دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١١١
خطّابى، ابوسليمان حَمْدبن محمدبن ابراهيم بن خَطّاب بُستْى ، خطّابى، ابوسليمان حَمْدبن محمدبن ابراهيم بن خَطّاب بُستْى، محدّث، فقيه و لغت شناس قرن چهارم. هر چند در بيشتر منابع نام وى حمد آمده (براى نمونه رجوع کنید به سمعانى، ١٤٠٨، ج ١، ص ٣٤٩، ٤٤٧، ج ٢، ص ٣١٦؛ ياقوت حموى، ج ٢، ص ٨٦؛ باتلى، ج ١، ص ٨٢ـ٨٤)، ثعالبى (ج ٤، ص ٣٨٣) و ياقوت حموى (ج ٢، ص ٤٨٦) به نقل از ابوعبيده هروى كه شاگرد خطّابى بوده، نام وى را احمد ذكر كرده اند و در برخى منابع نيز با همين نام از او ياد شده است (براى نمونه رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٤، ص ٢٠٠؛ ابنعساكر، ج ٤، ص ٤٤؛ باتلى، ج ١، ص ٨١ـ٨٢). البته ياقوت حموى (ج ٢، ص ٤٨٧) و سُبكى (ج ٢، ص ٢٨٢) تصريح كردهاند كه نام درست خطّابى، حمد است (نيز رجوع کنید به صفدى، ج ٧، ص ٣١٧). خطّابى خود به اين اختلاف اشاره كرده و نام صحيح خويش را حمد بيان كرده اما چون به احمد شهرت يافته بوده آن را ناپسند ندانسته است (رجوع کنید به ياقوت حموى، همانجا؛ ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢١٥). ضبط نام حَمْد نيز در منابع به دو صورت حَمَد و حَمد آمده است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٨٥ـ٨٧)، هرچند در بيشتر آنها نام او را حَمْد نگاشته اند (براى نمونه رجوع کنید به ياقوت حموى، همانجا؛ ابنقاضى شهبه، ج ١، ص ١٤٠).
درباره سبب نسبت وى به خطّابى اختلاف هست (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٨٩ـ٩٤)، برخى زيدبن خطّاب بُستى را جد او مىدانند (براى نمونه رجوع کنید به ابناثير، ج ١، ص ٤٥٢؛ ابنخلّكان، همانجا)؛ بعضى وى را از نسل زيدبن خطّاببن نُقيل عَدْوى، برادر خليفه دوم، ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٢، ص ٤٨٦، ج ٣، ص ١٢٠٥؛ صفدى، همانجا)، اما در اين انتساب ترديد جدّى وجود دارد (رجوع کنید به ابنخلّكان، همانجا؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ٨، ص ٦٣٢؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٢). ظاهرآ صاغانى (متوفى ٦٥٠) تنها كسى است كه اطلاع بيشترى درباره خطّابى و اجداد او داشته و نام برخى از اجداد خطّابى را ذكر كرده، از جمله ابنوى هزار بنده كه نامش حاكى از ايرانى و نيشابورى بودن او است (رجوع کنید به ج ١، ص ٧). باتلى (ج ١، ص ٩٣ـ٩٤) يادآور شده كه مقصود از خطّابى به صورت مطلق، حَمْدبن محمدبن ابراهيم خطّابى است.
خطّابى در سال ٣١٩ در شهر بُسْت* به دنيا آمد (سمعانى، ١٤٠٨، ج ٢، ص ٣٨٠؛ ياقوت حموى، ج ٢، ص ٤٨٦، به نقل از تاريخ هرات فامى). درباره سال تولد وى اختلاف اندكى در منابع وجود دارد (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٩٧ـ٩٨). برخى سال ولادت او را ٣١٧ (رجوع کنید به سمعانى، همانجا؛ ابنعبدالهادى مقدسى، ج ٣، ص ٢١٤) و بعضى ٣١٩ (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٤، ص ٢٤٩، ج ١٠، ص ٢٦٩) ذكر كردهاند. خطّابى پس از گذراندن تحصيلات اوليه در زادگاهش (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٩٩) به شهرهايى چون مكه، بغداد، بصره و نيشابور سفر كرد و به سماع حديث از محدّثان بزرگ آن مناطق پرداخت (رجوع کنید به همان، ج ١، ص١١٠ـ ١١٢؛ بريك، ج ١، ص ٨٧ـ٨٩) تا آنجا كه ذهبى (١٣٨٨ـ١٣٩٠، ج ٣، ص ١٠١٨) او را رحّال وصف كرده است، هر چند از فهرست استادان وى مشخص است كه خطّابى عمده تحصيلات خود را در نيشابور گذرانده كه در روزگار وى يكى از مهمترين مراكز علمى جهان اسلام بود. حاكم نيشابورى در تاريخ نيشابور* از اقامت چند ساله خطّابى در نيشابور سخن گفته و اشاره كرده كه در آن مدت، خطّابى به روايت حديث از مشايخ خود پرداخته است (رجوع کنید به سمعانى، همانجا). خطّابى برخى از آثار خود چون معالمالسنن، غريبالحديث، شرحالأسماء الحُسنى، العُزلة، و الغُنية عنالكلام و اهله را در نيشابور نگاشت (رجوع کنید به ابنعبدالهادى مقدسى، ج ٣، ص ٢١٥؛ ذهبى، ١٣٨٨ـ١٣٩٠، ج ٣، ص ١٠٩١).
