دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٩٠
خالع ، خالع، حسين بن محمد، نحوى، لغوى و شاعر قرن چهارم و پنجم هجرى. كنيهاش ابوعبداللّه و مشهور به خالع است (خطيب بغدادى، ج ٨، ص ٦٧٨؛ سمعانى، ج ٢، ص ٣١٢). در بين مآخذ فقط بغدادى در هديةالعارفين (ج ١، ستون ٣٠٦) او را خالعى معرفى كرده است.
وى در آغاز جمادىالاولى ٣٣٠ در رافقه از شهرهاى كرانه فرات به دنيا آمد و بعدها به بغداد رفت و در بخش شرقى آن ساكن شد (خطيب بغدادى، ج ٨، ص ٦٧٩؛ سمعانى، همانجا). برخى منابع او را از نسل معاويةبن ابوسفيان معرفى كردهاند (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٣، ص ١١٤٦؛
سيوطى، ج ١، ص ٥٣٨).
او از ابوسعيد سيرافى* و ابوعلى فارسى* نحو آموخت. خالع از غلام ثعلب* ابوالقاسم سليمانبن احمد طبرانى و ديگران روايت كرده است و خطيب بغدادى و ابوالفتح مصرى از او روايت كردهاند (رجوع کنید به خطيب بغدادى؛
سيوطى، همانجاها؛
نيز رجوع کنید به امين، ج ٦، ص ١٤٥). در مآخذ اهل سنّت درباره مذهب خالع سخنى به ميان نيامده است اما او را به دروغگويى توصيف كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ذهبى، ج ٢، ص ٥٤٧؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣١٠) حال آنكه سيدمحسن امين، از مؤلفان شيعه (همانجا)، كذاب بودن او را نپذيرفته است. نجاشى (ص٧٠) كه معاصر خالع بوده است، او را بسيار مختصر و با عنوان اديب و شاعر معرفى مىكند. از اين امر چنين استنباط مىشود كه نجاشى او را شيعه مىدانسته است. شيخ طوسى، معاصر ديگر خالع، از او و آثارش نامى نبرده است كه شايد به دليل اثبات نشدن تشيع خالد باشد (رجوع کنید به شوشترى، ج ٣، ص ٥٢٠).
كتابهاى رجالى شيعه كه در سده چهاردهم تأليف شده است، همان سخنان نجاشى را درباره خالع آوردهاند (براى نمونه رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٢، ص ٤٢٣ـ٤٢٤؛
خويى، ج ٦، ص ٧٤). سيدمحسن امين (همانجا) او را به صراحت شيعه مىداند و معتقد است اينكه خالع از نسل معاويه است با شيعه بودنش مغايرتى ندارد.
اغلب منابع درگذشت وى را ٤٢٢ ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٨، ص ٦٨٠؛
سمعانى، ج ٢، ص ٣١٣؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٣١١)، اما ابنجوزى (ج ١٥، ص ٢١٠) ٤٢١ را سال درگذشت وى مىداند.
در هيچيك از مآخذ ديوان شعرى به خالع نسبت داده نشده است. ياقوت حموى در معجمالادباء (ج ٣، ص ١١٤٧) فقط شانزده بيت از او را نقل كرده است كه موضوع آن گفتگوى با معشوق، وصف شب و نكات اخلاقى است. اين ابيات در منابع بعدى هم تكرار شده است (براى نمونه رجوع کنید به امين، همانجا؛
شوشترى، ج ٣، ص ٢١).
خطيب بغدادى كه از معاصران خالع است، نامى از تأليفات وى نمىبرد، اما نجاشى (همانجا) تأليف سه كتابِ صنعةالشعر، المداراة و امثالالعامة را به او نسبت مىدهد. ياقوت حموى (همانجا) و سيوطى (همانجا) صنعةالشعر را به صورت صناعةالشعر، و امثالالعامة را به شكل الامثال ذكر مىكنند و تأليفات ديگرى نظير شرح شعر ابىتمام، الادوية و الجبال و الرسال، و تخيلاتالعرب را نيز به او نسبت مىدهند كه مؤلفان متأخر هم با تفاوتهايى آنها را ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به امين، همانجا؛
آقابزرگ طهرانى، ج ٢، ص ٣٤٦، ٤٧٣، ج ٤، ص ١٥، ج ١٣، ص ٣٣٥، ج ١٥، ص ٩١). كتاب المداراة نيز در منابع متأخر به صورت الدارات (رجوع کنید به امين، همانجا) و الزّيارات (قهپائى، ج ٢، ص ١٩٥) آمده است.
موضوع كتاب صنعةالشعر (صناعةالشعر) عروض و قافيه است (آقابزرگ طهرانى، ج ١٥، ص ٩١).
از ميان كتابهاى او تخيلات العرب در قرن هفتم موجود بوده است و ابن ابىالحديد (ج ١٩، ص ٣٨٨) از آن با نام آراءالعرب و اديانها، مطالبى را نقل مىكند (نيز رجوع کنید به امين، همانجا).
مؤلفان فهرستهاى كتابهاى چاپى، نامى از خالع و آثار او نبردهاند و به نظر مىرسد كه هيچيك از آثار او تاكنون به چاپ نرسيده است.
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنابىالحديد، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٣) ابنجوزى، المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنحجر عسقلانى، لسانالميزان، حيدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بيروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٥) امين؛
(٦) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ١، در حاجىخليفه، ج ٥؛
(٧) خطيب بغدادى؛
(٨) خويى؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، ميزانالاعتدال فى نقد الرجال، چاپ علىمحمد بجاوى، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٠) سمعانى؛
(١١) عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، بغية الوعاة فى طبقات اللغويين و النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ١٣٨٤؛
(١٢) شوشترى؛
(١٣) عنايةاللّه قهپائى، مجمعالرجال، چاپ ضياءالدين علامه اصفهانى، اصفهان ١٣٨٤ـ١٣٨٧، چاپ افست قم (بىتا.)؛
(١٤) عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال فى علم الرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(١٥) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجالالنجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(١٦) ياقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣.
/ محمود مهدوى دامغانى /