دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٨٣
خرچنگ ، خرچنگ، گروهى از سختپوستان عالى متعلق به راسته دهپايان، شامل برخى جنسهاى معروف از قبيل Potamon(نوعى خرچنگ پهن) و خرچنگهاى دراز متعلق به خانواده Astacidae. اين جانوران داراى سر و سينه متصل، پنج جفت پا (كه اولين جفت حالت چنگال پيدا كرده است)، دو چشم بر روى دو پايك، تعدادى زوائد دهانى و شاخك، توانايى پوستاندازى، حركت در هر دو جهت جلو و عقب، اشكال و ابعاد بسيار متنوع (از چند ميليمتر تا چهار متر در خرچنگ عنكبوتى ژاپنى)، سيستم گردش خون باز و تنوع غذايى گسترده هستند. گونههاى فراوانى از اين سختپوستان در فلات ايران، خليجفارس و درياى عمان وجود دارد (حبيبى، ج ٣، ص ٤٨ـ٥٦؛ محمديان، ص ١٤ـ١٧، ١١٣ـ١٣٠؛ >دايرةالمعارف علوم مگيل<، ذيل "Crabs and lobsters"؛ هيكمن و همكاران، ص ٥٠٨ـ٥١١؛ د. ايرانيكا، ذيل "Arthropods"). در بسيارى از كشورها اين جانوران را براى تغذيه شكار مىكنند (>دايرةالمعارف علوم مگيل<، همانجا؛ حبيبى، ج ٣، ص ٦١)، اما در برنامه غذايى ايرانيان جايى ندارند. براساس فقه شيعه خوردن خرچنگ حرام است (محقق حلّى، قسم ٤، ص ٧٤٨). حكم خوردن خرچنگ در مذاهب مختلف اهل سنّت متفاوت است (براى اين احكام رجوع کنید به زحيلى، ج ٤، ص ٢٠٧٩ـ٢٨٠٠).
خرچنگ در پهلوى Karcang (فرهوشى، ذيل واژه؛ بهار، ص ٢٣٥)، متشكل از دو جزء خر (بزرگ) و چنگ، به معناى بزرگ چنگال (رجوع کنید به هرن، ذيل واژه)، آمده است. ابوريحان بيرونى در الآثار الباقية عن القرون الخالية (ص ١٩٣) آن را به صورت كرزنگ و در قرن هشتم كاسانى مترجم فارسى صيدنه آن را به صورت كژچنگ آورده است (رجوع کنید به ابوريحان بيرونى، ج ١، ص ٣٧١، در معناى سلحفاة) پنجپايك (رجوع کنید به كليله و دمنه، ص ٨٢؛ بدرالدين ابراهيم، ص ٢٩١)، پنجپايه، پيچيا و چنگار از ديگر نامهاى خرچنگ بوده است (غياثالدين رامپورى؛ نفيسى، ذيل واژه). در عربى آن را سرطان، عقربالماء و ابوبكر مىنامند (دميرى، ج ٢، ص ٥٢٤). عربها و ايرانيان خصوصيات عجيبى براى اين جانور قائل بودهاند. جاحظ (ج ٧، ص ١٠٥، ٢٠٣) آن را جانورى عجيب و بزرگ وصف كرده است كه برخى آن را مىخورند (همان، ج ٤، ص ٤٥). دَميرى (ج ٢، ص ٥٢٤ـ٥٢٥) و قزوينى (ص ١٤٣)، آويزان كردن آن را بر درخت بىبار، براى ثمردار كردنش، مفيد دانسته و موارد جادويى ديگرى نيز برايش برشمردهاند. به نوشته ابوبكر مطهر جمالى يزدى (ص ١٠٨)، اگر خرچنگ چيزى را به دندان گيرد تا زمانىكه به او باد ندمند، آن را رها نمىكند. همچنين اگر آن را در آفتاب خشك كنند و كوبيده آن را با روغن در چراغ بريزند، چنان نمايد كه هر چه درآن خانه است در حال رقص است. ظاهرآ زردشتيان ايران، اين جانور را مثل قورباغه، لاكپشت و برخى جانوران ديگر، جزو آلودهكنندههاى آب مىدانستند و به همين سبب از خرچنگ نفرت داشتند و آن را مىكشتند (دلاواله، ص٨٠). تاورنيه (ج ٢، ص ١٠٥) نوشته است در هنگام غروب آفتاب در كنار يكى از رودخانههاى ايران، خرچنگهاى بزرگى از رودخانه بيرون آمدند و براى خوردن توت سفيد، به سمت درختان توت رفتند.
