دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٥٧
طرابلس غرب (یا تریپولی) ، شهری در ساحل دریای مدیترانه و شمال غرب کشور لیبی. این شهر در ١٠٥٠ کیلومتری مغرب شهر بنغازی (شلوف، ص ٨٢)، بین دو خلیج سرت و قابس واقع است (تیری، ص ١٤).
طرابلس از شمال به دریای مدیترانه، از مشرق به شهر برقه، از جنوب به شهر فزان و از مغرب به کشور تونس محدود شده و در ارتفاع صد متری از سطح دریا قرار گرفته است (<اطلس تایمز> ، نقشۀ ٨٤؛ اطلس العالم، نقشۀ ٥١).
کوههایی به نام طرابلس، به طول پانصد کیلومتر، از مرز تونس تا خمس کشیده شده است و در این مسیر چندین نام محلی دارد، از جمله جبل نفوسه که به طول دويست کیلومتر از مغرب به مشرق کشیده شد و اقوام بربر در آنجا ساکن¬اند، و کوههای غریان، ترهونه، مسلاته/ مصراته، و خمس (حجاجی، ص ٦١ـ ٦٢).
سواحل دریای مدیترانه در طرابلس ماسهای و پست است. حاصلخیزترین جلگۀ ساحلی آن از زواره در مرز تونس تا مصراته در شمال غربی خلیج سرت، به طول ٣٢٥ کیلومتر و عرض هشت تا ده کیلومتر امتداد دارد. این ساحل، به ویژه در بخش شرقی، دارای مردابهای بسیاری معروف به سبخه است و طرابلس در این جلگه واقع شده¬است (موسوعه عربیه، ج ١٧، ص ٢٦٢). در شمال بندر طرابلس، رشتهای از صخرههای دریاییف این بندر را از امواج دریا محفوظ داشته است (شریف، ص ١٢).
طرابلس فاقد رودخانههای دائم است (ابنسپاهیزاده، ص ١٦٤). در١٣٧٥ش/ ١٩٩٦، طرح رودخانۀ مصنوعی به اجرا درآمده و آب را به طرابلس منتقل نموده و سيصد هزار هکتار زمین را زیر کشت برده است (موسوعه عربیه، ج ١٧، ص ٢٦٨). آب مصرفی اهالی طرابلس از طریق حفر چاهها و از آب چشمهها تأمین میشود (حجاجی، ص ١١٧).
یاقوت حموی و قزوینی از چاهی به نام کنود در طرابلس یاد کردهاند، که بنابر باور اهالی، هر کس از آب این چاه نوشیده دچار حماقت شده است (یاقوت حموی، ذیل «طرابلس»؛ قزوینی، ص ٤٠٨).
آب و هوای طرابلس، تحت تأثیر دریای مدیترانه، متغیر است. حداکثر میانگین دما در این شهر در مرداد/اوت ٧ْر٢٦ و دردی/ ژانویه ْ٦ر١٢ و میانگین دمای سالیانۀ آن ٦ْر١٩ است. این شهر ٥٣ روز در سال بارانی است و باران سالیانۀ آن ٣٣٢ میلیمتر است (بولقمه و قزیری، ص ١٦٩، ١٧٥، ١٩٣، ١٩٥).
از جمله محصولات کشاورزی طرابلس، گندم، جو، انگور، خرما، مرکّبات، و زیتون است. صادرات آن زیتون، پرتقال، عاج، پر شترمرغ و پوست میباشد. طرابلس یکی از مراکز مهم صنعتی و بازرگانی در لیبی است و از صنایع آنجاست: پالایش نفت، نساجی، مواد غذایی، مواد ساختمانی، صنایع فلزی، دستی، و شیلات (ابوحجر، ص ٤٦٩ـ ٤٧٠؛ عفیفی، ص ٣٢٨؛ کورو، ص ٦٤ـ ٧٦).
