دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٤٥
حمزه حكيمزاده نيازى ، حمزه حكيمزاده نيازى، معلم، شاعر، نويسنده و نمايشنامهنويس ازبك. او در ١٣٠٦/١٨٨٩ در خوقند* بهدنيا آمد. پدرش، ابنيمين نيازاوغلى، از مردان پيشرو و فرهيخته روزگار خود بود. وى كه در جوانى به كار زراعت اشتغال داشت، بعدها در بخارا طبابت آموخت و به حكيمچه معروف شد. نام خانوادگى حمزه هم در انتساب به لقب پدرش، حكيمزاده شد. ابنيمين نيازاوغلى با پزشكان روسى مقيم در سرزمين فرغانه ارتباط نزديكى داشت. او زبانهاى ازبكى و فارسى را از دوران كودكى به فرزندش ياد داد و وى را در سالهاى ١٣١٧ـ١٣٢٤/ ١٨٩٩ـ١٩٠٦ براى ادامه تحصيل به مدرسه علوم دينى فرستاد. حمزه به آموزش مدرسه اكتفا نكرد، در عين حال زبان روسى را هم فراگرفت و آثار ادبى زبانهاى ازبكى، فارسى ـ تاجيكى و نيز آثار كلاسيك ادبيات روسى را مطالعه كرد و با مطبوعات و شبنامههاى انقلابى آشنا شد.
حمزه در خوقند چند مدرسه داير كرد و به تدريس پرداخت (١٣٢٩/١٩١١). او به آموزش كودكان اهتمام داشت وبراى كودكان تنگدست امكانات مادى تأمين مىكرد. فعاليتهاى آموزشى او بدگمانى مأموران تزارى و توانگران را نسبت به معلم جوان و مدرسهاش برانگيخت. ازدواج او با يك دختر روس در ١٣٣٠/ ١٩١٢ نيز بهانه كافى براى تشديد فشار مخالفانش فراهم كرد. او براى آنكه مدتى از خوقند دور باشد، در ١٣٣١/ ١٩١٣ از طريق افغانستان و هندوستان راهى سفر حج شد و در راه بازگشت از شهرهاى مدينه، شام، بيروت و استانبول بازديد كرد و سرانجام در ١٣٣٢/ ١٩١٤ از طريق اودسا به خوقند بازگشت. او بار ديگر در خوقند و يك سال بعد در مرغيلان مدرسهاى داير كرد و به تربيت معلمان پرداخت. وى براى معلمان كتابهاى درسى و راهنما، و براى نوآموزان نيز كتابهاى درسى مناسب تأليف كرد.
پس از انقلاب فوريه ١٩١٧، حكيمزاده به روزنامهنگارى روى آورد و مجله كِنْكاش را در شهر خوقند منتشر ساخت و پس از انتشار نخستين شماره آن آماج حملات مأموران تزارى و بيگها قرار گرفت. پس از آن مجلهاى به نام حريت منتشر كرد و در عرصههاى ديگر انقلاب و از آن جمله سازماندهى زحمتكشان فعالانه شركتكرد و به همين منظوراز شهرى بهشهر ديگر مىرفت. در ١٣٣٦/١٩١٨ ضمن معلمى در فرغانه، يك گروه سيار تئاتر سياسى نيز تشكيل داد كه نخستين تئاتر شوروى در ازبكستان بهشمار آمده است. او در اين دوره گذشته از نوشتن نمايشنامه، كارگردانى و ايفاى نقشهاىاول را نيز بهعهده مىگرفت، و همچنان به فعاليتهاى فرهنگى و انقلابى خود در مناطق و شهرهاى مختلف ازبكستان ادامه مىداد، تا آنكه در اسفند ١٣٠٧/ مارس ١٩٢٩، زمانىكه در قشلاق شاهمردان (واقع در ولايت فرغانه كه بعدها حمزهآباد ناميده شد) خدمت مىكرد، به دست مخالفانش به قتل رسيد. مقبرهاش در شاهمردان هنوز برجاست.
