دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٧١
خَلّاف، عبدالوهاب ، خَلّاف، عبدالوهاب، فقيه حنفى و حقوقدان نوگراى مصرى در قرن چهاردهم. وى در ١٣٠٥ (١٢٦٧ش)/ ١٨٨٨ در كفرالزيات در غرب مصر متولد شد. پس از فراگيرى قرآن و تحصيلات مقدماتى در زادگاهش، در ١٣١٨/ ١٩٠٠ به قاهره رفت و در الازهر به تحصيل پرداخت و از استادانى چون عبدالهادى مخلوف، عبداللّه درّاز، عبدالرحمان سويسى و شيخمحمد عبده بهره برد. پس از تأسيس «مدرسة القضاء الشرعى» (كه در ١٣٢٥/ ١٩٠٧ براى تربيت قاضى بنيان نهاده شد)، در آنجا ادامه تحصيل داد و از كسانى چون محمد خُضَرى، حسن منصور و احمد نصر علوم گوناگون را فراگرفت. خلّاف پس از فراغت از تحصيل در ١٣٣٣/١٩١٥، در همان مدرسه تدريس اصول فقه را آغاز كرد. در ١٣٣٧/١٩١٩، وى بهسبب مشاركت فعال در جنبش مردمىِ مصر از ادامه تدريس و آموزش قضات در اين مدرسه كناره گرفت (رجوع کنید بهنُوَيْهِض، ج ١، ص ٣٣٨؛ بيّومى، ج ٥، ص ٢١٣؛ موسوعة طبقاتالفقهاء، ج ١٤، قسم ١، ص ٤٠٣).
خلّاف در ١٣٣٨/١٩٢٠ به منصب قضاوت در محاكم شرعى برگزيده شد. در ١٣٠٣ش/ ١٩٢٤ به مديريت بخش مساجد در وزارت اوقاف رسيد و تا ١٣١٠ش/ ١٩٣١ كه بازرس محاكم شرعى شد، اين منصب را برعهده داشت؛ در ١٣١٣ش/ ١٩٣٤ به سمت استادى دانشكده حقوق دانشگاه قاهره رسيد و تا ابتداى سال تحصيلىِ ١٣٣٤ـ١٣٣٥ش/ ١٩٥٥ـ١٩٥٦، كه براثر شدت بيمارى از ادامه فعاليت بازماند، در آنجا به تدريس شريعت اسلامى اشتغال داشت (رجوع کنید به نويهض؛ بيّومى، همانجاها؛ زركلى، ج ٤، ص ١٨٤).
خلّاف به منظور آگاهى از منابعِ خطى و ارائه سخنرانيهاى علمى به برخى از كشورهاى عربى سفر كرد. در ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦ از جانب پادشاه مصر به عضويت «مجمع اللّغة العربية» (تأسيس ١٣١١ش/ ١٩٣٢) درآمد و در تنظيم و تدوين معجمالفاظ القرآن الكريم با عالمانى چون محمود شلتوت* و مستشرق مصرىالاصل، هميلتون گيب*، مشاركت داشت. مدتى هم در «دارالحكمه» به القاى مباحث تفسيرى پرداخت. از ديگر فعاليتهاى او، سخنرانيهاى متعدد در راديو مصر درباره موضوعات علمى، دينى و اجتماعى از قصههاى قرآن بود. خلّاف را از مؤسسان دارالتقريب بينالمذاهب الاسلاميه (تأسيس ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧) هم دانستهاند. وى در ١٣٣٥ش/ ١٩٥٦ در قاهره درگذشت (رجوع کنید بهنويهض؛ بيّومى، همانجاها؛ معجمالفاظ القرآن الكريم، ج ١، مقدمه، ص ]ج[، د؛ رسالةالتقريب، ش ٥٣، محرّم و صفر ١٤٢٧، ص ١٥٩).
