دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٨٧
حُمَيدى، محمد ، حُمَيدى، محمد بن فتوحبن عبداللّه مَيُورقى اَزْدى اندلسى، حافظ، محدّث، اديب و مورخ اندلسى قرن پنجم. كنيهاش ابوعبداللّه است و نسبت حُمَيدى به يكى از نياكانش، حُمَيدبن يَصِل، و نسبت اَزدى به خاندان او بازمىگردد، كه از قبيله اَزْد در يمن بودند (ابناثير، ج ١، ص ٣٩٢). او پيش از ٤٢٠ در ميورقه به دنيا آمد، اما اصل او را از رصافه قرطبه دانستهاند (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٥٥، ص٨٠؛ ابنبشكوال، قسم ٢، ص٥٦٠؛ ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٢١٨؛ قس سمعانى، ج ٥، ص ٤٣١). وى حديث را در اندلس، مصر، مكه، دمشق و بغداد آموخت (ابنعساكر، ج ٥٥، ص ٧٧) و از شاگردان خاص و مصاحبان ابنحزم (متوفى ٤٥٦ يا ٤٥٧)، متكلم و فقيه ظاهرى، بود. از ديگر مشايخ و استادان او، ابوبكر خطيب بغدادى، ابونصر ابنماكولا، ابوالوليد باجى، ابوعبداللّه قضاعى، ابواسحاق حبّال، ابوالعباس عذرى و ابن عبدالبرّ قرطبى بودند (حُمَيدى، ج ٢، ص ٥٨٨؛ ابنبشكوال، همانجا؛ ياقوت حموى، ج ٦، ص ٢٥٩٩؛ ابنخلّكان، ج ٤، ص ٢٨٢؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج١٠، ص ٣٦٦). در قَيْروان نزد ابنابىزيد قيروانى حديث و فقه آموخت (ياقوت حموى، همانجا). حميدى در ٤٤٨ به مناطق شرقى جهان اسلام سفر كرد و حج گزارد و در مكه، كريمة المروزية (محدّثه معروف قرن پنجم) را ملاقات كرد و سرانجام در بغداد سكنا گزيد (ابنبشكوال؛ ياقوت حموى، همانجاها).
حميدى شاگردان و راويان بسيارى داشت. دو تن از مشايخ مشهورش، خطيب بغدادى و ابنماكولا، از او حديث شنيده و مطالبى از او نقل كردهاند (ياقوت حموى، همانجا؛ ابنخلّكان، ج ٤، ص ٢٨٢ـ٢٨٣؛ براى نمونه رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٧، ص ٣٧٩، ج ١٥، ص ٦٠٨؛ حميدى، ج ٢، ص ٤٤٥). ابوبكر محمدبن طرخان، ابوالحسنبنسرحان، اسماعيلبن محمد تيمى و ابومحمد ابناكفانى نيز از او حديث شنيدهاند (ذهبى، ١٤٢٤، ج١٠، ص ٦١٧). ديگر شاگرد او ابوالفتح ابنبَطّى بود كه برخى از كتابهاى حميدى و ديگران را از وى شنيد و اجازه نقل آنها را از او گرفت (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ص ١٨١، ٢٥٠، ٤١٨).
محدّثان حميدى را توثيق كرده و او را با صفاتى مانند اتقان، ديندارى، پرهيزكارى و بىتوجهى به دنيا ستودهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنبشكوال؛ ياقوت حموى، همانجاها). وى را از جمله حافظان حديث نيز برشمردهاند (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٢٦٩؛ ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٢١٨).
گفتهاند او در فقه، مذهب ظاهرى داشته و ملازم ابنحزم بوده، ولى مذهب خود را آشكار نمىكرده است (رجوع کنید به ابنعساكر؛ ياقوت حموى، همانجاها)؛ هر چند، از شرح حالى كه براى ابنحزم نوشته، پيداست كه شيفته او بوده است (رجوع کنید به حميدى، ج ٢، ص ٤٨٩ـ٤٩١). وى همچنين بسيارى از كتابهاى ابنحزم را كتابت كرده (ابنجوزى، ج ١٧، ص ٢٩) و كتاب نَقْطُ العروس او را نيز روايت كرده است (رجوع کنید به ابنحزم، ص ٤٧). وى را پيرو مذهب اهل حديث نيز دانستهاند (رجوع کنید به ياقوت حموى، همانجا؛ ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٢١٩).
