دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥١١
حمّام (١) ، حمّام (١)، مكان شستشوى بدن.
١) در حديث و فقه. در احاديث پيامبر اكرم و ائمه عليهمالسلام، و براساس آنها در كتابهاى فقهى، به موضوع حمام و استحمام از برخى جهات توجه شده است. از يكسو بر اهميت و فضيلت استحمام و حمام تأكيد شده و حمام خانه خوبى وصف شده است كه هم گرماى آن آتش دوزخ را به ياد مىآورد و هم، آلودگى و شوخ را زايل مىسازد (رجوع کنید به كلينى، ج ٦، ص ٤٩٦). همچنين تأكيد شده است كه استحمام نقش درمانى دارد (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ١٢٦) و يك روز در ميان به حمام رفتن، و نه بيش از آن، نيكوست (كلينى، ج ٦، ص ٤٩٧، ٤٩٩). در عين حال، بنا بر حديثى كه ابنبابويه (١٤٠٤، ج ١، ص ١١٥) آن را از امام على عليهالسلام روايت كرده، حمام از آن جهت كه پوشيدگيها را نمايان مىسازد و شرم از ميان مىرود، مكانى نامطلوب خوانده شده است، اما كلينى (ج ٦، ص ٤٩٦) از امام صادق عليهالسلام نقل كرده كه اين جمله، سخن خليفه دوم بوده كه در گفتگوى با امام على عليهالسلام مطرح كرده بوده است. به نظر حرّ عاملى (ج ٢، ص ٣١) غير از احتمال تقيه، سياق عبارت اين احتمال را تقويت مىكند كه دليل نامطلوب دانستن حمام، برهنه شدن مردم در آنجا بوده و در واقع، برهنه بودن در حمامها، پيش از اسلام رواج داشته است. به همين دليل، يكى از نكاتى كه در احاديثِ متعدد بر آن تأكيد شده است مسئله نهى از برهنه به حمام رفتن است، به طورى كه اين امر با ايمان به خدا و آخرت پيوند زده شده است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٤٩٧ـ٤٩٩، ٥٠١ـ ٥٠٢). همچنين در برخى احاديث، زنان از رفتن به حمام نهى شدهاند (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٣، ص ٣٣٩، ج ٦، ص ٣٦٢؛ كلينى، ج ٦، ص ٥٠٢). اين نهى از آنرو بوده كه گاهى برخى افراد براى تفريح و خوشگذرانى به حمام مىرفتهاند و به علاوه، حمامها مختلط و رفتن به آنجا موجب مفسده بودهاست (رجوع کنید به مجلسى، ١٣٦٨ش، ج ٢٢، ص ٤٠٤ و پانويس). در احاديث، برخى كارها در حمام مكروه شمرده شده است، از جمله مسواك كردن (ابنبابويه، ١٤٠٤، ج١، ص ٥٤، ١١٦؛ همو، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص٢٩٢) با توجه به شستشوى تن در آب آن و احتمال انتقال برخى آلودگيها، گرسنه يا سير به حمام رفتن، قرق كردنِ حمام براى شخص (كلينى، ج ٦، ص ٤٩٧، ٥٠١ـ٥٠٣).
همچنين در احاديث، برخى اعمال در حمام مستحب دانسته شده است، از جمله بستن دستار به هنگام خروج از حمام در زمستان و تابستان (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٥٠٠؛ ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٧)، استفاده از نوره براى زدودن موهاى زائد بدن (كلينى، ج ٦، ص ٥٠٥ـ٥٠٧)، و خضاب كردن بدن با حنا (همان، ج ٦، ص ٥٠٩).
پارهاى اعمال هم در حمام مجاز شمرده شده است، از جمله قرائت تمام قرآن در حمام براى كسى كه اِزار داشته باشد (رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٥٠٢)، نكاح (طوسى، ١٣٦٤ش، ج ١، ص٣٧١)، و ورود به حمام بسيار گرم (حرّ عاملى، ج ٢، ص ٦٤). دعاهايى نيز براى ورود به حمام ذكر شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١٣؛ همو، ١٣٥٨ـ ١٣٨٦، همانجا). درباره آب حمام در احاديث نكاتى آمده است، از جمله اينكه آب حمام از حيث احكام به منزله آب جارى است و آن وقتى است كه داراى مادّه (مخزن) باشد كه در اين صورت با ملاقات نجاست نجس نمىشود، زيرا حكم آب جارى را دارد (رجوع کنید به حِمْيَرى، ص ٣٠٩؛ طوسى، ١٣٦٤ش، ج ١، ص ٣٧٨). در اينجا بين فقها اختلاف وجود دارد كه آيا كُر بودن مادّه شرط است يا خير. برخى آن را اصلا شرط ندانسته و دستهاى كُر بودن هر دو مخزن بالا و پايين را لازم دانستهاند و بنابر قولى، كُر بودن مخزن بالا كافى است (رجوع کنید به مجلسى، ١٤٠٣، ج ٧٧، ص ٣٤ـ٣٥؛ نجفى، ج ١، ص ٩٣ـ١١٠).
