دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٧٦
حيدرآباد (٢) ، حيدرآباد (٢) يا حيدرآباد سند، شهرستان (ضلع) و شهرى در ايالت سند در پاكستان.
١) شهرستان حيدرآباد. تقريباً در قسمت ميانى ايالت سند قرار دارد. مهمترين شهرهاى آن، هالا، متيارى، سيتى، لطيفآباد، تَندو اللهيار، مَتلى و محمدخان است. ناحيه حيدرآباد در دشت قديمى سند واقع است و رود سند/ ايندوس و ريزابههاى آن در آن جريان دارد. آب و هواى آن معتدل و مرطوب، و زمينهاى آن حاصلخيز و از عمدهترين مراكز توليد برنج، گندم و ميوه در سطح ايالت سند است (رجوع کنید به پيتاوالا، ص ٢٦٩؛ نقشه راهنماى پاكستان؛ >نقشه سند<).
اهالى آن مسلماناند و به زبان اردو و سندى گفتگو مىكنند. همچنين گروههاى گوناگونى از قبيل بلوچ، سيّد، راجپوت، سنديهاى اصيل جَت و ميد و ميواتى در آن به سر مىبرند (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه؛ نيز رجوع کنید به قاسممحمود، ذيلمادّه). راهآهن شهرهاى حيدرآباد را به شهرهاى ايالت راجستان در هند مرتبط مىكند (رجوع کنید به >اطلس جامع جهان تايمز<).
قبرستان قديمى ميون وهيون از مهمترين آثار قديمى ناحيه حيدرآباد است (رجوع کنید به نسيانى تتوى، ص ٣٥٣).
٢) شهر حيدرآباد، مركز شهرستان حيدرآباد واقع در ١٦٠ كيلومترى شمالىشرقى بندر كراچى كه براى تمايز از حيدرآباد دكن به حيدرآباد سند نيز معروف است (رجوع کنید به طريحى، ص ١٨٧ـ ١٨٨). حيدرآباد در كنار رود سند قرار دارد. ميانگين بيشترين دماى آن ْ٦ر٤١ در ارديبهشت/ مه و ميانگين كمترين آن ْ٣ر ١٠ در دى/ ژانويه است (رجوع کنید به پيتاوالا، ص ١٤٨؛ آب و هواى جهان، ٢٠٠٩).
راه اصلى پيشاور ـ كراچى از حيدرآباد مىگذرد و اين شهر از راهى كه از شهرهاى مُلْتان لاهور و راولپندى مىگذرد به اسلامآباد، پايتخت كشور، مرتبط مىگردد. بهسبب دسترسى آسان (راهآهن)، بسيارى از ساكنان آن مهاجران هندىاند (رجوع کنید به قاسم محمود، همانجا). در سرشمارى ١٣٨٥ش/ ٢٠٠٧، جمعيت آن ٢٧٤، ١٥١، ١ تن ضبط شده است (رجوع کنید به جمعيت شهرها، ٢٠٠٩).
از آثار قديمى شهر، مسجد، چند مقبره از حكام كلهوره (از جمله مقبره غلام شاهكلهوره) و تالپوره حيدرآباد و قلعه است (رجوع کنید به قانع، ج ٣، بخش ١، ص ٤٧٣ـ٤٧٤ و پانويس ١؛ اعجازالدين، ص ٤٨؛ نيز رجوع کنید به الانا، ص ١٨).
پيشينه. بهنظر برخى محققان، شهر كنونى بر روى خرابههاى شهر قديمى نيرون كوت احداث شده است (رجوع کنید به قانع، ج ٣، بخش ١، ص ٤٧٢ـ٤٧٣؛ بلوچ، ص ٣٦). شهر نيرون كوت را ظاهراً، هنگام فتوحات مسلمانان در سند در سده اول، محمدبن قاسم ثقفى تسخير كرد (رجوع کنید به بلاذرى، ص ٦١٧ـ٦١٨). جغرافىنويسان مسلمان از نيرون ياد كرده و آن را شهرى ميان دِيْبُل (كه خرابههاى آن در حدود سى كيلومترى جنوبغربى شهر تته واقع است رجوع کنید به لسترنج، ص ٣٣٠، پانويس ١) و منصوره (همان شهر برهمناباد) و جزو اقليم سند ذكر كردهاند (رجوع کنید به ابنحوقل، ص ٣٢٣؛ مقدسى، ص ٤٧٧). تاريخ احداث حيدرآباد به سده دوازدهم مىرسد. غلام شاه كلهوره در ١١٨٢/ ١٧٦٨ قلعهاى محكم در اين مكان احداث كرد و آن را حيدرآباد، برگرفته از لقب امام على عليهالسلام، ناميد (رجوع کنید به قانع،ج ٣، بخش ١، ص ٤٧٢ـ٤٧٣؛ قاسم محمود، همانجا؛ نيز رجوع کنید به اعجازالدين، ص ٤١). پس از انقراض كلهوريان در ١١٩٨/ ١٧٨٣، شهر به دست تالپوريان افتاد و در ١٢٠٤/ ١٧٨٩ ميرفتح علىخان تالپوره، پايتخت خود را از خداآباد به حيدرآباد منتقل كرد و شهر را گسترش داد (اعجازالدين، همانجا).