خطّابى نزد بسيارى به تحصيل علوم مختلف پرداخت (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١١٩ـ١٣٨). برخى استادان مشهور او در حديث عبارتاند از: ابوسعيد احمدبن محمد، مشهور به ابناعرابى (متوفى ٣٤٠) كه خطّابى ظاهرآ در سفر حج در مكه از وى سنن ابوداوود را سماع كرد (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١٧، ص ٢٦؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٢ـ٢٨٣)؛ ابوبكر محمدبن بكربن داسه بصرى (متوفى ٣٤٦؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٢)، از راويان مشهور سنن ابوداوود كه در بصره ساكن بود و خطّابى كتاب سنن را از او نيز روايت كرد (معالمالسنن، ج ١، ص ٩)؛ ابوبكر احمدبن ابراهيم اسماعيلى* (متوفى ٣٧١)، از بزرگان و محدّثان مشهور جرجان؛ و ابوالعباس محمدبن يعقوب اصمّ (متوفى ٣٤٦؛ سبكى، همانجا)، از عالمان و محدّثان نامور نيشابور (بريك، ج ١، ص ٩١ـ٩٢). خطّابى نزد محمدبن على قفّالِ چاچى* (متوفى ٣٦٥)، از سرآمدان فقه شافعى در خراسان، و حسنبن ابىهريره بغدادى (متوفى ٣٤٥)، سرآمد فقيهان شافعى بغداد، فقه شافعى را فراگرفت و خود نيز آرايى ويژه داشت (رجوع کنید به سبكى، ج ٣، ص ٢٨٥ـ٢٩٠؛ بريك، ج ١، ص ١١٥ـ١١٩). سعدبن عبداللّهبن بريك آراى فقهى خطّابى را در كتاب الإختيارات الفقهية للإمام الخطابى گرد آورده است. علاوه بر اين، خطّابى نزد ابوعمر محمدبن عبدالواحد مشهور به غلام ثعلب* (متوفى ٣٤٥) و ابومنصور محمدبن احمد ازهرى* (متوفى ٣٧٠) به فراگيرى علم لغت پرداخت (ابنعبدالهادى مقدسى، ج ٣، ص ٢١٤). وى شاگردان فراوانى داشت، از جمله حاكم نيشابورى*، ابوحامد احمدبن محمد اسفراينى* (متوفى ٤٠٦)، ابوعبيد احمدبن محمد هروى (متوفى ٤٠١) و عبدالغافربن اسماعيل فارسى (متوفى ٤٤٨؛ ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢١٤؛ ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١٧، ص ٢٥؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٢؛ براى فهرست ديگر شاگردان او رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٦٣ـ١٧٥؛ بريك، ج ١، ص ٩٥ـ٩٦).
از نظر كلامى، وى همچون برخى از شافعيان، به اهل حديث گرايش داشت (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٤٧ـ١٥٢؛ بريك، ج ١، ص ١١٩ـ١٢٦) و كتاب الغنية عنالكلام و أهله را در دفاع از عقايد اهل حديث و نقد شيوه متكلمان، با بهرهگيرى از احاديث و نگاه اهل حديث نگاشته است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢١٦ـ٢٢١؛ بريك، ج ١، ص ١٠٦). كتاب الغنية از منابع ابنتيميه در درء تعارض العقل و النقل (رجوع کنید به ج ٧، ص ٢٧٨ـ٢٨٣، ٢٨٦ـ٢٨٧، ٢٩٢ـ٢٩٤، ٢٩٥ـ٣٠٢) و سيوطى در كتاب صونالمنطق و الكلام عن فنالمنطق والكلام (ص ٩١ـ١٠١) بوده است. خطّابى در كتاب شعارالدين (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢١٣ـ٢١٥) با همين رويكرد به بحث از مسائل كلامى و نقد متكلمان در طرح مباحث عقلى پرداخته است (رجوع کنید به ابنتيميه، ج ٧، ص ٢٩٤، ٣١٦ـ٣١٧). حسنبن عبدالرحمان علوى در الإمامالخطابى و منهجه فىالعقيده (رياض ١٤١٨/١٩٩٧)، بهتفصيل به بيان ديدگاه خطّابى كه همچون اهل حديث بوده، پرداخته است. اما شهرت اصلى وى در دانش لغت است. وى شاعرى متبحر نيز بود (ذهبى، ١٣٨٨ـ١٣٩٠، ج ٣، ص ١٠١٩؛ صفدى، ج ٧، ص ٣١٨؛ باتلى، ج ١، ص ١٥٥ـ١٦٠) و نمونهايى از اشعارش در منابع نقل شده است (براى نمونه رجوع کنید به ثعالبى، ج ٤، ص ٣٨٣ـ٣٨٥؛ ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢١٤ـ٢١٦؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٤ـ٢٨٥).