در احاديث به حكمِ غُساله (پس آب) حمام نيز توجه شده است. بنابر پارهاى احاديث، اگر آب حمام مادّه داشته باشد ــكه در اين صورت به منزله آب جارى و نهر است ــ شستشوى اشخاصِ جُنُب، غيرمسلمان و كودكان در آن، طهارت بلكه مطهر بودن آن را زايل نمىسازد (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ٣، ص ١٤؛ طوسى، ١٣٦٤ش، ج ١، ص ٣٧٨ـ٣٧٩)، اما براساس پارهاى ديگر از احاديث، غُسل مسلمان در آبى كه غيرمسلمانان و كودكان در آن شستشو كردهاند جايز نيست (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، همانجا؛ طوسى، ١٣٦٤ش، ج ١، ص ٣٧٣). حرّ عاملى (ج ١، ص ٢٢٠) احاديث نوع دوم را، به دليل وجود احاديث معارض آنها، حمل بر كراهت كرده است. مجلسى (١٤٠٣، ج ٧٧، ص ٣٧) از مجموع آراى فقهاى شيعه در اين باب، به اين نتيجه رسيده است كه هيچ فقيهى فتوا به نجاست غُساله نداده و حتى از ظاهر عبارتِ ابنبابويه (١٣٨٥ـ١٣٨٦، همانجا)، پاك بودن آن برمىآيد. به نظر وى همين حكم به واقعيت نزديكتر است، چرا كه هم با رواياتِ طهارت آب سازگارتر است و هم با اصل برائت.
در ابواب فقه، از وجوه گوناگون، درباره حمام بحث شده است، از جمله كراهت نماز در حمام (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠٠، ص ٩٩؛ همو، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٤٩٨)، جواز ورود مُحرم به حمام (طوسى، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٣١٤)، كراهت ورود شخص روزهدار به حمام (محقق حلّى، ج ١، ص ١٤٥). يكى ديگر از مسائلى كه درباره حمام مطرح شده اين است كه اگر شخصى كه به حمام رفته، هنگام خروج از حمام اُجرت صاحب حمام را (در صورت نبودن وى) در ظرف خاصى بگذارد و برود، ذمّهاش برى مىشود يا خير؟ براى اين پرسش، فرضها و جوابهاى متفاوتى مطرح شده است (رجوع کنید به نجفى، ج ٢٧، ص ٢٩٦؛ انصارى، ج ٣، ص ٧٥؛ نيز رجوع کنید به معاطات*).
علماى اخلاق آدابى براى حمام ذكر كردهاند، از جمله قصد قربت كردن، دادن اجرت صاحب حمام قبل از ورود به حمام، با پاى راست داخل حمام شدن، گفتن بَسْمله هنگام ورود، صرفهجويى در مصرف آب، حرارت حمام را مايه تذكر حرارت آتش جهنم قرار دادن، و سپاسگزارى از خدا پس از فراغت از حمام (رجوع کنید به غزالى، ج ١، ص ١٨٥ـ١٨٦؛ نراقى، ج ٣، ص ٣١٦ـ ٣٢٠).
منابع:
(١) ابنبابويه، عللالشرايع، نجف ١٣٨٥ـ١٣٨٦، چاپ افست قم (بىتا.)؛
(٢) همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤٠٤؛
(٣) ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بيروت: دارصادر، (بىتا.)؛
(٤) مرتضىبن محمدامين انصارى، كتابالمكاسب، ج ٣، قم ١٤٢٤؛
(٥) حرّعاملى؛
(٦) عبداللّهبن جعفر حِمْيَرى، قربالاسناد، قم ١٤١٣؛
(٧) محمدبن حسن طوسى، تهذيبالاحكام، چاپ حسن موسوىخرسان، تهران ١٣٦٤ش؛
(٨) همو، كتابالخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٩) همو، النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى، بيروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٠) محمدبن محمدغزالى، احياء علومالدين، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) كلينى؛
(١٢) محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٣) همو، مرآةالعقول فى شرح اخبار آلالرسول، ج ٢٢، چاپ على آخوندى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٤) جعفربن حسن محقق حلّى، شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شيرازى، تهران ١٤٠٩؛
(١٥) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، بيروت ١٩٨١؛
(١٦) محمدمهدىبن ابىذر نراقى، جامع السعادات، چاپ محمد كلانتر، نجف ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست بيروت (بىتا.).
/ حسين ناصرىمقدّم /