دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٥٥
خَفْر ، خَفْر، بخشى در شمال شهرستان جهرم* در استان فارس به مركزيت شهر بابْاَنار.
بخش خفر مشتمل است بر پنج دهستان به نامهاى خفر (به مركزيت بابْاَنار)، راهْگان (به مركزيت تادَوان/مادوان)، سِفيدار (به مركزيت اسماعيل آباد)، على آباد (به مركزيت على آباد) و گلْ برنجى (به مركزيت گل برنجى) و دو شهر خاوران و بابانار (مركز بخش رجوع کنید به ادامه مقاله). شهر خفر كه در حدود دو كيلومترى شمال غربى بابانار واقع شده از قديمترين آباديهاى آن است.
بيشتر آباديهاى بخش در دشت قرار دارند (رجوع کنید به مركز آمار ايران، ١٣٧٦ش، ص ٢ـ١٠). در بخش خفر رشته كوههاى كوچكى كه جزو رشته كوه زاگرس جنوبى اند، عمدتآ در جهت شمالغربى ـ جنوب شرقى امتداد دارند (براى برخى از مهمترين كوهها و رشته كوه هاى بخش رجوع کنید به جعفرى، ج ١، ص ٨٠، ٢٦٥، ٣١٧، ٣١٩، ٤٦٦ـ٤٦٧). غار تادوان واقع در ١٢٠ كيلومترى جنوب شرقى شيراز و حدود سه كيلومترى شمال غربى آبادى تادوان و غار راه راستى واقع در حدود ٢١ كيلومترى جنوب غربى شهر بابانار از مهمترين غارها در اين بخش و دشت ستولون (در حدود سه كيلومترى جنوبغربى آبادى تادوان) از دشتهاى مهم ميان كوهى در بخش خفرند (معرفت، ص ٥٠٥؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ١٦، ٢٢). همچنين گردنه هاى كشگر، ترك سلويه و افرا و تنگ گردوئى و تنگى نزديك تادوان در اين بخش قرار دارند (فرصت شيرازى، ج ٢، ص ٦٧٣؛ جعفرى، ج ١، ص ٣٤٨ـ٣٤٩؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ١٦، ٩٤). معدن گچ در حدود ٢٨ كيلومترى جنوب شرقى شهر بابانار از معادن بخش است (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ٨٧). رود دائمى قَرِهآغاج (از سرشاخه هاى اصلى رود مند/ موند) اراضى بخش را آبيارى مىكند و موجب سرسبزى و آبادانى آن مىشود، به گونهاى كه اهالى به اين بخش «بهشت جهرم» مىگويند (كرمى، ج ١، ص ٩؛ نيز رجوع کنید به جعفرى، ج ٢، ص ٤٥٢؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ٥١).
محصولات مهم بخش، گندم، جو و برنج است و از فراوردههاى باغى بادام، انار، گردو، توت، سيب، زردآلو، مركّبات و خرما دارد. در بعضى آباديهاى بخش، پرورش زنبور عسل رونق دارد. از صنايع دستى، فرشبافى در آن رايج است (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ٣، ١٦، ٢٣، ٥١، ٧٧، ٩٤، ١٠٢).
از لحاظ تقسيمات كشورى، در ١٣٢٣ش، خفر دهستانى (به مركزيت آبادى خفر) در شهرستان شيراز از استان هفتم (فارس) بود (ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٢٤٧، ٢٥٨). با جدا شدن بخش جهرم از فسا در ١٣٢٣ش، بخش خفر در شهرستان جهرم تشكيل شد (ايران. قانون تقسيمات كشورى آبان ١٣١٦، ص ٢١ـ ٢٢؛ نيز رجوع کنید به رزمآرا، ج ٧، ص ٨٩). در ١٣٦١ش، خاوران شهر شد و در ١٣٦٦ ش پنج دهستان كنونى در تركيب بخش قرار گرفتند (ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، ذيل «استان فارس»).
طبق سرشمارى ١٣٨٥ش، جمعيت بخش خفر ١٩٩ ،٤٢ تن است (مركز آمار ايران، ١٣٨٥ش، ذيل «استان فارس»). خاوران بزرگترين شهر اين بخش به شمار مىرود و در سرشمارى همين سال بالغ بر پنج هزار تن جمعيت داشته است (همانجا). اهالى بخش به فارسى (با لهجه محلى) و تركى سخن مىگويند (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ٥١). مُخَك و تادوان از آباديهاى قديم آن به شمار مىروند (رجوع کنید به طوفان، ص ٢٢١ـ٢٢٧).
