دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٩٥
قدمگاه ، عنوان عمومی برخی مکانهای زیارتی در جهان اسلام، که در آنها جای پای انبیا و اولیا و مقدّسان بر سنگ، مورد احترام و تکریم قرار میگیرد.
قدمگاهها از پرشمارترین زیارتگاههای عوام مسلمانان در سراسر جهان اسلام هستند که در برخی مناطق، اثر، نظرگاه و گذرگاه نیز خوانده میشوند (امین، ص ٢٥؛ دهخدا، ذیل «قدمگاه»؛ باستانی پاریزی، ١٣٨٤ش، ص ٢٥٥، پانویس ١). در ایران، بنا بر آماری، در ١٣٧٥ش از ٧٨٩٠٧ مکان مذهبی، ١١٨٥ اثر، قدمگاه و نظرگاه بوده است ( میرمحمدی، ص ٦٣ـ ٧٣).
در بیشتر قدمگاهها، نقش دو کف پای انسان و گاهی یک پا، در اندازۀ طبیعی و گاه بزرگتر¬ (ابنبطوطه، ص ٦١١؛ وامبری، ص ٢٨٥؛ شیمل، ص ٣؛ طوفان، ص ١٧٣)، بر روی قطعه سنگی دیده می شود و معمولاً از این سنگ در بنایی یادمانی نگهداری و آن را زیارت میکنند. در برخی مناطق(همچون هند) نیز بعضی از باورمندان، این گونه سنگها را، برای تبرک، در خانههای خود نگه می دارند ( شریف، ص ١٨٨ـ ١٨٩).
تکریم و زیارت جای پای مقدّسان دینی نزد پیروان دیگر ادیان نیز رایج بوده و ظاهراً این باورها از فرهنگهای دینی ملل دیگر به اسلام راه یافته است. هندوان جای پای شيوا و بوداییان جای پای بودا را زیارت میکردهاند ( ناس، ص ١٧٩؛ شریف، ص ١٨٩، پانویس ١؛ د. اسلام، ذیل"kadam sharīf"). بسیاری از قدمگاههای جهان اسلام نیز به پیامبران بنیاسرائیل منسوب، و نزد پیروان هر سه دین یهود و مسیحیت و اسلام محترم بوده است. جای پاهایی به حضرت آدم منسوب بوده است، از جمله در سرندیپ یا سیلان ( قزوینی، ص ٢٨؛ ابنبطوطه، ص ٦١١ـ ٦١٢) و مکه (تیمورباشا، ص ٥٢). مقام ابراهیم در مکه ( ازرقی، ج ٢، ص ٢٩ـ ٣٠) نیز به عنوان قدمگاه زیارت میشده است (ناصرخسرو، ص ١٢٠؛ فاسی، ج ١، ص ٢٠٣). این جای پا را در صندوقی که در قبهای نهاده شده بود نگه می داشتند( اولیاچلبی، ص ٢٤٤ـ ٢٥٥). قدمگاههای دیگری به متوشالم، اسحاق، یعقوب، ایوب، ادریس، موسی و عیسی علیهمالسلام، در ایران و سوریه و فلسطین، منسوب بوده است (ناصرخسرو، ص ٥١؛ ابنبطوطه، ص ١١٥؛ نابلسی، ص ١١٦؛ کارری، ص ٢٨، ٣١؛ تیمورباشا، ص ٥٢ـ ٥٣). قدمگاههایی نیز به خضر*نبی منسوب است ( میرزاابراهیم، ص ٤٩؛ رابینو، ص ٧٤، ١١٩؛ پازوکی طرودی، ص ٢٠٥ـ ٢٠٧).
