دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٧٣
خَرانه ، خَرانه، قصرى از دوره امويان در اردن. اين بنا در حدود شصتكيلومترى جنوبشرقى عَمّان/امان و در هجده كيلومترى مغرب قُصَير عَمرَه، در بيابانى پوشيده از سنگ سياه (بازالت) قرار گرفتهاست (پترسن، ذيل مادّه؛ كرسول، ج ١، بخش ٢، ص ٤٤٨؛ >فرهنگ هنر<، ذيل"Qasr Kharana"). اين بنا را قصر الحرّانه (رجوع کنید به لنكستر هاردينگ، ص ٢٠٠) نيز ناميدهاند، احتمالا به اين سبب كه حَرَّه در عربى به معنى سرزمين پوشيده از سنگ سياه است كه گويى با آتش سوخته است (ابنمنظور، ج ٣، ص ١١٦). خرانه در موقعيتى سوقالجيشى و در محل تلاقى چند وادى در صحراى اردن قرار گرفته است (پيك، ج ٣، ص ١١٠؛ لنكستر هاردينگ، همانجا). اولين كاوش در قصر خرانه در ١٣١٤ انجام گرفت، اما مهمترين مدرك درباره تاريخ اين بنا را موريس در كاوشهاى ١٣٢٣ تا ١٣٢٤/١٩٠٥ـ ١٩٠٦ يافت، كه كتيبهاى به خط كوفى بر ديوار يكى از اتاقهاى طبقه بالا در طرف غربى بنا بود. براساس اين كتيبه، يكى از نزديكان وليد اموى، به نام عبدالملكبن عمر، در محرّم ٩٢، هنگام بازگشت از مكه در اين محل بيتوته كرده بودهاست (لنكستر هاردينگ، همانجا؛ كرسول، ج ١، بخش ٢، ص ٤٤٧ـ ٤٤٨). قصر خرانه تا هنگام وقوع زلزله در ١٣٠٦ش كاملا سالم بود اما در اين رخداد شكاف عريضى در گوشه شمالغربى آن پديد آمد (لنكستر هاردينگ، ص ٢٠٣). كاوشهاى سالهاى ١٣٥٨ تا ١٣٦٠ش در اين بنا پيشينه آن را تا دوره اموى تأييد كرده ولى كاربرى آن را دقيقآ روشن نكرده است (>فرهنگ هنر<، همانجا).
شكل بنا چهارگوش به ابعاد حدود ٣٥ متر (هيلن برند، ص ٣٨٥) و مصالح عمده آن لاشه سنگ با ساروج است (پترسن، همانجا). از تيرهاى چوبى در بنا براى افزايش مقاومت آن در مقابل زلزله استفاده شده است (لنكستر هاردينگ، ص ٢٠٠؛ ايلايان، ص ٢). درون ديوارها منفذهاى نسبتاً باريكى تعبيه شدهاست. حسنى (ص ٢٢٥) اين روزنها را محلهاى تيراندازى يا مَزغَل دانسته، اما ونتورى آنها را كه ضربدرى طراحى شده و مانع ورود غبار و باعث تنظيم نور خورشيد مىشدهاند، وسيله تهويه هوا دانسته است (رجوع کنید به ايلايان، ص ٤). در هر چهار گوشه بنا، برجى مدور (باستيان) و در مركز ديوارهاى شرقى، غربى و شمالى نيز برجهايى با قاعده نيمدايره قرار دارد (رجوع کنید به هيلنبرند، ص ٥٦٨، طرح ١٤/٧). تنها ورودى بنا در ديوار جنوبى، ميان دو برج با قاعده يكچهارم دايره قرار گرفته و پنجره بزرگى در بالاى آن تعبيه شدهاست. كتيبه سنگى ورودى بنا به خط يونانى و با بهرهگيرى از سبك معمارى بيزانس، يعنى ساخت چهار يا پنج اتاق گرداگرد تالار، گواهى بر پيشينه بيزانسى اين بناست (لنكستر هاردينگ، همانجا؛ ايلايان، ص ٢). اگرچه اين بنا چنان با ويژگيهاى معمارى ساسانى، چون فراوانى ملاط و پنجرههاى هلالى و تالار گنبددار عجين است كه بعضى آن را بنايى ساسانى يا حداقل تحتتأثير ساسانيان دانستهاند (رجوع کنید به كرسول، ج ١، بخش ٢، ص ٤٤٨؛ هواگ و مارتن، ص ٣٠).بعد از ورودى دالان و در هر طرف آن، يك اتاق با سقف گنبدى قرار دارد (پترسن، همانجا). اين دالان به حياط چهارگوش مركزى قصر به ابعاد دوازده متر، راه دارد (>فرهنگ هنر<، همانجا).