حميدى شاعر و اديبى توانا نيز بود؛ كتابهاى ادبى و اشعارى كه در منابع شرححال، از او نقل كردهاند، بر اين امر گواه است (رجوع کنید به ابنبشكوال، ج ٢، ص ٥٦١؛
ياقوتحموى، ج ٦، ص ٢٥٩٩ـ٢٦٠٠). وى در حدود هفتاد سالگى، در ٤٨٨ درگذشت و در قبرستان باب حرب، كنار قبر بشر حافى*، دفن شد (سمعانى، ج ٢، ص٢٧٠؛
ابنخلّكان، ج ٤، ص ٢٨٣ـ٢٨٤؛
قس سمعانى، ج ٥، ص ٤٣١).
حميدى آثار متعددى در علوم گوناگون نوشته، اما مشهورترين كتابهاى او الجمع بين الصحيحين و جَذْوةالمقتبس فى تاريخ علماء الاندلس است. در الجمع بين الصحيحين، احاديث صحيح بخارى و صحيح مسلم را گردآورده و آنها را برطبق مسانيد مرتب كرده و احاديث هريك از صحابه را بهطور مجزا و در يك باب آورده است. وى در ذيل بسيارى از احاديث، تتمه يا شرحى از خود افزوده است (ابنصلاح، ص ٩٣، ٩٦). بسيارى از محدّثان و مفسران و نويسندگان به الجمع بينالصحيحين استناد كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به قرطبى، ج ١، ص ٤٤١، ج١٠، ص٤٢٠؛
نووى، ج ٦، ص ١٦٣، ج ٩، ص ٣). اين كتاب بهكوشش على حسين بواب بهچاپ رسيده است (بيروت ١٤١٩/١٩٩٨).
اثر ديگر او جذوة المقتبس فى تاريخ علماء الاندلس است كه آن را در بغداد نوشته و بنابر آنچه در مقدمه كتاب (ج ١، ص ٢٩ـ٣١) گفته، به درخواست دوستانش و بهرغم دشوارى، اين كتاب را در شرححال راويان حديث و اهل فقه و شعر و ادب در اندلس نگاشته است. وى در اين كتاب (ج ١، ص ٢٩ـ٣٦) به آغاز فتح اندلس و ذكر صحابه و تابعينى كه در فتح اندلس نقش داشته يا به اندلس رفتهاند، اشارهاى كوتاه كرده است. در ادامه، به ذكر واليان و حاكمان اندلس، از دوره امويان تا روزگار خودش، پرداخته (رجوع کنید به ج ١، ص ٣٧ـ٧٠) و سپس شرححال محدّثان، فقيهان، شاعران و اديبان اندلس را، به ترتيب نام و كنيه، آورده است. در شرححال افراد، اطلاعات متنوعى نظير تاريخ تولد و وفات، اشعار، كتابها، سفرها، مشايخ و شاگردان آنها آمده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٣٤٤، ٣٤٨). وى در برخى موارد (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٨١) از بيان اينكه نسب شخصى را فراموش كرد ابايى نداشته است. حميدى برخى منابع خود را نام برده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٨٠٢ـ٨٠٨). بسيارى از مؤلفان و تراجمنويسان پس از حميدى، از اين كتاب بهره بردهاند (براى نمونه رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٧٨؛
ابن بشكوال، ج ٢، ص ٣٥٦، ٥٩٨). كتاب بغيةالملتمس ضبّى، ذيلى بر جذوةالمقتبس است كه در آن پارهاى از كمبودهاى جذوةالمقتبس جبران و برخى اشتباهات آن اصلاح شده است (ضبّى، ص ٥، ١١٣؛
نيز رجوع کنید به پالنثيا، ص ٢٧٦). بغدادى (ج ٢، ستون ٧٧)، به اشتباه، جذوةالمقتبس را مختصر المقتبس ابنحَيّان دانسته است. جذوةالمقتبس را نخستين بار محمد تاويت طنجى (قاهره ؟) و سپس ابراهيم ابيارى (قاهره ١٤١٠) تصحيح و چاپ كردند.
كتاب ديگر حميدى، تسهيل السبيل الى تعلم الترسيل است. وى در اين كتاب، قواعد درست و نيكو سخن گفتن را در قلمرو گفتار و نوشتار، همراه با مثالها و شواهدى از آثار خود، آورده است. كتاب در هشت باب نوشته شده و در هر باب مطالبى درباره موضوعاتى چون دعا، تسليت گفتن، شادباش گفتن و اظهار محبت، با شواهد و مثالهايى براى هريك، آمده است. اين كتاب را فؤاد سزگين (فرانكفورت ١٤٠٥/١٩٨٥) به صورت عكسى چاپ كرده است.
تذكرة الحميدى (فاسى، ج ١، ص ٤٤٢؛
ابنحجر عسقلانى، ص٢٥٠) اثر ديگر اوست كه با تصحيح ابوعبدالرحمانبن عقيل ظاهرى (رياض ١٤٠١) بهچاپ رسيده است (عطيه و همكاران، ج ١، ص ٣٧٦). كتاب الذهب المسبوك فى وعظ الملوك حميدى نيز با تحقيق ابوعبدالرحمانبن عقيل ظاهرى و عبدالحليم عويس (رياض ١٤٠٢) منتشر شده است.
