دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٢٢
خطاى شوشترى، ملامحمدبن صادق ، خطاى شوشترى، ملامحمدبن صادق، متخلص به خطا، نويسنده و شاعر و موسيقى شناس و سياح ايرانى در اواخر سده دوازدهم و اوايل سده سيزدهم كه حدود بيست سال در هندوستان بوده است. او سرگذشت خود را در جام جهان نما به تفصيل آورده است. به گفته خودش در شوال ١١٧٥ در شوشتر به دنيا آمد. وقتى در ١١٨٧ اوضاع شوشتر ناآرام شد، به كربلا رفت و آموزشهاى ابتدايى را ديد. در همين دوره از بغداد نيز ديدن كرد. پس از درگذشت پدر و مادرش، در پانزده يا شانزده سالگى به بهبهان نزد مادربزرگ خود رفت. محمدجعفرخان، بيگلربيگى كهگيلويه و بهبهان، او را به پسرخواندگى پذيرفت و عدهاى از دانشمندان را براى تعليم و تربيت وى گماشت (رجوع کنید به نوشاهى، ص ٧٦). او خطا در رمضان ١١٩٤ به سبب درگيريهاى محلى در بهبهان همراه محمدجعفرخان از بهبهان گريخت و به شيخ ناصرالدين، حاكم بوشهر پناه برد (رجوع کنید به مجيدى كرائى، ص ٤٠ـ٤١). سپس از بوشهر به شيراز رفت و مهمان محمدزال خان بن رستم، صاحب دهستان خشت، شد. وى در آنجا ازدواج كرد و صاحب فرزند شد و سه سال در آنجا ماند. وقايع عزل و نصب شاهان زنديه (حك : ١١٦٤ـ ١٢٠٨) سبب ناآراميهاى گسترده در ايران شد. اين هرج ومرج به دهستان خشت نيز رخنه كرد و خطا با خانواده خود به بوشهر بازگشت و به بازرگانى پرداخت (نوشاهى، همانجا). در همان ايام سلطنت زنديه منقرض شد و قاجاريان (حك: ١٢١٠ـ١٣٤٤) به سلطنت رسيدند.
تغيير و تحول حكومت موجب ناآرامى كشور شد و خطا با همسر خود به كربلا رفت و در آنجا به خدمت علما مشغول شد. سپس خانواده خود را به دو تن از بزرگان كربلا سپرد و براى تأمين معاش به هند رفت. در ١٢٠٩ به هند رسيد و عازم لكهنو، پايتخت حكومت شيعى اَوَدْه، شد (ديوان بيگى، ج ١، ص ٥٧٢؛ نوشاهى، ص ٧٧). در آنجا لعل بهادر، نخست وزير حكومت اوده، او را نزد نواب آصفالدوله* محمديحيى عليخان بهادر برد كه از او خلعت دريافت كرد و از مقربان وى شد (نوشاهى، ص ٧٧ـ٧٨). پس از وفات آصف الدوله در ١٢١٢، نواب تفضل حسين خان*، رياضى دان و حكيم دربار آصف الدوله، از خطا حمايت مى كرد. او نيز در ١٢١٥ درگذشت و خطا به نواب سعادت على خان* (متوفى ١٢٢٩) روى آورد و هجده سال در خدمت وى بود (شوشترى، ص ٤٣١). پس از وفات او منصب وزارت به نواب غازى الدين حيدر* رسيد كه در ١٢٣٥ شاه مستقل گرديد. خطا به او پيوست و اثرش جام جهان نما را به نام او موشح ساخت (نوشاهى، ص ٧٨). به گفته محمدمظفر حسين صبا (ص ٢٤١) خطا تا دوره نواب سعادت علىخان زندگانى نمود، اما از جام جهان نما برمىآيد كه او پس از آن زمان هم زنده بوده است (رجوع کنید به نوشاهى، همانجا). او در لكهنو درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد. گويا خطا خانواده خود را از كربلا به لكهنو خوانده بود، زيرا پسرش ميرزاعلى (متوفى ١٢٣٤)، كه به صواب شوشترى معروف بوده و به زبان فارسى شعر مىسروده، نيز در اوايل جوانى در لكهنو درگذشته است (صبا، ص ٤٨٠؛ نوشاهى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به جزايرى، ص ٢٦١ـ٢٦٢).
