دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٨٧
حيدريان ، حيدريان، علىمحمد، نقاش ايرانى معاصر. وى در ١٣١٤/ ١٢٧٥ش در اصفهان متولد شد. پدرش، حيدرعلىخان مرصّعكار جواهرساز بود. علىمحمد پس از اتمام تحصيل در مدارس خرد و آليانس تهران، در مدرسه صنايع مستظرفه نزد كمالالملك* به آموختن نقاشى پرداخت، سپس به توصيه وى، معلم رنگ و روغن همان مدرسه شد و تا زمان تعطيل آنجا، به اين فعاليت ادامه داد (مميز، ص٦٠٠ـ٦٠١). به گفته هادى سيف (مصاحبه مورخ مهر ١٣٨٣)، حيدريان در تدريس اصول طراحى بسيار استاد بود.
حيدريان پس از اتمام كار و هنرآموزى در مدرسه صنايع مستظرفه براى ادامه فراگيرى نقاشى و آشنايى با مكاتب هنرى به فرانسه و بلژيك سفر كرد. اين سفرها موجب تحول نگرش او به دنياى نقش و رنگ شد. وى ضمن حفظ شيوه و ديد ايرانى، از تجارب هنرى نقاشان كلاسيك مغرب زمين و پيشروان مكتب امپرسيونيسم نيز بهره گرفت. او براى تكميل هنر خود، آثار استادان شرقى و غربى را به دقت نسخهبردارى مىكرد، به طورى كه تشخيص نسخه بدل مسيح، اثر رافائل، و جنگل، اثر شيشكين (١٣٣٠ش)، از اصل اثر مشكل است (رجوع کنید به كاشفى، ص ٧٠؛ ملانوروزى، ص ٤٤).
حيدريان پس از بازگشت، به همراه ابوالحسن صديقى* و حسنعلى وزيرى* و محسن مقدّم، از استادان هنرهاى تجسمى در ١٣١٩ش هنركدهاى تأسيس كرد كه اساس دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران شد (مميز، ص ٦٠١).
وى مدت كوتاهى نيز در هنركده خصوصى عفتالملوك و شوكتالملوك شقاقى شاگرد كمالالملك كه مدرسهاى مخصوص دختران و بانوان بود، به تدريس نقاشى پرداخت (ملانوروزى، ص ٤٣؛ مميز، همانجا).
حيدريان از ١٣١٩ش تا زمان بازنشستگى در ١٣٤٥ش، مدرّس و سرپرست رشته نقاشى و معاون دانشكده هنرهاى زيبا، بود. صدها تن از فارغالتحصيلان رشته نقاشى، كه جمعى از ايشان از جمله محمود جوادىپور، عبداللّه عامرى و مهدى ويشكايى از هنرمندان بنام نقاش معاصر ايراناند، از شاگردان وى بودهاند (رجوع کنید به «استاد عليمحمد حيدريان»؛ ص ٥؛ مميز، همانجا؛ پاكباز، ذيل مادّه).
وى به خصوص در اواخر عمر از شيوه استاد خود، كمالالملك، فاصله گرفت و به رنگهاى روشنتاب و شيوه قلمزنى آزاد روى آورد (پاكباز، همانجا) و به نظر وزيرىمقدّم (ص ٢٨٥) او حتى از استاد پيشى گرفت.
به گفته هادى سيف (همان مصاحبه)، نقاش بعد از مرگِ همسرش، كه يار و نديم واقعى او بود، منزوى شد و مدتى دست از نقاشى كشيد، اما به تشويق شاگردانش، در سالهاى آخر زندگى دوباره به نقاشى پرداخت.
وى در ٢٤ شهريور ١٣٦٩ درگذشت و در بهشت زهرا بهخاك سپرده شد (مميز، ص ٦٠٠). حيدريان، معلمى منظم، سختگير و معتقد به رعايت اصول و موازين نقاشى كلاسيك و در عين حال، رها از ايجاد هرگونه قيد و شرط در عرصه نقاشى و هنرمندى پركار بود، اما به عرضه نقاشيهايش تمايل نداشت (هادىسيف، همان مصاحبه).
از وى علاوه بر كپيها، آثار بسيارى چون تك چهره (پرتره) مادر (رجوع کنید به فصلنامه هنر، ش ١٩، ص ١١٦)، منظره (١٣٤٧ش)، طبيعت بىجان (١٣٥٩ش)، منظره لاهيجان (١٣٥٦ش)، چهره كودكان، خرمن و پيرمرد برجامانده است (پاكباز، همانجا؛ سرمدى، ذيل مادّه). از برخى نقاشيهاى حيدريان در نگارخانه سعدآباد نگهدارى مىشود (رجوع کنید به ملانوروزى، ص ٤٤).
منابع:
(١) «استاد عليمحمد حيدريان: نقاشى فوق عرفان است»، مصاحبه با عليمحمد حيدريان و ديگران، كيهان فرهنگى، سال ٢، ش ١١ (بهمن ١٣٦٤)؛
(٢) روئين پاكباز، دايرةالمعارف هنر: نقاشى، پيكرهسازى، گرافيك، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣) عباس سرمدى، دانشنامه هنرمندان ايران و جهان اسلام: از مانى تا معاصرين كمالالملك، تهران ١٣٨٠ش؛
(٤) فصلنامه هنر، ش ١٩ (تابستان ـ پاييز ١٣٦٩)؛
(٥) جلالالدين كاشفى، «نقاشيهاى معاصر ايران: بازتاب مكاتب غربى در آثار هنرمندان ايرانى»، فصلنامه هنر، ش ١٢ (پاييز ١٣٦٥)؛
(٦) مجيد ملانوروزى، «در مكتب كمالالملك»، كيهان فرهنگى، سال ٩، ش ١٠ (دى ١٣٧١)؛
(٧) مرتضى مميز، «عليمحمد حيدريان»، آينده، سال ١٦، ش ٥ـ٨ (مردادـ آبان ١٣٦٩)؛
(٨) محسن وزيرىمقدم، «كمالالملك و پيروان او»، در يادنامه كمالالملك، به كوشش داراب بهنام شباهنگ و على دهباشى، تهران: نشر چكامه، ١٣٦٦ش.
/ محمود همتى /