دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٨٢
خُشْكِبيجار ، خُشْكِبيجار، بخش و شهرى در شهرستان رشت، از استان گيلان.
١) بخش خشكبيجار، در شمال شهرستان رشت واقع است و درياى خزر در شمال آن قرار دارد و مشتمل است بر دو دهستان حاجىبِكَنْدِه خشكبيجار و نوشَر خشكبيجار و يك شهر به نام خشكبيجار كه مركز بخش بهشمار مىرود (رجوع کنید به ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، ١٣٨٥ش، ذيل «استان گيلان»). آب و هواى آن معتدل و مرطوب است. رود دائمى نورود، ريزابه سفيدرود به طول حدود ٣٥ كيلومتر با جهت شمالشرقى در اين بخش جريان دارد؛ همچنين اين رود دو انشعاب به نامهاى كَفشِهرود، از ساحل راست و خشكبيجار رود، از ساحل چپ دارد (جعفرى، ج ٢، ص ٤٦٧؛ محامد، ج ١، ص ٢٢٦).
اهالى آن به كشاورزى، باغدارى، دامدارى، زنبوردارى، پرورش كرمابريشم، پرورش ماهى و حصيربافى اشتغال دارند (فرهنگ جغرافيائى آباديها، ج ١٦، ص٣٠ـ١٤٠). محصولاتى از قبيل برنج و، فراوردههاى باغى پرتقال، ليموترش و نارنگى، به، انار، سيب، گوجه سبز و بنشن در آن به عمل مىآيد (همان، ج ١٦، ص٣٠، ٣١٢، ١٥٧).
اهالى آن شيعه دوازده امامىاند و به فارسى با گويش گيلكى گفتگو مىكنند (همان، ج ١٦، ص ١٥٧). جمعيت آن طبق آمار ١٣٨٥ش، ٢٨٠٥١ تن ضبط شده است كه از اين تعداد ٧٤٧٨ تن (ح ٢٧%) شهرنشيناند كه ساكنان شهر خشكبيجار بهشمار مىروند (رجوع کنید به مركز آمار ايران، ذيل «استان گيلان»).
از لحاظ تقسيمات كشورى، در ١٣٢٣ش، خشكبيجار يكى از دهستانهاى شهرستان رشت ضبط شده است (رجوع کنید به ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال، ج ١، ص ٩٢).
در مرداد ١٣٧٤ بخش خشكبيجار به مركزيت شهر خشكبيجار در شهرستان رشت تشكيل شد (ايران. قوانين و احكام، ص ٣٤٨).
٢) شهر خشكبيجار، مركز بخش خشكبيجار. اين شهر در ارتفاع حدود ١٤- مترى، در فاصله حدود هشتكيلومترى مغرب شهر لَشْتِنِشاء/لَشْتْنِشا، در دشت واقع شده است. آب و هواى آن معتدل و مرطوب است. بيشترين درجه حرارت آن ْ٤ر٣١ در مرداد و كمترين آن ْ٢ر١- سانتيگراد در بهمن است. ميانگين بارش سالانه آن حدود ٩٨١ ،١ميليمتر ضبط شده است (رجوع کنید به سازمان هواشناسى كشور، ص٩٤). رودخانههاى حاجىبكنده و گشتهسرده در مغرب شهر خشكبيجار جريان دارند (فرهنگ جغرافيائى آباديها، همانجا). شهر خشكبيجار با راه اصلى به شهر رشت و با راه اصلى از طريق شهر لشتنشا (در ٢٦ كيلومترى شمالشرقى شهر رشت) به مركز شهرستان آستانه اشرفيه مرتبط مىشود.
خشكبيجار در ١٣٤٠ش شهر شد (رجوع کنید به ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، ١٣٨٢ش، ذيل «استان گيلان»). بقعه درويشمحمد با ايوانى هشت ضلعى، از آثار قديمى شهر محسوب مىشود (ستوده، ج ١، بخش ١، ص ٣٠٤).
پيشينه. نام خشكبيجار در منابع به صورتهاى خشكبيجار، خشكبجار، خشكهبجار، خشكهبيجار و خشگبيجار آمده است (رجوع کنید به ستوده، همانجا؛ لاهيجى، ص ١١٢؛ مهدوى لاهيجانى، ص ٢٢٦؛ كيهان، ج ٢، ص ٢٦٦، ٢٦٨ـ٢٦٩).
در دوره صفويه (حك : ح ٩٠٦ـ١١٣٥) لاهيجى (همانجا) در ذيل وقايع ٩٠٧ از آن ياد كرده است. در ١٠٣٨ خشكبيجار در جريان تهديد دارالاماره رشت، به دست گروهى به رهبرى كالنجار سلطان، معروف به عادلشاه (يا غريبشاه)، كه از ستم دربار به تنگ آمده بودند، به آتش كشيده شد (خمامىزاده، ص٤٩٠). در نيمه دوم سده يازدهم، مهدوى لاهيجانى (ص ٢٢٦، ٢٢٨ـ٢٢٩)، خشكبيجار را از بلوكات شمالى رشت (به مركزيت آبادى خشكبيجار) مشتمل بر ٣١ قريه، با ٩٩١،١٠ تن جمعيت ضبط كرده است.
