دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٣٦
حوزه علميه رى ، حوزه علميه رى
الف) سير تاريخى. شيعيان در دهههاى پايانى حكومت امويان در رى حضور داشتهاند. گزارشهايى از همراهى شيعيان رى با قيام زيدبن على در ١٢٠ در دست است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ص ١٣٢). پس از شكلگيرى خلافت عباسى در ١٣٢، رى يكى از پايگاههاى مهم شيعيان شد. در ميان اصحاب، ياران، وكلا و راويان احاديث ائمه عليهمالسلام از دوره امام باقر تا غيبت امام زمان عجلاللّهتعالى فرجه الشريف، نام بسيارى از شيعيان رى ديده مىشود. در ميان اين افراد، اعين رازى از اصحاب امام باقر (رجوع کنید به طوسى، ١٤٢٠، ص ١٢٦)، عبدالرحيمبن سليمان رازى و عيسىبنماهان و يحيىبن علاء و فرزندش جعفر از اصحاب امام صادق (رجوع کنید به نجاشى، ص ١٢٦، ٤٤٤؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ٢٣٧، ٢٥٨؛ شوشترى، ج ١١، ص ٦٩ـ٧١)، بكربن صالح رازى از اصحاب امام رضا (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤٠٤، ج٤، ص٤٩٩)، حسنبن عباس حريش رازى و عبداللّهبنمحمدرازى از اصحاب امامجواد (رجوع کنید به طوسى، ١٤٢٠، ص٣٧٤، ٣٧٧)، يحيىبن ابىبكر رازى و سهلبن زياد رازى از اصحاب امامهادى (رجوع کنید به همان، ص٣٨٧، ٣٩٣) و صالح بن حماد و محمدبن يزداد رازى از اصحاب امام حسن عسكرى (نجاشى، ص ١٩٨؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ٤٠٢)، درخور ذكرند. همچنين گزارشهايى از مهاجرت علويان به رى در دوره ائمه در دست است. برخى از اين مهاجران از عالمان و محدّثان بزرگ شيعى بودند (براى نمونه رجوع کنید به ابنطباطبا علوىاصفهانى، ص١٥١ـ ١٦٧). عبدالعظيم حسنى از نوادگان امام مجتبى و از اصحاب امامجواد عليهالسلام از مشهورترين اين مهاجران بود كه سهم مهمى در نشر تعاليم شيعه داشت (رجوع کنید به نجاشى، ص٢٤٧ـ ٢٤٨، كه گزارش شناخته شدن مزار حمزةبن موسى از فرزندان امام كاظم عليهالسلام به دلالت او را نيز آورده است). هرچند اين گروه از ياران ائمه و نيز مهاجران علوى، در رى به ارائه تعاليم شيعه و نيز روايت حديث مشغول بودهاند، و در واقع نخستين نشانههاى تكوين حوزه رى را بايد در فعاليتهاى اين راويان جستجو كرد، ليكن آغاز گسترش فعاليتهاى منسجم علمى شيعيان در رى و شكلگيرى حوزه علميه در اين شهر، ظاهراً در نيمه دوم قرن سوم هجرى بوده است. در ٢٧٥ احمدبن حسن ماردانى بر شهر رى مسلط شد. او پس از اظهار تشيع، شيعيان را اكرام كرد و مورد توجه قرار داد و شيعيان با حمايت وى به تأليف كتابهايى پرداختند، از جمله عبدالرحمانبن ابىحاتِم، كتابى در فضائل اهلالبيت نوشت (ياقوت حموى، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٩٠١).
در دورهحكمرانى سلسله شيعىمذهب آلبويه، رى بهمدت ٨٥ سال (٣٣٥ـ٤٢٠) مركز حكومت يكى از مشهورترين شاخههاى حكومتگر بويهى بود. به دليل حمايتهاى اميران آلبويه و برخى از وزراى شيعى مذهب آنها، در اين دوره رى يكى از مراكز اصلى تجمع شيعيان و فعاليتهاى علمى و آموزشى آنها شد. ايجاد فضاى نسبتآ باز سياسى و دفاع خردمندانه علماى شيعه از باورها و شعائر اهل بيت و رفتار همراه با تعامل شيعيان با پيروان اديان و مذاهب ديگر، موجب شد كه اين شهر يكى از كانونهاى مهم مباحثهها و مناظرههاى علمى ميان شيعيان و پيروان ديگر مذاهب شود. علاوه بر گرايش بسيارى از اهالى رى به مذهب تشيع و ظهور دانشمندان بزرگ از ميان مردم رى، گروه كثيرى از علما و محدّثان و فقهاى شيعه نيز از شهرهاى ديگر به رى هجرت كردند. يكى از مشهورترين اين افراد شيخ صدوق محمدبن علىبن بابويه قمى (رجوع کنید به نجاشى، ص :٣٨٩ وجهالطائفة بخراسان) بود كه از حدود ٣٤٧ به دعوت ركنالدوله (حك : ٣٣٥ـ٣٦٦) از قم به رى هجرت كرد و اين شهر را موطن خويش قرار داد. حضور وى در رى باعث رونق حوزه علميه اين شهر شد. وى علاوهبر برپايى مجالس بحث و مناظره با پيروان اديان و مذاهب مختلف كه گاه در حضور ركنالدوله صورت مىگرفت، به تشكيل مجالس درس و املاى حديث نيز همت گماشت (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٣ش، ج ١، ص ٨٧ـ٨٨؛ نجاشى، ص ٣٩٢؛ براى زندگى و فعاليتهاى علمى وى رجوع کنید به صدوق*، محمدبن على). نه تنها شيعيان رى بلكه پيروان اهلبيت، از واسط و مصر و بصره و كوفه و مدائن و قزوين و ديگر شهرها، پرسشهاى خود را براى او مىفرستادند و صدوق پرسشهاى آنها را پاسخ مىداد (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٩٢). علاوه بر شيخ صدوق، افراد ديگرى نيز از خاندان وى (فرزندان برادرش حسينبن على) به رى مهاجرت كردند و به نشر تعاليم شيعى در آن شهر پرداختند (رجوع کنید به بابويه*، آل).