در ایران، برخی قدمگاهها بقایای بازآفرینی شدۀ زیارتگاههای پیش از اسلام اند، چنان که زردشتیان نیز، در کنار مسلمانان، برخی از آنها را زیارت میکنند (برای نمونهای در کرمان، رجوع کنید به باستانی پاریزی، ١٣٧٨ش، ص ٢٩١). برخی از این قدمگاهها در اصل آتشکده یا آتشگاههای زردشتی بودهاند، مانند قدمگاه مسجدجامع قدیمان نایین ( عرفانمنش،ص ١١٠) و قدمگاه علی در جهرم ( طوفان، ص ١٧٣ـ ١٧٤). به گزارش اسکندربیک ترکمان ( ج ٢، ص ١١٢٠)، قدمگاه معروف نیشابور که به دستور شاه¬عباس اول صفوی بازسازی شد ( همان،ج ٢،ص ٨٥٤)، تا پیش از آن تاریخ، قدمگاه شاپور کسری خوانده میشد و از انتساب آن مکان به امام رضا علیهالسلام تا قبل از دورۀ صفوی، گزارشی در دست نیست ( مولوی، ج ١، ص ٣٢٠ـ ٣٢١). تصور ایرانیان قدیم از زورمندی رستم نیز چنان بود که میگفتند اگر روی سنگی میایستاد، جای کف پاهایش بر سنگ میافتاد ( فردوسی، ج ٢، ص ٥٠١، ابیات ١١٢٦ـ ١١٢٧) . ایرانیان شیعی نیزاز توانایی جسمی امام علی علیهالسلام چنین تصوری داشته اند، که این باور، درساختن قدمگاههای منسوب به حضرت علی علیه السلام مؤثر بوده است ( ماسه، ج ٢، ص ٣٩٠، پانویس ٢).
انبوهی از این قدمگاهها نیز به پیامبر اکرم منسوب اند و معمولاً با عنوانهایی چون اثرالنبی، اثرالرسول یا قدم شریف شناخته میشوند. معروفترین جای پاهای منسوب به پیامبر در صخرۀ مقدّس در زیر قبۀالصخره در بیتالمقدّس است که به باور مسلمانان، آن حضرت در لیلةالاسراء پا بر آن نهاد و بر براق سوار شد و به معراج رفت ( قزوینی، ص ١٠٨؛ شمسالدین محمد سیوطی، ١٩٨٤، ج ١، ص ١٣٤، ج ٢، ص ٢٠١ـ ٢٠٣؛ تیمورباشا، ص ٥٠). در مکه، مدینه و طائف نیز چنین قدمگاههایی به پیامبر منسوب، و حتی جای سُم استر پیامبر مورد توجه بوده است ( زهری، ص ٣٧: فاسی، ج ٢، ص ٣٨١ـ ٣٨٢؛ اولیا چلبی، ص ٢٤٥ـ ٢٤٦؛ تیمورباشا، ص ٥١ـ ٥٢). دربارۀ یکی از این سنگهای منقوش به قدم پیامبر – که در قبهای در کنار زمزم* نصب بوده ( مقری، ص ٣٤٨) – گفته شده است ( تیمور باشا، ص ٥٢) که شریف عونالرفیق، امیر مکه، در ١٢٢٩، پس از ویران کردن قبۀ قدمگاه، سنگ را به یک هندو فروخت. در شهر کوچکی به نام اثرالنبی، در حوالی قاهره، سنگ اثرالنبی در مسجدی به همین نام زیارت میشده است و کتیبۀ آن نشان میدهد که ابراهیم پاشا دفتردار، متولی مصر، در ١٠٧١ بقعۀ آن را بازسازی کرده و بر آن قاریان و نگهبانانی گماشته است ( نابلسی، ص ٢٣٩؛ امین،همانجا؛ تیمورباشا،ص ٤٠ـ ٤١). نمونۀ معروف دیگر در مصر، سنگی است که در مقبرۀ سلطان ملک اشرف قایتبای محمودی (متوفی ٩٠١) نصب شده بود و گویا قایتبای آن را بیست هزار دینار خریده و از مکه به مصر منتقل ساخته بود (عیاشی، ج ١، ص ٢٣٤ـ ٢٣٥؛ تیمورباشا،ص ٤٣ـ ٤٥، ٤٧). این سنگ را به دستور سلطان احمدبن محمدبن مراد عثمانی به قسطنطنیه بردند، ولی پس از مدتی به قاهره بازگرداندند (مقری، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨؛ تیمورباشا، ص ٤٥ـ ٤٦). علاقۀ سلاطین عثمانی به در اختیار داشتن آثار منسوب به پیامبر صلی الله علیه و آله با فتح مصر افزونتر شد، چنان که سلطان سلیم پس از فتح مصر در ٩٢٣، این آثار را – که الاماناتالمبارکه نامیده می شدند – از شریف برکات( امیر مکه) طلبيد و آنها را به قسطنطنیه برد، از جمله دندان، نعلین، خرقۀ سعادت، و سجادۀ پیامبر، و نیز سنگی با اثر قدم نبی، که اکنون در طوپقاپی سرای نگهداری میشود ( تیمورباشا، ص ٥١، ٥٨ـ ٦٤).
