دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٦٧
خراسانى، ميرزامحمدمهدى ،
خراسانى، ميرزامحمدمهدى، عالم دينى، متبحر در فقه و فلسفه در قرن دوازدهم و سيزدهم. او را به دليل ولادتش در اصفهان و اقامتش در مشهد، اصفهانى و مشهدى و به سبب سيادتش موسوى نيز ناميدهاند. خراسانى ملقب به شهيد ــشهيد ثالث يا رابع ــ است. او در ١١٥٢ (و به نقلى ١١٥٣) در خانوادهاى اهل علم و تقوا متولد شد. پدرش هدايتاللّه نام داشت و در سلسله نَسَب وى، نام شاه نعمتاللّه ولى*، ذكر شده است (رجوع کنید به آزاد كشميرى، ص ٣٥٣؛ قمى، ج ٢، ص ٦٧١؛ رضوى، ص ٤١٢؛ مدرس، ص ٥٤ـ٥٧).
خراسانى پس از فراگيرى مقدمات، به دانشهاى عقلى و نقلى علاقهمند شد و علوم عقلى را در اصفهان از آقامحمد بيدآبادى* اصفهانى و پس از آن در مشهد رياضيات را نزد حسين عاملى مشهدى ــامام جمعه، حكيم و رياضىدان ــ آموخت. سپس از مشهد عازم عتبات شد و در آنجا فقه و اصول و حديث را از دو استاد معروف آن زمان، آقامحمدباقر بهبهانى* مشهور به وحيد و شيخ محمد فتّونى عاملى فراگرفت (مدرس، ص ٥٥؛ آزاد كشميرى؛ همانجا؛ اعتمادالسلطنه، ج ٢، ص ٦٨٢؛ امينى، ص ٢٧٥ـ ٢٧٦). همچنين خراسانى، نزد آخوند خواجويى (احتمالا ملااسماعيل خواجويى*) و شيخيوسف بحرانى* درس خواند و از آنها اجازه فتوا گرفت (رجوع کنید به امينى، ص ٢٧٩؛ حبيبآبادى، ج ٣، ص ٦٤٦). وى بعد از سالها كسب دانش، از عتبات به مشهد بازگشت و به تعليم و تربيت شاگردان در علوم عقلى و نقلى مشغول شد (رضوى، همانجا؛ انصارىقمى، ص ١٧). از جمله شاگردان وى سيدمحمدمهدى بحرالعلوم* است كه در مشهد نزد وى فلسفه خواند و گفته شده است كه خراسانى به وى لقب بحرالعلوم داد. دوره شاگردى بحرالعلوم نزد ميرزا محمدمهدى خراسانى قبل از سفر وى به عتبات بوده است، زيرا بعدها هر دو شاگرد وحيد بهبهانى شدهاند (انصارىقمى، ص ١٨). همچنين سيد دلدار على نقوىهندى (رجوع کنید به نقوىرضوى*، خاندان)، سيدكاظمبن سيدمحمد نعمتاللّه جزايرى، سيد عبدالكريمبن سيدجواد نعمتاللّه جزايرى، آقااحمد بهبهانى* ــنوه وحيد بهبهانى ــ، سيد محمدحسن زنوزى*، و نيز سه پسر خراسانى، ميرزا هدايتاللّه، ميرزا عبدالجواد و ميرزا داوود در زمره شاگردان وى به شمار مىآيند (رضوى، ص ٤٠٥ـ٤٠٦، ٤٠٩؛ امين، ج ١٠، ص ٧٦).
ميرزا محمدمهدى به همراه سه تن ديگر از شاگردان وحيد بهبهانى (ميرزا مهدى شهرستانى*، ملامحمدمهدى نراقى*، سيد محمدمهدى بحرالعلوم) كه نام آنها نيز مهدى بود به «مهادى اربعه» مشهورند (اعتمادالسلطنه؛ مدرس، همانجاها). خراسانى سرسلسله خاندانى سرشناس از عالمان است كه به «شهيدى»هاى خراسان مشهور شدهاند، از جمله حبيبِ خراسانى* و آقابزرگ شهيدى (حبيب خراسانى، مقدمه حسن حبيب، ص ٧). ميرزا محمدمهدى در مسائل اجتماعى و سياسى فعال و صاحب نفوذ بود؛ از جمله اينكه دستور داد نورعليشاه ــاز مريدان معصومعليشاه كه پس از كشته شدن معصومعليشاه به مشهد فرار كرده بود و تبليغ صوفىگرى مىكردــ را مؤاخذه و به همراه ديگر صوفيان از مشهد اخراج كنند (درباره گزارشهاى مختلف اين رويداد رجوع کنید به شيروانى، ص ٣٨٢ـ٣٨٣؛ حبيب خراسانى، همان مقدمه، ص ١١٧، ١٢٠) و نيز هنگامى كه نادرميرزا و نصراللّه ميرزا ــاز نوادگان نادرشاه افشارــ به بهانه پرداخت حقوق سپاهيانشان به طلاها و اشياى قيمتى خزانه حرم امام رضا عليهالسلام دستبرد زدند، ميرزا محمدمهدى جلوى آنها را گرفت. او همچنين طلاهايى را كه در ميان سپاهيان پخش شده بود، به مرور جمعآورى كرد و ضريحى بر گرد حرم شريف ساخت. اين اعمال باعث كينه و دشمنى نادرميرزا با ميرزا محمدمهدى خراسانى شد. خراسانى سرانجام او در رمضان ١٢١٨ در حرم امامرضا عليهالسلام، در پى اقدام نادرميرزا به شهادت رسيد و در همانجا دفن شد (رجوع کنید به زنوزى، روضه ٤، قسم ٤، ص ٦٢٠؛ اعتمادالسلطنه، ج ٢، ص ٦٨٢ـ ٦٨٣؛ مدرس، ص ٥٥ـ٥٦؛ حبيب خراسانى، همان مقدمه، ص ٩٣ـ ٩٥).
