از تصحیف نام او در احادیث شیعه، رجوع کنید به شوشتری، ج٥، ص٥٣٧)، زیرا نام پدر ضحاک، مَخلد بوده و در سلسله نسبی که برای او ذکر شده است نیز نام محمد دیده نمی شود(رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٥٦).
دربارۀ تاریخ درگذشت او اختلاف اندکی در منابع وجود دارد (برای نمونه، رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦٣، ٣٦٧ـ٣٦٨؛ مزی، ج١٣، ص٢٨٨ـ٢٨٩) و از میان آنها ١٤ ذیحجۀ ٢١٢ و در شهر بصره (ابنسعد، ج٧، ص٢٩٥؛ ابنحبان، ج٦، ص٤٨٤) از صحت و شهرت بیشتری برخوردار است (رجوع کنید به ابنعساکر، ج٢٤، ص٣٦١؛ که تاریخ اخیر را از قول ابوداود سجستانی نقل کرده است؛ ذهبی، ج٩، ص٤٨٣). نوادۀ ضحاک، ابو بکر احمدبن عمروبن ابی عاصم، از محدّثان نامور بوده است (ابنابی عاصم).
منابع :
(١) عبدالرحمنبن محمد مشهور به ابنابی حاتم رازی، کتاب الجرح و التعدیل، بیروت ١٣٧١/١٩٥٢؛
(٢) محمدبن حبان مشهور به ابنحبان، کتاب الثقات، حیدرآباد دکن ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٣) ابنسعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس (اختصارات)؛
(٤) ابنعساکر، تاریخ مدینه دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/١٩٩٥ـ٢٠٠٠؛
(٥) خلیفةبن خیاط عصفری، تاریخ خلیفةبن خیاط العصفری، چاپ سهیل زکار،بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٦) خلیلبن عبدالله خلیلی، کتاب الارشاد فی معرفه علماء الحدیث، چاپ محمد سعیدبن عمر ادریس، ریاض ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٧) ذهبی، سیر اعلامالنبلاء؛
(٨) محمدتقی شوشتری، قاموسالرجال،قم ١٤١٠ـ١٤٢٤ق؛
(٩) محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ١٤١٥؛
(١٠) محمدبن عمرو عقیلی، کتاب الضعفاءالکبیر، چاپ عبدالمعطی أمینقعلهجی، بیروت ١٤١٨/١٩٩٨؛
(١١) یوسفبن عبدالرحمن مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٢) احمدبن علی نجاشی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة المشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ١٤٠٧.
/ علیاکبر رضایی/
تاریخ انتشار اینترنتی: ١٦/٠٨/١٣٩١