دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٣٢
خارجة بن زيد ، خارجة بن زيد، يكى از هفت فقيه نامدار مدينه (فقهاى سبعه)، از تابعين. كنيهاش ابوزيد و القاب مهم او، انصارى و نجارى و مدنى بوده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢٦٢؛ خليفةبن خياط، ص ٤٣٧؛ ابنحجر عسقلانى، ١٤٠٤، ج ٣، ص ٦٥). پدرش، زيدبن ثابت*، از صحابه و از كاتبان وحى بود كه در تدوين قرآن در زمان ابوبكر و عثمان هم نقش مهمى داشت. مادر او، امّ سعد، دختر سعدبن ربيع (از كاتبان عرب در دوره جاهليت و از اصحاب بيعت نخستين عقبه) بود (رجوع کنید به واقدى، ج ١، ص ١٦٥، ٣٣١؛ ابنسعد، ج ٣، ص ٥٢٢؛ خليفةبن خياط، همانجا؛ ابنابىداوود، ص ٧ـ٢٧؛ قس ذهبى، ١٤١٣، ج ٢، ص ٥٢٦؛ ابنحجر عسقلانى، ١٤٠٥، ج ٨، ص ٤٣٩ كه امّ علاءانصارى را مادر او دانستهاند).
تاريخ تولد خارجة در منابع ذكر نشده، اما از تصريح تراجمنگاران به تاريخ وفات (٩٩ يا ١٠٠) و سن او (هفتاد سال) مىتوان دريافت كه احتمالا سال ٢٩ يا ٣٠ بوده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢٦٢ـ٢٦٣؛
ابنحِبّان، ج ٤، ص ٢١١؛
ابنعساكر، ج ١٥، ص ٣٩٧).
خارجةبن زيد در خانوادهاى اهل علم پرورش يافت و از پدر، مادر و عمويش (يزيدبن ثابت) حديث نقل كرده است (درباره نقل حديث از عمويش يزيد رجوع کنید به ادامه مقاله). از ديگر مشايخ او اسامةبن زيدبن حارثه، عبدالرحمانبن ابىعمره و امّ علاء انصارى بودهاند. برخى راويان حديث از او عبارتاند از: پسرش، سليمان؛
برادرزادهاش، سعيدبن سليمان؛
عثمانبن حكيم؛
عبداللّهبن ذكوان و محمدبن مسلم زُهْرى (ابويعلى موصلى، ج ٢، ص ٢٣٦؛
ابن ابىحاتم، ج ٣، ص ٣٧٤؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٤، ص ٤٣٨؛
براى ديگر راويان حديث از او رجوع کنید به مِزّى، ج ٨، ص ٩ـ١٠).
رجالشناسانِ اهلسنّت، خارجه را ثقه معرفى كرده (رجوع کنید به عجلى، ص١٤٠؛
ابنحبّان، همانجا؛
باجى، ج ٢، ص ٥٧٥) و برخى از آنان او را «كثيرالحديث» خواندهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢٦٢؛
قس ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ١، ص ٩١ـ ٩٢ كه نام او را به استناد «قليلالحديث» بودن، در شمار حافظان نياورده است). با اين همه، اِسناد روايتها و گزارشهاى او در بسيارى موارد گسسته (مقطوعالسند) است، مانند روايت او از يزيدبن ثابت، كه پيش از تولد خارجه در جنگ يمامه كشته شده بود و نيز گزارش او درباره خالدبن وليد، كه به دوره پيش از تولد خارجة بازمىگردد (رجوع کنید به واقدى، ج ٣، ص ٨٧٧؛
ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٣٤٦؛
ابنحجر عسقلانى، ١٤٠٤، ج ٣، ص ٦٦).
برخى نام خارجةبن زيد را در شمار پانزده نفرى كه پس از صحابيان، مرجع مردم شناخته مىشدند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٢، ص ٣٨٣؛
ابنعساكر، ج ٦، ص ١٥٣) يا در زمره ده فقيه نامدار مدينه آورده (براى نمونه رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٤٩، ص ٢٦٢) و شمارى ديگر او را يكى از «فقهاى سبعه» (هفت فقيه صاحب فتوا در آن دوره) خواندهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابوزهره، ص ١٧٢). احاديث خارجةبن زيد بيشتر درباره احكام فقهى، بهويژه احكام قضايى است. او علاوه بر افتا به تقسيم مواريث و تنظيم شهادتنامهها نيز مىپرداخت (رجوع کنید به ابنسعد؛
ابنحبّان، همانجاها؛
مزّى، ج ٨، ص١٠ـ١١). محدّثان و فقهايى چون مالكبن انس (ج ١، ص ٣٢٩ـ٣٣٠)، بخارى (ج ٣، ص ٢٠٥ـ٢٠٦)، شافعى (ج ٤، جزء٨، ص ٤) و حتى فقهاى شيعه مانند شيخ طوسى (ج ٦، ص ٣٦٣) در آثار خود بدانها احتجاج كردهاند.