در سده سيزدهم حيدرآباد مركز سند و شهرى بزرگ و پرجمعيت داراى بارو و داراى خانههاى گلى معرفى شده است (الفينستون، ص ٤٩٨؛ بورنس، ج ٣، ص ٤٩). زينالعابدين شيروانى در ١٢٥٤ آن را چنين وصف كرده است: شهرى در اقليم دوم با هوايى گرم، داراى پنج هزار خانه، با مردمى بلوچ و عمدتاً شيعهمذهب و نيز هندو و اهل سنّت، و بزرگانى صاحب خزاين بسيار (ص ٢٢٦ـ٢٢٧). در ١٢٥٩/ ١٨٤٣ حيدرآباد و تمامى ايالت سند به دست نيروهاى انگليسى، تحت فرماندهى سرچارلز ناپير، افتاد و قسمتهايى از دژ حيدرآباد آسيب ديد (اعجازالدين، همانجا). در اين زمان حيدرآباد از ايالتهاى مهم هند بهشمار مىرفت (ربانى، ص ١٧٥). با اينحال انگليسيها، بنابر ملاحظات سياسى و تجارى، مقر حكومت را از حيدرآباد به بندر كراچى منتقل كردند كه اين امر موجب رشد كراچى و از رونق افتادن تدريجى حيدرآباد شد (د. اسلام، همانجا).
در ١٢٦٠، شهر در اختيار اميرانى بود كه در قسمت مركزى دژ زندگى مىكردند و به رودخانه دسترسى داشتند، ولى تجارت در آنجا رونقى نداشت. هندوها در قسمت قديمى شهر زندگى مىكردند و دژ در دست افسران اروپايى (انگليسى) بود و برجى در مركز دژ قرار داشت (اعجازالدين، ص ٤٢ـ٤٤، ٤٦). عمارتهاى قلعه، در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ بر اثر جنگ و حملات توپخانهاى ويران شدند (قاسم محمود، همانجا). حيدرآباد تا ١٣١٥ش/ ١٩٣٦ جزئى از ايالت بمبئى هند بود و در جريان تقسيم شبهقاره هند به پاكستان و هند در ٢٣ و ٢٤ مرداد ١٣٢٦/ ١٤ و ١٥ اوت ١٩٤٧ درگير منازعات ناشى از آن شد و در اين سال جزو پاكستان غربى گرديد (رجوع کنید به برك و قريشى، ص٣٥٦؛ خورشيد و راؤ، حصه١، ص ٢٧١؛ گودوين، ص ٤٩ـ ٥٢؛ نيز رجوع کنید به سند*).
حيدرآباد در دهههاى بعدى قرن چهاردهم/ بيستم، رشد چشمگيرى كرد، بهويژه در فرهنگ و علم، چنانكه به سبب تأسيس دانشگاه سند در ١٣٣٣ش/ ١٩٥٤ و تأسيس گروه ادبى سند (سندى ادبىبورد) در ١٣٤١ش/١٩٦٢، به منظور گسترش زبان و ادبيات سندى و انتشار آثار فارسى و عربىِ مؤلفانِ قديمىِ سندىالاصل، به صورت يكى از مراكز پر رونق فعاليتهاى فرهنگى درآمد. حيدرآباد داراى كتابخانههاى معتبر و فرهنگستانى به نام فرهنگستان شاه ولىاللّه دهلوى است كه در آن درباره فلسفه شاهولىاللّه و آثار او تحقيق مىشود. مدرسه مشارعالعلوم در حيدرآباد، از مهمترين مراكز دينى شيعيان در پاكستان است (رجوع کنید به د. اسلام، همانجا؛ شيمل، ص ١٧٨؛ صافى، ص ٧٨، ١٠٠).