ابومحمد جعفربن احمدبن على (علىبن احمد) رازى از ديگر عالمان معاصر شيخ صدوق نيز در رى ساكن شد و ضمن تأليف آثار متعدد به آموزش و ترويج علوم شيعى پرداخت (درباره او رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، طبقات :نوابغ، ص٦٨ـ٦٩؛ نيز رجوع کنید به مجلسى، ج ١، ص ١٩، ٣٧ـ٣٨). دانشمندانى كه از رى و بهويژه از ميان خاندان كلينى برخاستند در كنار محدّثان و فقيهان خاندان بابويه، به حوزهعلميه شيعه در اين دوره رونق زيادى بخشيدند. محمدبن محمدبن عصام كلينى و محمدبن احمد سِنانى كه در رى اقامت گزيد، هر دو از راويان آثار كلينى براى صدوق (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ٤، ص ٢٢٣ـ٥٣٤)، و ابوعلى قطّان رازى از مشايخ شيخ صدوق (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، طبقات: نوابغ، ص ٢٣) از جمله اين افراد هستند. برخى از وزراى دانشمند آلبويه نيز در رونق بخشيدن به حوزه علميه شيعه، سهم بسزايى داشتند. صاحببن عبّاد، وزير فخرالدوله ديلمى (حك : ٣٧٣ـ ٣٨٧)، در خانه خويش در رى مجلس درس تشكيل مىداد. او به رسم دانشمندان طيلسان مىپوشيد و تحتالحنك مىانداخت. در مجلس درس وى گروه بسيارى از مردم و دانشوران برجسته حضور مىيافتند. قاضى عبدالجبار معتزلى از جمله دانشمندانى بود كه در درس صاحب شركت مىكرد (رجوع کنید به صاحب بن عباد*). ابوسعد منصوربن حسين آبى (متوفى ٤٢٢)، وزير مجدالدوله بويهى (حك : ٣٨٧ـ٤٢٠)، نيز از جمله وزراى دانشمند بود. وى در دانشهاى مختلف به ويژه تاريخ و ادبيات تبحر داشت. او نزد شيخ طوسى درس خوانده بود و شيخ عبدالرحمان نيشابورى خزاعىاز عالمان نامور رى از او روايت كرده است (منتجبالدين رازى، ص ٣٢، ١٠٥؛ براى شرح حال وى رجوع کنید به آبى*، ابوسعد).
در حمله محمود غزنوى به رى در ٤٢٠ حوزه علميه اين شهر آسيب جدى ديد و كتابخانهها و مراكز علمى و آموزشى شيعه ويران گرديد و بسيارىاز عالمان شيعى به اتهام گرايش به باطنيه* و رابطه با قرمطيان* به قتل رسيدند (رجوع کنید به ابناثير، ج ٩، ص ٣٧٢). بااينحال، در دوره سلجوقيان، نيك نفسى و تعادل عالمان شيعى و پرهيز از افراطگرى و نيز تلاش مستمر آنها، موجب شد كه برخى از سلاطين و وزراى سلجوقى، به شيعيان روى خوش نشان دهند (رجوع کنید به عبدالجليل قزوينى، ص ١٤٢ـ ١٤٥). در نتيجه حوزه علميه رى آرام آرام فعاليت علمى و تبليغى خود را از سرگرفت. اسامى شمار زيادى از خاندانهاى علمى شيعه و آثار و نوشتههاى آنها و نيز تعداد كثيرى از مدارس و مراكز علمى متعلق به نيمه قرن پنجم و سراسر قرن ششم، كه در منابع بدان اشاره شده، نشان دهنده رونق فعاليتهاى آموزشى و علمى در اين دوره است.
برخى از دانشمندان خاندان بابويه در دوره سلجوقيان نيز خوش درخشيدند. حسنبن حسينبن بابويه، معروف به حسكا، از اين جمله است. وى كه فقيهى بىبديل بود در رى به كار تعليم و تربيت اشتغال داشت. حسكا در رى مدرسهاى داشت كه در آن به كودكان قرآن مىآموختند (منتجبالدين رازى، ص ٤٦ـ٤٧؛
عبدالجليل قزوينى، ص٣٤ـ٣٥؛
نيز رجوع کنید به بابويه*،آل). فرزند حسكا به نام شيخ موفقالدين عبيداللّه، والد شيخ منتجبالدين مؤلف كتاب الفهرست، نيز از راويان و فقهاى برجسته خاندان بابويه است كه نزد پدرش درس خواند (منتجبالدين رازى، ص ٧٧؛
نيز رجوع کنید به بابويه*،آل). بابويهبن سعيدبن محمد از همين تيره، فقيهى پارسا و محدّثى برجسته بود كه نزد شيخ حسكا درس خواند و كتاب الصراطالمستقيم را در موضوع عقايد و فقه تأليف كرد. منتجبالدين نيز اين كتاب را نزد همين بابويهبن سعيد خوانده بود (رجوع کنید به همان،ص٤٢ـ٤٣). بهگفته ابنحجر عسقلانى (ج٢،ص٢٦١) خانه بابويهبن سعيد در رى، سراى دانش و بزرگى بود. شيخ منتجبالدين رازى خود از مشهورترين علماى خاندان بابويه در رى بود. وى دانشپژوهى بود كاوشگر و از درس بيش از ٥٥ استاد از شهرهاى گوناگون، استفاده كرد (رجوع کنید به منتجبالدين رازى*).
