دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٩٩
خبّازى، عمربن محمد ، خبّازى، عمربن محمد، فقيه و اصولى حنفى قرن هفتم. وى ملقب به جلال الدين و در اصل از خجند* بود. خبّازى در ٦٢٩ در دمشق به دنيا آمد (قزوينى، ص ٥٥٧؛ ابن كثير، ج ٧، جزء١٣، ص ٣٩٠ـ٣٩١؛ قس ذهبى، حوادث و وفيات ٦٩١ـ ٧٠٠ه .، ص ١١٦، كه تاريخ ولادت او را ٦١٤ ذكر كرده است) و در دمشق و خوارزم به فراگيرى فقه و اصول پرداخت. وى سپس براى تكميل تحصيلات خود به نظاميه بغداد رفت و نزد استادان آنجا از جمله علاءالدين عبدالعزيز بخارى، فخرالدين محمد مايمرغى و شمس الائمه محمدبن عبدالستّار كردرى درس آموخت (ابن كثير، ج ٧، جزء١٣، ص ٣٩١؛ لكهنوى، ص ١٥١).
خبّازى پس از آموختن علوم دينى به دمشق بازگشت. مدتى به تدريس در مدرسه عزّيه اشتغال داشت، و سپس عازم سفر حج شد و يك سال در مكه اقامت گزيد. او كه از استادان بزرگ فقه حنفيه بود، همواره به تربيت شاگردان اهتمام مى ورزيد از اين رو پس از بازگشت از مكه به تدريس در مدرسه خاتونيه پرداخت؛ احمدبن مسعود قونوى، داوودبن غُلبك، معروف به بدرالطويل، و هبةاللّه بن احمد تركستانى از شاگردان او بودند (ذهبى، حوادث و وفيات ٦٩١ـ٧٠٠ه .، ص ١١٥ـ١١٦؛ ابنكثير، همانجا؛ ابنابىالوفا، ج ٢، ص ٦٦٨؛ نعيمى دمشقى، ج ١، ص ٣٨٦؛ تميمى، ج ٢، ص ١٠٦).
خبّازى را به تواضع، زهد و تقوا ستوده اند. او در ٦٩١ در دمشق درگذشت و در قبرستان صوفيه به خاك سپرده شد (رجوع کنید به ذهبى، حوادث و وفيات ٦٩١ـ٧٠٠ه .، ص ١١٦، ١٥١؛ ابنكثير، همانجا؛ ابن ابى الوفا، ج ٢، ص ٦٦٩؛ ابن قطلوبغا، ص ١٦٤؛ قس حاجى خليفه، ج ٢، ستون ١٧٤٩، كه سال درگذشت او را ٦٧١ ذكر كرده است).
تراجم نگاران از سه اثر تأليفى خبّازى ياد كرده اند: المغنى فى اصول الفقه، از مهمترين كتابهاى اصول فقه حنفيه، كه مؤيدالدين ابى محمد منصور قاآنى(متوفى ٧٠٥)، علاءالدين على بن منصور مقدسى (متوفى ٧٤٦) و سراج الدين ابوحفص غزنوى هندى (متوفى ٧٧٣) شروحى بر آن نگاشته اند. اين اثر از روى نسخه خطى موجود در دانشگاه الازهر در ١٤٠٣ در مكه به چاپ رسيده است (ابن كثير، همانجا؛ خبّازى، مقدمه محمد مظهربقا، ص ١٧ـ٢١؛ براى ديگر شارحان رجوع کنید به حاجى خليفه، ج ٢، ستون ١٧٤٩ـ١٧٥٠)؛ حاشيه بر الهدايه برهان الدين بخارى مرغينانى* كه نگارش آن به اتمام نرسيد و ابن ربوه محمدبن احمد قونوى آن را تكميل كرد و تكملة الفوائد ناميد (ابن ابى الوفا؛ ابن قطلوبغا، همانجاها؛ حاجى خليفه، ج ٢، ستون ٢٠٣٣)؛ و اصول الدين (رجوع کنید به ابنقطلوبغا، همانجا).
منابع :
(١)ابن ابى الوفا، الجواهر المضيّة فى طبقات الحنفيّة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، رياض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابن قطلوبغا، تاج التراجم فى من صنّف من الحنفية، چاپ ابراهيم صالح، بيروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٣) ابن كثير، البداية و النهاية، ج ٧، چاپ احمد ابوملحم و ديگران، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) تقى الدين بن عبدالقادر تميمى، الطبقات السنية فى تراجم الحنفية، ج ٢، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، رياض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) حاجى خليفه؛
(٦) عمربن محمد خبّازى، المغنى فى اصول الفقه، چاپ محمد مظهربقا، مكه ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٧) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ٦٩١ـ٧٠٠ه .، بيروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٨) زكريابن محمد قزوينى، آثار البلاد و اخبار العباد، بيروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٩) عبدالحى لكهنوى، الفوائد البهية فى تراجم الحنفية، كراچى ١٣٩٣؛
(١٠) عبدالقادربن محمد نعيمى دمشقى، الدارس فى تاريخ المدارس، بيروت ١٤١٠/ ١٩٩٠.
/ مسعود نيكخواه دلشاد /