دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٨٨
خلدبرين ، خلدبرين، كتابى در تاريخ عمومى به فارسى از آغاز تا سده يازدهم، تأليف ميرزا محمديوسف واله اصفهانى*، مورخ، اديب و ديوانى دوره صفويه. واله اصفهانى اين كتاب را در ايام سلطنت شاه سليمان اول صفوى (حك : ١٠٧٨ـ١١٠٥) نوشت. او ابتدا قصد داشت كتاب را حدائقالخلد بنامد اما منصرف شد و نام خلدبرين را برگزيد. خلدبرين در هشت روضه و يك خاتمه تأليف شده است. نام روضههاى آن عبارت است از: در تاريخ پيامبران و پادشاهان پيش از اسلام؛ در تاريخ پيامبر اسلام صلىاللّه عليهوآلهوسلم و امامان شيعه؛ در تاريخ خاندان اموى و عباسى؛ در تاريخ دودمانهاى همروزگار خلفاى عباسى؛ در تاريخ چنگيزخان مغول و خاندان او؛ در تاريخ تيمور و جانشينان او؛ در تاريخ سلسلههاى قراقوينلو و آققوينلو و ديگر بازماندگان تيمور؛ در پادشاهى صفويان. روضه هشتم بيشترين بخش كتاب را شامل مىشود و در برگيرنده هفت حديقه بدينترتيب است: در سرگذشت شاه اسماعيل اول صفوى (حك : ٩٠٦ـ٩٣٠) و شرح احوال مشاهير سادات و شعرا و اديبان؛ در سرگذشت شاه طهماسب اول (حك: ٩٣٠ـ٩٨٤) و شرح احوال اميران و هنرمندان آن دوره؛ در سرگذشت شاهزاده مظفر و شاه اسماعيل دوم (حك : ٩٨٤ـ٩٨٥) و شاهزادگان ديگر؛ در سرگذشت سلطان محمد خدابنده (حك : ٩٨٥ـ٩٩٦)؛ در سرگذشت شاهعباس اول (حك : ٩٩٦ـ١٠٣٨)؛ در سرگذشت شاه صفى (حك : ١٠٣٨ـ١٠٥٢)؛ و در سرگذشت شاه عباس دوم (حك : ١٠٥٢ـ١٠٧٧). خاتمه كتاب نيز در شرح حال شاه سليمان اول صفوى (حك : ١٠٧٧ـ١١٠٥) است (رجوع کنید به واله اصفهانى، ١٣٧٢ش، ص ٢ـ٥، پيشگفتار محدث، ص چهارده). مطالب كتاب ذيل ايام سلطنت هر پادشاه براساس سال هجرى قمرى و بيشتر با فصل بهار و عيد نوروز آغاز شده و معمولا نام تركى سالها نيز آمده است. سپس، رويدادهاى مهم آن سال، گاهى با ذكر روز و ماه، شرح داده شده و مؤلف هر كدام از پادشاهان صفوى را با يكى از القاب معروف آنها نام برده است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ص ١٢٥، ٣٢٥، ٦١٠).
واله اصفهانى از منابع پيش از خود بهره برده و در بسيارى موارد، اثرش استنساخى از آن آثار است، به خصوص از نفحاتالانس*، ظفرنامه يزدى، تاريخ عالمآراى عباسى*، فتوحات شاهى از ابراهيم امينى هروى*، صفوةالصفا*، حبيبالسير*، احسنالتواريخ*، ذيل تاريخ عالم آراى عباسى، عباسنامه، و به طور غيرمستقيم از خلاصةالتواريخ، تأليف قاضى احمد منشىِ قمى* (واله اصفهانى، ١٣٨٠ش، مقدمه نصيرى، ص بيستوهفت؛ رياضالاسلام، ص ٢٤٥). واله اصفهانى در بيان حوادث عصر خويش از مشاهدات شخصى و شنيدههايش و اطلاعات دربارى مدد گرفته است (ثواقب، ص ٨١). وى در تدوين اثرش از ذكر مآخذ و منابع خوددارى كرده و از اينرو به او انتقاد شده است (رجوع کنید به گلچين معانى، ج ٢، ص ٦١٨). با اين همه، اين كار از ارزش كتاب نمىكاهد. خلدبرين علاوه بر دارا بودن اطلاعات تاريخى، مطالبى را به ذكر اميران، سادات، مشايخ، علما و هنرمندان اختصاص داده است (رجوع کنید به ١٣٧٢ش، ص ٥ـ ٦، ٣٠٥ـ٣٢٢، ٤٠٦ـ ٤٨٥؛ همو، ١٣٨٠ش، ص ٣١٧ـ٣٦٧). واله اصفهانى با توجه به منصبش در امور ديوانى و علاقه به علم و هنر و دسترسى به منابع مورد نيازش، حوادث نزديك به زمان خود را با تفصيل بيشترى نوشته و جانبدارى وى از صفويه و نيروهاى قزلباش آشكار است. نثر كتاب با توجه به شيوه نگارش آن دوره و اينكه مؤلف در شعر و ادبيات دستى داشته، كمى پيچيده و سنگين است. به مناسبتهايى نيز در جاى جاى كتابش سرودههايش را اضافه كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ١٣٧٢ش، ص ٥٧٦، ٧٤٥).
از خلدبرين نسخه كاملى در يكجا ديده نشده است و هر بخشى از آن در كتابخانهاى است (همان، همانپيشگفتار، ص پانزده). روضههاى ششم و هفتمِ خلدبرين را، ميرهاشم محدث براساس نسخهاى به شماره ٤١٧٦ در كتابخانه ملى ملك، در ١٣٧٩ش چاپ كرد. وى حديقه چهارمِ روضه هشتم را از روى نسخه شماره ٢٥٢ كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، در ١٣٧٢ش منتشر نمود. محمدرضا نصيرى نيز حديقه ششم و هفتم از روضه هشتم را با عنوان ايران در زمان شاهصفى و شاهعباس دوم، با استفاده از سه نسخه خطى در ١٣٨٠ش به چاپ رساند (رجوع کنید به واله اصفهانى، ١٣٨٠ش، همان مقدمه، ص سىودوـ سىوسه).
منابع :
(١)جهانبخش ثواقب، تاريخنگارى عصر صفويه و شناخت منابع و مآخذ، شيراز ١٣٨٠ش؛
(٢) احمد گلچين معانى، تاريخ تذكرههاى فارسى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣) محمديوسف واله اصفهانى، خلدبرين: ايران در روزگار صفويان، چاپ ميرهاشم محدث، تهران ١٣٧٢ش؛
(٤) همو، خلدبرين: حديقه ششم و هفتم از روضه هشتم (ايران در زمان شاهصفى و شاهعباس دوم)، چاپ محمدرضا نصيرى، تهران ١٣٨٠ش؛
(٥) Riazul Islam, Indo-Persian relations: a study of the Political and diplomatic relations between the MughulEmpire and Iran, [Tehran ١٩٧٠].
/ جهانبخش ثواقب /