دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٩٦
حَيْس ، حَيْس، شهرستان و شهرى در استان حديده يمن.
١) شهرستان حيس. اين شهرستان (مديريه) از توابع استان (محافظه) حديده* در جنوب يمن است (اكوع، قسم ١، ص ٩١ـ٩٢). حيس داراى پنج وادى به نامهاى فَوَّاهه، مومر، شِعَينه، ضِمى و نَخْلَه است كه رودهاى آنها از شرق به غرب شهرستان رواناند. وادى نخله بزرگترين، معروفترين و حاصلخيزترين وادى حيس است. دو ييلاق مهم در غرب شهرستان و در ساحل درياى سرخ قرار دارند كه آب كافى و نخلستانهاى وسيع و گستردهاى دارند. يكى از اين ييلاقها در بالاى وادى نخله قرار گرفته و ديگرى نيز نخلستان معروف سَحارى است. كوههاى دُباس در شمال و بَراش در جنوب از مهمترين ارتفاعات شهرستان حيس به شمار مىآيند. عسل مرغوب كوههاى دباس و گلهاى بسيار زيباى كوههاى براش شهرت دارد. شهر حيس مركز اين شهرستان است و ديگر شهرهاى مهم و تاريخى آن عبارتاند از حُصَيب، الجَمادى، جُرَيب و حُمَينيه (رجوع کنید به ابنحائك، ص ٩٤ـ ٩٦، ١٣١؛ مقحفى، ١٤٢٢، ذيل مادّه). در گذشته خَوخه، از بندرهاى مهم يمن در ساحل درياى سرخ، از نظر ادارى به حيس تعلق داشت (ثور، ص ٤٢٦؛ ابنديبع، ١٤١٣، ص ٢٠٧، شرح حموش، ش٢٠؛ نيز رجوع کنید به اطلس الجمهورية اليمنية و العالم، ص ٣٢).
٢) شهر حيس. حيس از شهرهاى تاريخى يمن است كه در حاشيه وادى نخله، در ارتفاع ٢٩٥ مترى از سطح دريا (زكريا، ص١٠٠) و موقعيتى پايكوهى (كحاله، ١٣٨٤، ص ٣٠٦) در َ ٥٦ ْ١٣ عرض شِمالى و َ٢٩ ْ٤٣ طول شرقى و ٣٥ كيلومترى جنوب شهر زبيد واقع است (رجوع کنید به >اطلس جامع جهان تايمز<، نقشه ٨٧؛ نقشه عمومى خاورميانه). اين شهر در ميان نخلستانهاى وسيع (مقحفى، همانجا) و در مسير راه مهم و استراتژيك حديده ـ تَعِز قرار دارد و از همين راه به بندر مهم عدن متصل مىشود (ترسيسى، ص ١٨١ـ١٨٤). همچنين اين شهر ايستگاهى در مسير انتقال قهوه مناطق كوهستانى و قهوهخيز، از قبيل جبلِ راس و بلد عَنْس، به شمار مىآيد (كحاله، ١٣٨٤، همانجا).
بناى شهر را به حَيسبن يريم ذى رُعينبن كريببن نعامهبن شرحبيل حميرى نسبت مىدهند (رجوع کنید به الموسوعة اليمنية؛ مقحفى، ١٩٨٥، ذيل مادّه). به گفته ابنمجاور (ص ٢٣٥) پس از آنكه جَيّاشبن نجاح (متوفى ح ٥٠٠؛ رجوع کنید به بنونجاح*) تهامه را تصرف كرد خاندان خود و گروهى از مردم حبشه را در اين شهر اسكان داد. پيش از آن نيز قبايل مختلفى در حيس زندگى مىكردند. ظاهراً شهر در زمان جيّاش كاملا بازسازى شد. حيس مخلافى (استان) وسيع از مخلافهاى هشتادوچهارگانه يمن بود (يعقوبى، تاريخ، ج ١، ص ٢٠١؛ همو، البلدان، ص ٣١٧ـ٣١٩). ركب، از تيرههاى قبيله اشعر، و بنىمجيد از قبايلى هستند كه قرنها در حيس زندگى كردهاند (رجوع کنید به يعقوبى، البلدان، ص٣٢٠؛ ابنحائك، ص ٩٦؛ ياقوت حموى، ذيل مادّه). ظاهراً به دليل كثرت اشعريهاى يمن، حيس از شهرهاى اصلى اشعريها بهشمار مىرفت (رجوع کنید به ابنديبع، ١٤٠٩، ص ٤٦، پانويس ٣؛ كحاله، ١٤٠٢، ج ١، ص٣٠ـ٣١).