در١٣٥٩ش/ ١٩٧٠، طرابلس پایتخت کشور لیبی شد(< دایرةالمعارف جدید افریقا> ، ص ١٠٤). جمعیت آن در١٣٥٥ش/ ٢٠٠٦ حدود ٨ر١ میلیون تن گزارش شده¬است (< شهرهای خاورمیانه و شمال افریقا> ، ص ٣٦٦). مهم¬ترین جادۀ لیبی، جادۀ ساحلی است که به طول ١٨٢٢ کیلومتر از مرز تونس تا مرز مصر امتداد دارد. این جاده از شهر طرابلس عبور میکند (حجاجی، ص ٢٣٥). خطوط راهآهن، طرابلس را به شهرهای زواره در مغرب تا جوراه در مشرق مربوط میسازد. خط راهآهن دیگری هم از طرابلس تا غریان کشیده شده است (همان، ص ٢٤٢). ایتالیاییها خط راهآهن طرابلس ـ هواره را به طول ٧٩ کیلومتر و خط راهآهن طرابلس ـ عزیزیه رابه طول ٣٣ کیلومتر احداث کردند (جارتناالغربیه، ص ٧٨).
فرودگاه طرابلس، به نام ادریس اول، در جنوب شرق طرابلس قرار دارد (موسوعة عربیه، ج ١٧، ص ٢٦٨). این فرودگاه در فصل تابستان ماهیانه٣٦٥٠ پرواز و در فصل زمستان ماهیانه ٢٠٠ پرواز دارد (حجاجی، ص ٢٤٩). بندر طرابلس یکی از بندرهای فعال کشور لیبی است، به طوری که ٧٥٪ صادرات کشور از این بندر انجام میگیرد. کشور لیبی با این بندر از راه دریایی با دیگر کشورها در ارتباط است (همان، ص ٢٤٤).
از آثار تاریخی و قدیم طرابلس، طاق نصرت مارکوس اوریلیوس است که در ١٠٥٠/١٦٤٠ بنا شده است (اشهرالحوادث و اعظمالرجال، طرابلسالغرب، ص ٦٩).
از دیگر آثار طرابلس، حصار پنج ضلعی آن است که دارای نه دروازه بوده و امروزه بیشتر آن ویران شده است (شلابی، ٢٠٠٢، ص ٥٣ـ ٥٩).
اولین مدرسهای که در طرابلس تأسیس شد المنتصریه بود که آن را فقیه ابیمحمد عبدالحمیدبن ابیبرکاتبن ابیالدنیا در سالهای ٦٥٥ـ ٦٥٨/ ١٢٥٧ـ ١٢٥٩ بنا کرده است (نجیب، ص ١٤٥). عبدری در سفرخود به طرابلس در سال ٦٨٨/ ١٢٨٩، این مدرسه را دیده و از آن تعریف کرده (عبدری، ص ٧٧) و هجده سال بعد تیجانی از این شهر دیدن کرده و به تمجید آن پرداخته است(ص ٢٥٢). چهار قرن پس از ساخته شدن این مدرسه، مدارس دیگری نیز در طرابلس احداث گردید که برخی از آنها عبارت¬اند از: مدرسۀ عثمان الساقزلی (١٠٦٤/ ١٦٥٤)، مدرسۀ مجمع احمدباشا قرامانلی (١١٥٠/ ١٧٣٨)، مدرسۀ الکاتب (١١٨٣/ ١٧١٩)، و مدرسۀ مجمع مصطفی قرجی (١٢٤٩/ ١٨٣٣) (نجیب، ص ١٤٦).
برخی از مساجد مهم شهرطرابلس عبارت¬اند از: جامعالناقه (١٠١٩/ ١٦١٠) که قدیمترین مسجد این شهر است، جامعالدباغ (١٠٨١/ ١٧٧٠) ،درغوت (٩٧٢/ ١٥٦٤)، شیخ عبدالوهاب (١٠٨٠/ ١٦٦٩)، قنابه (قرن يازدهم/هفدهم)، وحاج محمود (١٠٩١/ ١٦٨٠) (موسی عبده، ص ١٠٧ـ ١٠٩).
در طرابلس کلیسایی برای کاتولیکها به نام کلیسای مریم وجود دارد (شلابی، ٢٠٠١، ص ٧٣؛ خوند، ج ١٨، ص ٧٧).
ابتدا نام این شهر ماکاراویات/ اوبات و تریپولیس/ تریپولی بود و عربها آن را طرابلس مینامیدند (شلوف، ص ٨٣). درسال ١٤٦پیش از میلاد، نام فینیقی اوبات را رومیان به اویا تغییر دادند. بکری در قرن پنجم / يازدهم با دو نام متفاوت از این شهر یاد کرده¬است: طربلیطه (طر به معنای سه، بلیطه به معنای شهر)، و ایاس که به نظر میآید همان تریبولیس و اوبات باشد (ج ٢، ص ٦٥٣). برای تمایز بین طرابلس شام و این شهر، طرابلس شام را طرابلس شرق و این طرابلس را طرابلس غرب یا طرابلس افریقا نامیدهاند (شلوف، همانجا). در عصر عثمانی کلمۀ غرب به آن اضافه شد تا از طرابلس شام متمایز باشد (بهنسی، ص ٨).
