دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٩٩
حَنبَل بن اسحاق ، حَنبَل بن اسحاق بن حنبل، كنيهاش ابوعلى، ملقب به شيبانى، حافظ و محدّث و مورخ حنبلى قرن سوم. او برادرزاده و شاگرد احمدبن حنبل* بود (خطيب بغدادى، ج ٩، ص ٢١٧؛ ابنابىيعلى، ج ١، ص ٣٨٣). بنابه نظر ذهبى (ج ١٣، ص ٥١)، وى قبل از سال ٢٠٠ به دنيا آمده است. از زندگىاش اطلاع چندانى در دست نيست.
به گفته خطيب بغدادى (همانجا) وى از استادان و محدّثان بسيارى حديث شنيده است، از جمله احمدبن حنبل؛ پدر خود، اسحاقبن حنبل؛ ابونعيم فَضلبن دُكَيْن؛ و ابوغَسّان نَهدى (رجوع کنید به ابن ابىيعلى، ج ١، ص ٣٨٣ـ٣٨٤). حنبلبن اسحاق تصريح كرده كه به همراه صالح و عبداللّه (فرزندان احمدبن حنبل)، مُسنَدِ احمدبن حنبل را بهطور كامل از وى فراگرفته است (همان، ج ١، ص ٣٨٥).
ابوبكر احمدبن محمد خَلّال*، محمدبن مَخْلَد، ابوالقاسم عبداللّهبن محمد بَغوى*، از شاگردان و راويان او بودهاند (خطيب بغدادى، همانجا؛ ابنابىيعلى، ج ١، ص ٣٨٤). وى همانند ديگر اصحاب احمدبن حنبل، رواياتى را كه از استادش شنيده بود در كتابى به نام المسائل گردآورى كرده بود (رجوع کنید به ذهبى، ج ١٣، ص ٥٢) و آن را بر علاقهمندان به حديث در شهرهاى مختلف كه به آنها سفر مىكرد، مىخوانده است (رجوع کنید به ابن ابىيعلى، ج ١، ص ٣٨٣).
خطيب بغدادى (همانجا) و ابن ابىيعلى (ج ١، ص ٣٨٤) او را با القابى چون «ثَبْت» و «ثقه» ستودهاند.
او همچون احمدبن حنبل به رؤيت خدا در آخرت باور داشت. اصرار او بر اين موضوع در حدى بود كه انكار اين عقيده را از مصاديق ارتداد مىدانست (رجوع کنید به ابنابىيعلى، ج ١، ص ٣٨٧).
حنبلبن اسحاق در اواخر عمر به شهر واسط، شهرى بين بصره و كوفه، رفت و در ٢٧٣ درگذشت (خطيب بغدادى، همانجا؛ قس ابواسحاق شيرازى، ص١٧٠ كه سال درگذشت او را ٢٩٣ ذكر كرده است).
حنبلبن اسحاق آثارى داشته است كه بيشتر آنها موجود نيست. اساس كتاب او در تاريخ، گفتههاى احمدبن حنبل و يحيىبن مَعين* بوده است كه برخى تراجمنگاران از آن ياد كردهاند (رجوع کنید به دارقطنى، ج ٢، ص ٧٦٨؛ خطيب بغدادى، همانجا؛ ذهبى، ج ١٣، ص ٥٣). ذهبى (همانجا) اين اثر را مفيد دانسته است. او راوى الرد على اهلالرأى/ القياس حُمَيدى (متوفى ٢١٩) بوده است (دارقطنى، همانجا). ذكر محنة الامام احمدبن حنبل اثر ديگر حنبلبن اسحاق است (ذهبى، ج ١٣، ص ٥٢ـ٥٣) كه در آن عقيده احمدبن حنبل را درباره قِدَم قرآن آورده و نيز از آزارهايى كه از رهگذر اين عقيده به پيشواى حنبليان وارد شده، سخن گفته است (رجوع کنید به جدعان، ص ٣٥٦).
ذكر محنةالامام احمدبن حنبل به تحقيق محمد نغش در يك مجلد بهچاپ رسيده است (اسكندريه ١٩٧٧). جزء حديثى از او به تدوين ابوعمرو عثمانبن احمد مشهور به ابنسماك (متوفى ٣٤٤) برجا مانده است (رجوع کنید به سوّاس، ص ١٨٢).
منابع:
(١) ابنابىيعلى، طبقات الحنابلة، چاپ عبدالرحمانبن سليمان عُثيمين، رياض ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٢) ابواسحاق شيرازى، طبقات الفقهاء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣) فهمى جدعان، المحنة: بحث فى جدلية الدينى و السياسى فى الاسلام، بيروت ٢٠٠٠؛
(٤) خطيب بغدادى؛
(٥) علىبن عمر دارقطنى، المؤتلف و المختلف، چاپ موفقبن عبداللّهبن عبدالقادر، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) ذهبى؛
(٧) ياسين محمد سوّاس، فهرس مجاميع المدرسة العُمرية فى دارالكتب الظاهرية بدمشق، كويت ١٤٠٨/١٩٨٧.
/ عليرضا سعيد /