خطّابى پس از سفرهاى متعدد به زادگاه خود بازگشت و همانجا درگذشت (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢١٥؛ سبكى، ج ٣، ص ٢٨٣). در سال وفات او اختلاف هست (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٧٩ـ١٨١)، برخى آن را ٣٨٦ و اغلب ٣٨٨ ذكر كردهاند (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٢، ص ٤٨٦؛ بريك، ج ١، ص ١١١ـ١١٢). ياقوت حموى (همانجا) اطلاع بيشترى درباره مكان درگذشت وى ارائه كرده كه ظاهرآ برگرفته از كتاب تاريخ هرات فامى است كه نسخهاى از آن را در اختيار داشت. ياقوت حموى (همانجا) محل درگذشت خطّابى را رباطى در بُست و در حاشيه رودخانه هيرمند/ هلمند (در متن به خطا هندمند) ذكر كرده است. ابوبكر عبداللّهبن ابراهيم حنبلى، شعرى در رثاى او سروده كه ياقوت حموى (ج ٢، ص ٤٨٧) آن را نقل كرده است (براى ديگر اشعار در مرثيه او رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٨٣ـ١٨٤). بسيارى از عالمان به مدح خطّابى پرداخته و از او به بزرگى ياد كردهاند، از جمله ثعالبى (ج ٤، ص ٣٨٣) و ابنخلّكان (همانجا) كه او را در وجوه بسيارى، ابوعبيد قاسمبن سلّام* زمان خويش معرفى كردهاند (براى اظهارنظرها درباره جايگاه و منزلت علمى وى رجوع کنید به سبكى، ج ٣، ص ٢٨٢ـ٢٨٣؛ باتلى، ج ١، ص ١٤١ـ١٤٦؛ بريك، ج ١، ص ٩٧ـ١٠٠). خطّابى همچون بيشتر عالمان اهلسنّت حجيت خبر واحد را پذيرفته است (رجوع کنید به خطّابى، ١٣٥١ـ ١٣٥٢، ج ١، ص ٢٤٢، ج ٣، ص ٣٢٥). وى همچنين نقل روايات نبوى را بدون اسناد و اطمينان از صحت آن جايز نمىداند (همان، ج ٤، ص ١٨٧ـ١٨٨). او را يكى از نخستين كسانى مىدانند كه حديث را به سهگونه صحيح، حسن و ضعيف (براى اين تقسيمبندى سهگانه توسط خطّابى رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٦) تقسيم كرده است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٦٣٦ـ٦٣٩، ج ٢، ص ١١١٧ـ ١١٢٣).