تا نیمۀ اول قرن پنجم/يازدهم در کتابهای بیشتر جهانگردان و مورخان، نام این شهر، اطرابلس آمده است (ابن عبدالحکم، ص ١٧١؛ ابنخرداذبه، ص ٩١؛ بلاذری، ص ٣١٦؛ یعقوبی، ص ٣٤٦؛ مهلبی، ص ٤٥؛ ابنحوقل، ص ٦٨؛ مقدسی، ص ٢٤٥؛ بکری، ج ٢، ص ٦٥٣)، ولی از اواخر قرن پنجم/يازدهم ، این نام را بیشتر، طرابلس ضبط کردهاند (ابناثیر، ج ٣، ص ٢٥؛ استبصار، ص ١١١؛ ص ٤٠٨؛ ابنسعید، ص ١٤٥ـ ١٤٦؛ ابوالفداء، ص ٢٨؛ ابنخلدون، ج ٢،ص ٥٧٣؛ حافظ ابرو، ج ١، ص ٢٦٢؛ حمیری،ص ٣٨٩ـ ٣٩٠).
این شهر را به دلیل داشتن بناهای سفید رنگ، مدینةالبیضاء هم نامیده¬اند (بهنسی، ص ٩).
پیشینه. تاریخ بنای این شهر چندان مشخص نیست، ولی حدود ١٠٠٠ سال پیش از میلاد وجود داشته است. نخست، فینیقیها این شهر را مرکز بازرگانی کردند و طرابلس به همراه دو شهر لبکس ماگنا و صبراتی، یک منطقۀ جغرافیایی تشکیل داد که به آن تریپولیتانیا میگفتند، به معنای سه شهر (شلوف، ص ٨٢). در سال ٧٩٥ پیش از میلاد، این شهر به تصرف کارتاژها درآمد و سپس رومیان آنجا را تصرف کردند (همانجا).
به نوشتۀ بکری، این شهر را اشفاروس(قیصر اول) بنا کرده و آن را ایاس نامیده بود (ج ٢، ص ٦٥٣). با اهتمام بسیار امپراتور روم، این شهر بر شهرهای لبکس ماگنا و صبراتی تفوق یافت. وی آن را شهر آزاد اعلام نمود و اجازه داد پول خاصی برای خود داشته باشد (شلوف،ص ٨٣). طرابلس در سال ١٤٦ پیش از میلاد، با شهرهای شمال افریقا درتصرف رومیان بود (بهنسی، ص ١١). رومیان ساختمانهای زیادی در این شهر بنا کردند که امروزه فقط طاق نصرت مارکوس باقی است (شلوف، ص ٨٤). طرابلس در قرن دوم میلادی پیشرفت بسیاری کرد، ولی زمینلرزههای سال ٣٠٦ و ٣٦٥ میلادی موجب ویرانی شهر شد (سعیدونی، ص ١٢٦، پانویس ١). واندالها در سال ٤٢٢ میلادی، طرابلس را گرفتند و آنچه را رومیان طی پنج قرن بنا کرده بودند ویران نمودند و در سال ٥٣٣ میلادی رومیان شرقی، واندالها را از شهر بیرون راندند(حجاجی، ص ١٢٧).
تاریخ فتح اسلامی طرابلس را، به اختلاف، چنین ضبط کرده¬اند: سال ٢١/٦٤١ (ابن¬خلدون، ج ٢، ص ٥٧٣)، سال٢٢/٦٤٢ (بلاذری ،ص ٣١٦؛ ابناثیر،ج ٣، ص ٢٥؛ ابنعذاری ،ج ١، ص ٨؛ تیجانی،ص ٢٣٩؛ ابنغلبون ،ص ٤٨ـ ٤٩)، سالهای ٢٢ و ٢٣( ابن عبدالحکم ،ص ١٧١)،سال٢٣/٦٤٣ (یعقوبی ،ص ٣٤٦؛ بکری،ج ٢، ص ٦٥٥؛ یاقوت ،ذیل، «طرابلس»؛ و حمیری ،ص ٣٨٩).