قدمگاههای اسلامی در هند نیز بسیار مورد توجه¬اند و غالباً بناهایی که برای نگهداری آنها احداث شده است، از بناهای قدمگاهی دیگر مناطق جهان اسلام، مفصّلتر و مجللترند ( شیمل، همانجا). در هند معمولاً باور این است که سنگهایی با این نقشها را از حجاز به هند آوردهاند ( شریف، ص ١٨٨ـ ١٨٩؛ سل٢، ص ٣١٤ـ ٣١٥؛ شیمل، همانجا). قدم رسول لکهنو* و قدم شریف دهلی از قدمگاههای مشهور نبوی در هندند ( د. اسلام، همانجا؛ برای قدمگاههای مشهور منسوب به علی علیهالسلام در هند، رجوع کنید به جعفری، ص ٣١٩؛ شیمل، همانجا).
با این حال، در هیچ یک از منابع متقدم یا احادیث معتبر، این ادعا که جای پاهای پیامبر بر سنگی نقش بسته باشد وجود ندارد و بسیاری از علمای مسلمان این باور را به کلی بیاصل و اختراع جاهلان و عوام دانسته و از زیارت این آثار انتقاد کردهاند ( ابنتیمیه، ١٤٢١، ج ٢٧، ص ٨؛ همو [بیتا.]، ص ٣١٧ـ ٣١٨؛ صالحی شامی، ج ٢، ص ١٠٨؛ تیمورباشا، ص ٤٠، ٥٤ـ ٥٧).
در ایران و عراق بیشتر قدمگاهها به امامان و اولیای شیعه منسوب اند. به نوشتۀ ناصرخسرو (ص ١٥٦ـ ١٥٧)، در بصره سیزده قدمگاه منسوب به حضرت علی وجود داشته است. از میان انبوه قدمگاههای منسوب به علی علیهالسلام در ایران ( بابن وهوسه، ص ٦٥؛ نجمالملک، ص ١٤٨؛ ماسه،ج٢، ص ٣٩٠ـ ٣٩١؛ طوفان، ص ١٧٤؛ آقامحمدی، ص ١٠٧؛ نوبان، ص ٧٩)، در برخی قدمگاهها جای سم دلدل*( اسب آن حضرت) یا جای نیزه یا شمشیر ( ذوالفقار*) ایشان مورد توجه است ( براون، ص ٢٠٢؛ حاجی پیرزاده، ص ٥٠ـ ٥١؛ رضایی، ص ٦٦؛ داتسون، ص ٢٠٠ـ ٢٠١) و گاهی هیچ نشانهای هم وجود ندارد ( نوبان، همانجا). تاریخ بنای برخی از این قدمگاههای منسوب به علی علیهالسلام در ایران، به پیش از دورۀ صفوی میرسد، از جمله قدمگاهی در صالحآباد کاشان با کتیبهای مورخ ٧١١ ( داتسون، ص ٢٠٠ـ ٢٠٣). سفر امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو و عبور از خاک ایران نیز باعث شده است که ساختن هزاران قدمگاه منسوب به ایشان در سراسر ایران ــ و نه صرفاً در مسیر سفر آن حضرت ــ محمل تاریخی بیابد. معروف¬ترین آنها، قدمگاه نیشابور در ٢٤ کیلومتری مشرق نیشابور کنونی است که هرچند به دستور شاه¬عباس