دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٢٢
خِرّيت بن راشد ناجى ، خِرّيت بن راشد ناجى، از صحابه و از خوارج*. در منابع مطالب اندكى در شرححال او آمده و نام او گاه به حارث بن راشد (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ج ١، ص ٦٦٧) و حريثبن اسد (نجاشى، ص٣٢٠) نيز تصحيف شده است. به نوشته مسعودى (ج ٣، ص ١٥٩) بنوناجيه ادعا داشتند كه از فرزندان سامةبن لُؤَىّبن غالباند، اما مسعودى (همانجا) در صحت اين ادعا ترديد كرده است (نيز رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، قسم ٢، ص ٤٥٩).
بهنظر سيفبن عمر تميمى در كتاب الفتوح، خرّيت به همراه گروهى از بنوسامه، در منطقهاى ميان مكه و مدينه با پيامبر ديدار كرد (به نقل ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٤٥٨ـ٤٥٩؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٣٥). در جنگهاى رِدّه* در ايام خلافت ابوبكر، مسلمانان به يارى خرّيت كه رهبرى بنوناجيه را برعهده داشت، بر لقيطبن مالك ازدى، حاكم شورشى عمان، پيروز شدند (رجوع کنید به ابنحجرعسقلانى، ج ٢، ص ٢٣٥، ج ٣، ص ٣٧٥). به نوشته سيفبن عمر، خرّيت در دوره عثمان نيز به فرمان عبداللّهبن عامربن كريز به امارت منطقهاى در فارس رسيد (رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، قسم ٢، ص ٤٥٩؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٣٥).
مفصّلترين گزارش از زندگى خرّيت بن راشد، درباره شورش او در ايام خلافت حضرت على عليهالسلام است. وى در جنگ جمل* جانب طلحه و زبير را گرفت (طبرى، ج ٤، ص ٥٠٥؛ ابنعبدالبرّ، همانجا؛ قس بلاذرى، ج ٢، ص ٢٩٦). بنوناجيه پس از جنگ جمل بر موضع خود پايدار ماندند و قصد نبرد با حضرت على را داشتند. در باب موضع خرّيت در اين هنگام، در منابع سخنى نيامده است. گزارش ثقفى از اين واقعه (ج ١، ص ٣٣٠ـ٣٣١) حاكى از مسيحى بودن بنوناجيه است.
خرّيت به همراه سى تن از اصحاب خود پس از جنگ صفّين* نزد امام على عليهالسلام رفت و پس از اعلام مخالفت خود با آن حضرت، تصميم به جدا شدن از ايشان گرفت. امام ضمن يادآورى عهد خرّيت در بيعت با خود، او را از اين كار برحذر داشت (ثقفى، ج ١، ص ٣٣٢ـ٣٣٣؛ قس طبرى، ج ٥، ص ١١٣ـ ١٣٢ كه تعداد همراهان خرّيت را سيصد تن نوشته است). به گفته مسعودى (ج ٣، ص ١٥٩ـ١٦٠) خرّيتبن راشد پس از آن به همراه سيصد تن به دين مسيحيت بازگشت و همان شب از سپاه امام جدا شد. حضرت براى سركوب شورش او، زيادبن خَصَفه را همراه گروهى به تعقيب خرّيت فرستاد. خرّيت و يارانش به دهكده نِفَّر در اطراف كوفه رفتند و زادانبن فرح را كه از هواداران حضرت و احتمالا والى آنجا بود، به قتل رساندند. زياد در منطقه مذّار بين واسط و بصره با خرّيت درگير شد. خرّيت شكست خورد و با دويست تن از هوادارانش كه تازه از كوفه به او پيوسته بودند، به اهواز گريخت. با بالاگرفتن خطر خرّيت و شورش برخى از بنوناجيه، حضرت على سپاهى به فرماندهى مَعْقِلبن قيس رياحى براى سركوب او فرستاد. خرّيت پس از شكست از معقل، نزد قبيله عبدالقيس رفت و توانست آنها را به شورش بر حضرت وادارد. اما در پى اعلان امان معقل، شمارى از هوادارى خرّيت دست كشيدند و گروه كثيرى از هوادارانش او را ترك كردند. سرانجام، نعمانبن صهبان در نبردى خرّيت را به قتل رساند (ثقفى، ج ١، ص ٣٣٤ـ٣٦١؛ نيز رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، همانجا).
منابع :
(١)ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمييز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، بيروت ١٤١٥/ ١٩٩٥؛
(٢) ابنعبدالبرّ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علىمحمد بجاوى، قاهره ]١٣٨٠/ ١٩٦٠[؛
(٣) احمدبن يحيى بلاذرى، انسابالاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
(٤) ابراهيمبن محمد ثقفى، الغارات، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٥٥ش؛
(٥) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(٦) مسعودى، مروج (بيروت)؛
(٧) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماءمصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧.
/ مينا احمديان /