در داستانهاى منثور فارسى (از جمله رجوع کنید به كليلهودمنه، ص ٨٢ ـ ٨٥) و برخى اشعار عربى (رجوع کنید به دميرى، ج ٢، ص ٥٢٥) و امثال فارسى (رجوع کنید به شكورزاده، ص٢٦٦، ٤٥٤) نيز به اين جانور و بيشتر به طرز راه رفتن آن اشاره شده است (براى آگاهى از جنبههاى اسطورهاى خرچنگ در اخترشناسى تمدنهاى كهن رجوع کنید به سرطان*).
پزشكان و داروشناسان يونانى و اسلامى از دو جانور، به نامهاى سرطاننهرى و سرطانبحرى، نام برده و براى هريك خواصى ذكر كردهاند. شايد سرطاننهرى همان خرچنگهاى پهن رودخانهها و جاهاى مرطوب و سرطانبحرى، انواعى از خرچنگهاى دراز دريايى باشد. ديوسكوريدس (ص ١٣١ـ١٣٢) سرطان نهرى را براى بيماريهاى متعددى مفيد مىداند، از جمله براى گزيدگى سگ و ساير جانوران مانند عقرب و رتيل، انواع شقاق، سرطان و زخم شش و نيز كشتن عقارب. نوع بحرى را نيز داراى همان خواص، اما ضعيفتر، مىداند. جالينوس نوع بحرى را در زدودن برخى امراض پوستى، خشكاندن برخى زخمها و تحليل اورام، و نوع نهرى را در درمان گزيدگى سگ هار مؤثر مىداند (به نقل رازى، ١٣٧٤ـ١٣٩٣، ج ٢١، قسم ١، ص ٣١ـ٣٤). ابنماسه آن را براى درمان مسلولان و تقويت نيروى جنسى تجويز كردهاست (رجوع کنید به همان، ج٢١، قسم١، ص٣٤؛ نيز رجوع کنید به همو، ١٤٠٨، ص١٨٠). آنچه پزشكان اسلامى سپسين در كتابهايشان براى انواع خرچنگ آوردهاند، تكرار نوشتهها و عقايد پزشكان يونانى و اسلامى پيشين است، مگر با برخى افزودههاى مختصر (براى نمونه رجوع کنید به ابنسينا، ج ١، كتاب ٢، ص ٦٣٣؛ ابنبيطار، ج ٣، ص ٩ـ١٠؛ انصارى شيرازى، ص ٢١٩ـ ٢٢٠؛ عقيلى شيرازى، ص ٤٩٦ـ٤٩٧؛ حكيم مؤمن، ص ١٤٥).
