دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٣٥
رافعی، عبدالغنیبن احمد ، فقیه و صوفی حنفی قرن سیزدهم و چهاردهم. جدش، عبدالقادر، از عالمان و صوفیان عصر خود بود که از جانب یکی از مشایخ خود به رافعی ملقب شد. خاندان وی به سبب انتساب به عمربن خطاب*، فاروقی نیز خوانده میشدند (میقاتی، ص٦٨؛ زین، ص٤٩٦؛ نوفل، ص٤٠ـ٤١).
عبدالغنی در طرابلس لبنان به دنیا آمد. سال ولادت او را، به اختلاف، ١٢٣٢، ١٢٣٣ و ١٢٣٦ ذکر کردهاند. وی تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش نزد کسانی چون مصطفی حفار، اعرابی، زیلعی و نجیب زِعْبی آغاز کرد و برای ادامۀ تحصیلات به دمشق رفت. حدیث را نزد عبدالکریم کزبری و فقه و تفسیر را از عبدالله حلبی آموخت. همچنین در سفر حج، مدتی نزد محمد کتبی، مفتی مکه، درس خواند و به دریافت اجازه از او موفق شد (رجوع کنید به نوفل، ص٨٣؛ درنیقه، ص٢٤٥ـ٢٤٦؛ عطیةالله، ج٢، ص٤٧٥؛ قس زین ص٤٩٣، که تاریخ ولادت او را ١٢٢٦ ذکر کرده است).
رافعی پس از بازگشت به طرابلس، از مریدان شیخرشید میقاتی طرابلسی، از مشایخ فرقۀ خلوتیه، گردید. او بهجز مدتی که از اهل طریقت دور شد، همواره از پیروان خلوتیه بود و سرانجام میقاتی وی را به جانشینی خود برگزید (زین، همانجا؛ درنیقه، ص٢٤٦).
رافعی در جامع کبیر و حجتیۀ طرابلس به تدریس پرداخت. ابراهیم احدب*( صاحب فرائداللآل فی مجمعالامثال) و محمدرشید رضا* را از جمله شاگردان او دانسته¬اند. رافعی از جانب والی طرابلس، مفتی طرابلس گردید، اما سه سال بعد از این منصب کناره گرفت. مدتی به مصر رفت و سپس از جانب مفتی اعظم عثمانی، قاضی تعز در یمن شد. ریاست دادگاه تجدیدنظر صنعا و دادگاه کیفری عکاء از دیگر مناصب او بود (نوفل، ص١٢٢؛ ابیض، ص٢٧؛ احدب، مقدمه، ص١؛ زیدان، ص٣٠٧؛ مجاهد، ج٢، ص٤٧٦).
رافعی را عالمی توانا و مشهور به زهد و فروتنی خوانده¬اند. وی در ١٣٠٨ در مکه وفات یافت(نوفل، ص٨٥؛ درنیقه، ص٢٤٨؛ مرعشلی، همانجا؛ قس بغدادی، هدیه، ج١، ص،٥٩٥ که سال وفات او را ١٣٠١ دانسته است).
از رافعی آثاری در فقه و تصوف برجای مانده است که برخی از آنها عبارت¬اند از: الفتاوی، که مجموعه پاسخهای وی به سؤالات فقهی مردم در زمان تصدی منصب افتاء طرابلس است؛ اسرارالاعتبار فیما اودعه الله تعالی من الحکم الاشجار؛ تعلیقات بر حاشیه الدرالمختار ابنعابدین، در فقه حنفی؛ ترصیع الجواهر المکیة فی تزکیة الاخلاق المرضیة، در بیان اصول طریقت خلوتیه؛ و تهذیب کتاب استادش الجواهر المکیة؛ نصیحةالنفس، دربارۀ اخلاق؛ الجوهر السنی، در شرح اثر صفیالدین حلی در علم بدیع؛ و الاشراق الانوار فی اطلاق العزار، در ادبیات (نوفل، ص٨٣؛ زین، ص٤٩٣؛ بغدادی، ج١، ص٥٩٥؛ سرکیس، ج١،ص٩٢٤؛ درنیقه، ص٢٤٩ـ٢٥٠).
برخی از فرزندان رافعی، عالم و ادیب بودند. محمد کامل در ١٢٧١ به دنیا آمد.علوم دینی را در طرابلس نزد پدر خود و کسانی دیگر آموخت. او ادیب، شاعر و صاحب آثاری در نظم و نثر بود و در ١٣٣٧ درگذشت. عمر در ١٢٩٩ در صنعا به دنیا آمد. پس از فراگیری مقدمات علوم، برای تکمیل تحصیلات خود به بیروت و استانبول و سپس مصر رفت. از جمله فعالیتهای او تدریس در مدارس دمشق و بیروت، تلاش برای تأسیس روزنامۀ بابالنصر در حلب و فعالیتهای سیاسی در برابر دولت عثمانی بود. وی به سبب مبارزات سیاسی، از ١٣٣٥تا ١٣٣٧ محبوس و تبعید بود. عمر به تصوف گرایش داشت و پیرو فرقۀ نقشبندیه بود. وی در ١٣٦٨ درگذشت. عبدالحمید، مشهور به بلبل سوریه، در ١٢٧٥ در طرابلس به دنیا آمد. نزد حسین جسر طرابلسی و محمود نشابه درس خواند. سپس به تحصیل در رشتۀ حقوق در الازهر و مدرسۀ حقوق آستانه پرداخت. وی مدتی در طرابلس بازپرس بود و به مناصب قضایی دیگری هم دست یافت. عبدالحمید شعر نیز میسرود و چهار دیوان از وی برجا مانده است. او در ١٣٥٠ درگذشت (زین، ص٤٩٧ـ٤٩٨؛ میقاتی، ص١٠٩ـ١١٠؛ درینقه، ص٢٠٧ـ٢٠٩، ٢٥٥؛ زرکلی، ج٣، ص٢٨٧؛ مجاهد، همان، ص٧٩٦).
منابع:
(١) انیس ابیض، الحیاة العلمیة و مراکز العلم فی طرابلس خلال القرن التاسع عشر، طرابلس ١٤٠٥؛
(٢) اسماعیل بغدادی، هدیةالعارفین: اسماءالمؤلفین و آثار المصنفین، در حاجیخلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(٣) محمداحمد درنیقه، الطرق الصوفیه و مشایخها فی طرابلس، بیروت ١٩٨٤؛
(٤) زرکلی؛
(٥) جرجیزیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، بیروت ١٩٩١؛
(٦) سمیح وجیعه زین، تاریخ طرابلس قدیما و حدیثنا منذ اقدم الازمنه حتی عصرنا الحاضر، بیروت ١٩٦٢؛
(٧) احمد عطیةالله، القاموس الاسلامی، قاهره ١٣٨٣ـ١٣٩٦/ ١٩٦٣ـ١٩٧٦؛
(٨) مجاهد زکی محمد، اعلام الشرقیه فی الماة الراجعة عشرة الهجریه، بیروت ١٩٩٤؛
(٩) یوسف مرعشلی، نثر الجواهر و الدرر فی علماء القرن الرابع عشر و بذیله عقد الجواهر، بیروت ٢٠٠٦؛
(١٠) عبدالله حبیل نوفل، تراجم علماء طرابلس و ادبائها، طرابلس ١٩٩٤.
/ مسعود نیکخواه دلشاد /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٥/٠٢/١٣٩٠