دوره اسلامى حيس ــ بهرغم آنكه نامش در تاريخ گسترش دين اسلام در يمن ديده نمىشودــ از زمان حيات پيامبر اكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم و هنگامى كه نمايندگان آن حضرت به مناطق يمن فرستاده شدند، آغاز مىشود (رجوع کنید به بلاذرى، ص ٩٢ـ١٠٣؛ يعقوبى، تاريخ، ج ٢، ص ٧٦، ١٢٢). پس از آن، حيس قرنها تابع شهر زَبيد، مركز دولت آلزياد (٢٠٤ـ٤٠٥)، بود (رجوع کنید به عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ٤٦، ٥١). ازاينرو حيس در بيشتر منابع اسلامى، كوره (استان) و شهرى در تهامه يمن و تابع زبيد معرفى شده است (براى نمونه رجوع کنید به ياقوت حموى؛
ابنديبع، ١٤١٣، همانجاها؛
حجرىيمانى، ج ١، جزء٢، ص ٣٠١).
شكوفايى و شهرت اصلى شهر حيس از دوران دولت بنورسول* (حك : ٦٣٢ـ٨٥٨) و بهويژه در دوران حكمرانى سلطان مظفر رسولى در نيمه دوم قرن هفتم آغاز شد. آثار معمارى بسيارى از اين دوران در حيس برجاى مانده است (مقحفى، ١٤٢٢، همانجا؛
عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ٤٧). در دوره بنورسول و پس از آن، حيس مركز ادارى بود و القابى مانند صاحب، والى و امير به حكام شهر اطلاق مىشد (عبداللّه عبدالسلام حداد، ص٥٠ـ٥٣).
در زمان نفوذ و گسترش عثمانيان در يمن، شهر حيس بارها ميان عثمانيها و امامان زيدى يمن، كه مقاومت سرسختانهاى را آغاز كرده بودند، دست به دست شد (رجوع کنید به ابنديبع، ١٤٠٢، ص٢٨٥ـ٢٨٦؛
ابنقاسم، قسم ٢، ص٦٤٨، ٨٣٥ـ٨٣٦؛
نهروالى، ص ١٧٥، ١٩٥ـ١٩٦). در سده سيزدهم نيز حيس در معرض درگيريهاى شريف حمود، حاكم مخلاف سليمانى، با امامان زيدى صنعا قرار گرفت (رجوع کنید به عمرى، ص ٤٧، ٥٠ـ٥٣، ٥٨ـ ٦٠، ١٧٥ـ١٧٦). پس از آن نيز حيس محل استقرار گروهى از مخالفان شريف حسينبن علىبن حيدر شد و در ١٢٦١ به تصرف او در آمد، اما دو سال بعد متوكل محمدبن يحيى، امام يمن، حيس را باز پس گرفت (همان، ص٣١٠ـ٣١١، ٣٢٥).
نيبور كه در قرن دوازدهم/ هجدهم از حيس ديدن كرده، آن را شهرى كوچك ذكر كرده كه قسمت اعظم سفالهاى مورد نياز يمن در آن توليد مىشد. همچنين وى به موقعيت گذرگاهى حيس، قلعه و توليد نمك آن اشاره كرده است (رجوع کنید به ص ٢٢٤).
فعاليت اصلى ساكنان حيس كشاورزى است. در كنار كشاورزى و به ويژه باغدارى، پرورش زنبورعسل نيز رواج دارد. روغن كنجد و حلواى حيس نيز شهرت دارد. گروهى از اهالى شهر نيز به توليد صنايع دستى اشتغال دارند. هنر سفالگرى حيس از زمانهاى بسيار دور اهميت بسيارى داشته و سفالينههاى ساخته شده آن به حياسى و حيسى شهرت داشته است (رجوع کنید به مقحفى، ١٤٢٢؛
الموسوعة اليمنية، همانجاها).
حيس محل سكونت و شكوفايى بسيارى از علما، صوفيان و ادباى بزرگ يمن بوده است. ازاينرو طالبان علوم دينى براى بهره بردن از محضر استادان بزرگ اين شهر، از اطراف به آنجا سفر مىكردند (رجوع کنید به عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ٦٥ـ٨٩؛
بريهى، ص ٢٨٢ـ٢٨٣). بيشتر علما و دانشمندان حيس از طوايف آلبجلى، آلناشرى، آلحكّاك و آلمُطَير برخاستهاند (رجوع کنید به عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ٦٩؛
مقحفى، ١٤٢٢، همانجا). برخى از مهمترين اين بزرگان عبارتاند از: يحيىبن علىبن محمد حَيسى قاسمى (متوفى ح ١١٠٥) مورخ يمنى (مقحفى، ١٩٨٥، همانجا)؛
قاضى شرفالدين ابوالقاسمبن احمد بجلى (رجوع کنید به بريهى، ص ٢٨٤؛
عبداللّه عبدالسلام حداد، همانجا)؛
و ابوعمران موسىبن محمد طُوَيرى (رجوع کنید به مقحفى، ١٤٢٢، همانجا؛
نيز رجوع کنید به بريهى، ص ٢٧٤ـ٢٧٥). آرامگاه عمربن محمد خامرى، از بزرگان قرن نهم و پيشواى طريقه خامريه، در شرق شهر در مسجدى به نام وى قرار دارد. عمر طريقه خامريه را در مكه پذيرفت و پس از رفتن به حيس به اشاعه آن پرداخت. آرامگاه وى از زيارتگاههاى مهم شهر به شمار مىآيد (رجوع کنید به الموسوعةاليمنية؛
مقحفى، ١٤٢٢، همانجاها).
