دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨١٨
خانفو ، خانفو (كانتون)، نام عربى مهمترين بندر چين در قرنهاى سوم و چهارم/ نهم و دهم و مركز تجارت دريايى با آسياى غربى. با آنكه برخى محققان در پى اثبات آن بودند كه خانفو و كانتون را نبايد يكى دانست، يكى بودن اين دو شهر به نظر قطعى مىرسد (رجوع کنید به كلاپروت، ص ٤٠؛ هالبرگ، ص ٢١٣). خلط خَنسا (هانگ ـچو) و خانقو/ خانفو، به سبب اطلاعاتى كه ابوالفداء (ص ٣٦٣ـ٣٦٥) داده، مؤيد اين نظر بوده است، اما در واقع مسلمانان كانتون را از قرن سوم/ نهم به نام خانفو مىشناختهاند، زيرا خانفو برگردان كوآنگ ـ فو (شكل عاميانه كوانگ ـ چئو فو) است. طبق نوشته پليو (ج ١، ص ٢٧٢) براساس اطلاعات موجود در يى ـ تسينگ، چه ـ نا (چين)، همان كوآنگ ـ فو (كانتون) است و موـ هوـ چه ـ نا (ماهاچين) پايتخت است. نام خانفو در حدودالعالم نيامده ولى مينورسكى در حواشى خود بر حدودالعالم (ص ٢٢٤) يادداشتهايى درباره خانفو نوشته است.
سياحان مسلمان و تاريخنويسان مغول در قرن هشتم/ چهاردهم، كانفو را با خنسا در هم آميختهاند. ابنبطوطه (ج ٢، ص ٥٧٦) شهر را صين كلان ناميده است. اين نام معادل عربى نام هندى مهاچين و شكل فارسى آن چين كلان بوده است. وصّاف الحضره (ص ٩) آن را بهصورت چين كلان آورده و رشيدالدين فضلاللّه (ج ٢، ص ٩١٠) نوشته است كه فارسها، كونگى (؟) را چين كلان مىنامند كه بايد به قول پليو (ج ١، ص ٢٧٦)، به شكل كونفو تصحيح شود، زيرا كونفو يكى از شكلهاى عاميانه كونگ ـ چئو فو است. شهرى كه ابوالفداء (ص ٣٦٣ـ٣٦٤) آن را خانخو نوشته است شايد خانفو باشد. بهنوشته فرّان (ص ٣٠، ١٢٣)، فاصله اين شهر تا لونخين ـ فو/ لوخين چهار روز با قايق است. در قرن چهارم/ نهم، از لوخين به عنوان سرزمينى ياد شده كه پادشاه آن در همان زمان، چامپا را تصرف كرده است. لوخين بايد به لوفو اصلاح و با لونگ ـ پن يا هانوى (به فاصله پنج روز راه زمينى) يكى شمرده شود.
اشارات ابنخرداذبه (ص ٦٩) و ادريسى (ج ١، ص ٨٤) درباره مكان قرارگيرى خانفو «در فاصله چهار روز راه دريايى و بيست روز راه زمينى از جنوبىترين بندر چينى، يعنى لوخين (هانوى امروزى)» فقط مىتواند درباره كانتون صدق كند.
كانتون در زمان سلسله تانگ بندر بسيار مهمى بود كه در آن تعدادى زيادى مسلمان زندگى مىكردند كه در ١٤١/ ٧٥٨ آنجا را غارت كردند؛ واقعهاى كه منابع اسلامى به آن اشارهاى نكردهاند (رجوع کنید به شاوان، ص ١٧٣). براساس نوشتههاى سيرافى (ص ٦٠)، مسعودى (ج ١، ص ٣٠٣) و ابناثير (ج ٧، ص ٣١٩) هنگامى كه ژنرال شورشى به نام هوانگ ـ چائو در ٢٦٤/ ٨٧٧ـ٨٧٨ خانفو را ويران كرد، بسيارى (٠٠٠، ١٢٠ يا ٠٠٠، ٢٠٠ تن) از خارجيهاى مسلمان، مسيحى، يهودى يا مزدايى گرفتار شدند. منابع چينى تاريخ اشغال كانتون را در ٢٦٦/ ٨٧٩ نوشتهاند (رجوع کنید به اويانگ و سونگ، ١٩٥٥). اين واقعه بر اهميت اين شهر در بازرگانى خارجى تأكيد مىگذارد (رجوع کنید به يادداشت پليو درباره اخبارالصين و الهند اثر سليمان تاجر سيرافى (ترجمه فرانسوى گابريلفران) در مجله تئوآنگ پائو، ج ٢١، ١٩٢٢، ص ٤١٠).