فرزندان و نوادگان مطهربن على زكى كه نقابت شيعيان رى و گاه قم را برعهده داشتند از ديگر خاندانهاى فعال در زمينه علوم مختلف شيعى در اين دوره هستند. از جمله اين افراد شرفالدين محمد، نقيبالنقباى رى و از ممدوحين قوامى رازى، بود (رجوع کنید به قوامى رازى، ص ٣٩ـ٤٢، ٧٣ـ٧٧). وى در رى مجلس درس داشت و شيخ منتجبالدين از جمله شاگردان او بود (رجوع کنید به منتجبالدين رازى، ص ١٠٠؛
براى شرححال و فعاليتهاى علمى برخى از افراد اين خاندان رجوع کنید به قوامى رازى، حواشى محدث ارموى، ص ١٩٣ـ٢١٨). ابوالقاسم يحيى از ديگر نقباى رى و صاحب فضلوكمال بود. منتجبالدين در درس وى حاضر مىشد و كتاب الفهرست را در پى گفتگو با او تأليف كرد (رجوع کنید به منتجبالدين رازى، ص ٢٩ـ٣١). از خاندان دوريستى نيز دانشمندان برجستهاى در اين دوره به ظهور رسيدند. ابوعبداللّه جعفربن محمد دوريستى كتابهاى زيادى چون الكفاية و الاعتقاد تأليف كرد (همان، ص ٤٥). عبدالجليل قزوينى رازى (ص ١٤٥) بهنام برخى از افراد اين خاندان و سهمى كه در گسترش دانشهاى شيعى داشتهاند، اشاره كرده است. به گفته وى (همانجا) خواجه حسن دوريستى فرزند ابوعبداللّه جعفر، با خواجه نظامالملك طوسى «حق خدمت و صحبت» داشت (رجوع کنید به دوريستى*).
خاندان رازى خزاعى، در گرم نگهداشتن حوزه علميه رى و تبليغ دين و نشر دانشهاى شيعى، كوششهاى زيادى كردند. شيخ ابوبكر احمدبن حسين نيشابورى خزاعى رازى از بزرگان علماى شيعه و صاحب تأليفات گوناگون چون الامالى در حديث در چهار جلد، عيونالاحاديث و الروضه در فقه، از اين خاندان بود كه به تعليموپژوهش اشتغال داشت. وى شاگرد سيدرضى، سيدمرتضى و شيخطوسى بوده است (منتجبالدين رازى، ص ٣٢). پسر وى شيخِ حافظ عبدالرحمان نيشابورى (متوفى ٤٨٥) نيز از اساتيد برجسته در اين دوره است. وى كه عموى پدر ابوالفتوح رازى بود در رى كرسى تدريس داشت و شمار زيادى طالب علم و محدّث در درس او حاضر مىشدند (رجوع کنید به همان، ص ٧٥؛
ابنحجر عسقلانى، ج٥، ص٨٥). ابوالفتوح رازى دانشمند و مفسر شهير شيعى نيز از اين خاندان است. او در رى به فعاليتهاى علمى و آموزشى اشتغال داشت و شاگردان بسيارى چون منتجبالدين (رجوع کنید به منتجبالدين رازى، ص ٤٨)، ابنشهر آشوب، ابوطالب طوسى و صفىالدين حيروى تربيت كرد (رجوع کنید به ابوالفتوح رازى*).
سديدالدين حمّصى*، عبدالكريم رافعى* مؤلف التدوين فى اخبار قزوين، عمادالدين طبرى* مؤلف بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، محمد بن ابى مسلم ابىالفوارس رازى، رشيدالدين رازى، قطبالدين راوندى*، عبدالجبار بن عبداللّه رازى از شاگردان شيخطوسى و استاد قاطبه علما و طالبان علوم در زمان خودش، و سيد تاج الدين موسوى از ديگر دانشمندان معروف حوزه علميه رى در اين دوره هستند. ظهور اين تعداد فقيه، محدّث و عالم در رى در دوره سلجوقى به خوبى نشاندهنده رواج و گسترش حوزه علميه شيعى در اين دوره است. به علاوه، در منابع به نام مدارس، مساجد، خانقاهها و مراكز علمى ديگر متعلق به رى در سدههاى پنجم و ششم اشاره شده كه بيانگر پويايى و سرزندگى آموزشهاى شيعى در اين شهر است (رجوع کنید به ادامه مقاله).
در جريان يورش مغولان در اوايل سده هفتم، شهر رى چندينبار مورد حمله قرار گرفت و ويرانيهاى زيادى در اين شهر پديد آمد. در نتيجه حوزه علميه رى بهرغم ظهور دانشمندانى چون احمدبن حسن ناوندى/ نهاوندى، قطبالدين رازى و تاجالدين محمود رازى (رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٤، ص ١٤٢؛
خوانسارى، ج ٦، ص ٣٨ـ٤٨؛
آقابزرگ طهرانى، طبقات: الانوار، ص ٤، ٣٣) هرگز رونق پيشين خود را بازنيافت.
