دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٣٨
خزرجى، على بن محمدبن يوسفبن عفيف ، خزرجى، علىبن محمدبن يوسفبن عفيف، ملقب به ضياءالدين، كنيهاش ابوالحسن، اديب، شاعر و صوفى اندلسى قرن هفتم. او را ساعدى و انصارى نيز ناميده (رجوع کنید به ابنزبير، قسم ٤، ص ١٥٠؛ ابنرُشَيد، ج ٣، ص ٤٣؛ ابنحبيب، ج ١، ص ١١٤؛ مَقريزى، ج ١، قسم ٣، ص ٧٣٨) و نسب او را به سَعدبن عُباده* رساندهاند (رجوع کنید به صفدى، ج ٢٢، ص ١٥٧؛ ابنتغرى بردى، ج ٨، ص ١٧٧). وى مالكى مذهب و فردى معتمد بود (ابنرشيد؛ ابنتغرى بردى، همانجاها).
خزرجى در حدود ٥٩٠ در بِيغُو، شهرى در اندلس، از توابع غرناطه، به دنيا آمد (ابنرشيد، همانجا؛ قس ابنزبير، همانجا، كه او را اهل باغه از توابع اِلْبِيره دانسته است). وى سپس در اسكندريه سكنا گزيد و در همانجا در ٦٨٦ درگذشت (صفدى؛ ابنرشيد؛ ابنحبيب، همانجاها).
خزرجى در زادگاهش، بنا به رسم آن روز، ابتدا قرآن را نزد ابوالوليد هشامبن واقف (يا واجب) مُقْرئ و ابوالقاسم عَيشون خواند. همچنين در ٦٠٦ ابوالحجاج منصفى، زاهد مشهور، را در مالقه ملاقات كرد و در ٦٠٧ صحيح مسلم را نزد قاضى ابومحمد ابنحوطاللّه قرائت و از او استماع حديث كرد. سپس در اندلس يا مصر، از جعفر همدانى استماع حديث كرد و كفايةالمتحفظ (كتابى در باب لغت) اَجْدابى را نزد وى خواند. همچنين مُلَخِّصِ (كتابى در باب حديث) قابسى را نزد همدانى و ابوخطّاب ابندِحْيَه و المُوَطَّأ (كتابى در باب حديث) را نزد ابوعَمرو ابندحيه و المعشَّرات الحُبية (= عشرينيات/ عشرات؛ كتابى در باب مدايح نيوى) را نزد ابوزيد فازازى خواند و اين اشخاص، به او اجازه روايت دادند (ابنزبير، همانجا؛ ابنرشيد، ج ٣، ص ٤٤ـ٤٥). همچنين گفته شده وى به مكه رفت و آنجا از شيخشهابالدين سهروردى استماع حديث كرد، زمان اين سفر دانسته نيست (ابنزبير، همانجا).
به جز دِمياطى و بِرازلى كه از وى روايت كردهاند (صفدى؛ ابنتغرى بردى، همانجاها)، خزرجى به ابنرُشَيد و پسرش محمد و دو خواهرش و دو خواهر خود اجازه روايت داد. اين شهادتنامه را زينالدين ابوبكر ابنمنصور در ٦٨٤ به دستور خزرجى نوشت زيرا او آن زمان دچار ضعف بينايى شده بود (ابنرشيد، ج ٣، ص ٤٣).
وى در شعر از اسلوبِ محيىالدين ابنعربى* تقليد مىكرد و بيشتر سرودههايش در مدح رسول اكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم بود (صفدى؛ ابنتغرى بردى، همانجاها، قس ابنزبير، همانجا: اشعارش فقط در مدح رسول اكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم است). او قصيدهاى بالغ بر ٢٣٠ بيت دارد كه آن را در معارضه با بانَتْ سعاد* كعببن زهير سروده است (ابنرشيد، ج ٣، ص ٤٨ـ٤٩). وى در قصيدهاى ٤١ بيتى به معارضه با حريرى برخاسته و در آن او را از تصنع و نوآورى بهدور داشته و به پرهيزگارى فراخونده است (همان، ج ٣، ص ٤٦). بنابه قول ابنرشيد (ج ٣، ص ٤٤) وى ديوانى با نام المواجد الخزرجية داشته است.
منابع :
(١)ابنتغرىبردى، المنهلالصافى، ج ٨، چاپ محمد محمد امين، قاهره ١٩٩٩؛
(٢) ابنحبيب، تذكرةالنبيه فى ايامالمنصور و بنيه، چاپ محمد محمد امين قاهره ١٩٧٦ـ١٩٨٦؛
(٣) ابنرُشيد، ملء العيبة بما جمع بطول الغيبة فى الوجهةالوجيهة، ج ٣، چاپ محمد حبيببن خوجه، تونس ١٩٨١؛
(٤) ابنزبير، كتاب صلةالصلة، قسم ٤، چاپ عبدالسلام هراس و سعيد اعراب، ]مراكش [١٤١٤/١٩٩٤؛
(٥) صفدى؛
(٦) احمدبن على مَقريزى، كتاب السلوك لمعرفة دولالملوك، ج ١، قسم ٣، چاپ محمد مصطفى زياده، قاهره ١٩٧٠.
/ رضوان مسّاح /