دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٦٦
خالد بن جَرير بَجَلى ، خالد بن جَرير بَجَلى، راوى و محدّث شيعى در قرن دوّم و از اصحاب امام صادق عليهالسلام. نام كامل وى، خالدبْن جَريربْن يَزيدبْن جَريربْن عَبْداللّه بَجَلى است (رجوع کنید به نجاشى، ص ٧١، ١٤٩ـ١٥٠؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٠٧). محمدبن عمر كشى يك بار نام وى را خالدبن جَرير بَجلى (ص ٣٤٦) و بار ديگر بدون ذكر نام پدرش، خالد بَجَلى (ص ٤٢٢) آورده كه سبب اين گمان شده كه وى دو تن را معرفى كرده است، اما به نوشته شوشترى (ج ٤، ص ١٠٦) هر دو عنوان بر يك تن دلالت دارد و اينگونه ذكر عنوان، روش معمول كشى است.
شيخطوسى (ص ٢٠١) با تصريح بر اين مطلب كه خالدبن جرير، برادر اسحاقبن جريربن يزيدبن جريربن عبداللّه بجلى است (درباره او رجوع کنید به نجاشى، ص ٧١)، رجالشناسان را در فهم صحيح نسب وى يارى داده است (رجوع کنید به مقامانى، ج ٢٥، ص ٦٦؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٠٧). او همچنين از شخصى با عنوان خالدبن يزيدبن جرير بَجَلى كوفى نيز در ميان اصحاب امام صادق عليهالسلام ياد كرده است (ص ١٩٧)، كه برخى از رجالشناسان، وى را همان خالدبن جرير دانستهاند و يادآور شدهاند كه در سلسله نسب، نام پدرش افتاده است (رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٥، ص ٢١٣؛ شوشترى، ج ٤، ص ١٠٨). البته خويى (ج ٨، ص ٤١) به دليل اينكه مقتضاى تعدد عنوان، تعدد شخص مىباشد، وى را غيراز اين خالدبن جرير و احتمالا عموى وى معرفى كرده است (درباره خاندان وى رجوع کنید به بَجَلى*، خاندان).
درباره تاريخ دقيق ولادت و وفات وى اطلاع چندانى در دست نيست، ولى مسلم است كه در قرن دوم مىزيسته است. پدر وى، جرير، كسى بود كه ابومسلم خراسانى را با نيرنگ و فريب از بازگشت به وطنش منصرف ساخت و به سوى منصور خليفه عباسى (حك: ١٣٦ـ١٥٨) فرستاد، زيرا منصور آهنگ قتل او كرده بود (طبرى، ج ٧، ص ٤٨٣).
خالدبن جرير از امام صادق عليهالسلام، برادرش اسحاقبن جرير و ابوالربيع شامى روايت كرده است (نجاشى، ص ١٤٩ـ١٥٠، ٤٥٥). حسنبن محبوب* از اصحاب اجماع (رجوع کنید به كشى، ص ٥٥٦)، مهمترين راوى اوست و علاوه بر آنكه كتاب بجلى به روايت وى در ميان اماميه باقى مانده، كتاب ابوالربيع شامى نيز كه بجلى راوى آن است، از طريق حسنبن محبوب روايت شده است (رجوع کنید به نجاشى، ص١٥٠، ٤٥٥؛ مدرسى طباطبائى، ج ١، ص ٣١١).
علىبن حسنبن فضّال از وى با صفت صالح ياد كرده است (رجوع کنید به كشى، ص ٣٤٦؛ نيز رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٥، ص ٦٦). نظر به اعتبار قول وى در توثيق اشخاص، خالدبن جرير را در شمار راويان قابل اعتماد قرار دادهاند (مامقانى، ج ٢٥، ص ٦٨ـ٦٩؛ خويى، ج ٧، ص ١٦). از ديگر مواردى كه رجالشناسان وثاقت خالدبن جرير را از آن دريافت كردهاند، روايت حسنبن محبوب از وى است، با اين فرض كه اصحاب اجماع (از جمله حسنبن محبوب) از افراد ثقه روايت مىكردهاند (رجوع کنید به مامقانى، ج ٢٥، ص ٦٩؛ خويى، ج ٧، ص ١٧). برخى از رجالشناسان روايت كردن جعفربن بشير از وى را دليل بر وثاقت او دانستهاند؛ چرا كه جعفر فقط از ثقات نقل مىكند (رجوع کنید به خويى، ج ٧، ص ١٦؛ موحدى ابطحى، ج ٥، ص ٣٧٥) ولى خويى (ج ٧، ص ١٧) بر اين امر اشكال وارد كرده و مراد از آنچه را كه درباره جعفربن بشير گفتهاند، توضيح دادهاست (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٧١ـ٧٢).
براساس گزارشى كه در عمده كتابهاى رجالى ذكر شده، خالدبن جرير بَجَلى دين و اعتقادات و امامان خود را بر امام صادق عليهالسلام عرضه كرد و ايشان آن را تصديق فرمودند (رجوع کنید به كشى، ص ٤٢٢ـ٤٢٣؛ خويى، ج ٧، ص ١٥ـ١٦). مامقانى (همانجا) و مازندرانى حائرى (ج ٣، ص ١٥٨) مُفاد اين روايت را دليلى بر ممدوح بودن وى دانستهاند. شهيد ثانى (ج ٢، ص ٩٦٥)، اين روايت را از حيث سند مجهول و مضطرب معرفى كرده، ولى شوشترى (ج ٤، ص ١٠٧ـ١٠٨) به اين اشكال كه ناشى از خطاى احتمالى علامه حلّى در موقع يادداشتبردارى از كتاب اختيار معرفةالرجال بوده، پاسخ داده است. با همهاينها، خويى (ج ٧، ص ١٦) از اين روايت، فقط مؤمن بودن خالد را نتيجه گرفته است.
منابع:
(١) خويى؛
(٢) شوشترى؛
(٣) زينالدينبن على شهيدثانى، رسائل الشهيد الثانى، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ش؛
(٤) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(٥) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤٢٠؛
(٦) محمدبن عمر كشى، اختيار معرفةالرجال، (تلخيص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(٧) محمدبن اسماعيل مازندرانى حائرى، منتهىالمقال فى احوال الرجال، قم ١٤١٦؛
(٨) عبداللّه مامقانى، تنقيحالمقال فى علم الرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(٩) محمدعلى موحدى ابطحى، تهذيبالمقال فى تنقيح كتاب الرجال للشيخ الجليل ابىالعباس احمدبن على النجاشى، ج ٥، قم ١٤١٧؛
(١٠) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(١١) Hossein Modarressi Tabataba'i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shi`ite literature, vol.١, Oxford ٢٠٠٣.
/ مقداد ابراهيمى /