ب) ويژگيهاى حوزه علميه رى. از ويژگيهاى برجسته حوزه علميه رى به ويژه در آغاز شكلگيرى، ارتباط پيوسته محدّثان و علماى آن ديار، تا پيش از وقوع غيبت، با امامان معصوم بوده است. علاوه بر آنكه در ميان ياران و راويان احاديث ائمه نام گروهى از دانشمندان رى ديده مىشود (رجوع کنید به سطور پيشين)، برخى ديگر از علماى رى نيز از طريق مكاتبه يا حضورى با ائمه در ارتباط بودهاند (براى نمونه رجوع کنید به طوسى، ١٤١١، ص٤١٥؛
تفرشى، ج ٣، ص ٢٩١؛
آقابزرگ طهرانى، طبقات: نوابغ، ص ٦١).
ارتباط با مراكز علمى مختلف در جهان اسلام، ويژگى ديگر حوزه علميه رى است. گزارشهاى زيادى در دست است كه نشان مىدهد از آغاز شكلگيرى حوزه علميه رى، بسيارى از محدّثان، فقها و دانشمندانى كه در اين حوزه به تعليم و تعلم اشتغال داشتهاند، براى بهرهمندى از درس اساتيد ديگر حوزههاى علميه در شهرهايى چون قم، بغداد، كوفه و نجف به اين شهرها مسافرت كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٥٧ش، ص ٦٨؛
نجاشى، ص ٤١٣؛
خطيب بغدادى، ج ٥، ص ٤٥٧ـ٤٥٨؛
منتجبالدين رازى، ص ٤٦؛
علامه حلّى، ص ٢٦٨). به علاوه دانشمندان زيادى از شهرها و حوزههاى علميه ديگر، براى استفاده از درس و دانش علماى رى، در اين شهر ساكن مىشدهاند (براى نمونه رجوع کنید به خطيببغدادى، ج١٢، ص٢٠، ج١٣، ص٢١٠؛
منتجبالدين رازى، ص٤٦، ٥٣؛
قزوينى، ص٢٨٢؛
امين، ج ٢، ص ٣٢٩، ج ٣، ص ٢٩، ج ٤، ص ٨٢). شيخ صدوق به دليل سفرهاى متعدد به شهرها و مراكز علمى در نقاط مختلف جهان اسلام، سهم بسزايى در ايجاد ارتباط علمى ميان حوزه رى و ساير حوزههاى علميه در قرن چهارم داشت. پاسخهايى كه وى به سؤالات فرستاده شده از جانب مردم شهرهاى مختلف چون قزوين، بصره، كوفه، مدائن، نيشابور و بغداد داده است، بيانگر جايگاه و مرجعيت و نيز گستردگى روابط وى است (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٩٢). او كتاب من لايحضرهالفقيه را در پاسخ به درخواست ابوعبداللّه محمدبن حسنبن اسحاق معروف به نعمه از نوادگان امام موسىالكاظم عليهالسلام كه در ايلاق ماوراءالنهر ساكن بود، نوشت (ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ٢).
در شهر رى از حدود سده سوم تا نهم هجرى، پيروان فرق و مذاهب و حتى اديان مختلف زندگى مىكردند. اين امر موجب شده بود كه عالمان اين فرق و مذاهب در حوزههاى علميه اين شهر به مناظره و تبادل نظر با يكديگر بپردازند و گاه در مجالس درس يكديگر شركت كنند. حيص بيص* (متوفى ٥٧٤) از فقها و ادباى هوادار اهلبيت از مجلس درس محمدبن عبدالكريم وزان شافعى، قاضى رى استفاده مىكرد (امين، ج ٧، ص ٢٢٨) و عبدالكريم رافعى مؤلف التدوين در درس شيخ منتجبالدين حضور مىيافت (رجوع کنید به رافعى قزوينى، ج ٣، ص ٣٧٧). عبدالجليل قزوينى رازى (ص ١٠٦) به حضور بسيارى از منقبت خوانان، عالمان و بازاريان و حنفيان و شافعيان در مجلس درس خويش در هر دوشنبه اشاره كرده است. اين تعاملات علمى باعث مىشد كه هر يك از اربابان مذاهب، كتابها و رسالههايى در دفاع از مذهب و عقيده خويش و رديههايى بر آرا و نظر مخالفان تأليف كنند (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٧٥؛
نيز رجوع کنید به ردّيه/ ردّيهنويسى*).
ج) كانونهاى آموزش. مساجد يكى از كانونهاى اصلى درس و مناظره در رى بوده است. حمداللّه مستوفى (ص ٥٣) تعداد مساجد رى را در نيمه دوم سده دوم، سىهزار دانسته است. در سده ششم نيز مساجدى در رى وجود داشت كه متعلق به پيروان مذاهب مختلف بود و در آن مجالس درس برپا مىشد. برخى از اين مساجد يادگار سدههاى پيشين بود و مدتى طولانى فعاليتهاى علمى و آموزشى در آنها ادامه داشت (رجوع کنید به عبدالجليل قزوينى، ص ٣٥، ٧٤، ٣٧٢، ٥٥١ـ٥٥٢؛
براى آموزش در مساجد رجوع کنید به مسجد*؛
جامع *، مسجد).