خطّابى آثار بسيارى در حوزههاى مختلف علوم اسلامى نگاشته (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٩٩ـ٢٢٢؛ بريك، ج ١، ص ١٠١ـ ١١٠) كه از همان زمان شهرت يافته و محل مراجعه عالمان بوده است (براى نمونه رجوع کنید به اشبيلى، ص١٩٠، ٢٠١؛ ابنحجر عسقلانى، ص ١٦٤، ٣٩٩). آثار خطّابى از دو جنبه پراهميت است؛ يكى، اثرگذارى در كتب پس از خود (رجوع کنید به ادامه مقاله) و ديگرى، رويكرد نقادانه وى به سنّت دوره خويش. وى افزون بر آنكه كتاب إصلاح غلطالمحدثين را با همين نگاه تأليف كرد و به تصحيح اشتباهات موجود در نقلهاى روايات پرداخت، در دو شرح خود بر صحيح بخارى و سنن ابوداوود نيز به تصحيح اشتباهات و نقد برخى اسناد روايات و راويان احاديث توجه داشت (رجوع کنید به ادامه مقاله). او در إصلاح غلطالمحدثين كه با نامهاى مختلف از آن ياد شده (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٢١ـ٥٢٣)، به بحث تصحيح تحريفها و تصحيفهاى به وجود آمده در روايات پرداخته است (براى اطلاعات بيشتر درباره كتاب و روش مؤلف رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٥٢٥ـ٥٥١). حاتم صالح ضامن (خطّابى، ١٤٠٥، مقدمه، ص ٢٨٩ـ٢٩٠)، خطّابى را از پيشگامان تأليف در اين حوزه به شمار آورده (درباره منابع وى رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٤٤ـ٥٤٧) و براساس بعضى شواهد، اين اثر را بخش پايانى كتاب غريبالحديث خطّابى دانسته كه آن را با اندكى تغييرات بازنويسى كرده است (خطّابى، ١٤٠٥، همان مقدمه، ص ٢٩٦ـ٢٩٧؛ نيز رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٣٥ـ٥٣٨). اين كتاب مرجعى مهم در موضوع خود و مورد توجه بسيارى از عالمان بوده است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٤٧ـ٥٤٨). اين اثر با عنوان إصلاح غلطالمحدثين، به كوشش حاتم صالح ضامن در مجلة المجمع العلمى العراقى (سال ٣٥، ش ٤، ١٤٠٥) و نيز با عنوان إصلاح الأخطاء الحديثية التى يرويها اكثر الناس محرّفةً او ملحونةً، بهاهتمام حسين اسماعيل حسين جمل (بيروت ١٤٠٩/١٩٨٨) چاپ شده است (براى چاپهاى كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٤٩ـ٥٥١). در باب آداب دعا، خطّابى كتاب شأنالدعاء را نگاشته كه در نام آن اختلاف هست (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٦) و اين اختلاف نام در عنوان كتاب، به نظر برخى به جهت تنوع ابواب كتاب بوده است (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٣١؛ بريك، ج ١، ص ١٠٤ـ١٠٥). خطّابى در اين كتاب به شرح كتاب الدعوات ابنخزيمه، عالم و فقيه شافعى نيشابور، پرداخته است (١٤٠٤، مقدمه دقاق، ص ٨). وى روايات اين كتاب، بهويژه در دو باب نخست را از مشايخ خود نقل كرده، اما رواياتى كه در شرح كتاب ابنخزيمه آورده، بدون سند است، به جز حديث «اسماء حسنى» (رجوع کنید به همان، ١٤٠٤، ص ٢٣، ٩٨) و رواياتى را كه در لابهلاى شرح خود آورده، گاه با سند و گاه بدون سند است (درباره روش خطّابى در نقل روايات و شرح آنها رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢٤٣ـ٢٧٣). خطّابى در اين اثر از منابع متعددى بهره برده (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢٧٤ـ٢٧٧) و حتى مطلبى به نقل از عالم و محدّث امامى، محمدبن بحر رهنى*، آورده است (رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٤، ص ١٩ـ٢٠). بسيارى از مؤلفان در آثار خود از اين كتاب بهره جستهاند (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢٧٨ـ٢٨٢؛ براى ويژگيهاى اين اثر و چاپهاى آن رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٨٣ـ٢٩١). خطّابى در اين كتاب بدون اشاره به فرد يا جريان مشخصى، به دفاع كلامى از دعا پرداخته و به برخى انتقادات در اين خصوص پاسخ داده است كه احتمالا پاسخى به معتزليان يا فردى معتزلى باشد (رجوع کنید به ١٤٠٤، ص ٨ـ١٣). با توجه به تفصيل بحث خطّابى در اسماء الهى (رجوع کنید به همان، ص ٣٠ـ١١٠)، كتاب شأنالدعاء را مىتوان اثرى در اسماءاللّه نيز دانست.
كتاب العُزلة يا الاعتصام بالعزلة خطّابى (سزگين، ج ١، ص ٢١١)، نشاندهنده تمايلات صوفيانه وى است. وى در اين كتاب (ص١١٠ـ١١٣) به بحث برترى گوشهنشينى پرداخته است. خطّابى به منتقدى كه بر رسم گوشهنشينى ايرادهايى گرفته، تصريح روشنى نكرده اما كتاب وى يكى از كهنترين دفاعها از سنّت خانقاه و رباطنشينى صوفيه است (رجوع کنید به همان، ص ٥٣ـ٦٠). خطّابى در اين كتاب در پى بيان معناى عزلت و فضيلت و احكام آن بوده و مطالب خود را در شانزده باب ذكر كرده است. او در اين اثر بر آن است تا مفهوم عزلتگزينى را با سنّت اسلامى همساز كند و عزلت را ترك سخن گزاف و كنار گذاردن امور غيرضرورى مىداند نه عدم حضور در جامعه و ترك حقوق مردم و مددرسانى آنان و كارهايى از اين دست (رجوع کنید به ص ٥٨ـ٥٩، درباره منابع خطّابى در اين كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٣٤٣ـ٣٤٨). العزلة كتابى تأثيرگذار بوده و در متون اخلاقى بهكرّات از آن نقل قول شده است (براى منابعى كه از اين كتاب استفاده كردهاند رجوع کنید به همان، ج ١، ص٣٥٠ـ٣٥٢). اين كتاب بارها، از جمله به تحقيق ياسين محمد سوّاس (دمشق ١٤٠٧) به چاپ رسيده است (براى چاپهاى ديگر كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٣٥٧ـ٣٥٨).