براساس اطلاعاتى كه منابع اسلامى دادهاند، اهالى شهر روزانه پنجاه هزار دينار به حكومت مىپرداختند رجوع کنید به (سيرافى، ص ٤٧). هنگام رسيدن كشتى بزرگ خارجى، امپراتور خواجگانى را براى گزينش بهترين كالا به آنجا مىفرستاد (همان، ص ٧٦). بين خانفو و پايتخت ــكه خومدان (يا سى ـ نگن ـ فو) نام داشت ــ دو ماه فاصله بود (همانجا). حاكم خانفو، عنوان ديفو داشت (همان، ص ٤٦ )و چينيها به آن چى ـ فو مىگفتند (درباره رفتار چينيها در مقابل تجّارى كه از راه دريا مىآمدند رجوع کنید به لويتسكى، ص ١٧٣ـ١٨٦؛
بارتولد، ج ١، ص ١٠٧ـ١٠٨).
منابع:
(١) (ابناثير؛
(٢) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عريان، بيروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧)؛
(٣) ابنخرداذبه، (اسماعيلبن على ابوالفداء، كتاب تقويمالبلدان، چاپ رنو و دسلان، پاريس ١٨٤٠)؛
(٤) محمدبن محمد ادريسى، كتاب نزهةالمشتاق فى اختراق الآفاق، بيروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٥) (واسيلى ولاديميروويچ بارتولد، تركستاننامه: تركستان در عهد هجوم مغول، ترجمه كريم كشاورز، تهران ١٣٦٦ش؛
(٦) رشيدالدين فضلاللّه؛
(٧) سليمان تاجر سيرافى، اخبارالصين والهند، تتميم حسنبن يزيد سيرافى، چاپ ابراهيم خورى، بيروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٨) مسعودى، مروج (بيروت)؛
(٩) عبداللّهبن فضلاللّه وصّافالحضره، تحرير تاريخ وصّاف، به قلم عبدالمحمد آيتى، تهران ١٣٤٦ش)؛
(١٠) Edouard Chavannes, Documents sur les Tou-Kiue (Turc) occidentaux, St. Petersbourg ١٩٠٣;
(١١) Gabriel Ferrand, Relaltions de voyages et textes geographiques arabes, persants et turks, relatifs a l'Extreme-Orient du Vllle au XVIIIe siecles, Paris ١٩١٣-١٩١٤, repr. Frankfurt am Main ١٩٨٦;
(١٢) Ivar Hallberg, l'Extreme orient dans la litterature et la cartographie de l'Occident des XIIIe, XIVe et XVe Siecles, Goteborg ١٩٠٦;
(١٣) Hudud al-alam=the regions of the world, translated and explained by V. Minorsky, ed. C. E. Bosworth, Cambridg ١٩٨٢;
(١٤) M. Klaproth, "Renseignemenssur les ports de Gampou et Zaithoum, decrits par Marco Polo", JA, v (July ١٨٢٤);
(١٥) T. Lewicki, "Les premiers commercants arabes en Chine", RO (١٩٣٥);
(١٦) Xiu Ouyang and Qi Song, Biography of Huang Ch'ao, [ed. Howard S. Levy], Berkeley ١٩٥٥;
(١٧) Paul Pelliot, Notes on Marco Polo vol.١, Paris ١٩٥٩.
/ ل. هامبيس، تلخيص از د. اسلام /