مدارس از ديگر مراكز مهم علمى و آموزشى شيعيان در رى بودهاند. هر چند درباره مدارس شيعى در دوره آلبويه اطلاعى در دست نيست اما اشاره عبدالجليل قزوينى رازى (ص ٣٤ـ٣٧) به كثرت «مدارس سادات» در شهرهاى مختلف شيعهنشين، پيش از سده ششم، گواه فعاليت گسترده اين مدارس است. وى همچنين بيش از ده مدرسه را برشمرده كه در دوره سلجوقيان به ارائه تعاليم شيعى در رى مشهور بودهاند. مدرسه سيد تاجالدين محمد كيسكى در زمان تأليف كتاب النقض در حدود ٥٦٠، نزديك به نود سال سابقه فعاليت داشته و موضع مناظره دانشمندان و محل تجمع علما و سادات و فقهاى مشهور بوده است (رجوع کنید به همان، ص ٣٤؛
نيز رجوع کنید به مدرسه*). در مدرسه شمسالاسلام حسكابن بابويه نيز علاوه بر مجالس وعظ و قرائت قرآن، به كودكان آموزشهاى لازم ارائه مىشد (همان، ص ٣٤ـ٣٥). همچنين مدرسهاى به نام على جاسبى در كوى اصفهانيان رى واقع بود (رجوع کنید به همان، ص ٣٥). تنها در يكى از مدارس دوره سلجوقى به نام خواجه عبدالجبار چهارصد فقيه و متكلم درس شريعت مىآموختند (همانجا). عبدالجليل قزوينى رازى خود در رى مدرسهاى بزرگ داشت كه هر جمعه در آن به ارائه درس مىپرداخت (همان، ص ١٣٧ـ١٣٨). در مدرسه خواجه امام رشيد رازى نيز بيش از دويست دانشمند، درس اصول دين و اصول فقه و علم شريعت مىآموختند (همان، ص ٣٦). مدارس مذكور داراى كتابخانههاى بزرگ و گاه تخصصى بودند كه در آن كارهاى علمى و آموزشى صورت مىگرفت. براى نمونه مدرسه خواجه امام رشيد رازى، كتابخانهاى بزرگ و مجهز داشت (همانجا). كتابخانههاى اين مدارس و نيز ساير كتابخانههايى كه در رى ساخته شده بود، مملو از كتب اصولى و فروعى بود به گونهاى كه عبدالجليل قزوينى رازى (ص ٣٨) «تعديد و تحصير» اين كتب را هم مشكل شمرده و ذكر اسامى مصنفان و روات اين كتابها را مستلزم تأليف كتابى جداگانه دانسته است.
كتابخانهها در رى افزون بر مركز مطالعه و پژوهش، كانون درس و گفتگوهاى علمى بودند (براى آگاهى از نقش آموزشى كتابخانهها رجوع کنید به كتابخانه*). ابوالفضل ابنعميد، وزير ركنالدوله بويهى، كتابخانهاى بزرگ در رى داشت كه رسالهها و كتب ارزشمندى در آن نگهدارى مىشد و مسكويه مدتى خازن و كتابدار آن بود (رجوع کنید به مسكويه، ج ٦، ص ٢٦٢ـ٢٦٣). يكى از مشهورترين كتابخانههاى رى در دوره آلبويه متعلق به صاحببن عباد بود كه بيش از چهارصد بار شتر كتاب در آن جمعآورى شده بود (ابناثير، ج ٩، ص ١١٠) و مجموع كتابهاى آن به ٠٠٠، ٢١٧ جلد مىرسيد (صَفَدى، ج ٢١، ص ٢٢). در دوره سلجوقيان نيز كتابخانههايى چون كتابخانه شرفالدين محمد، نقيبالنقباى رى، بهعنوان مراكز علمىوآموزشى شهره بودهاند (رجوع کنید به بيهقى، ص١٧).
در دوره سلجوقيان خانقاههايى نيز متعلق به شيعيان در رى وجود داشته كه در آنها مجالس درس و بحث و آموزش علوم و احكامدينى رايج بودهاست (رجوع کنید به عبدالجليل قزوينى، ص٣٥ـ٣٦).
د) تأمين هزينهها. هزينه مراكز علمى شيعى اعم از مساجد، مدارس و كتابخانهها از راههاى گوناگون تأمين مىشد. اوقاف يكى از مهمترين منابع تأمين اين هزينهها بود (رجوع کنید به همان، ص٣٤؛
نيز رجوع کنید به وقف*). بخشى از درآمدهاى حاصل از دريافت وجوهات شرعى و صدقات نيز صرف مراكز علمى و زندگى دانشمندان مىشد (رجوع کنید به همان، ص ١٩٥ـ١٩٦). عدهاى از بزرگان و وزرا نيز بخشى از اموال شخصى خويش را صرف مراكز علمى مىكردند (رجوع کنید به ياقوت حموى، ١٩٩٣، ج ٥، ص ١٩٣٨). با اين حال اغلب علما و دانشمندان و نيز طالبان علم از راه كسب و كار مخارج زندگى خويش را تأمين مىكردند. براى نمونه مسكويه خود خازن و كتابدار ابوالفضل ابنعميد بود (رجوع کنید به مسكويه، همانجا).