از خلّاف آثار متعدد فقهى، اصولى، حقوقى و تفسيرى برجاى مانده است. شمارى از آنها حاصل درسهاى اوست و شمارى ديگر به انگيزه رفع نياز علمى و خلأ قانونى در برخى زمينهها تأليف شده است. از مهمترين آثار او علم اصول الفقه است كه چون از نخستين آثار تأليفى و تحليلى درباره اصول فقه پس از فترتى طولانى در فقه اهل سنّت بوده (رجوع کنید به سبحانى، ص ٤٦٦)، با اقبال بسيار روبهبرو شده است. هرچند در اين اثر توجه خلّاف به فقه حنفى، بهويژه در ذكر مصاديق و مثالهاى فقهى، از ديگر مذاهب اهل سنّت بيشتر است، در بيشتر مباحث وى به نقل ديدگاههاى ساير مذاهب هم پرداخته و گاه آنها را بر ديدگاه حنفى ترجيح داده است. ديدگاه اصولىِ كسانى چون ابنادريس شافعى، ابواسحاق شاطبى (فقيه و اصولى مالكى) و ابنقيّم جوزيه در اين كتاب، مكرر ذكر شده است (رجوع کنید بهص ١٦ـ١٧، ٥٦، ٩٣، ٩٩، ١٠٧، ٢١٧، ٢٤١ـ٢٤٢). در پارهاى موارد، آراى مكاتب كلامى مانند اشاعره، معتزله و ماتريديه (رجوع کنید به ص ١٠٩ـ١١١) و ديدگاههاى مذهب شيعه (رجوع کنید بهص ٥٢، ٥٩) مطرح گرديده است. خلّاف در مباحث بسيارى براى يك اصل يا قاعده اصولى مصاديق و مثالهايى از حقوق موضوعه ــبهويژه قوانين كشور خودــ مطرح كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ص١٧٠ـ١٧١، ١٧٣ـ١٧٤، ١٧٧ـ ١٧٨، ١٨٧ـ١٨٨، ٢٠٥، ٢٥٩، ٢٦٦ـ٢٦٧). چاپ اول اين كتاب در ١٣٢١ش/ ١٩٤٢ در قاهره صورت گرفت و پس از آن بارها چاپ شد. به ضميمه كتاب مزبور، اثر ديگر خلّاف با عنوان خلاصة تاريخ التشريع الاسلامى، كه به ادوار گوناگون فقه اهل سنّت، بهويژه مذاهب اربعه پرداخته، چاپ شده است (رجوع کنید به همان، ص ٢٧٩ به بعد).
ديگر كتاب مهم خلّاف، السياسة الشرعية، او، نظامالدولة الاسلامية فى الشئون الدستورية و الخارجية و المالية است كه به گفته خود او (١٤١٨، ص ٥)، حاصل درسهاى او در مدرسة القضاء الشرعى با عنوان «سياست شرعيه» است. مرادِ خلّاف از اين اصطلاح، تدبير شئون عامِ دولت اسلامى (اعم از حقوق اساسى، امور مالى، قانونگذارى، قضايى و اجرايى در زمينه سياست داخلى و خارجى) بر پايه مصالح عام و نفى ضرر در چهارچوب اصول كلى شريعت است (رجوع کنید به همان، ص ١٧). وى در اين كتاب و آثار ديگر خود بر مفتوح بودنِ باب اجتهاد، بهويژه در ابواب معاملات و سياسات، پاىفشرده و بر اين نكته تأكيد كرده كه تفاصيل جزئيات احكام و وظيفه شرعى در مسائل مستحدث، با اجتهاد عالمان دانا بر پايه اصول و ضوابط كلىِ شريعت (اصول فقه) و متناسب با مقتضيات زمان قابل دستيابى است. خلّاف، مقالاتى هم در اين باره و نيز درباره جواز تقليد از مذاهب گوناگون («لِلْمسلمِ اَنْ يُقلّدَ عدّةَ ائمّه») نگاشته است (رجوع کنید به همان، ص ١٤ـ١٥، ٢٥ـ٢٦؛ همو، ١٩٨٤، ص٢٩٠؛ بيّومى، ج ٥، ص ٢١٩ـ٢٢١). باببندى السياسة الشرعية و نيز محتواى مباحث آن در پارهاى فصول (براى نمونه رجوع کنید به ص ٨٥ـ٨٩)، به روشنى توجه و اهتمام خلّاف را به قوانين جديد از جمله قوانين بينالمللى در عصر حاضر نشان مىدهد. همچنين اين كتاب نشاندهنده رونق مباحثِ فقه سياسى و ديدگاه شريعت درباره سياست در جامعه مصرِ آن روز و جهان عرب است كه موضوع بحث و گفتگوى انديشمندانى چون رشيدرضا، احمد امين و على عبدالرازق بود (رجوع کنید به عنايت، ص ١٤٧ـ١٥١، ١٥٦ـ١٦٠؛ نيز رجوع کنید بهحكومت در اسلام*).