مهمترين آثار تاريخى بخش اينهاست: قبر جاماسب نزديك آبادى كِرادِه (در حدود نه كيلومترى جنوب غربى شهر بابانار)؛ بناى بقعه شيخخليفه (با سه سنگ قبر) نزديك آبادى جِزِه/ گِزِه (در حدود دو كيلومترى جنوب شهر بابانار) كه در اين بقعه زينالدين على خليفه (متوفى ٧٩٠)، حاجىخليفه (متوفى ٨٠٧) و على خليفه (متوفى ٨٥٤) مدفوناند؛ زيارتگاهى به نام پيربانو در آبادى كَتِه (در حدود پانزده كيلومترى جنوب شرقى بابانار)؛ زيارتگاه سيد نورمحمد در آبادى كراده؛ زيارتگاه شاهزاده محمد در آبادى برايجان؛ امامزاده شاه غيب در آبادى آبسرد (در حدود چهل كيلومترى جنوب غربى شهر بابانار)؛ و امامزادهاى در آبادى تادَوان (مصطفوى، ص ٨٦، ٣٥٧ـ٣٦٠؛ فرهنگ جغرافيائى آباديها،ج ١١٢، ص ٣، ١٦، ٢٣، ١٠١ـ١٠٢).
شهر بابانار، مركز بخش، تقريبآ در شمال قسمت ميانى بخش، در فاصله حدود ٨٣ كيلومترى شمالغربى شهر جهرم (مركز شهرستان)، در دامنه جنوبى كوه گرو و در ارتفاع ١٣٣٠ مترى واقع است. رود قرهآغاج از حدود دو كيلومترى جنوب آن مىگذرد. ميانگين بيشترين دماى شهر در تابستانها به ْ٢٩ و ميانگين كمترينِ آن در زمستانها به ْ١٢ مىرسد. متوسط بارش سالانه آنجا حدود دويست ميليمتر است (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ١١).
بابانار در مسير راه اصلى جهرم ـ شيراز قرار گرفته و با شهر شيراز (در شمال غربى) حدود ١٠٧ كيلومتر فاصله دارد. همچنين اين شهر به شهرهاى خاوران، قطبآباد و كَوار مرتبط است. اين آبادى در ١٣٧٥ش شهر شد (ايران. قوانين واحكام، ص ١٥٤). جمعيت آن طبق سرشمارى ١٣٨٥ش، ١٧٠٢تن است (مركز آمار ايران، ١٣٨٥ش، همانجا). وجه تسميه آن ظاهرآ فراوانى باغهاى انار است (فرهنگ جغرافيائى آباديها، همانجا). در دوره ناصرالدين شاه قاجار (حك : ١٢٦٤ـ١٣١٣) با ضبط باب نار و در مشرق آبادىِ شهر خفر ذكر شده است (رجوع کنید به فسائى، ج ٢، ص ١٣٠١). در ١٣٠٨ با ضبط بابالنار در دامنه كوه، محلى بسيار با صفا و ملك قوامالملك، از حاكمان فارس در دوره قاجار، وصف شده است (محمدحسن ميرزا مهندس، ص ٤٨٧ـ٤٨٨). در ١٣٢٩ش، رزمآرا (ج ٧، ص ١٩) بابانار را قصبهاى كوچك با هواى گرم، داراى آب آشاميدنى از چشمههاى متعدد و محصولاتى مانند غلّات، ميوه و مركّبات دانسته است.
پيشينه. نام خفر به معناى محكم و استوار (فسائى، ج ٢، ص ١٢٩٨)، در منابع به صورتهاى خَبْر (از جمله: ابنخرداذبه، ص ٤٤؛ ابنبلخى، ص ١١٦) و شهر خفر (محمدحسن ميرزا مهندس، ص ٤٨٨؛ فسائى، ج ٢، ص ١٣٠٢) آمده است. واژه خفر با املاى كبرپيش در يكى از لوحهاى گلى تختجمشيد نيز ذكر شده است (طوفان، ص ٢٠١؛ مصطفوى، ص ٤١٧، ٤٥٦).
