دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٤٤
حَوْزى ، حَوْزى، خَميسبن على، محدّث و عالم قرن پنجم. زادگاه وى احتمالا روستاى حوز، در بخش شرقى واسط، بوده است (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ٣، ص ١٢٧٤). ابننقطه (ج ٢، ص ٣٨١) تاريخ تولد او را شعبان ٤٤٢ دانسته، اما حافظ ابوطاهر احمدبن محمد سِلَفى (ص ٦٩)، به نقل از خود حوزى، سال ٤٤٧ را تاريخ تولد وى ذكر كرده است. حوزى در واسط از ابوتمّام محمدبن عبدالكريمبن محمدبن أبى زَنْبَقَه، ابوالمفضّل هِبةاللّهبن محمدبن محمدبن مَخْلَد، ابىالحسن علىبن محمد جُلاَّبى و ابوسعد احمدبن محمدبن خَطَّاب و برخى محدّثان ديگر حديث شنيد (رجوع کنید به ابننقطه، ج ٢، ص٣٨٠). ذهبى (١٤٢٤، ج ١١، ص ١٣٥)، بدون ذكر تاريخ دقيق، از سفر وى به بغداد سخن گفته است. بهنوشته ابننقطه (همانجا)، حوزى در بغداد از ابوالقاسم عبدالعزيزبن على أنماطِى، ابومنصور محمدبن محمد نديم عُكْبَرى و ابوالقاسم علىبن احمدبن بُسْرى حديث شنيد. به گفته ياقوت حموى (همانجا)، حوزى حافظ قرآن و حديث و دانا به رجال حديث بوده و رياست علمى اين علوم در واسط به او رسيده بود. وى شعر نيز مىسرود؛ ياقوت حموى (ج ٣، ص ١٢٧٥)، سمعانى (١٩٥٢، ص ١٧٥) و ذهبى (١٤٢٤، ج١١، ص ١٣٥ـ١٣٦) نمونهاى از اشعار او را نقل كردهاند. در شعرى كه ذهبى (١٤٢٤، همانجا) از او نقل كرده، وى بر اشاعره و معتزله خرده گرفته و به ستايش اهل حديث و احمدبن حنبل پرداخته و خود را از اين گروه دانسته است. مطلبى درباره جرح او در منابع نقل نشده است و، باتوجه به استنادِ محدّثانِ پس از وى به كتابش در جرح و تعديل راويان واسط، به نظر مىرسد كه او را ثقه مىدانستهاند (رجوع کنید به ادامه مقاله). از جمله شاگردان او، ابوالجوائز سعدبن عبدالكريم، ابوطاهر سلفى، و ابوبكر عبداللّهبن عمران باقلانى مقرى (آخرين راوى او) بودند (ذهبى، ١٤٢٤، ج ١١، ص ١٣٥). سمعانى (١٤٠٨، ج ٢، ص ٢٨٨) به گروهى از شاگردان او در واسط اشاره كرده كه خود آنها را ديده است. حوزى در شعبان ٥١٠ در واسط درگذشت و احتمالا در همان شهر به خاك سپرده شد (رجوع کنید به ابننقطه، ج ٢، ص ٣٨١).
ذهبى (١٤٢٤، همانجا) به چندين تأليف وى اشاره كرده، اما فقط يكى از آثار او موجود است. اين اثر حاوى پاسخهاى حوزى به سؤالات حافظ ابوطاهر سلفى درباره برخى محدّثان ساكنِ واسط است. به نوشته سلفى (همانجا)، اين جزء اثرى حجيم است. اين اثر كه سؤالات الحافظ السلفى لخميس الحوزى عن جماعة من اهل واسط نام دارد و مورد استفاده رجاليان پس از او قرار گرفته بهكوشش مطاع طرابيشى (دمشق ١٣٩٦/١٩٧٦) بهچاپ رسيده است. ذهبى در آثارش از آن نقلقول كرده است، از جمله در سِيَراعلام النبلاء (براى نمونه رجوع کنید به ج١٦، ص ٣٥٢، ج ١٨، ص ٢٣٦، ٤٠٨، ٦٠٧، ج ١٩، ص١١١)، و كتاب تذكرة الحفاظ (براى نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٩٦٦، ج ٤، ص ١٢٢٦، ١٢٣٦). ابنحجر عسقلانى نيز در لسان الميزان (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٨٨، ج ٣، ص ٣١٦) از اين كتاب استفاده كرده است. ابننقطه (همانجا) از اين كتاب حوزى به عنوان جزء ياد كرده و نوشته كه آن را در اسكندريه سماع كرده است.
منابع:
(١) ابنحجر عسقلانى، لسانالميزان، حيدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بيروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٢) ابننقطه، تكملة الاكمال، چاپ عبدالقيوم عبدرب النبى، مكه ١٤٠٨ـ١٤١٨؛
(٣) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشّار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٤) همو، سيراعلام النبلاء، چاپ شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(٥) همو، كتاب تذكرة الحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٨٨ـ١٣٩٠/ ١٩٦٨ـ١٩٧٠؛
(٦) احمدبن محمد سِلَفى، معجم السفر، چاپ شيرمحمدزمان، اسلامآباد ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٧) عبدالكريمبن محمد سمعانى، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٨) همو، كتاب الاملاء و الاستملاء، چاپ مكس ويسويلر، ليدن ١٩٥٢؛
(٩) ياقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣.
/ فهيمه كلباسى اصفهانى /