شهر حيس آثار باستانى و تاريخى بسيارى دارد. يكى از مهمترين اين آثار مسجدجامع بزرگ حيس است كه در ٦٨٢/١٢٨٣ در دوره سلطان مظفر رسولى بنا شده و هنوز پابرجاست. مساجد و مدرسهها و آثار بسيار ديگرى در اطراف شهر وجود دارند (رجوع کنید به مقحفى، ١٤٢٢، همانجا؛
عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ١٠٨ـ١٤٩). شهر كنونى حيس باتوجه به افزايش جمعيت، گسترش يافته و محلات جديدى در آن شكل گرفته است (رجوع کنید به عبداللّه عبدالسلام حداد، ص ٤١ـ٤٢؛
براى اطلاع از محلات شهر رجوع کنید به همان، ص ٤٢ـ٤٥). در يمن چندين روستا و ناحيه ديگر به نام حيس وجود دارد (رجوع کنید به مقحفى، ١٤٢٢؛
همو، ١٩٨٥، همانجاها).
منابع:
(١) ابنحائك، صفة جزيرةالعرب، چاپ محمدبن على اكوع، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابنديبع، الفضل المزيد على بغية المستفيد فى اخبار زبيد، چاپ محمدعيسى صالحيه، كويت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣) همو، كتاب قرّةالعيون باخبار اليمن الميمون، چاپ محمدبن على اكوع، (بيروت) ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٤) همو، نشر المحاسن اليمانيّة فى خصائص اليمن و نسب القحطانيّة، و شرحه نثر اللالى السنيَّة، صنعة احمد راتب حموش، بيروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٥) ابنقاسم، غاية الامانى فى اخبار القطر اليمانى، چاپ سعيد عبدالفتاح عاشور، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٦) ابنمجاور، صفة بلاد اليمن و مكة و بعض الحجاز، المسماة تاريخ المستبصر، چاپ اسكارلوفگرن، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٧) اطلس الجمهورية اليمنية و العالم، بيروت: جيوپر و جكتس، ٢٠٠٣؛
(٨) اسماعيل اكوع، مخاليف اليمن، قسم ١، ابوظبى ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٩) عبدالوهاببن عبدالرحمان بريهى، طبقات صلحاء اليمن، المعروف بتاريخ البريهى، چاپ عبداللّه محمد حبشى، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٠) بلاذرى (بيروت)؛
(١١) عدنان ترسيسى، اليمن و الحضارة العرب مع دراسة جغرافيّة كاملة، بيروت: دارمكتبةالحياة، (بىتا.)؛
(١٢) عبداللّه ثور، هذه هى اليمن: الارض و الانسان و التاريخ، بيروت ١٩٨٥؛
(١٣) محمدبن احمد حجرىيمانى، مجموع بلدان اليمن و قبائلها، چاپ اسماعيلبن على اكوع، صنعا ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١٤) احمد وصفى زكريا، رحلتى الى اليمن، دمشق ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٥) عبداللّه عبدالسلام حداد، مدينة حيس اليمنية: تاريخها و آثارها الدينية، قاهره ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٦) حسين عمرى، مئة عام من تاريخ اليمن الحديث: ١١٦١ـ١٢٦٤ه / ١٧٤٨ـ١٨٤٨م، دمشق ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٧) عمررضا كحاله، جغرافية شبه جزيرةالعرب، چاپ احمد على، مكه ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(١٨) همو، معجم قبائل العرب القديمة و الحديثة، بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٩) ابراهيم احمد مقحفى، معجم البلدان و القبائل اليمنية، صنعا ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٠) همو، معجم المدن و القبائل اليمنية، صنعا ١٩٨٥؛
(٢١) الموسوعة اليمنية، زيرنظر احمد جابر عفيف و ديگران، صنعا ١٤١٢/١٩٩٢، ذيل «حيس» (از حسين عبداللّه عمرى)؛
(٢٢) نقشه عمومى خاورميانه، مقياس ٠٠٠،٧٥٠، ١:٣، تهران: گيتاشناسى، ١٣٨٢ش؛
(٢٣) محمدبن احمد نهروالى، البرق اليمانى فى الفتح العثمانى، رياض ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٢٤) ياقوت حموى؛
(٢٥) يعقوبى، البلدان؛
(٢٦) همو، تاريخ؛
(٢٧) Carsten Niebuhr, Beschreibung von Arabien, Graz ١٩٦٩;
(٢٨) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥.
/ احمد آرين نيا /