به نوشتۀ ابن عبدالحکم، عمروبن عاص طرابلس را فتح کرد و افزوده که پس از آن، در سال ٢٣/ ٦٤٣ نامهای به عمربن خطّاب نوشت مبنی بر اینکه با افریقیه نه روز فاصله دارند (ص ١٧٣). ابن عبدالحکم همچنین اشاره کرده است که عبدالملکبن مروان نیز در سال ٧٣/ ٦٩٣، با لشکری بزرگ، به طرابلس حمله کرد(ص ٢٠٠).
نیروهای کاهنهای بربری «داهیه» درسالهای ٨٢ تا ٨٤/٧٠١ـ٧٠٣ طرابلس را ویران کردند(بهنسی، ص ١٤).
در دورۀ خلفای اموی، بین سالهای ١٢٦/ ٧٤٣ و ١٨٣/ ٧٩٩، والیان اموی مصر و والیان اموی قیروان چندین بار به طرابلس حمله کردند(شریف، ص ٢١). در سال ١٧٩/ ٧٩٦،هرثمةبن اعین، حصار شمال شهر را بنا کرد (بهنسی، ص ١٣).
دولت اغالبه در ١٨٤/ ٨٠٠ تأسیس شد. اهالی طرابلس در سال ١٨٩/ ٨٠٤ بر سفیانبن المضاء، عامل ابراهیمبن اغلب، شوریدند و ابراهیمبن سفیان را به جای وی نشاندند (تلیسی، ص ٤٢؛ بهنسی، ص ١٤). در ١٩١/ ٨٠٦، قبايل هواره و نفوسه متحد شدند و با کمک عبدالوهاببن رستم در الجزاير، به طرابلس حمله بردند و شهر و حصار طرابلس را منهدم کردند و عدۀ بسیاری را کشتند (شریف، ص ٢٢). در قرن سوم، ابنخرداذبه نوشته که اطرابلس همان شهر ایاس است (ص ٩١). یعقوبی طرابلس را شهر کهن و بزرگ در ساحل دریا و بسیار آباد وصف کرده و نوشته است آنان به رئیسشان الیاس می¬گفتند و از اوامر او سرپیچی نمیکردند. اهالی طرابلس به سلطان خراج نمیدادند، بلکه به رئیسشان در تاهرت- که رئیس اباضیه محسوب میشد- خراج پرداخت میکردند (ص ٣٤٦). قدامةبن جعفر فاصلۀ طرابلس تا وادی رمل را ٢٤ میل تخمین زده¬است (ص ٢٢٤). در سال ٢٩٧/ ٩٠٩، دولت شیعی مذهب اسماعیلیه در طرابلس تأسیس شد (مونس، ج ١، جزء ١، ص ٤٧٣). در ٢٩٨/ ٩١٠، قبایل هواره و زناته و مابه ،به ماکنونبن ضیاره( حاکم طرابلس از سوی عبیدیان فاطمی تونس )حمله بردند و کشتار شدید رخ داد. ماکنون هنگام فرار کشته شد و در ٣٠٠/ ٩١٢ ابوالقاسمبن عبداللهالمهدی، از تونس، طرابلس را محاصره نمود. این محاصره به قدری طول کشید که اهالی، به ناچار، به تغذیه از مردگان خود پرداختند و بالاخره مهدی وارد شهر شد و همۀ طرفداران اغالبه را به قتل رساند (شریف، ص ٢٣).
اصطخری طرابلس را از اعمال افریقیه ضبط کرده و گفته شهری بنا شده از سنگ و بسیار حاصلخیز و مستحکم است (ص ٣٨).به نوشتۀ ابنحوقل، طرابلس ساختمانهایی مستحکم از سنگ سفید دارد. در ربض آن بازارهای بزرگی هست.این شهر میوههای بسیار خوشمزه مثل هلو و گلابی دارد و کشتیهای بازرگانان صبح و شب در آنجا رفت و آمد می¬کنند (ص ٦٩).
در ٣٥٨/ ٩٦٨، ابوالفتوح یوسفبن بکلین زیری طرابلس را فتح کرد و در ٣٦٧/ ٩٧٧ از خلیفه، نزاربن المعز، خواست که طرابلس و چند شهر دیگر را به او واگذار کند، که پذیرفته شد (ابنخلدون، ج ٦، ص ٢٠٦).
