دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٣٤
حمزة بن حبيب ، حمزة بن حبيب، امام قاريان كوفه و يكى از قراء سبعه. كنيه وى ابوعُماره و لقبش زيّات بود. در سال ٨٠ در شهر حُلوانِ بهدنيا آمد (ياقوت حموى، ج١٠، ص٢٩٠؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه) و بنابراين، احتمالا برخى صحابه را ديده است (ياقوت حموى، همانجا؛ ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٢). اصل او ايرانى است (ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٧، ص٩٠) و چون مولاى تَيْماللّه بود (ابنحِبّان، ١٤١١، ص ٢٦٦؛ سمعانى، ج ١، ص ٤٩٩)، او را تَيمى نيز خواندهاند (رجوع کنید به عجلى، ج ١، ص ٣٢٢؛ ابنقتيبه، ص ٥٢٩؛ قس دانى، ص٧: تميمى؛ امين، ج ٦، ص٢٣٨: تيملى). ملقب شدن او به زيّات (روغنفروش) بهسبب پيشه او بوده كه از كوفه روغن به حلوان مىبرده و در مقابل پنير و گردو مىآورده (ابنسعد، ج ٦، ص ٣٨٥؛ ابنخلّكان، ج ٢، ص ٢١٦) و ازاينرو، يكسال در كوفه و يكسال در حلوان زندگى مىكرده است (ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣). شيخطوسى (ص١٩٠) وى را در شمار اصحاب امام صادق عليهالسلام آورده است.
حمزه قرائت را نزد گروهى از تابعين، امام جعفرصادق عليهالسلام و برخى اصحاب مشهور ايشان، نظير سليمانبن مهران اعمش*، محمدبن عبدالرحمانبن ابىليلى (رجوع کنید به ابنابىليلى*)، حُمرانبن اَعيَن و حَكَمبن عُتيبه، فراگرفت (رجوع کنید به مِزّى، ج ٧، ص ٣١٥؛ ابنجزرى، غايةالنهاية، ج ١، ص ٢٦١ـ٢٦٢). استادان اصلى او اعمش و ابنابىليلى بودند كه در قرائت قرآن، به ترتيب، از پيروان ابنمسعود و على عليهالسلام بهشمار مىرفتند (ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣، ١١٧؛ ابنجزرى، غايةالنهاية، ج ١، ص ٢٦٢). در رؤيايى مشهور، اما عجيب كه به حمزه نسبت داده شده، سلسله طولى استادان قرائت وى آمده است (رجوع کنید به مزّى، ج ٧، ص ٣١٨ـ٣٢٠). حمزه در پانزده سالگى قرائت خود را تكميل كرد و پس از عاصمبن ابىالنجود* و اعمش، در سال ١٠٠ امام قرائت در كوفه شد (ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣، ١١٨؛ ابنجزرى، النشر، ج ١، ص ١٦٦)، چنانكه بسيارى از اهل كوفه و برخى از اهل حلوان قرائت را نزد او آموختند (ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣؛ ابنعماد، ج ١، ص٢٤٠). برخى از مهمترين شاگردان او، علىبن حمزه كسايى*، سفيان ثورى*، وكيعبن جراح* و ابراهيمبن ادهم* بودند (رجوع کنید به مزّى، ج ٧، ص ٣١٥ـ٣١٦؛ ابنجزرى، غاية النهاية، ج ١، ص ٢٦٢ـ٢٦٣). وى در ١٥٦ در حلوان درگذشت (ابنسعد؛ ابنقتيبه، همانجاها؛ قس ذهبى، ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٦٠٦؛ ابنجزرى، غايةالنهاية، ج ١، ص ٢٦٣).
منابع متقدم وى را در علم و عمل ستودهاند (براى نمونه رجوع کنید به عجلى، همانجا؛
ابنحبّان، ١٣٩٣ـ١٤٠٣، ج ٦، ص ٢٢٨). احمدبن حنبل و يحيىبن معين او را ثقه دانستهاند (ابنابىحاتم، ج ٣، ص٢١٠) و نَسائى روايت از او را جايز شمرده است (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج١٠، ص ٢٩٢). وى فردى عابد و زاهد بوده (ابنحبّان، ١٣٩٣ـ١٤٠٣؛
ياقوت حموى، همانجاها) كه به يادگيرى و ياددادن قرائت قرآن اشتياق بسيار داشته و گويا در مقابل تعليم قرآن مزدى نمىگرفته است (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣ـ١١٧؛
ابنجزرى، غايةالنهاية، همانجا). بزرگانى چون اعمش و ابوحنيفه از آگاهى او به قرآن و فرايض تجليل كردهاند و سفيان نورى او را سرآمد مردم روزگار خود در اين دو علم دانسته است (رجوع کنید به ياقوت حموى، همانجا؛
ابنجزرى، النشر، همانجا). ابننديم (ص ٣٢) نيز او را از فقها شمرده و تأليف كتاب الفرائض را به او نسبت داده است، اما احتمالا شاگردانش آن را تأليف كردهاند (د. اسلام، همانجا). باقى تأليفات حمزه، كه ابننديم آنها را ذكر كرده، درباره قرآن و قرائات است: كتاب قراءة حمزة (همانجا)؛
كتاب الوقف و الابتداء (ص ٣٨)؛
كتاب أسباع القرآن (ص ٣٩) درباره تقسيمات قرآن؛
كتاب العدد (ص٤٠؛
قس آقابزرگ طهرانى، ج ٦، ص ٢٩٩)، درباره تعداد آيات قرآن؛
و دو تأليف در موضوعات متشابه قرآن (ابننديم، ص٣٩؛
قس آقابزرگ طهرانى، ج٤، ص٢٧٣) و مقطوع و موصول قرآن (ابننديم، همانجا) كه اثرى از آنها نيست.