كتاب مهم و بسيار مشهور خطّابى غريبالحديث است كه از منابع مهم در موضوع خود است (رجوع کنید به فارسى، ص ٥٢، ١٢٤، ٤٦٩ـ٤٧٠، ٥١١؛ سمعانى، ١٣٩٥، ج ٢، ص٤٣٠). وى بخشى از اين كتاب را در ٣٥٩ در بخارا نگاشت و سپس در نيشابور نسخه نهايى آن را فراهم آورد (رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٢ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٥١؛ باتلى، ج ١، ص ٣٦٤ـ٣٦٥). خطّابى در مقدمه كتاب (ج ١، ص ٤٦ـ٧١) مطالب متعددى را بيان كرده و آثار نگاشته شده در موضوع غريبالحديث را برشمرده و پس از تبيين مراد از كلام غريب، علل نگارش كتاب خود را لزوم توضيح واژگان روايات و تكميل دو كتاب قاسمبن سلّام و ابنقتيبه در كنار تصحيح تصحيفهاى به وجود آمده در روايات عنوان كرده است (رجوع کنید به ١٤٠٢ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٤٧ـ٤٩). وى چنانكه در مقدمه (ج ١، ص ٤٨ـ٤٩) آورده، در اين كتاب از ترتيب موجود در دو كتاب قاسمبن سلّام و ابنقتيبه پيروى كرده و به ترتيب، به شرح واژگان غريب احاديث پيامبر صلىاللّهعليهوآلهوسلم در جلد نخست، اقوال صحابه در جلد دوم، اقوال تابعان و روايات بدون سند در جلد سوم پرداخته و در پايان، بحثى درباره تصحيح تصحيفات بهوجود آمده در روايات آورده است (رجوع کنید به ج ٣، ص ٢١٩ـ٢٦٥). ترتيب خاصى در نقل روايات وجود ندارد، جز آنكه در روايات صحابه، احاديث صحابيان مشهور بر ديگران مقدّم داشته شده است. شيوه او چنان است كه ابتدا متن حديث، سپس سند آن را نقل مىكند و پس از آن به شرح مفردات بدون ترتيب خاص مىپردازد. وى از آيات و احاديث نبوى و نيز اشعار و امثال عربى براى شرح واژگان استفاده كرده است (رجوع کنید به همان، ج ١، مقدمه عزباوى، ص ٢٧؛ باتلى، ج ١، ص ٣٧٧ـ٣٧٨) و از ساختمان واژگان و جايگاه نحوى آنها در متن روايات (براى نمونه رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٢ـ١٤٠٣، ج ١، ص ١٠٥، ٣٣٥، ٤٢٢) و فقهاللغه (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٤٠، ٤٨٥، ٥٣٢) نيز سخن گفته است. او همچنين موارد اشتباه در ضبط برخى واژههاى منقول از بزرگان لغتشناس را يادآور شده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٠٨، ج ٢، ص٢٦٠). خطّابى همچنين دلالت برخى روايات بر احكام شرعى را نيز بيان كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٧٤، ٥٤٦ـ٥٤٧). افزون بر اهميت كتاب در موضوع خود، ويژگيهاى ديگرى چون دسترسى به اقوال لغتشناسان و اشعار عربى و همچنين اطلاعات قابل توجه در علوم مختلف براى آن برشمردهاند (درباره ويژگيهاى كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٠٢ـ٥١٤). وى همچنين در مواردى به نقد راويان احاديث پرداخته است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٥٥، ١٧٤، ج ٢، ص ٣٠٢، ج ٣، ص ٢١٨). خطّابى از منابع متعددى در نگارش اين اثر سود جسته است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٤٨٢ـ٤٨٧). بسيارى همچون ابوعبيد هروى، بيهقى و زمخشرى در آثار خود از غريبالحديث خطّابى نقلقول كردهاند (رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٢ـ ١٤٠٣، ج ١، مقدمه عزباوى، ص ٣٨ـ٣٩؛ باتلى، ج ١، ص ٤٩١ـ ٥٠٢؛ براى اطلاعات بيشتر درباره كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٣٧٢ـ٥١٩).