در ٣٨٦/ ٩٦٦، بادیسبن منصور حاکم طرابلس شد (زاوی، ص ٢٦٥)، سپس بنیخزرون بر طرابلس حاکم شدند (ابنخلدون، ج ٦، ص ٦١٣). مقدسی در قرن چهارم/دهم، طرابلس را شهری بزرگ با حصار سنگی وصف کرده و نوشته¬است آب مصرفی اهالی آن از آب چاه و باران تأمین می¬شود(ص ٢٢٤). جیهانی نوشته که طرابلس از عمل افریقیه ، و شهری با نعمت فراوان است و نرخها درآن به¬غایت ارزان است (ص ٦٢). در حدود العالم آمده که طرابلس نخستین شهر از افریقیه است و شهری بزرگ و آبادان بر کرانۀ دریای روم با مردم بسیار میباشد و بازرگانان روم و اندلس بدان شهر رفت وآمد می¬کنند (ص ١٧٨). در قرن پنجم/ یازدهم، بکری طرابلس را با حصار سنگی، بازارهای پررونق و حمامهای زیاد وصف کرده¬ و نوشته است ساختمان مسجدجامع آن از بهترین ساختمانهای شهر است و قدیمترین و مشهورترین مسجد آن، شعاب است که در اطراف آن قبطیها ساکن¬اند. در این شهر رباطهای بسیاری وجود دارد (ج ٢، ص ٦٥٣).
جرجی¬بن میخائیل، سردار نورماندی، در سال ٤٦٠/ ١١٤٥ با حمله به طرابلس، بقایای بنیخزرون را از میان برداشت و ابویحییبن مطروح تمیمی را بر آنجا گماشت. حاکمیت نورمانها در طرابلس ،از ٥٤٠ تا٥٥٢/ ١١٤٥ـ ١١٥٧ طول کشید (مونس، ج ٢،جز ٣، ص ٤١٣، ٤٢٦).
در قرن ششم/دوازدهم، ادریسی طرابلس را شهری مستحکم و دارای حصاری سنگین با خیابانهای منظم و بازارهای متنوع وصف کرده و به صنعتگران شهر و درختان بسیارآن، مثل زیتون و انجیر و خرما،اشاره کرده¬است. وی فاصلۀ طرابلس تا جبل نفوسه را شش مرحله و از طرابلس تا شهر صرت را يازده مرحله ضبط کرده¬است (ج ١، ص ٢٩٧ـ ٢٩٩). در کتاب استبصار نیز طرابلس شهر بزرگی وصف شده و آمده¬است که قراقوش در ٥٨٦/ ١١٩٠ حاکم این شهر بوده¬است (ص ١١٠ـ ١١١). حفصیها از سال ٦٢٥تا٩٨١/ ١٢٢٧- ١٥٧٣ در طرابلس حکومت کردند. ابوزکریا، بنیان¬گذار دولت حفصیها، تا ٦٥٨/ ١٢٦٠ حاکم طرابلس بود (مونس، ج ٣، جز ٣، ص ٤٣٠ـ ٤٣١).
در قرن هفتم، یاقوت حموی از مسجد شعاب و فعالیتهای کشتیرانی بندر طرابلس سخن گفته و نوشته است که بربرها در این شهر به زبان قبطی سخن می¬گویند (ذیل مدخل).
قزوینی (ص ٤٠٨) و ابنسعید (ص ١٤٥) طرابلس را در اقلیم چهارم ضبط کردهاند، ولی حمدالله مستوفی طرابلس را جزواقلیم دوم و سوم دانسته است (ص ٢٦٩). ابوالفداء طرابلس را از اقلیم سوم و آن را آخرین شهر در مشرق قیروان ضبط کرده و نوشته است از طرابلس به سوی مشرق تا شهر اسکندریه، شهری نیست که حمام داشته باشد و این شهر رود جاری ندارد (ص ١٤٦ـ ١٤٧). حافظ ¬ابرو نیزنوشته که طرابلس آخرین شهر از سرزمین قیروان است، از سنگ بنا شده و بسیار مستحکم است (ج ١، ص ٢٥٦ـ ٢٥٧). به گفتۀ حمیری (متوفی ٩٠٠)، طرابلس از شهرهای افریقیه و شهری کهن و بزرگ است با بازارهای پررونق و حمامهای زیاد؛ اهالی آن بازرگانانی خوش معاملهاند که از طریق دریا و خشکی به تجارت میپردازند؛ و فاصلۀ طرابلس تا جبل نفوسه ،سه روز است (ص ٣٨٩).