ه ) موضوعات درسى. در حوزه رى علوم گوناگون از ادبيات گرفته تا دانش قرآن و حديث و تاريخ و كلام و گاه برخى از علوم عقلىتدريسمىشد.در هريك از اينعلوم دانشمندان بنامى به ظهور رسيدند. مهمترين علوم موردتوجه در حوزه رى به قرار زير است :
ادبيات. ادبيات عرب از درسهاى اصلى حوزه رى بوده است. اديبان در اين حوزه با تحقيق در دانش صرف و نحو و فصاحت و بلاغت و بديع و نيز توغل در متون ادبى و نثر و شعر عربى، به مجالس درس خويش رونق مىبخشيدند و بهويژه اين كار را براى درك زيباييهاى ادبى و بلاغى قرآن انجام مىدادند. اِبنفارِس (متوفى ٣٩٥) مؤلف كتاب مجملاللغة و مقاييساللغة از جمله اديبان مشهور حوزه رى بود. وى استاد مجدالدوله بويهى و صاحببن عباد در علوم ادبى به شمار مىرفت. ابنبابويه (١٣٦٣ش، ج ٢، ص ٤٥٣) ضمن نقل روايتى از احمدبن فارس او را اديب و از اصحاب حديث خوانده است (براى آگاهى از شرح حال و آثار وى رجوع کنید به ابنفارس*). ابنعميد و شاگردش صاحببن عباد از وزراى مشهور آلبويه در رى، از مشاهير ادب عربى در دوره خويش بودند (رجوع کنید به ابنعميد*؛
صاحببن عباد*). مسكويه نيز از اديبان حوزه رى بود. وى در ادب پارسى و عربى استاد بود و تأليفاتى در اين زمينه دارد (رجوع کنید به ابوعلى مسكويه*). كمالالدين بنداربن ابىنصر رازى (متوفى ٤٠١) نيز از ادبا و شعراى شيعه در اين دوره است. وى زبانهاى عربى و فارسى را نيك مىدانست و صاحببنعباد در تربيت او نقش مهمى داشت (رجوع کنید به بندار رازى*). پيش از اين از ابوسعد منصوربن حسين آبى وزير دانشمند آلبويه سخن رفت. كتاب نثرالدر، نشانه روشنى از بلاغت و فصاحت و اشراف وى بر ادب عربى است. ابوالحسين محمدبن عبداللّه نحوى رازى نيز اديبى بود كه در جامع رى تدريس مىكرد (سمعانى، ج٥، ص٤٦٩). ظهور شاعران و اديبان بزرگى چون ابوالفتوح رازى، شيخ عبدالجباربن عبداللّهبن على رازى و ابوالحسن علىبن محمد رازى و بسيارى ديگر در دوره سلجوقيان، گواه رونق بازار شعر و ادب در شهر رى است (رجوع کنید به عبدالجليل قزوينى، ص٢٣١ـ ٢٣٢؛
منتجبالدين رازى، ص٧٥). شمسالدين ابوالمفاخر، معروف به ملكالفضلاء، ديگر اديب و شاعر دوره سلجوقى در رى است. وى شعر معروفى به فارسى در مدح امامرضا سروده است (رجوع کنید به دولتشاه سمرقندى، ص٧٦ـ ٧٧). عبدالجليل قزوينى رازى خود از ادباى بزرگ رى در سده ششم است كه افزون بر ادبيات عرب در ادب فارسى نيز سرآمد بود.
علوم قرآنى. قرآن و دانشهاى مرتبط با آن از ديگر موضوعات مهم در برنامه آموزشى حوزهعلميه رى بودهاست. محمدبن حسّان رازى از اصحاب امام هادى، كتابهايى به نام ثوابالقرآن و ثواب اناانزلناه داشته است (نجاشى، ص ٣٣٨). شيخ صدوق به قرآن توجه ويژه داشت. او در رساله الاعتقادات، موضوعات بنيادين اعتقادى را از منظر اهلبيت و بر محور قرآن بررسى كرده است (رجوع کنید به صدوق*، محمدبن على). محمدبن احمدبن جنيد اسكافى رازى از بزرگان فقها و علماى شيعه چندين رساله از جمله امثال القرآن تأليف كرد (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٢، ص ٣٤٧). او رسالهاى به نام ايضاح خطأمن شنّع على الشيعة فى امرالقرآن داشته (نجاشى، ص ٣٨٨) كه ظاهرآ موضوع آن پاسخگويى به اتهامات مخالفان شيعه است كه آنها را به بىتوجهى به قرآن و باور به تحريف آن متهم مىكردهاند (رجوع کنید به ابنجنيد اسكافى*). ابوسعد منصوربن حسين آبى در كتاب نثرالدر براى نخستين بار فهرست موضوعى براى آيات قرآن فراهم ساخت و آياتى را با عناوينى چون تقوا، ذكراللّه، تحميدات، صلوة، شهادت، جهاد و صبر در يكجا گردآورد (رجوع کنید به آبى، ج١، ص٢٩ـ١٥٠). منتجبالدين رازى (ص ٣٧، ٤٥، ٤٨) و عبدالجليل قزوينى رازى (ص ٥٢٦) نام برخى از مُقريان و مفسران شيعه در رى را ذكر كردهاند. تفسير ابوالفتوح رازى به خوبى بيانگر رواج اين دانش در حوزه علميه رى در سده ششم است (رجوع کنید به تفسير ابوالفتوح رازى*).