خطّابى به شرحنگارى بر كتابهاى حديثى توجه فراوانى داشت و آثار وى در اين حوزه، از كهنترين آثار نگاشته شده است و شرحنگاريهاى وى بر جوامع حديثى معروف به صحاح سته، از ديگر دلايل شهرت خطّابى محسوب مىشود. كتاب معالمالسنن خطّابى از جمله نخستين شروح سنن ابوداوود است. خطّابى در مقدمه اعلامالحديث (ج ١، ص ١٠١، نيز رجوع کنید به ص ١٠٤، ٧١٧، ١٥٥٦) به همين نام از كتاب خود ياد كرده است. هر چند برخى با اسامى ديگرى از آن ياد كردهاند، بيشتر به همين نام شهرت دارد (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٥٥ـ٥٥٨). تُكَتْلى (ص ٥٨) بر اين باور است كه خطّابى سنن ابوداوود را بر صحيح بخارى و مسلم ترجيح داده است. ذهبى (١٣٨٨ـ١٣٩٠، ج ٣، ص ١٠١٩) محلّ نگارش اين كتاب را نيشابور دانسته است. از عبارت خطّابى (١٤٠٩، ج ١، ص ١٠١؛ همو، ١٣٥١ـ١٣٥٢، ج ١، ص ٢، ٨) چنين برمىآيد كه او اين شرح را در پاسخ به درخواست گروهى تأليف و سپس بر گروهى از شاگردان خود در بلخ املا كرده است. باتلى (ج ١، ص ٥٦٣) از ارجاعات متعدد خطّابى به غريبالحديث در اين كتاب (براى نمونه رجوع کنید به ١٣٥١ـ ١٣٥٢، ج ١، ص ١٩٥، ٢٥٨، ج ٢، ص ٣٣٨) نتيجه گرفته كه وى نگارش معالمالسنن را پس از ٣٥٩، يعنى پس از نگارش نهايى غريبالحديث، بهاتمام رسانده است، از اينرو سخن محمدبن سعد آلسعود (خطّابى، ١٤٠٩، ج ١، مقدمه، ص ٢٨) مبنى بر اينكه معالمالسنن نخستين تأليف خطّابى است، صحيح نيست. باتلى (ج ١، ص ٧٤٥ـ٧٥٦) نام گروهى از عالمان را كه به نقل و روايت اين كتاب پرداختهاند، آورده است. نقل مطالبى از اين كتاب توسط جمعى از عالمان بزرگ بر اهميت فراوان اين كتاب دلالت دارد. احتواى كتاب بر مطالب مربوط به ميزان اعتبار روايات سنن ابوداوود (براى نمونه رجوع کنید به خطّابى، ١٣٥١ـ١٣٥٢، ج ١، ص ٥١، ١٢٤، ١٩٠ـ١٩١، ج ٢، ص ١١٢، ١٢٧)، و نيز اطلاعات مهم درباره راويان احاديث (براى نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ١١٣، ١٣٥، ج ٤، ص ٣٧٣) و اصطلاحات حديثى (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٤٢، ٢٠٧) از ديگر ويژگيهاى اين كتاب است. خطّابى همچنين بهتصحيح اشتباهات محدّثان در نقل الفاظ روايات توجه ويژه داشته (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٥٤، ١٥٩، ٢٠٢، ج ٣، ص ٦٥) و به نقل اختلافات فقهى در شرح روايات نيز اهتمام ورزيده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٦، ٧٦، ٩٤؛ براى اطلاعات بيشتر درباره روش خطّابى، شرح و كارهاى انجام شده درباره كتاب باتلى، معالمالسنن و چاپهاى كتاب رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٥٦٦ـ٧٧٣؛ بريك، ج ١، ص ١٠١ـ١٠٢).