در حياط بنا، مخزن كوچكى براى گردآورى آب باران و در دو گوشه حياط، پلكانى براى اتصال به طبقه دوم و پشتبام تعبيه شده است (رجوع کنید به هواگ و مارتن، همانجا). در چهار جانب حياط و در دو طبقه، ٦١ اتاق با ابعاد مختلف قرار دارد (>فرهنگ هنر<، همانجا). اتاقهاى دو طرف دالان و طبقه پايين ساده و احتمالا انبار (پترسن، همانجا) يا اصطبل (رجوع کنید به هيلنبرند، ص ٣٣٣) بودهاند. مهمترين اتاق، تالار پذيرايى است كه در طبقه دوم و روى ورودى بنا واقع شده و در گذشته، گنبدى روى آن قرار داشتهاست. پنجره بالاى ورودى، مربوط به اين تالار است (هواگ و مارتن، همانجا). اتاقهاى طبقه بالا با تزيينات گچبرى قالبى شبيه آرايههاى قصر اُخَيضَر، و شمارى قاببنديهاى كندهشده در ديوارها آراسته شدهاند. هنوز روى قسمتهايى از ديوارها آثار نقاشيهاى رنگى با نقوش گياهى موجود است. طاق اتاقها نيز قوسىشكل است (>فرهنگ هنر<؛ حسنى، همانجاها). اتاقها به سبب ساختهشدن به شكل خانههاى كوچك، به بيت معروفاند (كرسول، همانجا).
درباره كاركرد بنا، بهرغم شهرت آن به قصر، نظرهاى متفاوتى ابراز شده است. بيشتر به نظر مىرسد اين بنا منزلگاهى براى اقامت كوتاهمدت بودهاست. ويژگى ساده و خشن بنا، از جمله نداشتن پنجره در ديوارهاى خارجى اتاقها، فضاى نيمتاريك و سرد، نبودن نشانى از اثاثيه در اتاقها، پيشبينى نكردن تمهيدى براى رساندن آب جارى به آنها و اصولا ابهام درخصوص منبع آب بنا، همچنين دسترسى به بسيارى از اين اتاقها از طريق اتاقهاى مجاور، كه به حريم خصوصى ساكنان لطمه مىزده است، مىتوانند شواهدى بر اين امر باشند (هيلنبرند، ص ٣٨٧).
منابع :
(١) ابنمنظور؛
(٢) فردريك جوارد پيك، تاريخ شرقى الاردن و قبائلها، تعريب بهاءالدين طوقان، بغداد [١٩٣٥/١٣٥٢]؛
(٣) جعفر حسنى، «قصور الامويين فىالديار الشامية»، مجلةالمجمعالعلمىالعربى، ج ١٧، ش ٥ و ٦ (جمادىالاولى و جمادىالآخره ١٣٦١)؛
(٤) لنكستر هاردينگ، آثارالاردن، تعريب سليمان موسى، عَمّان ١٩٧١؛
(٥) جان هواگ و هانرى مارتن، سبكشناسى هنر معمارى در سرزمينهاى اسلامى، ترجمه پرويز ورجاوند، تهران ١٣٨٤ش؛
(٦) Keppel Archibald Cameron Creswell, Early Muslim architecture, Oxford ١٩٦٩. Repr. New York ١٩٧٩.
(٧) The Dictionary of art, ed. Turner, New York: Grove, ١٩٩٨.
(٨) Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning, Edinburgh ١٩٩٤.
(٩) J. S. A. Ilayan, "The development of structural concept and the architectural form in Qasr Kharana", Unesco, ٢٠١٠. Retrieved Aug.٣١, ٢٠١٠, from http://www. Unesco.org/ archi ٢٠٠٠/pdf/ ilayan.pdf.
(١٠) Andrew Petersen, Dictionary of Islamic architecture, London ١٩٩٦.
/ افسانه منفرد /