امروزه حيدرآباد توسعه بسيارى يافته است. بافت قديمى آن داراى كوچههاى تنگ و خيابانهاى باريك است و معمارى خاصى دارد، چنانكه بربام آنها بادگيرهايى براى استفاده از نسيم دريا، از جانب كراچى، هست. قلعه حيدرآباد عمدتاً ويران شده است. بافت جديد شهر منظم است و در سالهاى اخير دو شهرك بازرگانى و صنعتى در پيرامون شهر احداث شده است (رجوع کنید به د. اسلام، همانجا؛ نبىخان، ص ١٨٨).
منابع:
(١) ابنحوقل؛
(٢) بلاذرى (بيروت)؛
(٣) عبدالسلام خورشيد و روشنآراء راؤ، تاريخ تحريك پاكستان، حصه ١، اسلامآباد ١٩٩٣؛
(٤) محمداكرام ربانى، جامع مطالعه پاكستان، لاهور ٢٠٠١؛
(٥) زينالعابدينبن اسكندر شيروانى، بستانالسياحه، يا، سياحتنامه، چاپ سنگى تهران ١٣١٥، چاپ افست (بىتا.)؛
(٦) قاسم صافى، سرزمين و مردم پاكستان، تهران ١٣٧٨ش؛
(٧) محمدسعيد طريحى، ملوك حيدرآباد: تاريخ المملكة القطب شاهية فى الهند (٩٨ـ١٠٩٩ه / ١٥١٢ـ١٦٧٨م)، (لاهه )١٤٢٦/٢٠٠٥؛
(٨) سيدقاسم محمود، انسائيكلوپيديا پاكستانيكا، لاهور ( ١٩٩٧)؛
(٩) غلام على شيربنعزتاللّه قانع، تحفةالكرام،ج٣،بخش١، چاپ حسامالدين راشدى، حيدرآباد، سند ١٩٧١؛
(١٠) ويليام گودوين، پاكستان، ترجمه فاطمه شاداب، تهران١٣٨٣ش؛
(١١) مقدسى؛
(١٢) طاهرمحمدبنميان حسن نسيانىتتوى، تاريخ بلده تهته، معروف به تاريخ طاهرى، چاپ نبى بخشخان بلوچ، حيدرآباد، سند ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(١٣) نقشه راهنماى پاكستان، مقياس ٠٠٠، ٠٠٠،٢ :١ تهران: گيتاشناسى، (بىتا.)؛
(١٤) نقشه سياسى كشور پاكستان، مقياس ٠٠٠،٧٠٠، ١:١، تهران: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، ١٣٨٥ش؛
(١٥) F. S. Aijazuddin, Historical images of Pakistan, Lahour ١٩٩٢;
(١٦) Chulam Ali Allana, Art of Sind, Islamabad: Lok Virsa Publishing House, [n.d];
(١٧) N. A. Baloch, Lands of Pakistan: perspectives, historical and cultural, Islamabad ١٤١٦/١٩٩٥;
(١٨) S. M. Burke and Salim al-Din Quraishi, Quaid-i-Azam Mohammad Ali Jinnah: his personality and his politics, Karachi ١٩٩٧;
(١٩) Alexander Burnes, Travels into Bokhara together with a narrative of a voyage on the Indus, London ١٩٧٣;
(٢٠) City Population, ٢٠٠٧. Retrieved June. ٢١, ٢٠٠٩, from http://www. citypopulation. de;
(٢١) Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Cabul and its dependencies in Persia, Tartary and India, Graz ١٩٦٩;
(٢٢) EI٢, s.v. "Haydarabad (Sind)" (by A. S. Bazmee Ansari);
(٢٣) Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge ١٩٣٠;
(٢٤) Map of Sind, scale ١:١'٠٠٠'٠٠٠, Lahore: Ferozsons, ١٩٩٥;
(٢٥) Ahmad Nabi Khan, Development of mosque architecture in Pakistan, Islamabad ١٩٩١;
(٢٦) Maneck B. Pithawalla, A Physical and economic geography of Sind: the lower Indus basin, Karachi ١٩٥٩;
(٢٧) Annemaria Schimmel, Calligraphy and Islamic culture, New York ١٩٨٤;
(٢٨) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥;
(٢٩) World Climate, ٢٠٠٩. Retrieved June. ٢١, ٢٠٠٩, from http:// www. worldclimate. com.
/ معصومه بادنج /