دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٤٧
حمزه گيلانى ، حمزه گيلانى، از حكماى شيعى قرن دوازدهم و شاگرد ملامحمدصادق اردستانى*.
وى اهل گيلان و ساكن اصفهان بوده و به همين سبب به اصفهانى نيز مشهور است (قزوينى، ص ١٣٥ و پانويس ٢؛ آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٢ش، ص ٢٢٨). تاريخ تولد او در منابع ذكر نشده و تاريخ وفات وى را حزين لاهيجى (ص٢١٠) اواخر محاصره اصفهان توسط افغانها (١١٣٤) گزارش كرده است.
ملاحمزه از برترين شاگردان ملامحمدصادق اردستانى بود و در زمان استادش به تبحر در فلسفه مشهور بود (حزين لاهيجى، همانجا؛
قزوينى، ص ١٣٦) وى در حوزه فلسفى اصفهان از طبقهاى از فيلسوفان بهشمار مىآيد كه در نضج فلسفه ملاصدرا و شناساندن آن مؤثر بودهاند (رجوع کنید به صدرالدين شيرازى، مقدمه آشتيانى، ص صد و نوزده ـ صد و بيست). قزوينى (همانجا) وى را فيلسوفى بزرگ، حكيمى برجسته و محققى ژرفانديش در مسائل حكمى و مطالب عالى دانسته است. از شاگردان او اطلاع چندانى در دست نيست و ظاهرآ ملااسماعيل خواجويى* در محفل علمى او و ملامحمدصادق اردستانى شركت مىكرده است (خواجويى، ج ٤، مقدمه آشتيانى، ص ١٥٣).
از حمزهگيلانى اين آثار بهجا مانده است: ١) حكمت صادقيه كه تقرير درسهاى ملامحمدصادق اردستانى است. حمزه گيلانى كه درواقع فرزند معنوى او بهشمار مىرفته، در خلال تعليم گرفتن مبحث نفس و قواى انسانى نزد استاد، به امر ايشان به تدوين آن پرداخته است. اما نگارش آن به سبب حمله افغانها به پايان نرسيده است. بعدها ملااسماعيل خواجويى آن را تكميل كرد و ديباچه آن را ملامحمد على تونى خراسانى، به درخواست وى تدوين كرد و كتاب را الحكمة الصادقية ناميد (رجوع کنید به حمزه گيلانى، ص ٩؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٧، ص ٥٧ـ٥٨). به نظر آقابزرگ طهرانى (١٤٠٣، همانجا) رساله منسوب به ملاحمزه گيلانى با عنوان فى تحقيق مطالب النفس و مسائلها بايد همان حكمت صادقيه باشد. ترتيب فصول اين اثر همانند فن ششم طبيعيات شفاء است (رجوع کنید به قزوينى، ص ١٣٦ـ١٣٧)، اما از جهت محتوا متأثر از حكمت ذوقى و فلسفه ملاصدراست (صدرالدين شيرازى، همان مقدمه، ص صدوهجده). اين رساله در جلد چهارم منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران، به همت سيدجلالالدين آشتيانى در ١٣٥٨ش در مشهد چاپ شده است. ٢) رسالة فى التشكيك (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١١، ص ١٤٨). ٣)حواشى بر شفاء ابنسينا (حمزه گيلانى، مقدمه آشتيانى، ص ٣ـ٤). ٤)شرح بخش «ان الجوهرية و العرضية من ثوانى المعقولات» از تجريدالكلام خواجه نصيرالدين طوسى (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ٣٢، ج ١٤، ص ٢٤).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشيعة: الكواكب المنتشرة فى القرن الثانى بعد العشرة، چاپ علىنقى منزوى، تهران ١٣٧٢ش؛
(٣) محمدعلىبن ابىطالب حزين لاهيجى، تاريخ و سفرنامه حزين، چاپ على دوانى، تهران ١٣٧٥ش؛
(٤) حمزه گيلانى، حكمت صادقيه، در منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران از عصر ميرداماد و ميرفندرسكى تا زمان حاضر، ج ٤، چاپ جلالالدين آشتيانى، مشهد: انجمن فلسفه، ١٣٥٨ش؛
(٥) اسماعيلبن محمدحسين خواجويى، ثمرة الفؤاد فى نبذمن مسائل المعاد، در همان؛
(٦) محمدبن ابراهيم صدرالدين شيرازى (ملاصدرا)، الشواهد الربوبية فى المناهج السلوكية، با حواشى ملاهادى سبزوارى، چاپ جلالالدين آشتيانى، تهران ١٣٦٠ش؛
(٧) عبدالنبىبن محمدتقى قزوينى، تتميم امل الآمل، چاپ احمد حسينى، قم ١٤٠٧.
/ شهناز شايانفر /