حمزه احاديثى نيز نزد خود داشته كه بعضى را روايت كرده است (ابنسعد، همانجا؛
بخارى، ج ٣، جزء٢، قسم ١، ص ٥٢؛
ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج٧، ص٩٢؛
همو، ١٤٠٤، ج ١، ص١١٧)، اما بهسبب خوابى كه ديد، نقل حديثِ پيامبر را به كلى كنار گذاشت (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٥). برخى اصحاب حديث او را صدوق، اما دچار سوءحافظه و غيرمتقن دانستهاند (رجوع کنید به همو، ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٦٠٥).
گزارشهاى رسيده درباره قرائت حمزه در برخى موارد ناسازگار است. از سويى نقل شده است كه گروهى از بزرگان، نظير احمدبن حنبل و ابوبكر شعبةبن عيّاش، به دلايلى چون وجود مدّ مفرط و سَكت فراوان و تلفظ همزه در قرائت وى، به او خرده گرفتهاند، تاجايى كه برخى آن را بدعت شمرده و نماز برطبق آن را صحيح ندانستهاند (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج١٠، ص ٢٩٢ـ٢٩٣؛
مزّى، ج ٧، ص ٣١٧؛
ذهبى، ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٦٠٥ـ٦٠٦) و از سوى ديگر نقل شده كه حمزه خود چنين قرائتى را خوش نمىداشته و ديگران را از آن نهى مىكرده و ترك همزه در نماز را از استادى قارى مىدانسته است (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج١٠، ص ٢٩٣؛
ذهبى، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٥). ابنجزرى، بهمنظور رفع تعارض اين گزارشها، گفته است كه كراهت ابنحنبل و ديگران از قرائت حمزه، مربوط به قرائت شاگردان و راويان او و بهسبب دخل و تصرفهاى ايجاد شده در قرائت اوست (غايةالنهاية، ج ١، ص ٢٦٣). ذهبى (١٩٦٣ـ ١٩٦٤، ج ١، ص ٦٠٥؛
همو، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٧، ص ٩١) نيز معتقد است تنها جمعى از علماى سدههاى نخست از قرائت حمزه انتقاد كردهاند، اما اجماع عالمان علم قرائات در دورههاى بعدى بر قبول و اعتبار اين قرائت و انكار مخالفان آن بوده است.
در ميان تمامى راويانِ بىواسطه و با واسطه قرائت حمزه، دو تن كه قرائت او را از طريق ابوعيسى سليمبن عيسى حنفى، ضابطترين شاگرد وى (ابنجزرى، النشر، ج ١، ص ١٦٥؛
همو، غايةالنهاية، ج ١، ص ٢٦٢)، روايت كردهاند، از ديگران مشهورترند: ابومحمد خلفبن هشام اسدى بغدادى (متوفى ٢٢٩) و ابوعيسى خلّادبن خالد شيبانى كوفى (متوفى ٢٢٠؛
خويى، ص١٣٧ـ١٣٨). قرائت حمزه كه در مغرب اسلامى رواج نسبى يافته بود، با تلاش عالمى قيروانى به نام محمدبن عمر مَعافرى مشهور به ابنخَيْرون (متوفى ٣٠٦)، كنار گذاشته شد و قرائت نافع ليثى* ــ كه مالكبن انس، پيشواى مالكيان، آن را پذيرفته بودــ جاى آن را گرفت. با وجود اين، قرائت حمزه هنوز هم در برخى نواحى مغرباسلامى رواج دارد (د.اسلام، همانجا).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنابىحاتم، كتاب الجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٣) ابنجزرى، غايةالنهاية فى طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره (بىتا.)؛
(٤) همو، النشر فى القراءات العشر، چاپ علىمحمد ضباع، (بيروت، بىتا.)؛
(٥) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حيدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(٦) همو، مشاهير علماء الامصار و اعلام فقهاء الاقطار، چاپ مرزوق على ابراهيم، منصوره، مصر ١٤١١/١٩٩١؛
(٧) ابنخلّكان؛
(٨) ابنسعد (بيروت)؛
(٩) ابنعماد؛
(١٠) ابنقتيبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(١١) ابننديم (تهران)؛
(١٢) امين؛
(١٣) محمدبن اسماعيل بخارى، كتاب التاريخ الكبير، (بيروت ?١٤٠٧/ ١٩٨٦)؛
(١٤) ابوالقاسم خويى، البيان فى تفسير القرآن، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٥) عثمانبن سعيد دانى، كتاب التيسير فى القراءات السبع، چاپ اوتو پرتسل، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٥؛
(١٦) محمدبن احمد ذهبى، سيراعلامالنبلاء، چاپ شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت ١٤٠١ـ١٤٠٩؛
(١٧) همو، معرفة القرّاء الكبار على الطبقات و الاعصار، چاپ بشار عواد معروف، شعيب ارنؤوط، و صالح مهدى عباس، بيروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٨) همو، ميزانالاعتدال فى نقد الرجال، چاپ على محمد بجاوى، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٩) سمعانى؛
(٢٠) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(٢١) احمدبن عبداللّه عجلى، معرفةالثقات، چاپ عبدالعليم عبدالعظيم بستوى، مدينه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٢) يوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذيب الكمال فى اسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٣) ياقوتبن عبداللّه ياقوت حموى، معجمالادباء، بيروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٢٤) EI٢, s.v. "Hamza b. Habib" (by Ch. Pellat).
/ احمد زرنگار /