حكيمزاده از اوان نوجوانى به سرودن شعر پرداخت؛ ابتدا تحتتأثيرشاعرانى چون اميرعليشير نوائى* و محمد فضولى* و شاعران فرهنگپرور و روشنگر ازبك چون مقيمى (متوفى ١٣٢١) و فُرقت (متوفى ١٣٢٧) قرار گرفت و با تخلص «نهان» و «نهانى» شعر مىسرود. در فاصله سالهاى ١٣٣٤ـ١٣٣٧/ ١٩١٦ـ١٩١٩ هفت مجموعه اشعار او بهچاپ رسيد كه از آن ميان به مجموعه >گل خوشبوى< (١٣٣٧/١٩١٩) به سبب دربرداشتن نخستين نمونههاى شعر انقلابى توجه بيشترى شد. ديوان نهانى كه در ١٣٢٨ش/١٩٤٩ به دست آمده، دربردارنده ١٩٧ شعر از سرودههاى اوست. در اين اشعار علاوه بر مضامين عاشقانه، نقد اجتماعى و حمايت از ترويج علم و معرفت نيز جايگاه خاصى دارد. وى علاوه بر سرودههاى ازبكى اشعارى نيز به زبان فارسى تاجيكى دارد كه چند نمونه از اين اشعار در مجله شرق سرخ (١٣٤٠ش/١٩٦١، ش ٢) بهچاپ رسيده است.
حمزه حكيمزاده گذشته از سرودن شعر، در عرصههاى ديگر چون تئاتر، موسيقى، داستاننويسى و روزنامهنگارى نيز فعال بود و در همه حال از گرايشهاى نو و انقلابى در برابر كهنهگرايى و محافظهكارى دفاع مىكرد. مهمترين نمايشنامههايى كه وى نوشته عبارتاند از: فيروزه خانم، >بيگ و خدمتكار<، >قاضيان سابق يا نيرنگهاى ميسره<. نمايشنامه اخير، كه به صورت اپرا هم اجرا شده، نخستين اپراى طنزآميز ازبك بهشمار آمده است. داستان >سعادت نو< هم كموبيش مروج همان آرمانهاى عمومى مطرح در اشعار و نمايشنامههاى ياد شده است.
همچنين حكيمزاده ترانههاى عاميانه را از نواحى مختلف ازبكستان گردآورى و به شيوهاى نو تنظيم كرده است. بعضى از اين ترانهها در مجموعهاى به نام ترانههاى فرغانه، بخارا و خيوه، دو سال پس از قتل وى چاپ و منتشر شد. او براى ترويج آرمانهاى خويش از ترانهها و آهنگهاى ازبكى، از ترانههاى انقلابى روسى، ترانهها و تصنيفهاى آذربايجانى، تاتارى، اويغورى، البته با رعايت خصوصيات موسيقى ازبكى استفاده كرده است. او خود در اجراى ترانهها و نواختن آهنگهايى كه ساخته و پرداخته بود، شركت مىكرد.
بعضى از آثار او به زبان روسى و زبانهاى ديگر جمهوريهاى شوروى سابق و از جمله به تاجيكى و تركى آذربايجانى ترجمه شده است. خيابانى هم در باكو به نام او نامگذارى شده است. گذشتهاز آنكه سرودههاىتاجيكى حكيمزادهدر تاجيكستان انتشار يافته، نمايشنامه >بيگ و خدمتكار< او مدتها در تئاتر دولتى آكادمى تاجيكستان (بهنام ابوالقاسملاهوتى) اجراگرديد. تلويزيون تاجيك هم نمايشنامه >نيرنگهاى ميسره< را پخش كرده است.
مجموعه آثار حكيمزاده با عنوان >آثار< در دو جلد منتشر شده (تاشكند ١٣٤٨ـ١٣٥٠ش/ ١٩٦٩ـ١٩٧١) و ترجمه روسى آنها و نيز >منتخب آثار< وى انتشار يافته است. او بهسبب سهم درخور توجهى كه در رشد و توسعه فرهنگ و ادبيات نوين ازبك داشته، موضوع آثار هنرى چون نقاشى، مجسمهسازىو فيلمسينمايى و تلويزيونى شدهاست در جمهورى ازبكستان شهر، بخش، مدرسه، موزه، خيابان به نامش كردهاند و نيز جايزه دولتى جمهورى شوروى ازبكستان به نام حمزه حكيمزاده نيازى، به پديدآورندگان آثار هنرى و ادبى برجسته تعلق مىگرفت. تئاتر دولتى آكادمى ازبكستان هم به نام اوست.
منابع:
(١) F. Karamatov, Hamza Hakimzade Niyazi i Uzbekskaya muzika (in Cyrillic), Tashkent ١٩٥٩;
(٢) P. Khalilov, SSSRI Khalqlari adabiyyati (in Cyrillic), pt.٢, ٢nd ed., Baku ١٩٧٩;
(٣) M. Rahmanov, Hamza Hakimzada Niyazi va Uzbek Sovet teatri (in Cyrillic), Tashkent ١٩٥٩;
(٤) U.S. Sultanov, Khalq San'atkari (in Cyrillic), ٢nd ed., Tashkent ١٩٥٩.
/تلخيص از د. ازبكستان شوروى، باافزودههايى از د.تاجيكى و د.آ./