آثار ميرزا محمدمهدى خراسانى عبارتاند از: ١) نبراس الهداية فى شرح كفايةالاحكام محقق سبزوارى (متوفى ١٠٩٠) در شرح بابهاى طهارت، صلاة و حج. نسخهاى از اين اثر در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است (رجوع کنید به اوكتايى، ج ٥، ص ٥٢٣ـ٥٢٤؛ قس امين، ج ١٠، ص ٧٥ كه آن را شرح كفايةالاصول آخوند خراسانى (متوفى ١٣٢٩) دانسته است). ٢) شرح دروس كه به خراسانى منسوب است و برخى آن را همان نبراسالهداية فى شرح كفايةالاحكام مىدانند (رجوع کنید به نورى، ج ٣، ص ٤٢٩؛ رضوى، ص ٤١١ـ٤١٢)، گروهى ديگر نيز آن را اثر ديگرى با عنوان شرح كتاب الدروس الشرعية فى الفقهالامامية از شهيد اول (متوفى ٧٨٦) دانستهاند (رجوع کنید به آزاد كشميرى، همانجا؛ حبيبآبادى، ج ٣، ص ٦٤٦ـ٦٤٧). ٣)رساله نوروزيّه، در رد رساله نوروزيه ملااسماعيل خواجويى. نسخهاى از اين اثر در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود است (رجوع کنید به حائرى، ج ٩، بخش ١، ص ٣٢٢ـ٣٢٦) از اين رساله باعنوان فى تحقيقالنيروز نيز ياد شده است (رجوع کنید به زنوزى، همانجا). ٤)رسالة فى رد رسالة المحاباتية كه در رد اثر محمدباقر وحيد بهبهانى است (همانجا). ٥)رسالة فى صلوةاللّيل (نورى، همانجا). ٦)رسالهاى در بقاء اجساد ائمه (ع) در قبور (رجوع کنید به حائرى، ج ٩، بخش ١، ص ٣٢٢).
منابع :
(١) محمدعلىبن صادق آزادكشميرى، كتاب نجومالسماء فى تراجمالعلماء، قم ?] ١٣٩٤[؛
(٢) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، مطلعالشمس، چاپ سنگى تهران ١٣٠١ـ١٣٠٣، چاپ تيمور برهان ليمودهى، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٣ش؛
(٣) امين؛
(٤) عبدالحسين امينى، شهداءالفضيلة، قم ١٣٥٢ش؛
(٥) ناصرالدين انصارى قمى، شهيد رابع: مرحوم آيتاللّه ميرزا محمدمهدى خراسانى، قم ١٣٧٦ش؛
(٦) عبدالعلى اوكتايى، فهرست كتب كتابخانه مباركه آستان قدس رضوى، ج ١ـ٥، مشهد ١٣٠٥ـ؛
(٧) عبدالحسين حائرى، فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملى، ج ٩، بخش ١، تهران ١٣٤٦ش؛
(٨) محمدعلى حبيبآبادى، مكارمالآثار، ج ٣، اصفهان ١٣٥١ش؛
(٩) حبيباللّهبن محمدهاشم حبيب خراسانى، ديوان، چاپ على حبيب، مشهد ١٣٣٠ش؛
(١٠) محمدباقربن اسماعيل رضوى، كتاب شجره طيّبه در انساب سلسله سادات علويه رضويه، چاپ محمدتقى مدرس رضوى، تهران ١٣٥٢ش؛
(١١) محمدحسنبن عبدالرسول زنوزى، رياضالجنة، روضه ٤، قسم ٤، چاپ على رفيعى، قم ١٣٨٦ش؛
(١٢) زينالعابدينبن اسكندر شيروانى، رياضالسياحه، چاپ اصغر حامد ربانى، تهران [١٣٦١ش]؛
(١٣) عباس قمى، فوائدالرضويه: زندگانى علماى مذهب شيعه، تهران [١٣٢٧ش]؛
(١٤) عبدالرحمانبن نصراللّه مدرس، تاريخ علماء خراسان، چاپ محمدباقر ساعدى خراسانى، مشهد ١٣٤١ش؛
(١٥) حسينبن محمدتقى نورى، مستدركالوسائل، چاپ سنگى تهران ١٣١٨ـ١٣٢١، چاپ افست تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٣.
/ محمد زارع /