حديث. حوزه رى از آغاز شكلگيرى از كانونهاى مهم حديثى شيعه به شمار مىرفته است. محمدبن يعقوب كلينى* و شيخ صدوق كه سهم بسزايى در گسترش دانش حديث داشتند هر دو بخش عمده فعاليتهاى علمى خويش را در رى به انجام رساندند. از آنجا كه در ميان اصحاب ائمه و راويان احاديث ايشان جمع زيادى از دانشمندان رى ديده مىشوند (رجوع کنید به آغاز مقاله)، احاديث حوزه رى، به قلت واسطه با معصومين عليهمالسلام شهرت دارند. به علاوه تلاش محدّثان حوزه رى به نوآوريهايى در جنبههاى مختلف دانش حديث انجاميد. تبويب احاديث و نظم و ترتيب دادن به آنها، يكى از اين نوآوريهاست. كلينى و صدوق از پيشگامان اين راه به شمار مىروند و كتابهاى حديثى اين دو از نظر تبويب و ترتيب و جمعآورى موضوعى احاديث، قابل توجه است. ابومحمد جعفربن احمدبن على رازى، محدّث مشهور امامى در قرن چهارم، در گردآورى حديث ابتكارهايى داشته است، مثلا الاعمال المانعة من دخولالجنة، شامل رواياتى درباره اعمالى كه بازدارنده فرد از ورود به بهشت است، جامعالاحاديث مشتمل بر هزار حديث نبوى به ترتيب الفبايى؛
الغايات مشتمل بر احاديثى كه با افعل تفضيل آغاز شدهاند؛
المسلسلات يا الاخبارالمسلسلة كه حاوى احاديث مسلسل است؛
و نوادر الأثر فى على (ع) خيرالبشر در بردارنده هفتاد طريق براى حديث نبوى «علىُّ خيرُالبشر» (رجوع کنید به رازى*، جعفربن احمد). منتجبالدين رازى (ص ٣٤، ٧١، ٧٧، ١٠٠) به اسامى تعدادى از محدّثان و حافظان شيعى رى اشاره كرده كه نماينده رونق دانش حديث در اين شهر است.
تاريخ. در ميان دانشمندان حوزه علميه رى، مورخان بزرگى نيز ظهور كردهاند كه بعضاً تأليفات مهم و مفصّلى در تاريخ نگاشتهاند. مسكويه رازى صاحب كتاب تجارب الامم و تعاقب الهمم از جمله اين افراد است. ابوسعد آبى نيز كتابى در تاريخ رى داشته است (رجوع کنید به ياقوت حموى، ١٩٩٣، ج ٢، ص ٦٩٠). شيخ منتجبالدين همكتابىبهنام تاريخالرى داشتهكهابنحجرعسقلانى در لسانالميزان، بارها از آن استفاده كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٢٥ـ٣٣٥، ج ٣، ص ٧٤، ٨٣، ٨٥، ج ٥، ص ٢٩٤).
كلام. حضور پيروان اديان و مذاهب گوناگون در رى، موجب رواج دانش كلام در حوزه اين شهر شده بود. معتزله، حنابله، شافعيان، شيعيان اسماعيلى و نيز يهوديان و مسيحيان گروههاى دينى و مذهبى در اين شهر بودند. هر يك از صاحبان اين مذاهب آزادانه به ترويج باورهاى خود مىپرداختند. متكلمان مذاهب گوناگون در مساجد و مدارس در جمع مردم مىنشستند و با يكديگر مناظره مىكردند. يهوديان و مسيحيان نيز براى اثبات عقايد خويش به مناظره با عالمان مسلمان مشغول بودند. در يكى از اين مناظرهها عالمى يهودى به نام رأسالجالوت درباره اعجاز قرآن و تقليدناپذير بودن آن با صاحببن عباد مناظره كرد و مغلوب شد (رجوع کنید به ياقوتحموى، ١٩٩٣، ج٢، ص٦٨٢). مناظرات ابوحاتِم رازى، داعىاسماعيلى در منطقه رى، با محمدبن زكرياى رازى در بحث نبوت، در همين شهر روى داد؛
كتاب اَعلامالنبوة گزارشابوحاتم از همين مناظرات است (رجوع کنید به ابوحاتم رازى*، احمد بن حمدان). باورها و شعائر مكتب اماميه بهويژه موضوع غيبت امام دوازدهم، مورد اعتراض و مناقشه مشترك متكلمان معتزلى و زيدى قرار داشت و علماى شيعه نيز به تشريح و تبيين باورهاى خويش در اين زمينه و پاسخ بهشبهات مىپرداختند. ابنقبه رازى (متوفى پيش از ٣١٩) متكلمى كه ابتدا معتزلى بود و سپس شيعه شد چند كتاب در همين مباحث نگاشت (درباره او رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ٢١٥ـ٢٢٤). كمالالدين و تمام النعمة اثر شيخصدوق نيز از مهمترين كتابهاى همين دوره است (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٣ش، ج ١، ص ٦١ـ٦٣، ٨٧ـ ٨٨). علىبن محمد رازى معروف به علّان كلينى كتابى به نام اخبارالقائم عليهالسلام تأليف كرد (نجاشى، ص ٢٦٠ـ٢٦١) و محمدبن يعقوب كلينى نيز در رد قرامطه كتابى نوشت (طوسى، ١٤١٧، ص ٢١٠). علىبن محمد خزاز قمى ساكن رى از فقيهان و متكلمان قرن چهارم، در دفاع از باورهاى شيعه كتابهايى چون الايضاح فى الاعتقاد و الكفاية فىالنصوص (كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنَىْ عَشَر) تأليف كرد (نجاشى، ص٢٦٨؛
ابنشهرآشوب، ص٧١). حسينبنعلى برادر شيخ صدوق كتابى به نام التوحيد و نفىالتشبيه نوشت (نجاشى، ص ٦٨؛
قس ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ١٩٩). در دوره سلجوقيان نيز متكلمان بزرگى در شهر رى ظهور كردند. سديدالدين حمّصى از فقها و متكلمان مشهور سده ششم است. وى كتابهايى چون بداية الهداية، التبيين و التنقيح فى التحسين و التقبيح، المنقذ من التقليد و المرشد الى التوحيد تأليف كرد. كتاب بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض (معروف به النقض) تأليف عبدالجليل قزوينى رازى در نيمه دوم قرن ششم به روشنى حاكى از رواج مباحث كلامى در حوزه رى در اين دوره است.