اول در ١٠٢٠ بر بقایای بنایی دیگر ساخته شده ( اسکندربیک، همانجاها)، به باور عمومی، نقش کف پاهای انسان بر سنگی سیاه که در دیوار داخل این بنا نصب شده، جای پاهای امام رضاست ( مولوی، ج ١، ص ٣١٩ـ ٣٢٠). در یزد قدمگاه فراشاه کتیبهای به تاریخ ٥١٢ و قدمگاه خرانَق کتیبهای به تاریخ ٥٩٥ دارد، که البته این بناها در تاریخهای مذکور عنوان قدمگاه نداشتهاند ( افشار، ج ١، ص ١٧٥ـ ١٧٦؛ عرفانمنش، ص ١٠٦ـ ١٠٧).
احداث بیشتر قدمگاهها مبتنی بر این ادعا بوده که کسی یکی از پیامبران و معصومان را به خواب دیده یا به اشارۀ ایشان یا با تصمیم شخصی خود، آن مکان را قدمگاه خوانده است ( ابنبطوطه، ص ١١٥؛ کلانتر ضرابی، ص ٤٦ـ ٤٨؛ نراقی، ص ١٤٣ـ ١٤٤؛ اقتداری، ج ١ (١)، ص ٧٧٦ـ ٧٧٧؛ عرفانمنش، ص ٥٩). عمدۀ این قدمگاهها نیز در کنار چاه*، چشمه* و درختانی قرار گرفتهاند و خود این منابع طبیعی نیز به زعم باورمندان، محصول لطف و عنایت صاحبان آن جای پاهای مقدّس اند (ابنبطوطه، ص ٦١١ـ ٦١٢؛ نجمالملک، همانجا؛ دالمانی، ج ٢، ص ١٩٧؛ کلانتر ضرابی، همانجا؛ص ٤٣٠ـ ٤٣١، ٤٤٣؛ نراقی، ص ١٢٨؛ پازوکی طرودی، ص ٢٠٥ـ ٢٠٦؛ نوبان، ص ٧٨؛ عرفانمنش، ص ١٣٢ـ ١٣٣).
برای قدمگاهها، صرف نظر از جنبههای عمومی، آیینهای زیارتی و آداب و رسوم خاص درخور ملاحظهای گزارش نشده است. باورمندان، جای پای موجود در قدمگاهها را میبوسند و به آن تبرک میجویند؛ در قدمگاه نماز و قرآن و دعا میخوانند؛ از جای پا یا از اجزای طبیعی یا مصنوعی متصل به قدمگاه، چون آب چشمه و چاه یا درختان، حاجت و شفا می طلبند؛ گاه مردگان خود را در محوطۀ قدمگاه دفن میکنند؛ بر قدمگاه، درخت و کاروان¬سرا و زائرسرا و جز اینها وقف میکنند؛ و خوراکهای نذری میان زائران توزیع میکنند ( ناصرخسرو، ص ٥١؛ ابنبطوطه، ص ١١٦؛ میرزا ابراهیم، ص ٢٢؛ کلانترضرابی، ص ٤٨، ٤٢٩، ٤٣١، ٤٤٣؛ نراقی، همانجا؛ عرفانمنش، ص ١٠٥، ١١٠؛ پازوکی طرودی، همانجا؛ صابر مقدّم و حسینی، ص ٣٦). در گزارشی( بهبهانی، ج ١،ص ٣٨٨ـ ٣٨٩) از قرن سیزدهم، دربارۀ قدمگاهی منسوب علی علیهالسلام در کوه مولی در حیدرآباد دکن آمده است که در روز معیّنی، باورمندان در آنجا گرد میآمدند و رقص و پایکوبی میکردند.