منابع :
(١) ابنبيطار؛
(٢) ابنسينا؛
(٣) ابوريحان بيرونى، الآثار الباقية عن القرون الخالية، چاپ ادوارد زاخاو، لايپزيگ ١٩٢٣؛
(٤) همو، صيدنه، ترجمه فارسى نيمه اول قرن هشتم هجرى از ابوبكر علىبن عثمان كاسانى، چاپ منوچهر ستوده و ايرج افشار، تهران ١٣٥٨ش؛
(٥) علىبن حسين انصارى شيرازى، اختيارات بديعى (قسمت مفردات)، چاپ محمدتقى مير، تهران ١٣٧١ش؛
(٦) بدرالدين ابراهيم، فرهنگنامه زفان گويا و جهان پويا = فرهنگ لغات فرس (پنجبخشى)، چاپ حبيباللّه طالبى، تهران ١٣٨١ش؛
(٧) مهرداد بهار، واژهنامه بندهش، تهران ١٣٤٥ش؛
(٨) عمرو بن بحر جاحظ، كتاب الحيوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ?]١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ ١٩٦٩[، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٩) مطهربن محمد جمالى يزدى، فرّخنامه: دائرةالمعارف علوم و فنون و عقائد، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٤٦ش؛
(١٠) طلعت حبيبى، جانورشناسى عمومى، ج ٣، تهران ١٣٧٦ش؛
(١١) محمدمؤمنبن محمدزمان حكيم مؤمن، تحفه حكيم مؤمن، چاپ سنگى تهران ١٢٧٧، چاپ افست ١٣٧٨؛
(١٢) پيترو دلاواله، سفرنامه پيترو دلاواله: قسمت مربوط به ايران، ترجمه شعاعالدين شفا، تهران ١٣٤٨ش؛
(١٣) محمدبن موسى دميرى، حياة الحيوان الكبرى، چاپ ابراهيم صالح، دمشق ١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(١٤) پدانيوس ديوسكوريدس، هيولىالطب فى الحشائش و السموم، ترجمه اِصْطِفَنبن بَسيل و اصلاح حنينبن اسحاق، چاپ سزار ا. دوبلر و الياس تِرِس، تطوان ١٩٥٢؛
(١٥) محمدبن زكريا رازى، كتاب الحاوى فى الطب، حيدرآباد، دكن ١٣٧٤ـ١٣٩٣/ ١٩٥٥ـ١٩٧٣؛
(١٦) همو، المنصورى فى الطب، چاپ حازم بكرى صديقى، كويت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٧) وهبه مصطفى زحيلى، الفقه الاسلامى و ادلتّه، دمشق ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٨) ابراهيم شكورزاده، دوازده هزار مثل فارسى و سى هزار معادل آنها، مشهد ١٣٨٠ش؛
(١٩) عقيلى علوىشيرازى؛
(٢٠) محمدبن جلالالدين غياثالدين رامپورى، غياث اللغات، چاپ منصور ثروت، تهران ١٣٧٥ش؛
(٢١) بهرام فرهوشى، فرهنگ فارسى به پهلوى، تهران ١٣٥٨ش؛
(٢٢) زكريابن محمد قزوينى، عجايب المخلوقاتوغرائبالموجودات (تحرير فارسى)، چاپ نصراللّه سبوحى، ]تهران[ ١٣٦١ش؛
(٢٣) كليله و دمنه، ترجمه كليله و دمنه، انشاى ابوالمعالى نصراللّه منشى، چاپ مجتبى مينوى، تهران ١٣٤٣ش؛
(٢٤) جعفربن حسن محقق حلّى، شرائعالاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شيرازى، تهران ١٤٠٩؛
(٢٥) حسنيار محمديان، سختپوستان ايران، تهران ١٣٨٢ش؛
(٢٦) علىاكبر نفيسى، فرهنگ نفيسى، تهران ١٣٥٥ش؛
(٢٧) پاول هرن، اساساشتقاق فارسى، ]باتوضيحات يوهان هاينريش هوبشمان[، ترجمه جلال خالقى مطلق، تهران ١٣٥٦ش؛
(٢٨) EIr, s.v. "Arthropods" (by A.Ahmadi and R. G. Tuck).
(٢٩) Cleveland P.Hickman, Larry S.Roberts, and Allan Larson, Integrated principles of zoology, st. Louis ١٩٩٣.
(٣٠) Magill's encyclopedia of science: animal life, ed. Cral W.Hoagstrom, Pasadena Calif: Salem Press, ٢٠٠٢, s.v."Crabs and lobsters" (by Dwight G. Smith).
(٣١) Jean- Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse, introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ محمد صدر /