در دوره ساسانيان (ح ٢٢٦ـ ح ٦٥٢ميلادى)، خفر يكى از رستاقهاى كوره اردشير خُرَّه بود (ابنخرداذبه، همانجا). جغرافىنويسان سده چهارم، خفر را ناحيه و شهرى مشروب از رود سَكّان، با منبر و متفاوت با خفرِ كوره اصطخر دانستهاند (رجوع کنید به اصطخرى، ص ١٠٤ـ١٠٥، ١٢٠؛ ابنحوقل، ص ٢٦٧، ٢٧٥). در سده ششم شهر خفر از شهر كوار بزرگتر بود و هواى لطيف، آب گوارا، غلات، ميوههاى سردسيرى و گرمسيرى و جامع و منبر داشت (ابنبلخى، ص ١٣٤). در اين سده، سمعانى (ج ٢، ص ٣١٨) آنجا را قريهاى از شيراز دانسته و در سده هفتم، ياقوت حموى (ذيل «خبر») آن را شهركى نزديك شيراز ذكر كرده است. در سده هشتم حمداللّه مستوفى (ص ١١٦ـ١٣٣) خفر را شهرى آباد و داراى قلعه مستحكمى به نام تيرخدا (تيرخداى؛ واقع در كوهى بلند نزديك خفر) معرفى كرده است. اين قلعه در سده هشتم، مدتى در اختيار حكام آلمظفر بود (رجوع کنید به ستوده، ج ٢، ص ٢٠٩ـ٢١٠).
در سده يازدهم، شاردن و تاورنيه در مسير سفرشان از شيراز به جهرم و بندرعباس از كاروانسراى خفر ياد كردهاند. به نوشته شاردن (ج ٨، ص ٤٦١ـ٤٦٢)، مقابل كاروانسرا، روستاى زيباى خفر با چند صد خانه قرار داشته كه از دور شبيه به شهر بوده است، همچنين او آنجا را از زيباترين مكانهاى ايالت در گذشته دانسته و به خرما و ميوههاى مرغوب و آثارى از دوره پيش از اسلام نزديك آبادى تادوان اشاره كرده است. تاورنيه (ج ٢، ص ٣٢٠ـ٣٢١) نيز اين منطقه را يكى از پرنعمتترين مناطق ايران ذكر كرده است. در نيمه دوم سده دوازدهم على مردانخان زند (حك : ١١٩٦ـ١١٩٩) كه با احمدخان ذوالقدر (حاكم جهرم) منازعه داشت، آسيبهايى به بلوك خفر رساند (فسائى، ج ١، ص ٥٩٠).
در ١٢٤٧، شيروانى (ص ٢٧٣) خفر را در سه منزلى شيراز، بلوكى خوش و ناحيهاى دلكش، داراى سى آبادى و مردمى شيعىمذهب ذكر و از قبر جاماسب حكيم و علماى آنجا ياد كرده است. در دوره ناصرالدين شاه قاجار، اعتمادالسلطنه (ج ٤، ص ٢١٨٧، نيز رجوع کنید به ص ٢١٧٤، ٢١٩٧) بلوك خفر را مشروب از رود خفر، به طول شانزده و عرض نيم تا ٥ر١ فرسخ دانسته و از شكار كبك و دراج در آنجا ياد كرده است (نيز رجوع کنید به فسائى، ج ٢، ص ١٦٠٦؛ فرصت شيرازى، ج ٢، ص ٥٤٩).
در همين دوره، فسائى نيز مطالبى از خفر آورده است. او بلوك خفر را به مركزيت آبادى خفر با حدود صد خانه ذكر كرده و از فراوردههاى سردسيرى و گرمسيرى آنجا ياد كرده است. علاوه بر اينها، فسايى به علماى خفر، ضابطان آنجا كه از سادات حسينى خفرى بودند، ناحيه گوكان در جنوب بلوك با پنج آبادى از جمله قلعه گوكان، قشلاق طايفه اينانلو و چادرنشينان ماسلارى در بلوك خفر و شكار پازن و بلدرچين و نيز آباديهاى بلوك اشاره كرده است (ج ٢، ص ٨٧٣، ١٢٩٨ـ١٣٠٢، ١٥٧٣، ١٦١٨). به نوشته محمدحسن ميرزا مهندس در ١٣٠٨، بلوك خفر داراى ميوههاى صادراتى بود و نسبت به بلوكات فارس از هر حيث برترى داشت؛ نيز به لحاظ فراوانى درختان و كشتزارها، آباديهاى آن به يكديگر متصل بودند (ص ٤٨٨). در اين زمان، خفر متصل به آبادى بابانار و متعلق به عبدالحسينخان ميرپنجه/ ميرپنج، فرزند والى كرمان، بود (رجوع کنید به همانجا؛ فسائى، ج ١، ص ٨٠٣). در اوايل دوره پهلوى، سديدالسلطنه مينابى (ص ٥٨٤ـ ٥٨٥)، كاروانسراى مخك در پنج فرسخى جهرم را ابتداى خاك بلوك خفر ذكر و از راه سنگريزهاى در اين منطقه ياد كرده است. در همين زمانها، بلوك خفر جزو بلوكات ولايات خمسه فارس، داراى چهل آبادى و ٠٠٠،٢٦ سكنه بود (كيهان، ج ٢، ص ٢٣٦، ٢٣٨). به نوشته رزمآرا (ج ٧، ص ١٤٤) شهر خفر دهى از دهستان و بخش خفر، داراى غلات و مركّبات و ويرانههاى آثار تاريخى در پيرامون آن است. اين آبادى امروزه در دشت و در ارتفاع ١٣٠٠ مترى قرار دارد (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١١٢، ص ٧٧). جمعيت آن در سرشمارى ١٣٨٥ش، ٨٣٥٩ تن ضبط شده است (رجوع کنید به مركز آمار ايران، ١٣٨٥ش، همانجا).