اين آثار نيز از حميدى در منابع شرححال ذكر شده است : بلغة المستعجل فى التاريخ، در ذكر وقايع تاريخى از صدر اسلام تا زمان المسترشد باللّه (حاجىخليفه، ج ١، ستون ٢٥٢)؛
جمل تاريخ الاسلام (ابنعساكر، ج ٥٥، ص ٨١؛
ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٢١٩)؛
ادب الاصدقاء؛
تجريدالصحيحين؛
ما جاء من النصوص و الاخبار فى حفظ الجار؛
ذم النميمة (ابنعساكر، ج ٥٥، ص٨٠ـ٨١)؛
من ادعى الامان من اهل الايمان (ابنعساكر، ج ٥٥، ص ٨١؛
ياقوت حموى، ج ٦، ص٢٦٠٠)، المؤتلف و المختلف؛
وفيات الشيوخ؛
تحية المشتاق فى ذكر صوفية العراق؛
تاريخ الاندلس؛
الامانى الصادقة (صفدى، ج ٤، ص ٣١٧ـ٣١٨)؛
مخاطبات الاصدقاء فى المكاتبات و اللقاء (ابنعساكر؛
ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، همانجاها)؛
المتشاكه فى اسماء الفواكه؛
نوادر الاطبّاء (اشبيلى، ص ٣٨٥)؛
و غريب حديث الصحيحين (ابننقطه، ص ١٠١). صفدى (ج ٤، ص ٣١٨) از ديوان شعر وى نيز نام برده است. حميدى همچنين قصيدهاى در رد كسانى كه بر حديث و اهل آن عيب مىگيرند، سروده است (اشبيلى، ص٤٠٠).
منابع:
(١) ابناثير، اللباب فى تهذيب الانساب، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢) ابنبشكوال، كتاب الصلة، قاهره ١٩٦٦؛
(٣) ابنجوزى، المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنحجر عسقلانى، المعجم المفهرس، او، تجريد اسانيد الكتب المشهورة و الاجزاء المنثورة، چاپ محمد شكور امرير ميادينى، بيروت ١٤١٨/١٩٩٨؛
(٥) ابنحزم، نقط العروس فى تواريخ الخلفاء، رواية حُمَيدى، چاپ شوقىضيف، در مجلة كلية الآداب، ج ١٣، ش ٢ (دسامبر ١٩٥١)؛
(٦) ابنخلّكان؛
(٧) ابنصلاح، مقدمة ابنالصلاح و محاسن الاصطلاح، چاپ عائشه عبدالرحمان (بنت الشاطئ)، قاهره ١٩٧٤؛
(٨) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٩) ابننقطه، التّقييد لمعرفة رواة السنن و المسانيد، چاپ كمال يوسف حوت، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) محمدبن خير اشبيلى، فهرسة مارواه عن شيوخه من الدواوين المصنفة فى ضروب العلم و انواع المعارف، چاپ فرانسيسكو كودرا و ريبرا تاراگو، ساراگوسا ١٨٩٣، چاپ افست بيروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١١) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ٢، در حاجىخليفه، ج ٦؛
(١٢) آنخل گونثالث پالنثيا، تاريخ الفكر الاندلسى، نقله عن الاسپانية حسين مؤنس، قاهره ١٩٥٥؛
(١٣) حاجىخليفه؛
(١٤) محمدبن فتوح حُمَيدى، جذوةالمقتبس فى تاريخ علماء الاندلس، چاپ ابراهيم ابيارى، قاهره ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١٥) خطيب بغدادى؛
(١٦) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشّار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٧) همو، كتاب تذكرةالحفاظ، حيدرآباد، دكن ١٣٧٦ـ١٣٧٧/ ١٩٥٦ـ١٩٥٨، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٨) سمعانى؛
(١٩) صفدى؛
(٢٠) احمدبن يحيى ضبّى، كتاب بغية الملتمس فى تاريخ رجال اهل الاندلس، مادريد ١٨٨٤؛
(٢١) محيىالدين عطيه، صلاحالدين حفنى، و محمدخير رمضان يوسف، دليل مؤلفات الحديث الشريف المطبوعة القديمة و الحديثة، بيروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٢٢) محمدبن احمد فاسى، ذيل التقييد فى رواة السنن و المسانيد، چاپ كمال يوسف حوت، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٣) محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٤) يحيىبن شرف نووى، المجموع: شرح المُهَذّب، بيروت: دارالفكر، (بىتا.)؛
(٢٥) ياقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣.
/ محسن معينى /