دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٦٣
واله اصفهانی ، محمدیوسف، مورخ، ادیب، شاعر و از دیوانیان روزگار شاهصفی تا شاهسلیمان صفوی. محمدیوسف، فرزند میرزا حسین، در قزوین به دنیا آمد. از تاریخ تولد او آگاهی نداریم. استوری (ج١، ص ١٣١) بر این اساس که وی در جنگ قندهار (١٠٥٨) هفتاد ساله بوده، تاریخ تولد او را ٨٨٦ دانسته است، اما با توجه به درگذشت محمدیوسف در ١١٠٥، این تاریخ درست نیست. محمدیوسف بعد از دورۀ کودکی و جوانی، به کسب دانش پرداخت و در تحصیل علوم دینی تلاش بسیار کرد (نصرآبادی، ج ١، ص ١١٤) و پس از اتمام درس، به کارهای دیوانی وارد شد. او در ١٠٤٨، به دیوان اعلی رفت و به نوشتن دفتری از دفاتر توجیه دیوان اعلی پرداخت و با نفوذ برادرش، وحید قزوینی، در ١٠٥٦ در بخش تحریر ارقام لازمالاحترام دیوان اعلی به کار مشغول شد (واله اصفهانی، ١٣٨٠، ص ٢٨٧ـ ٢٨٨، ٥٦٤؛ نصرآبادی، ج ١،ص ١١٤). وی به سبب این شغل، همواره در دربار و سفرهای شاه حضور داشت، از جمله در لشکرکشی و سفر جنگی شاهعباس به قندهار، او نیز در دفترخانه شاهی حضور داشت (واله اصفهانی، ١٣٨٠، ص ٥٦٤ـ ٥٦٥).
در ١٠٦٦، شاهعباس دوم در ساختار سپاه صفوی تغییراتی ایجاد کرد و تشکیلات اداری توپخانه را، همچون دیگر بخشهای سپاه، مستقل کرد و دستور داد دفاتر خرج توپخانه از دیگر بخشهای سپاه جدا شود و محمدیوسف را نیز به وزارت توپخانه منصوب کرد (همان، ١٣٨٠، ص ٥٦٣ـ ٥٦٥؛ نصرآبادی، ج ١، ص ١١٤). در همان سال، محمد یوسف نخستین مأموریت نظامیش را انجام داد، که همراهی با اللهویردی خان( بیگلربیگی کوهگیلویه) برضد سبحان قلیخان و ازبکان، و حفظ امنیت مرزهای خراسان بود (واله اصفهانی، ١٣٨٠، ص٥٨٢ـ٥٨٣).
واله اصفهانی پس از مرگ شاهعباس دوم، در روزگار شاهسلیمان صفوی، و حتی پس از برکناری برادرش وحید قزوینی از مشاغلش در ١٠٨٤، همچنان وزیرتوپخانه ماند. وی طی هفده سال خانهنشینی برادرش، همواره انیس او بود. وحید قزوینی در ١١٠١ صدراعظم شاهسلیمان صفوی شد. محمدیوسف گمان کرد که برادرش، همچون گذشته، او را برخواهد کشید، اما وحید فقط به او وعده داد .محمد یوسف در این باره نوشته است که هرچه روز و شب را میشمردم، خبری از توجه برادرم نبود. وی سرانجام ، از سردی مهر برادرش، بیمار شد ویک سال در بستر بیماری بود. در این دوران همۀ خویشانش، جز برادرش محمدطاهر وحید، از اودلجویی کردند و او سرانجام، پس از دلجویی شاهسلیمان، از بستر بیماری برخاست و حتی به دربار راه یافت (واله اصفهانی، ١٣٨٠، ص ٥٦٦ـ ٥٦٩).
واله اصفهانی در ١١٠٥ یا ١١٠٦ در اصفهان درگذشت. او از خوشنویسان دیوانی بود (نصرآبادی، ج١، ص١١٤؛ ابوتراب اصفهانی، ص ٢١). علی قلی واله داغستانی او را مجموعهای از کمالات و محسّنات دانسته است (ج ٤،ص ٢٤٦٤).
وی شعر هم میسرود و واله تخلص می¬کرد. نصرآبادی ( همانجا) نوشته است که او در نظم و نثر سحرپرداز و بیشریک بود ، و افزوده است که تفسیری هم دارد، اما نام آن را ذکر نکرده است. واله اصفهانی جز کتاب خلدبرین*ــ که تاریخ عمومی است از تاریخ پیامبران تا سال ١٠٧١ــ رسالۀ کوتاهی در شرححال خاندانش داردکه گویا بخشی از کتاب خلدبرین است (ج ٢، ص ٦١٠).
والهاصفهانی پنج پسر داشت: میرزا رحیم که جانشین او در وزارت توپخانه شد، محمدنعیم، میرزا نصیر( مستوفی رامکوه)، میرزا اشرف، و میرزا هاشم،که همگی کارهای دیوانی می-کردند و از خوشنویسان اواخر عصر صفوی نیز بودند (نصیری، ص ٥٨).
منابع :
(١) علی صدرایی خویی و ابوالفضل حافظیان بابلی، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ عمومی آیتالله العظمی گلپایگانی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، چاپ مصطفی درایتی، تهران ١٣٨٨؛
(٢) محمدطاهر نصرآبادی، تذکرة الشعراء، چاپ محسن ناجینصرآبادی، تهران ١٣٧٨؛
(٣) محمدابراهیم نصیری، دستور شهریاران، چاپ محمدنادر نصیریمقدم، تهران ١٣٧٣؛
(٤) محمدیوسف واله اصفهانی، ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم (حدیقه ششم و هفتم از روضه هشتم خلدبرین)، چاپ محمد نصیری، تهران ١٣٨٠؛
(٥) علیقلی واله داغستانی، ریاضالشعراء، چاپ محسن ناجی نصرآبادی، تهران ١٣٨٤؛
(٦) C. A. Storey, Persian Literature, A Bio-Bibliographical Survey, London ١٩٧٢.
/ سیدسعید میرمحمد صادق/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٩/١٠ ١٣٩٠