ديگر آثار مهم خلّاف عبارتاند از: احكام الاحوال الشخصية؛ احكام الوقف و احكام المواريث كه هر دو شرحى است بر قانون «الوقف و المواريث» (مصوب ١٩٤٦ مجلسالوزراء مصر)، احكامالوقف به نوشته او (١٣٧٠، ص ٤ـ٥) ناظر به احكام و مقررات اجرايىِ وقف بر پايه فقه حنفى است؛ نورٌ مِن الاسلام (نورٌ مِن القرآن الكريم) و نورٌ على نور، هر دو در تفسير قرآن؛ و مقالات متعدد در مجلههاى القضاءالشرعى، الاحكام و لواءالاسلام (رجوع کنید به زركلى؛ نويهض، همانجاها؛ كحّاله، ج ٦، ص ٢٢١؛ بيّومى، ج ٥، ص ٢١٣، ٢١٩ـ٢٢٤). مهمترين ويژگيهاى آثار مكتوب خلّاف را مىتوان روانى و رسايى عبارت همراه با نوآورى و دقت و استحكام علمى دانست (رجوع کنید به بيّومى، ج ٥، ص ٢١٤ـ٢١٥).
منابع :
(١)محمدرجب بيّومى، النهضة الاسلامية فى سير اعلامها المعاصرين، دمشق ١٤١٥ـ١٤٢٠/ ١٩٩٥ـ١٩٩٩؛
(٢) عبدالوهاب خلّاف، احكام الوقف على ماعليه العمل الآن بالمحاكم المصريةمن مذهبالحنفية و قانون الوقف الجديد، قاهره ١٣٧٠/١٩٥١؛
(٣) همو، السياسة الشرعية، او، نظامالدولة الاسلامية فى الشئون الدستورية و الخارجية و المالية، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٤) همو، علم اصول الفقه: خلاصة تاريخ التشريع الاسلامى، استانبول ١٩٨٤؛
(٥) خيرالدين زركلى، الاعلام، بيروت ١٩٩٩؛
(٦) جعفر سبحانى، مصادرالفقه الاسلامى و منابعه، بيروت ١٤١٩؛
(٧) حميد عنايت، سيرى در انديشه سياسى غرب: از حمله ناپلئون به مصر تاجنگ جهانى دوم، تهران ١٣٥٦ش؛
(٨) عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفين، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٩) معجمالفاظ القرآن الكريم، تهران: ناصرخسرو، ١٣٦٣؛
(١٠) موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانى، قم: مؤسسة الامام الصادق، ١٤١٨ـ١٤٢٤؛
(١١) عادل نُوَيْهِض، معجمالمفسرين من صدر الاسلام حتى العصر الحاضر، بيروت ١٤٠٩/١٩٨٨.
/ محمد نورى /