برخى از علما و بزرگان آنجا عبارتاند از: شمسالدين محمد خفرى* (معروف به فاضل خفرى دانشمند و رياضىدان سده دهم، عبداللّهِ خَبْرى* رياضىدان و فقيه شافعى سده پنجم، شيخ ابومحمدحسن خفرى و عبدالمطلب خفرى (از خوشنويسان سده سيزدهم؛ فسائى، ج ٢، ص ١٢٩٩ـ١٣٠٠؛ اشراق، ص ٨٣، ١٥٨، ٢١٦).
منابع :
(١) ابنبلخى؛
(٢) ابنحوقل؛
(٣) ابنخرداذبه؛
(٤) محمدكريم اشراق، بزرگان جهرم، تهران ١٣٥١ش؛
(٥) اصطخرى؛
(٦) اعتمادالسلطنه؛
(٧) ايران. قانون تقسيمات كشورى آبان ١٣١٦، قانون تقسيمات كشور و وظايف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ دوم، تهران [.بىتا]؛
(٨) ايران. قوانين و احكام، مجموعه قوانين سال ١٣٧٥، تهران: روزنامه رسمى كشور، ١٣٧٦ش؛
(٩) ايران. وزارت كشور، اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ش؛
(١٠) ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، نشريه تاريخ تأسيس عناصر تقسيماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨١ش؛
(١١) عباس جعفرى، گيتاشناسى ايران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(١٢) حمداللّه مستوفى، نزهة القلوب؛
(١٣) رزمآرا؛
(١٤) حسينقلى ستوده، تاريخ آلمظفر، تهران ١٣٤٦ـ١٣٤٧ش؛
(١٥) محمدعلى سديدالسلطنه، سفرنامه سديدالسلطنه: التدقيق فى سيرالطريق، چاپ احمد اقتدارى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٦) سمعانى؛
(١٧) زين العابدين بن اسكندر شيروانى، بستان السياحه، يا، سياحتنامه، چاپ سنگى تهران ١٣١٥، چاپ افست [.بىتا]؛
(١٨) جلال طوفان، شهرستان جهرم، شيراز ١٣٨١ش؛
(١٩) محمدنصيربن جعفر فرصت شيرازى، آثار عجم، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٧٧ش؛
(٢٠) فرهنگ جغرافيائى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران، ج :١١٢ جهرم، تهران: سازمان جغرافيائى نيروهاى مسلح، ١٣٦٩ش؛
(٢١) حسنبن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٢٢) ناصر كرمى، جهرم، ج ١، جهرم ١٣٨١ش؛
(٢٣) مسعود كيهان، جغرافياى مفصّل ايران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(٢٤) محمدحسن ميرزا مهندس،«راپورت مسافرت سال ١٣٠٨قمرى: از شيراز به فسا و دارابجرد و جهرم و خفر و كوار»، چاپ ايرج افشار، فرهنگ ايران زمين، ج ٢٢ (١٣٥٦ش)؛
(٢٥) مركز آمار ايران، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن :١٣٧٥ شناسنامه آباديهاى كشور، استان فارس، شهرستان جهرم، تهران ١٣٧٦ش؛
(٢٦) همو، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن :١٣٨٥ نتايج تفصيلى كل كشور، ١٣٨٥ش.
Retrieved Sep. ١٢, ٢٠١٠, from http://www.sci.org.ir/ portal/faces/public/census ٨٥/census٨٥.natayej/census٨٥. rawdata;
محمدتقى مصطفوى، اقليم پارس، تهران ١٣٤٣ش؛
(٢٧) احمد معرفت، كوهها و غارهاى ايران، تهران ١٣٧٣ش؛
(٢٨) نقشه راهنماى استان فارس، مقياس ٠٠٠، ٠٠٠،١:١، تهران: گيتاشناسى، [.بىتا]؛
(٢٩) ياقوت حموى؛
(٣٠) Jean Chardin, Voyoges du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient, ed. L. Langles, Paris ١٨١١.
(٣١) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse, introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ وحيد رياحى /