منابع :
(١) محمد آقامحمدی، «چشمههای معروف ابهر»، فرهنگ زنجان، ص ١، ش ٣ـ ٤، پاییز و زمستان، ١٣٧٩ش؛
(٢) محمدبن عبداللهبن احمد ازرقی، اخبار مکه و ماجاءفیها منالآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت،١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٣) ابنبطوطه، رحله بن بطوطه، چاپ محمد عبدالمنعم حریان و مصطفی تصامی، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٤) ابن تیمیه، اقتضاء الصراطالمستقیم مخالفۀ اصحابالجحیم، چاپ بیروت، [بیتا.]؛
(٥) همو، مجموعالفتاوی، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤٢١/ ٢٠٠١؛
(٦) اسکندر بیکمنشی، اخ؛
(٧) ایرج افشار، یادگارهای یزد، تهران [١٣٤٨ش]؛
(٨) احمد اقتداری، دیار شهریاران، جلد نخستین، آثار و بناهای تاریخی خوزستان، تهران ١٣٥٣ش؛
(٩) احمد امین، قاموسالعادات والتقالید والتعابیرالمصریه، قاهره ١٩٥٣؛
(١٠) اولیاء چلبی، الرحلةالحجازیة، ترجمۀ صفصاوی احمد مرسی، قاهره ١٩٩٩؛
(١١) بابن وهوسه، سفرنامۀ جنوب ایران، ترجمۀ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، چاپ میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٣ش؛
(١٢) محمدابراهیم باستانی پاریزی، بارگاه خانقاه در کویر هفت کاسه، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٣) همو، شمعی در طوفان، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٤) آقااحمدبن محمدعلی بهبهانی (آلآقا)، مرآتالاحوال جهاننما (سفرنامه)، چاپ قم، ١٣٧٣ش؛
(١٥) ناصر پازوکی طرودی، آثار تاریخی فیروزکوه (جغرافیای تارخی و معرفی محوطههای باستانی و بناهای تاریخی و فرهنگی)، تهران ١٣٨١ش؛
(١٦) احمد تیمورباشا، الآثارالنبویة، قاهره ١٤٢١/ ٢٠٠١؛
(١٧) سیدحسین علی جعفری، «تعزیهداری در هند»، تعزیه: نیایش و نمایش در ایران، چاپ پیتر.جی، چلکووسکی، ترجمۀ داود حاتمی، تهران ١٣٦٧ش؛
(١٨) حاجی پیرزاده، سفرنامۀ حاجی پیرزاده، چاپ حافظ فرمانفرمائیان، تهران ١٣٤٢ش؛
(١٩) هانری رنه دالمانی، از خراسان تا بختیاری، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٠) هـ.ل. رابینو، مازندران و استرآباد، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران ١٣٦٥ش؛
(٢١) عبدالله رضایی، ادبیات عامیانۀ استان بوشهر، بوشهر ١٣٨١ش؛
(٢٢) ابوعبدالله محمدبن ابیبکر زهری، الجغرافیه، چاپ محمدحاج صادق، مصر،[بیتا.]؛
(٢٣) جلالالدین سیوطی، الحافالاخصاء فی فضائل المسجدالاقصی، چاپ احمد رمضان احمد، ]بیجا[، ١٩٨٢ـ ١٩٨٤؛
(٢٤) فرامرز صابر مقدّم و سیدهاشم حسینی، تجلی امام رضا در میراث فرهنگی، تهران ١٣٨٣ش؛
(٢٥) صالحی شامی، سبلالهدی والرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ مصطفی عبدالواحد ]قاهره[، ١٤٠٧/ ١٩٨٦؛
(٢٦) جلال طوفان، تاریخ اجتماعی جهرم در قرون گذشته، شیراز ١٣٨١ش؛