سرودهها و نوشته هاى خطا بسيار است. زمانى كه در ايران به سر مى برد بيست هزار بيت در مصائب اهل بيت عليهم السلام سروده بود و به گفته خودش در اندك مدتى نوشته هاى منظوم و منثور وى مورد توجه قرار گرفت (رجوع کنید به نوشاهى، ص ٧٦). او در نظم بيشتر به قصيده و قطعه پرداخته و عبداللطيف شوشترى (ص ٤٣١ـ٤٣٢) وى را سرايندهاى نغز گفتار و در قصيدهسرايى پيرو سلمان ساوجى* دانسته است. نمونه اندك غزليات وى ــكه در جام جهاننما (خُم دوم) ديده مىشودــ از شيرينى و لطافت عارى است، اما قصايد و قطعات او استوار است (رجوع کنید به نوشاهى، ص ٧٩ـ٨٠). آثار او عبارتاند از: ١) مهر و ماه، مثنوىاى كه در ايام تحصيل در بهبهان سروده بود. هيچ نسخهاى از اين كتاب موجود نيست (همان، ص ٧٨). ٢) جام جهان نما، كه مهمترين اثر خطاست. او اين كتاب را هنگام اقامت در لكهنو تأليف كرد و به نواب غازىالدين حيدر پيشكش كرد. اين كتاب دايرةالمعارفى است، مشتمل بر مقدمهاى طولانى، هشت ميخانه (فصلهاى اصلى كتاب) و يك خاتمه، كه هر ميخانه نيز تقسيمات فرعى دارد (همان، ص ٨٠). در مجموع در اين كتاب نوشته هايى مربوط به علوم طبيعى، شعر و بديع، جفر، رمل، كيميا، عقايد فرق شيعه و سنّى و زردشتى، تصوف، فلسفه، ستاره شناسى، هيئت، جغرافيا، موسيقى، تاريخ و ادب درج شده است (منزوى، ج ١، ص ٨١٢). البته ارزش اصلى اين كتاب منحصر موسيقى، به مطالبى است كه درباره تاريخ معاصر آورده است. از فوائد اين كتاب مطالبى است كه مؤلف درباره علوم جديد نوشته، كه از نظر تاريخ علوم و مطالعه نخستين برخوردهاى مسلمانها با اروپا وعلوم و معارف اروپايى ارزشمند است (نوشاهى، ص ٨٢). نسخه هاى اين كتاب در مجموعه شيرانى دانشگاه پنجاب لاهور (ش ٢١٢٧/ ٥١٣٩؛ منزوى، همانجا) و كتابخانه شخصى خورشيد احمدخان (ش ٥)، مدير روزنامه مركز اسلامآباد، در ٧٣٠ صفحه موجود است.
٣) بحرالبكا، كه آن را پيش از ١١٩٤ تأليف كرده بود. مجموعهاى از نثر و نظم، مشتمل بر يك چشمه، چهار نهر و شصت دجله كه در بيان مصائب ائمه عليهم السلام به ويژه مصيبت حضرت امام حسين عليه السلام است. متن اين رساله با حذف مطالب منثور و بعضى منظومات در جام جهاننما (خُم اول، ميخانه هفتم) نقل شده است.
٤) شوشترى گفتار، مجموعهاى از مثنويات، ترجيعبند، قطعات تاريخ، غزليات، رباعيات، لطايف و ظرايف و تعبير خواب است. متن اين مجموعه نيز در جام جهان نما (خُم دوم، ميخانه هفتم) درج شده است.
٥) بحر وصال، در قالب مثنوى و در بيان داستان عاشقانه پسر ايرانى مقيم بنارس و دختر راجاى هند است. متن اين مثنوى نيز در شوشترى گفتار گنجانيده شده است. نسخه مستقل از اين مثنوى در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است (دانش پژوه، ج ١٦، ص ١٩).
٦) كنزالملوك، مجموعه اقوال و نصايح حكماست كه خطا آن را در كربلا به نظم درآورده و در شوشترى گفتار نيز نقل كرده است.
٧) ديوان خطا كه مشتمل بر حدود دوازده هزار بيت بوده است (شوشترى، ص ٤٣٢؛ آقابزرگ طهرانى، ج ٩، قسم ١، ص ٢٩٨).
ميرعبداللطيف خان شوشترى (١١٧٢ـ١٢٢٠) كه همشهرى و دوست خطا بوده و در ١٢٠٣ به هند وارد شده و سلطان الواعظين ابوالفتح حسنى حسينى اصفهانى كه در ١٢٢١ به هند سفر كرده است، هر دو ملا خطا را در لكهنو و فيض آباد ديده اند و از مهارتِ او در تعزيه خوانى و موسيقى و شاعرى سخن گفته اند (آقابزرگ طهرانى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به شوشترى، همانجا).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) عبداللّه بن نورالدين جزايرى، كتاب تذكره شوشتر، اهواز: كتابفروشى صافى، [.بىتا]، چاپ افست تهران ١٣٤٨ش؛
(٣) محمدتقى دانش پژوه، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران، ج ١٦، تهران ١٣٥٧ش؛
(٤) احمد ديوانبيگى، حديقةالشعراء، چاپ عبدالحسين نوائى، تهران ١٣٦٤ـ١٣٦٦ش؛
(٥) عبداللطيف بن ابيطالب شوشترى، تحفةالعالم، و ذيلال تحفه، چاپ صمد موحد، تهران ١٣٦٣ش؛
(٦) محمدمظفر حسينبن محمد يوسف على صبا، تذكره روز روشن، چاپ محمدحسين ركن زاده آدميت، تهران ١٣٤٣ش؛
(٧) نورمحمد مجيدى كرائى، تاريخ شهرستان بهبهان، ]تهران [١٣٧٨ش؛
(٨) احمد منزوى، فهرست مشترك نسخه هاى خطى پاكستان، اسلام آباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش؛
(٩) عارف نوشاهى، «ملا خطاى شوشترى»، تحقيقات اسلامى، سال ٤، ش ١ و ٢ (١٣٦٨ش).
/ عارف نوشاهى /