رابينو كه در سالهاى ١٣٢٤ـ١٣٣١ از گيلان ديدن كرده، به بازار هفتگى در روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در خشكبيجار اشاره كرده است (ص ٦٥).
اهالى خشكبيجار در جريان قيامهاى دهقانى (شروع آن ١٣٣٢) نقش داشتند (رجوع کنید به حاج سيدجوادى و ميرابوالقاسمى، ص٢٦٠ـ٢٦١).
در دوره رضاشاه پهلوى (حك : ١٣٠٤ـ١٣٢٠ش)، خشكبيجار درگير شورش مسلحانهاى به سركردگى قنبر، معروف به قنبرشاه، بود (خمامىزاده، ص ٤٩٩). در ١٣٥١ش/ ١٩٧٣ به تشكيل بازار هفتگى در روزهاى دوشنبه در آن اشاره شده است (رجوع کنید به رهنمائى، ص٤٧٠). تا حدود چهل سال پيش خيمهشببازى كه آن را «گوشى» هم مىخوانند در بازارهاى گيلان، از جمله خشكبيجار رواج داشت (ميرشكرائى، ص ٤٢٧).
از جمله بزرگان آن ملامحمدعلى (متوفى ١٣٢٠)، فرزند شيخجعفر، است. شرح وى بر ابيات مثنوى را همطراز با شرح مثنوى حاجملاهادى سبزوارى دانستهاند (رجوع کنید به «مشاهير گيلان»، ص ٦٨٣).
منابع :
(١)ايران. قوانين و احكام، مجموعه قوانين سال ١٣٧٤، تهران: روزنامه رسمى كشور، ١٣٧٥ش؛
(٢) ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب اسامى دهات كشور، ج ١، تهران ١٣٢٩ش؛
(٣) ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى: آذر ١٣٨٥، ]تهران ١٣٨٥ش[؛
(٤) همو، نشريه تاريخ تأسيس عناصر تقسيماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٢ش؛
(٥) عباس جعفرى، گيتاشناسى ايران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(٦) حسن حاجسيدجوادى و محمدتقى ميرابوالقاسمى، «گيلان: سرزمين قيامها و انقلابها»، در كتاب گيلان، به سرپرستى ابراهيم اصلاح عربانى، ج ٢، تهران: گروه پژوهشگران ايران، ١٣٧٤ش؛
(٧) جعفر خمامىزاده، «جغرافياى تاريخى»، در همان، ج ١؛
(٨) محمدتقى رهنمائى، «گيلانگردى»، در همان، ج ٢؛
(٩) سازمان هواشناسى كشور، سالنامه آمارى هواشناسى: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٠) منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ١٣٤٩ش ـ؛
(١١) فرهنگ جغرافيائى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران، ج :١٦ رشت، تهران : سازمان جغرافيائى نيروهاى مسلح، ١٣٧١ش؛
(١٢) مسعود كيهان، جغرافياى مفصل ايران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(١٣) علىبن شمسالدين لاهيجى، تاريخ خانى : شامل حوادث چهلساله گيلان از ٨٨٠ تا ٩٢٠ قمرى، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٥٢ش؛
(١٤) احمد محامد، «منابع و مصارف آب در گيلان»، در كتاب گيلان، همان، ج ١؛
(١٥) مركز آمار ايران، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن :١٣٨٥ نتايج تفصيلى كل كشور، ١٣٨٥ش.
Retrieved Apr. ١٨, ٢٠١٠, from http://www.sci.org.ir/ portal/faces/public/census٨٥/census٨٥.natayej/census٨٥.rawdata;
«مشاهير گيلان»، ]تأليف[ محمد روشن و ديگران، در كتاب گيلان، همان، ج ٢؛
(١٦) محمد مهدوى لاهيجانى، جغرافياى گيلان، نجف ١٣٨٩/ ١٩٦٩؛
(١٧) محمد ميرشكرائى، «مردمشناسى و فرهنگ عامه»، در كتاب گيلان، همان، ج ٣؛
(١٨) نقشه تقسيمات كشورى ايران، مقياس ٠٠٠،٥٠٠،١:٢، تهران: گيتاشناسى، ١٣٧٧ش؛
(١٩) نقشه راههاى ايران، مقياس ٠٠٠،٥٠٠، ١:٢، تهران: سازمان نقشهبردارى كشور، ١٣٧٧ش؛
(٢٠) Hyacinth Louis Rabino, Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guilan, Paris ١٩١٧.
/ ناهيد خمرى /