بخش اعظم حيات خارجةبن زيد، همزمان با حكومت خلفاى اموى بود. وى در جوانى همراه با جمعى از مردم مدينه براى گزارش حادثهاى به معاويه، به دمشق سفر كرد. بنابر گزارشهاى تاريخى، او در عرصه فقاهت و افتا در دوره خلافت عبدالملكبن مروان، وليدبن عبدالملك، سليمانبن عبدالملك و عمربن عبدالعزيز شهرت بسيار داشته است. بهويژه، عمربن عبدالعزيز وى را بسيار محترم مىداشت، چنانكه به حكمران خود در مدينه فرمان داد از ميان كسانى كه پرداخت مقررى آنان از ديوان قطع شده بود، فقط مقررى او را دوباره برقرار سازد. همچنين عمربن عبدالعزيز از درگذشت او بسيار متأسف شد (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٣٨٤؛
يعقوبى، ج ٢، ص ٢٨٢، ٢٩٨، ٣٠٨؛
ابنعساكر، ج ١٥، ص ٣٩٥ـ ٣٩٦). نمونههايى از مشورتطلبى و پرسش خليفگان مذكور از خارجة، در پارهاى منابع تاريخى و حديثى انعكاس يافته است (براى نمونه رجوع کنید به مالكبن انس، ج ١، ص ٣٢٩؛
شافعى، همانجا؛
واقدى، ج ٣، ص ١١٠٥؛
يعقوبى، ج ٢، ص ٢٩٨).
شرححالنگاران خارجةبن زيد را به زهد و تقوا و عبادتپيشگى ستودهاند، او در پايان عمر از مردم كناره گرفت و از اينرو، بسيارى از آرا و احاديث او انتشار نيافت (براى نمونه رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛
ابونعيم اصفهانى، ج ٢، ص ١٨٩؛
نيز رجوع کنید به ابوزهره، همانجا). وى با امام سجاد عليهالسلام همعصر بود، ولى در منابع تاريخى سخنى درباره مناسبات او با آن حضرت نيامده كه ظاهرآ ناشى از مناسبات مستحكم او با حاكمان وقت و همرأيى با آنان بوده است. ظاهراً به همين سبب، وى برخلاف برادرانش كه در واقعه حرّه جان باختند، از آن حادثه بزرگ جان سالم به در برد (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢٦٣ـ٢٦٥؛
خليفةبن خياط، ص ٤٣٧).
خارجةبن زيد در سال ٩٩ يا ١٠٠ در مدينه وفات يافت و حاكم مدينه، به فرمان عمربن عبدالعزيز، بر جنازهاش نمازگزارد. در پارهاى منابع، داستانهايى از سخن گفتن او بعد از مرگ ذكر شده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٢٦٣؛
خليفةبن خياط؛
ابنحبّان، همانجاها).
منابع:
(١) ابنابىحاتم، كتاب الجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٢) ابنابىداوود، كتاب المصاحف، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حيدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٤) ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمييز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٥) همو، كتاب تهذيب التهذيب، (بيروت )١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٦) ابنسعد (بيروت)؛
(٧) ابنعبدالبرّ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ على محمد بجاوى، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٨) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٩) محمد ابوزهره، الامام الصادق: حياته و عصره، آراؤه و فقهه، قاهره ١٩٩٣؛
(١٠) ابونعيم اصفهانى، حليةالاولياء و طبقات الأصفياء، چاپ محمدامين خانجى، بيروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١١) ابويعلى موصلى، مسند ابىيعلى الموصلى، چاپ حسين سليم اسد، دمشق ١٤٠٤ـ١٤٠٩/ ١٩٨٤ـ١٩٨٨؛
(١٢) سليمانبن خلف باجى، التعديل و التجريح لمن خرج عنه البخارى فى الجامع الصحيح، چاپ احمد بزار، (رباط) ١٤١١/١٩٩١؛
(١٣) محمدبن اسماعيل بخارى، صحيح البخارى، (چاپ محمد ذهنىافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٤) خليفةبن خياط، كتاب الطبقات، رواية موسىبن زكريا تسترى، چاپ سهيل زكار، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(١٥) محمدبن احمد ذهبى، سير اعلامالنبلاء، چاپ شعيب أرنؤوط و ديگران، بيروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(١٦) همو، الكاشف فى معرفة من له رواية فى الكتب الستة، چاپ محمد عوامه و احمدمحمد نمر خطيب، جده ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١٧) همو، كتاب تذكرة الحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٧٦ـ١٣٧٧/ ١٩٥٦ـ ١٩٥٨، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٨) محمدبن ادريس شافعى، الاُمّ، چاپ محمد زهرىنجار، بيروت (بىتا.)؛
(١٩) محمدبن حسن طوسى، كتاب الخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٢٠) احمدبن عبداللّه عجلى، تاريخ الثّقات، بهترتيب علىبن ابىبكر هيثمى و تضمينات ابنحجر عسقلانى، چاپ عبدالمعطى قلعجى، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(٢١) مالكبن انس، المُوَطَّأ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، بيروت ١٤٠٦؛
(٢٢) يوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٣) محمدبن عمر واقدى، كتاب المغازى، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(٢٤) يعقوبى، تاريخ.
/ سيدكاظم طباطبايى /