در ٩١٦/ ١٥١٠، اسپانیهايیها به فرماندهی پیتر ناوارو، طرابلس را تصرف کردند. ناوارو درنامهای به معاون پادشاه صقلیه (سیسيل کنونی)، نوشته است که این شهر از آنچه من تصور می¬کردم بزرگ¬تر است و با آنکه مطالب بسیاری دربارۀ آن گفتهاند، حتی نصف آنچه را باید بگویند ننوشتهاند. من در میان شهرهای جهان شهری به این تمیزی و استحکام ندیدهام (بهنسی، ص ٦؛ مفتی، ص ٣٠؛ لوئی افریقایی، ج ٢، ص ١٠٠ـ ١٠١).
در سال٩٣٦/ ١٥٣٠، شارل پنجم طرابلس را به سواران قدیس یوحنا واگذار کرد. امپراتور عثمانی، به فرماندهی سنان¬پاشا و با کمک درغوث، در ٩٥٩/ ١٥٥١ سواران قدیس یوحنا را از طرابلس راند (جاسم محمد، ص ٢٧١؛ شریف، ص ٣١ـ ٣٢؛ مفتی، ص ٣٠؛ حجاجی، ص ١٣١). درغوث دوازده سال در طرابس حکومت کرد. وی طرابلس را به صورت پایگاه نظامی دریایی و مرکز سلطه در جنوب دریای مدیترانه درآورد(شریف، ص ٣٢). بعد از او،طرابلس شکوه خود را به عنوان پایگاه دریایی از دست داد (همانجا). در رحلۀ عیاشی (١٠٧١-١٠٧٤/١٦٦١-١٦٦٣) طرابلس شهری با مساحت کوچک ولی با خیرات زیاد وصف شده است (ص ١٣٥). طرابلس چندین قرن در اختیار عثمانیان بود. در ١١٢٣/ ١٧١١، یکی از نظامیان عثمانی به نام احمد قرمانللی حکومت طرابلس را در اختیار گرفت و خاندان قرمانللی را تأسیس کرد که تا ١٢٥١/ ١٨٣٥ در طرابلس حکومت کردند (حجاجی، ص ١٣١ـ ١٣٢). رولفس، جهانگرد آلمانی، که در ١٢٨٦/ ١٨٦٩ به طرابلس رفته، نوشته طرابلس از شمال و مشرق به دریا محدود است، حصار شهر پنج ضلعی است و در زاویۀ شمال شرقی آن قلعهای وجود دارد و اسکلۀ طرابلس در مشرق شهر واقع است (غانم، ص ٤٣).
طرابلس در١٣٢٨/ ١٩١٠ به تصرف ایتالیاییها درآمد (سعیدونی، ص ١٢٦، پانویس ١؛ شریف، ص ٤١) و تا ١٣٦٢/ ١٩٤٣ در تصرف آنان بود. در١٣٣٢ش/ ١٩٤٣ انگلیسیها آنجا را گرفتند و تا١٣٣٠ش/ ١٩٥١ آنجا را اداره می کردند ، اما در این سال، فرانسه و انگلیس اختیارات خود را به محمد ادریس سنوسی دادند (گونیلی، ص ٣٧، ٤٤؛ کلودیو، ص ٦٨).
در ١٣٣٦ش/اکتبر ١٩٥٧ حکومت مرکزی لیبی از طرابلس به بنغازی منتقل شد (گونیلی، ص ٢٠)، ولی در١٣٤٩ش/ ١٩٧٠ طرابلس پایتخت لیبی شد (< دايرةالمعارف جدید افریقا>، ص ١٠٤).