خطّابى در تداوم كار خود در نگارش شرح بر آثار حديثى، كتاب أعلامالحديث را نگاشت كه نخستين شرح بر صحيح بخارى است (رجوع کنید به سزگين، ج ١، ص ١١٧؛ باتلى، ج ٢، ص ٧٩٦ـ٧٩٧) و باتلى (ج ٢، ص ٧٩٧ـ٧٩٩) درباره برخى آثار ديگر به عنوان شروح كهنتر از شرح خطّابى بر صحيح بخارى سخن گفته است كه آنها از كتب مستخرجات حديثى بودهاند. در نام كتاب بهسبب عدم تصريح مؤلف به آن، اختلاف هست و با اسامى متعددى از آن ياد شده است (رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٩، همان مقدمه، ص ٦٤ـ٦٥؛ باتلى، ج ٢، ص ٧٨٣ـ٧٨٧). اين كتاب پس از معالمالسنن نگاشته شده است (رجوع کنید به خطّابى، ١٤٠٩، ج ١، ص ٧٤١؛ باتلى، ج ٢، ص ٧٩٦). از مقدمه خطّابى در اين كتاب (ج ١، ص ١٠١) برمىآيد كه او در اين اثر درصدد شرح تمام روايات صحيح بخارى نبوده، بلكه تنها موارد نيازمند به شرح را به ترتيب روايات موجود در صحيح بخارى تبيين كرده است. در واقع وى تنها به شرح رواياتى پرداخته كه مُبتدعه نقدهايى بر آنها وارد كردهاند (رجوع کنید به تكتلى، ص ٦٠). بر اين اساس، شرح وى شرحى منتقدانه از اهل بدعت و مدافعانه از اهل حديث قلمداد مىشود (رجوع کنید به همانجا). خطّابى در اين اثر در مواردى (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١١٦، ٢١٦، ٢٦٧، ٣٨٣) درباره احكام روايات فقهى سخن گفته و گاه (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٣٣، ج ٢، ص ٧٧٦، ١٢٧٤ـ١٢٧٥) نوع و درجه اعتبار حديث را بيان كرده است. خطّابى به شروط بخارى در نقل روايات تصريح نداشته، اما در برخى موارد (رجوع کنید به ج ١، ص١٤٠ـ١٤١، ١٨٧ـ١٨٨، ٥٠٧ـ٥٠٨) راويان و اسناد احاديث را مطابق شروط بخارى ندانسته و اين نكته را يادآورى كرده است. وى در اين اثر از تطويل كلام دورى جسته (رجوع کنید به ج ١، ص ١٤٥، ٧٢١، ج ٢، ص ١٢٧٨، ١٥٠٣) و درباره شرح پارهاى از روايات كه از آنها به تفصيل در معالمالسنن سخن گفته، عباراتى موجز آورده است (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٠٤ـ١٠٥) و در توضيح تفصيلى واژگان روايات به كتب غريبالحديث همچون اثر قاسمبن سلّام (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٠٥) ارجاع داده، همچنين درباره روايات تكرارى در صحيح بخارى بار اول آن را شرح داده و در موارد بعدى به آن ارجاع داده است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٢٢، ١٢٤، ج ٢، ص ١٠٥٧). از نظر تكتلى (ص ٥٥ـ٥٨) عمده تفاوت اين اثر با ساير شروح بخارى، بىتوجهى خطّابى به عناوين ابواب (ترجمةالأبواب) صحيح بخارى در شرح روايات است. تكتلى (ص ٦٤ـ٨٧) همچنين شباهتهايى را در برخى مباحث، روايات و اصطلاحات ميان أعلامالحديث و دو كتاب تأويل مختلفالحديث ابنقتيبه و مشكلالحديث و بيانه، اثر ابنفورك كه با هدف مشابه أعلامالحديث نگاشته شدهاند، بيان مىكند. اهميت اين اثر خطّابى آنجا آشكار مىشود كه عبارات وى نشان مىدهد در زمان وى صحيح بخارى هنوز جايگاه ممتازى را كه بعدها در ميان اهلسنّت يافت، نداشته است (رجوع کنید به همان، ص ٥٨). شارحان بعدى صحيح بخارى، در مواضع زيادى، از اعلامالحديث نقل مطلب كردهاند (رجوع کنید به باتلى، ج ٢، ص ٩٧٢ـ٩٨١).
خطّابى رسالهاى با عنوان رسالة فى اعجازالقرآن دارد كه به نظر مىرسد در نگارش آن نگاه منتقدانهاى به ديدگاههاى معتزله درباره اعجاز قرآن داشته و در مقدمه كوتاه كتاب به اين مطلب اشاره كرده است (براى اهميت كتاب و چاپهاى مختلف آن رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٩٩ـ٢٠٦). وى از برخى تأليفات ديگر خود كه تاكنون نسخهاى از آنها به دست نيامده، در ضمن آثارش ياد كرده (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ٢٠٧ـ٢٠٩،٢١٠ـ٢١٣، ٢١٥، ٢٢١ـ٢٢٢)، از جمله مسألة فى ابنالصياد كه وى در اعلامالحديث از اين كتاب كه احتمالا در حد رسالهاى بوده، سخن گفته است (رجوع کنید به ج ١، ص ٧١١). در رساله اخير، خطّابى درباره اختلافات موجود در اينكه آيا ابنصياد همان دجال است يا خير بحث كرده و ضمن نقل آراى مختلف، به گردآورى اخبار و روايات درباره او پرداخته است (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٩٩). برخى از كتابهاى خطّابى همچون الامالى، علمالحديث، معرفةالسنن و الآثار و المنتخب چاپ نشده و به صورت نسخه خطى باقى ماندهاند (رجوع کنید به باتلى، ج ١، ص ١٩٥ـ١٩٧). باتلى (ج ١، ص١٩٠ـ ١٩١، ٢٢٣ـ٢٢٨) فهرستى از آثار منسوب به خطّابى را تنظيم كرده است.
