دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٢٣
خاتونى ، خاتونى، ابوطاهر، شاعر فارسىسراى و دبير ديوان سلجوقيان در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم. هدايت در مجمع الفصحا (ج ١، ص ١٤١) نامش را كمالالدين ذكر كرده كه در منابع كهنتر نيامده است و ظاهراً سنديت ندارد. او ملقب به موفقالدوله و مشهور به الموفق خاتونى بوده است (بندارى، ص ١٠١ـ١٠٢). ابوالمظفر محمدبن احمد ابيوَردى، شاعر عربىسراى قرن پنجم، در شعرى كه خاتونى را مدح گفته، نام او را حسين و نام پدرش را حيدر و القاب او را موفقالدوله و معينالدين و معينالملك ذكر كرده است (رجوع کنید به اقبال آشتيانى، ص ١٣ـ١٤). باتوجه به قطعهاى كه خاتونى در حدود ٥١١ سروده و در آن به هفتاد سالگى خود اشاره كرده است، بايد در حدود ٤٤٠ زاده شده باشد و با توجه به قطعهاى كه انوشيروانبن خالد (متوفى ٥٣٢) در كتابى تاريخى ــكه مأخذ عمادالدين كاتب، نويسنده تحرير نخست تاريخ دولة آلسلجوق يا زبدةالنصرة، بوده ــ از او به عنوان شخصى درگذشته ياد كرده، چنين دريافت مىشود كه خاتونى پيش از ٥٣٢ درگذشته است (رجوع کنید به اقبال آشتيانى، ص ١٢). انوشيروانبن خالد او را از صدور دولت و اعيان مملكت و از افاضل روزگار معرفى كرده، فصاحت او را در نظم و نثر ستوده و گفته است كه چون خدمت پادشاهان را به خوبى مىدانست تا پايان عمر «صدرى كبير» محسوب مىشد (رجوع کنید به بندارى، همانجا). خاتونى در ديوان سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقى (حك : ٤٩٨ـ٥١١)، به سر مىبرد و مستوفىِ همسر او، گوهرخاتون، بود و ظاهراً به همين سبب به خاتونى شهرت داشت (اقبال آشتيانى، ص١٠). او در هجو خطيرالملك، وزير سلطان محمد، قطعهاى سروده كه صورت فارسى آن در دست نيست، اما ترجمه عربى آن را عمادالدين كاتب نقل كرده است (رجوع کنید به بندارى، ص ١٠٨). همچنين هنگامى كه خطيرالملك سرپرستى ديوان استيفا را به معينالدين مختصالملك سپرد، خاتونى آنان را به ابياتى فارسى هجو كرد كه اصل آن ابيات موجود نيست، اما عمادالدين كاتب آنها را به عربى ترجمه كرده است (رجوع کنید به همان، ص ١٠١). از آنجا كه با فضل خاتونى ضعف و ناتوانى اين قبيل افراد آشكار مىشد و در كارهاى ديوانى پيشرفت نمىكردند، او را به كارى پستتر به گرگان فرستادند و خاتونى در ابياتى از اين روزگار خود شكوه كرده است (رجوع کنید به همان، ص ١٠٢). آنچنان از خاتونى نزد وزير بدگويى كردند كه وزير از او به اتهام اينكه وظايفش را درست انجام نداده است، يكصد هزار دينار مطالبه كرد و او را از گرگان خواست و دارايى او را ضبط كرد كه كار او به بيچارگى و بىنوايى انجاميد. او اين احوال خود را در ابياتى به عربى باز گفته است (رجوع کنید به همان، ص ١٠٢ـ١٠٣). برخى ابيات فارسى خاتونى بهطور پراكنده در متون ذكر شده است از جمله دو بيت در هجو مجدالملك قمى، وزير بَركيارُق (حك : ٤٨٦ـ٤٩٨؛
رجوع کنید به راوندى، ص ١٣٦؛
هدايت، ج ١، ص ١٤٢). او در قصيدهاى ــ كه ابياتى از آن در المعجم فى معايير اشعار العجم تأليف شمس قيس رازى (ص ٢٨٦) نقل شده ــ به هجوگويى خود اشاره كرده (براى ديگر اشعار فارسى او رجوع کنید به همان،ص ١٢٢؛
هدايت، همانجا).
در لبابالالباب عوفى (ج ١، ص ٧٧) از شاعرى با عنوان الصدرالاجل معينالملك الحسينبن على الاصمّ الكاتب ياد شده است كه چون لقب و نام و پيشه اين شخص با مشخصات خاتونى تطبيق دارد و نيز عينآ صورت فارسى دوبيتى كه عمادالدين كاتب از خاتونى به عربى ترجمه كرده است (رجوع کنید به بندارى، ص ١٠٢)، جزو اشعار شخص مذكور آمده است، عباس اقبال آشتيانى (متوفى ١٣٣٤ش؛
ص ١٧ـ١٨) او را همان ابوطاهر خاتونى دانسته است.
در قرن نهم دولتشاه سمرقندى در تذكرةالشعراء (ص ٥٨، ٦٤، ٧٦) از دو كتاب خاتونى به نامهاى مناقب الشعراء و تاريخ آلسلجوق ياد كرده است كه امروز در دست نيست. از ديگر آثار خاتونى رساله تنزيرالوزير... است كه در مجموعهاى خطى به شماره ٦٣٣ در كتابخانه مجلس با تاريخ كتابت ٧٥٠ مندرج است (اقبال آشتيانى، ص ١٨). راوندى، نويسنده راحةالصدور (ص ١٣١) از شكارنامهاى به خط ابوطاهر خاتونى راجع به شكارهاى ملكشاه سلجوقى (حك : ٤٦٥ـ ٤٨٥) ياد كرده است. به گفته قزوينى در آثارالبلاد (ص ٢٥٩) كتابخانهاى بزرگ و مجهز در ميان مسجدجامع ساوه به خاتونى منسوب بوده است.
منابع:
(١) عباس اقبال آشتيانى، «ابوطاهر خاتونى و معين الملك اصم»، يادگار، سال ٤، ش ٥ (بهمن ١٣٢٦)؛
(٢) فتحبن على بندارى، تاريخ دولة آلسلجوق (زبدةالنُصرة و نخبةالعُصرة)، بيروت ١٩٧٨؛
(٣) دولتشاه سمرقندى، كتاب تذكرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، ليدن ١٣١٩/١٩٠١؛
(٤) محمدبن على راوندى، كتاب راحةالصدور و آيةالسرور در تاريخ آلسلجوق، چاپ محمد اقبال، تهران ١٣٣٣ش؛
(٥) محمدبن قيس شمسقيس، كتابالمعجم فى معايير اشعارالعجم، تصحيح محمدبن عبدالوهاب قزوينى، چاپ مدرس رضوى، تهران ?(١٣٣٨ش)؛
(٦) عوفى؛
(٧) زكريابن محمد قزوينى، كتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد، چاپ فرديناند ووستنفلد، گوتينگن ١٨٤٨، چاپ افست ويسبادن ١٩٦٧؛
(٨) رضاقلىبن محمدهادى هدايت، مجمعالفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ش.
/ منيژه ظفرآبادى و گروه زبان و ادبيات /