از علما و دانشمندان طرابلس این اشخاص بوده¬اند: ابومحمدعبدالحمیدبن ابیالبرکاتبن عمرانابن ابیالدنیا الصدفی الطرابلسی، ابوعلی الحسنبن موسیبن معمرالهواری الطرابلسی، ابیمسلم مومنبن فرج الهواری الطرابلسی، ابیالحسن علیبن محمدبن النمر، ابیاسحاق ابراهیمبن اسماعیلبن احمدبن عبدالله الاجدابی اللواتی الطرابلسی، صالح ابیمحمد عبدالوهاب القیسی، وابوالحسن بن الممتر (تیجانی، ص ٢٥٩، ٢٦٢، ٢٦٥، ٢٧٢، ٢٧٤؛ مصراتی، ص ٢٧، ٦٥، ٩٧).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنحوقل؛
(٣) ابنخرداذبه؛
(٤) ابنخلدون؛
(٥) ابنسپاهیزاده؛
(٦) محمدبن علی البروسوی، اوضحالمسالک الی معرفه البلدان والممالک، چاپ مهدی عیدالرواضیه، بیروت ٢٠٠٨؛
(٧) ابنسعید مغربی، الجغرافیا، چاپ اسماعیل المغربی، بیروت ١٩٧٠؛
(٨) ابنعبدالحکم، فتوح مصر واخبارها، چاپ محمد الرجب، لیدن ١٩٢٠؛
(٩) ابن عذاری المراکشی، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، چاپ، ج. ن. کولان و لوی پروونسال، بیروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(١٠) محمدبن خلیلابن غلبون، التذکار فیمن ملک طرابلس وماکان بها من الاخیار، چاپ طاهر احمدزاوی، بیروت ٢٠٠٤؛
(١١) آمنه ابراهیم ابوالحجر، موسوعه المدن العربیه، عمان ٢٠٠٢؛
(١٢) ابوالفداء، تقویمالبلدان، چاپ م. رینود و بارون ماک کوکین دیسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(١٣) شریف ادریسی، نزههالمشتاق فی اختراق الآفاق، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(١٤) الاستبصار فی عجایب الامصار و منه مکه، مدینه، مصر و بلاد مغرب، لکاتب مراکشی، چاپ سعد زغلول عبدالحمید، بغداد ١٩٨٦؛
(١٥) «اشهرالحوادث واعظم الرجال، طرابلسالغرب، جغرافیها، تاریخها و سائر احوالها»، در مجله هلال، جزء دوم، سال ٢٠، اول نوامبر ١٩١١؛
(١٦) اصطخری، اطلسالعالم، مازن مغایری، فلسطین ٢٠٠٥؛
(١٧) ابیعبیدالبکری، المسالکوالممالک، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فیری، تونس ١٩٩٢؛
(١٨) احمدبن یحیی بلاذری، فتوحالبلدان، چاپ عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(١٩) صلاحالدین احمد بهنسی، طرابلسالغرب دراسات فیالتراث المعماری والفنی، قاهره ٢٠٠٤؛
(٢٠) الهادی مصطفی بولقمه، وسعد خلیل القزیری، الجماهیریه دراسه فی الجغرافیا، سرت، لیبی ١٩٩٥؛
(٢١) عبداللهبن محمدبن احمد التیجانی، رحلهالتجانی، تونس، طرابلس، چاپ حسن حسنی عبدالوهاب، تونس ١٩٥٨؛
(٢٢) جاک تیری، تاریخ الصحراء اللیبیه فی العصور الوسطی، ترجمه جادالله غروزالطلحی، بنغازی ٢٠٠٨؛
(٢٣) خلیفه محمد تلیسی، حکایه مدینه طرابلس لدی الرحالهالعرب والاجانب، لیبی ـ تونس ١٩٨٥؛
(٢٤) ظاهر جاسم محمد، التاریخ المعاصر للدول الافریقیه، بنغازی ٢٠٠٧؛
(٢٥) «جارتناالغربیه اوطرابلسالغرب» در مجله هلال ،سال ٣٤، ش ١، ١٩٢٥٠؛
(٢٦) ابوالقاسم جیهانی، اشکالالعالم، ترجمه علیبن عبدالسلام کاتب، چاپ فیروز منصوری، مشهد ١٣٦٨؛
(٢٧) عبداللهبن لطفالله حافظ¬ابرو، جغرافیای حافظ¬ابرو، چاپ صادق سجادی، تهران ١٣٧٥؛
(٢٨) سالم علیالحجاجی، لیبیا الجدیده، دراسه جغرافیه، اجتماعیه، اقتصادیه و سیاسیه، طرابلس ١٩٨٩؛
(٢٩) حدودالعالم؛