(٢٧) جلیل عرفانمنش، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع) از مدینه تا مرو، مشهد ١٣٧٤ش؛
(٢٨) عبداللهبن محمد عیاشی، الرحلةالعیاشیة، چاپ سعید فاضلی و سلیمان قرشی، ابوظبی، ٢٠٠٦؛
(٢٩) تقیالدین فاسی، شفاءالغرام باخبارالبلدالحرام، بیروت [بیتا.]؛
(٣٠) ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، چاپ بروخیم، تهران ١٣٢٤ش؛
(٣١) زکریا قزوینی، آثارالبلاد فیاخبارالعباد، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٩٤٩، افست ویسبادن، ١٩٦٧؛
(٣٢) جملی کارری، سفرنامۀ کارری، ترجمۀ عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز ١٣٤٨ش؛
(٣٣) عبدالرحیم کلانتر ضرابی، تاریخ کاشان، چاپ ایرج افشار، ١٣٥٦ش؛
(٣٤) احمدبن محمد مقری، فتحالمقال فی مدحالنعال، چاپ حیدرآباد، دکن ١٣٣٤؛
(٣٥) عبدالحمید مولوی، آثار باستانی خراسان، جلد اول شامل آثار و ابنیۀ تاریخی جام و نیشابور و سبزوار، تهران ١٣٨٢ش؛
(٣٦) میرزا ابراهیم، سفرنامۀ استرآباد و مازندران و گیلان، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥ش؛
(٣٧) حمیدرضا میرمحمدی، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مسجد، سال دهم، ش ٥٨، مهر و آبان ١٣٥٨؛
(٣٨) عبدالغنی نابلسی، الحقیقةوالمجاز فیالرحلة الی بلادالشام والحجاز، چاپ احمد عبدالمجید هریدی، مصر ١٩٨٦؛
(٣٩) ناصرخسرو، سفرنامه، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ١٣٦٣ش؛
(٤٠) عبدالغفار نجمالملک، سفرنامۀ خوزستان، چاپ محمد دبیرسیاقی، ١٣٤١ش؛
(٤١) حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستانهای کاشان و نطنز، تهران ١٣٧٤ش؛
(٤٢) مهرالزمان نوبان، «چشمهها، قدمگاهها و درختان نظر کرده»، کتاب ماه هنر، ش ٣١ـ ٣٢؛
(٤٣) فروردین و اردیبهشت ١٣٨٠؛
(٤٤) آلیور داتسون، سفال زرینفام ایرانی، ترجمۀ شکوه ذاکری، تهران ١٣٨٢ش؛
(٤٥) آرمین وامبری، زندگی و سفرهای وامبری، دنبالۀ سیاحت درویش دروغین، ترجمۀ محمدحسن آریا، تهران ١٣٨١ش؛
(٤٦) Edward Granville Brown, A year Awongst the Persians, London.
(٤٧) EI٢, s. v. "Kadana Sharīf". (by: T. W. Arnold), ibid, "in india and Pakistan", (by J. Bourtonـ Page).
(٤٨) Henri Massé, Croyances et Coutumes persanes, paris١٩٣٨.
(٤٩) John B. Nos, Man’s Religisns, New York ١٩٥٣.
(٥٠) Annemarie Schimmel, Deciphering the Signs of God, A Phenomenological Approach to islam, Newyork, ١٩٩٤.
(٥١) Edward Seu, Faith of Islam, London ١٨٩٦.
(٥٢) Jafar Sherif, Islam in Judia on the QĀNŪNـ Iـ ISLAM, the customs of the Musalmāns of Indiā, tr. e. A. Herklots, Delhi ١٩٩٩.
(٥٣) Tovia, s.v. "Kademـ i șerif", (by: Nebi Bozkurt).
/ محمد مشهدی نوشآبادی/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٤/٠٤/١٣٩١