فقه. دانش فقه نيز از دروس و تعاليم رايج حوزه رى بوده است. در منابع به نام بسيارى از فقهاى حوزه رى و آثار و تأليفات فقهى آنها اشاره شده است. ابنجنيد اسكافى (متوفى ٣٨١) از فقهاى نامور اهل رى، كه البته عمده فعاليتهاى علمى او در حوزه بغداد بروز كرده، بيش از پنجاه رساله در فقه و علوم قرآن تأليف كرد. تهذيبالشيعة لاحكامالشريعة و الاحمدى فىالفقه المحمدى از آثار اوست. وى مسائل فقهى را به صورت موضوعى با تقسيمبندى مناسب تدوين كرد. او پس از بيان آراى فقهاى مذاهب، نظر علماى شيعه را نيز بيان كرده و سپس رأى مختار خود را توضيح داده است (رجوع کنید به ابن جنيداسكافى*). ابنقبه رازى نيز علاوه بر كلام، در فقه نيز صاحبنظر بود. ديدگاه او درباره خبر واحد كه بيشتر در حوزه فقه كاربرد دارد، شهرت فراوان يافت و به شبهه ابنقبه معروف شد. ابوطيب رازى، شيخ موفقالدين معروف به خواجه آبى، حسنبن اسحاقبن عبيد رازى، ابوالحسن علىبن عبداللّه رازى، سيدكمالالدين عبدالعظيم، تاجالدين محمودبن حسن ورامينى و فخرالدين محمدبن على استرآبادى، برخى ديگر از فقهاى حوزه رى بودهاند (رجوع کنید به طوسى، ١٤١٧، ص ٣٧٧؛
منتجبالدين رازى، ص ٤٩، ٥٣، ٨٣، ٩٤، ١٢١، ١٢٤، و جاهاى ديگر).
منابع:
(١) منصوربن حسين آبى، نثرالدّرّ، ج ١، چاپ محمدعلى قرنه، (قاهره، بىتا.)؛
(٢) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) همو، طبقات اعلامالشيعة: الانوار الساطعة فى المائة السابعة، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٤) همان: نوابغالرواة فى رابعة المئات، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٥) ابناثير؛
(٦) ابنبابويه، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم ?( ١٣٥٧ش)؛
(٧) همو، كتاب مَن لا يَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤٠٤؛
(٨) همو كمالالدين و تمام النعمة، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش؛
(٩) ابنحجر عسقلانى، لسانالميزان، چاپ عبدالفتاح ابوغده، بيروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(١٠) ابنشهر آشوب، معالمالعلماء، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(١١) ابنطباطبا علوى اصفهانى، منتقلة الطالبية، چاپ محمدمهدى حسن خرسان، نجف ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٢) ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، چاپ احمد صقر، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٣) امين؛
(١٤) علىبن زيد بيهقى، كتاب تتمة صوان الحكمة، چاپ محمد شفيع، لاهور ١٣٥١؛
(١٥) مصطفىبن حسين تفرشى، نقدالرجال، قم ١٤١٨؛
(١٦) حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛
(١٧) خطيب بغدادى؛
(١٨) خوانسارى؛
(١٩) دولتشاه سمرقندى، تذكرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، ليدن ١٣١٩/١٩٠١، چاپ افست تهران ١٣٨٢ش؛
(٢٠) عبدالكريمبن محمد رافعىقزوينى، التدوين فى اخبار قزوين، چاپ عزيزاللّه عطاردى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٢١) سمعانى؛
(٢٢) شوشترى؛
(٢٣) صفدى؛
(٢٤) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤٢٠؛
(٢٥) همو، الفهرست، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٧؛
(٢٦) همو، كتابالغيبة، چاپ عباداللّه طهرانى و على احمد ناصح، قم ١٤١١؛
(٢٧) عبدالجليل قزوينى، نقض، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٥٨ش؛
(٢٨) حسنبن يوسف علامه حلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومى اصفهانى،( قم) ١٤١٧؛
(٢٩) محمدبن حسن قزوينى، ضيافة الاخوان و هدية الخلان، چاپ احمدحسينى، قم ١٣٩٧؛
(٣٠) بدرالدين قوامى رازى، ديوان، چاپ جلالالدين محدث ارموى، (تهران) ١٣٣٤ش؛
(٣١) مجلسى؛
٣٢- حسين مدرسى طباطبائى، مكتب در فرايند تكامل: نظرى بر تطور مبانى فكرى تشيع در سه قرن نخستين، ترجمه هاشم ايزدپناه، تهران ١٣٨٦ش؛
(٣٣) مسكويه؛
(٣٤) علىبن عبيداللّه منتجبالدين رازى، الفهرست، چاپ جلالالدين محدث ارموى، قم ١٣٦٦ش؛
(٣٥) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشعية المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٣٦) ياقوت حموى، كتاب معجم البلدان، چاپ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٣٧) همو، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣.
/ سيدعباس رضوى /