(٣٠) حمدالله مستوفی، نزههالقلوب، چاپ گیلسترنج، لیدن ١٩١٥، افست تهران ١٣٦٢ش؛
(٣١) محمدبن عبداللهبن عبدالمنعم حمیری، الروضالمعطار فی خبرالافکار، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٨٠؛
(٣٢) مسعود خوند، الموسوعه التاریخیه الجغرافیه، القارات، المناطق، الدول، البلدان، جونیه ١٩٩٦؛
(٣٣) طاهر احمدزاوی، تاریخالفتح العربی فی لیبیا، بیروت ١٩٧٢؛
(٣٤) ناصرالدین سعیدونی، رحلهالعالم الالمانی: ج. او. هانبسترایت الیالجزائر وتونس و طرابلس، ترجمه و چاپ ناصرالدین سعیدونی، تونس ٢٠٠٨؛
(٣٥) سالم سالم شلابی، عینالسائح فی عمقالتاریخ مدینه طرابلس، بیروت ٢٠٠١؛
(٣٦) همو، التاریخیه فی احادیث الحدیثه و اخبار المنشیه، مالت ٢٠٠٢؛
(٣٧) ابوعبدالله محمدبن العبدری، رحلهالعبدری المسماه الرحله المغربیه، چاپ محمد فاسی، رباط ١٩٦٨؛
(٣٨) عبدالحکیم عفیفی، موسوعه ١٠٠٠ مدینه الاسلامی، بیروت ٢٠٠٠؛
(٣٩) عبداللهبن محمد العیاشی، الرحله العیاشیه، چاپ سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی ٢٠٠٥؛
(٤٠) عمادالدین غانم، رحله من طرابلس الی اسکندریه، لیبی ٢٠٠٢؛
(٤١) قدامهبن جعفر، نبده من کتاب الخراج وصنعهالکتابه، لیدن ١٨٨٩؛
(٤٢) چاپ افست ١٩٦٧ به همراه کتاب ابنخرداذبه؛
(٤٣) زکریا محمد قزوینی، آثار البلاد واخبارالعباد، چاپ فردیناند ووستنفلد، ١٩٦٧؛
(٤٤) میجر کلودیو، الشاطیالرابع الاستیطان الایطالی فی لیبیا، ترجمه عبدالقادر مصطفی العبشی، چاپ عقیل محمد البر، طرابلس ١٩٨٧؛
(٤٥) فرانسیسکو کورو، لیبیا اثناالعهدالعثمانی الثانی، ترجمه محمد تلیسی، طرابلس ١٩٨٤؛
(٤٦) حسین گونیلی، جغرافیای ممالک اسلامی قاده افریقا لیبی، تهران ١٣٤٣ش؛
(٤٧) لوئی افریقائی، وصف افریقیا، ترجمه محمد حجی و محمدالاخضر، بیروت ١٩٨٢؛
(٤٨) علی مصطفی مصراتی، اعلام من طرابلس، لیبی ١٩٨٦؛
(٤٩) محمد محیالمفتی، الایام الطرابلسیه، قاهره ٢٠٠٨؛
(٥٠) محمدبن احمد مقدسی، احسنالتقاسیم فی معرفهالاقالیم، چاپ دخویه لیدن ١٨٧٧ چاپ افست ١٩٦٧؛
(٥١) الموسوعهالعربیه، ریاسهالجمهوریه، هیئتالموسوعهالعربیه، سوریه دمشق ١٩٩٨؛
(٥٢) عبدالله کامل موسی عبده، مدینه برقه، قاهره ١٤٢١/ ٢٠٠١؛
(٥٣) حسین مونس، تاریخالمغرب، و خصاریه من قبلالفتحالاسلامی، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٣؛
(٥٤) حسن بن احمد مهلبی، الکتابالعزیزی اوالمسالک والممالک، چاپ تیسر خلف، دمشق ٢٠٠٦؛
(٥٥) محمد ناجی و محمد نوری، طرابلس الغرب، ترجمه اکملالدین محمد احسان، طرابلس ١٩٧٣؛
(٥٦) مصطفی نجیب مقاله «مدرستان مستقلتان بطرابلسالغرب الساقزلی والکاتب دراسه اثریه عماریه» در مجله کلیه الآثار، ش ٦، سال ٦، ١٩٩٥؛
(٥٧) یاقوت حموی، معجمالبلدان؛
(٥٨) یعقوبی، البلدان، چاپ دخویه ١٨٩٢، چاپ افست ١٩٦٧؛
(٥٩) Cities of the Middle East and North Africa, A Historical Encyclopedia, Dumper, M., Stanley, Bruce E., Abu-Lughod, Janet L. ٢٠٠٧;
(٦٠) New Encyclopedia of Africa, John Middleton, Joseph Miller, Thomson, Gale, ٢٠٠٦;
(٦١) The Times comprehensive Atlas of the World, London ٢٠٠٥.
/ اشرفالسادات باقری/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٧/١٠/١٣٩٠