منابع :
(١) ابناثير، اللباب فى تهذيبالانساب، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢) ابنتيميه، درء تعارضالعقل و النقل، چاپ محمد رشاد سالم، ]رياض [١٣٩٩ـ١٤٠٣/ ١٩٧٩ـ١٩٨٣؛
(٣) ابنحجر عسقلانى، المعجم المفهرس، او، تجريد اسانيد الكتب المشهورة و الاجزاء المنثورة، چاپ محمد شكور امريرميادينى، بيروت ١٤١٨/١٩٩٨؛
(٤) ابنخلّكان؛
(٥) ابنعبدالهادى مقدسى، طبقات علماءالحديث، چاپ اكرم بوشى و ابراهيم زيبق، بيروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٦) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ علىشيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٧) ابنقاضى شهبه، طبقاتالشافعية، چاپ حافظ عبدالعليمخان، حيدرآباد، دكن ١٣٩٨ـ١٤٠٠/ ١٩٧٨ـ١٩٨٠؛
(٨) محمدبن خير اشبيلى، فهرسة ما رواه عن شيوخه من الدواوين المصنفة فى ضروب العلم و انواع المعارف، چاپ فرانسيسكو كودرا و ريبرا تاراگو، ساراگوسا ١٨٩٣، چاپ افست بيروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٩) احمد باتلى، الامام الخطابى و آثاره الحديثيه و منهجه فيها، رياض ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(١٠) سعد بريك، الاختيارات الفقهية للامام الخطابى، رياض ١٤٢٦/٢٠٠٦؛
(١١) عبدالملكبن محمد ثعالبى، يتيمةالدهر، چاپ مفيد محمد قميحه، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) حمدبن محمد خطّابى، اصلاح غلط المحدثين، چاپ حاتم صالح ضامن، در مجلة المجمع العلمى العراقى، سال ٣٥، ش ٤ (محرّم ١٤٠٥)؛
(١٣) همو، اعلامالحديث فى شرح صحيحالبخارى، چاپ محمدبن سعد آلسعود، مكه ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٤) همو، شأن الدعاء، چاپ احمد يوسف دقاق، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٥) همو، العزلة: كتابُ ادبٍ و حكمةٍ و موعظة، چاپ ياسين محمد سوّاس، دمشق ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٦) همو، غريبالحديث، چاپ عبدالكريم ابراهيم عزباوى، دمشق ١٤٠٢ـ١٤٠٣/ ١٩٨٢ـ١٩٨٣؛
(١٧) همو، معالمالسنن و هو شرح سنن الامام ابىداود، چاپ محمد راغب طبّاخ، حلب ١٣٥١ـ١٣٥٢/ ١٩٣٢ـ١٩٣٤؛
(١٨) خطيب بغدادى؛
(١٩) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/ ٢٠٠٣؛
(٢٠) همو، سير اعلامالنبلاء، چاپ شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(٢١) همو، كتاب تذكرةالحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٨٨ـ١٣٩٠/ ١٩٦٨ـ١٩٧٠؛
(٢٢) عبدالوهاببن على سبكى، طبقاتالشافعيةالكبرى، چاپ محمود محمد طناحى و عبدالفتاح محمد حلو،]قاهره[ ١٩٦٤ـ] ١٩٧٦[؛
(٢٣) عبدالكريمبن محمد سمعانى، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٤) همو، التحبير فى المعجم الكبير، چاپ منيره ناجى سالم، بغداد ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٢٥) عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، صونالمنطق و الكلام عن فن المنطق و الكلام، چاپ على سامى نشار، قاهره ]١٣٦٦/ ١٩٤٧[؛
(٢٦) حسن بن محمد صاغانى، العباب الزاخر و اللبابالفاخر، ج ١، چاپ محمدحسن آلياسين، بغداد ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(٢٧) صفدى؛
(٢٨) عبدالغافربن اسماعيل فارسى، الحلقة الاولى من تاريخ نيسابور: المنتخب من السياق، انتخاب ابراهيمبن محمد صريفينى، چاپ محمدكاظم محمودى، قم ١٣٦٢ش؛
(٢٩) ياقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣؛
(٣٠) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧-.
(٣١) Vardit Tokatly, "The A'lam al-hdith of al-Khattabi: a commentary on al-Bukiari's Sahih or a polemical treatise?", Studia Islamica, no.٢٢ (٢٠٠١).
/ حميد باقرى /