دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٥٠٧
حماسه در ادبيات اردو ، حماسه در ادبيات اردو. در دكن، كه ادبيات اردو قبل از هر جاى ديگرى در آنجا رشد كرد، اولين حماسه، علىنامه نوشته نصرتى است كه پيروزيهاى على عادلشاه دوم (حك: ١٠٦٦ـ١٠٨٣) اهل بيجاپور را وصف مىكند. حماسه در شمال هند بسيار متأخر است، ولى عناصرى كه با قدرى تسامح مىتوان آنها را حماسى خواند در شعرهاى شهرآشوب* يافت مىشوند. تاريخ تصنيف اين اشعار كه در آنها از افول اقتصادى و اجتماعى دهلى و نواحى اطراف آن شكايت شده از اوايل قرن دوازدهم/ هجدهم تا چند سال پس از شورش ١٢٧٣/ ١٨٥٧ است. اين اشعار با آثار شاه حاتم دهلوى (متوفى ١٢٠٥) آغاز شد و با مثنويها و هجويههاى ميرزا رفيع، متخلص به سودا* (متوفى ١١٩٥)، و ميرتقى مير* (متوفى ١٢٢٥) ادامه يافت و با شهرآشوبِ معروفِ ميرزاخان، متخلص به داغ* (متوفى ١٣٢٣)، به اوج خود رسيد. داستانهايى كه به نثر مسجع و مصنوع در قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم نوشته شده، نمايانگر تثبيت بقاياى احتمالى حماسه در قصههاى سحرآميز و كهنه است. منشأ اين داستانها ماجراهاى اميرحمزه است كه در جهان اسلام از تركيه تا اندونزى،رواج دارد. اينداستانها بعدها بهصورت روايتهاى مفصّل و پراطناب، قالبى و آكنده از تكرار طلسم هوشربا و بوستان خيال* درآمدند كه در دنيايى از اوهام سحرآميز شكل مىگيرند و محتواى آنهاشاملنزاعى پايانناپذير و توطئه و ضدتوطئه سهگروهشخصيت اصلى است : قهرماننماهاى تبهكارى كه از داستانهاى حمزه نسب مىبرند، عياران، ياور آنها، و دشمنانشان يعنى ساحران بتپرستى كه با اندكى كمك گرفتن از تخيل مىتوان آنها را با دستههاى غارتگر مراتهه و جات (جت*) يكى دانست كه در قرن دوازدهم اسباب سرنگونى امپراتورى مغول هند را فراهم آوردند.
شايد بتوان نخستين شعر حماسى قهرمانى به معناى نو را مثنوى دكنى كوتاهى دانست كه شاعر ناشناس آن براى سرنوشت تيپوسلطان* (كه در نااميدى به مبارزه ادامه مىداد) مرثيهسرايى كرده است. مؤمنخان، متخلص به مؤمن (متوفى ١٢٦٧)، برجستهترين شاعر اردوزبان است كه اشعار حماسى كوتاهى در حمايت از جهاد و نهضت سيداحمد بَريْلَوى* نوشت. مولوى لياقتاللّه و ديگر اعضاى گروه مجاهدين، مثنويهاى كوتاه رزميه را به سبكى غيرشاعرانه و بىروح براى تحريض و دعوت به جهاد به كار بردند.
مرثيههايى كه در اواسط قرن سيزدهم در تعزيت فاجعه كربلا در لكهنو نوشته شدند، در آثار مير بابر متخلص به انيس (متوفى ١٢٩١) و شاعر معاصر وى، ميرزا دبير (متوفى ١٢٩٢)، به بيان حماسى و شكوه آن دست مىيابند. اين آثار كه در زمينه حماسه شهداست بر درونمايه رنج و مقاومت قهرمانانه حسينبن على عليهالسلام استوار است كه قهرمانانه در برابر مصائب طاقتفرسا پايدارى كرد؛ اين اشعار صحراى كربلا و اسب و شمشير امام را بهتفصيل وصف كرده، ولى با تخليط دورههاى تاريخى، محيط عاطفى و اجتماعى، و تا حد زيادى جغرافيايى، عراق در قرن اول را با اَوَدْه در قرن سيزدهم درهم آميخته است.
پس از ١٢٧٣/ ١٨٥٧ و ورود شعر اردو به مرحله جديد، درونمايههاى حماسى و شكوه تاريخ اسلام مضمون غالب اشعار سياسى شد كه با شعر مسدّس جذر و مدّ اسلام، نوشته الطاف حسين متخلص به حالى* آغاز و به اشعار اقبال لاهورى* ختم گرديد. هدف حماسى در شعر سياسى تأكيد بر احياى دينى در كنار نوگرايى است. معمولا سياق كار روايى نيست و انگيزه حماسى با اشاره به افراد يا وقايعى خاص از تاريخ اسلام برآورده مىشود. حفيظ جالندرى اثرى روايى به نام شاهنامه اسلام دارد كه تاريخ منظوم و بدون عناصر اصيل حماسى است.
منابع:
(١) شبلى نعمانى، موازنه انيس و دبير، اعظم گره؛
(٢) نشيد حريت، چاپ شانالحق حقى، كراچى ١٩٥٨؛
(٣) نصرتى، علىنامه، چاپ عبدالماجد صديقى، حيدرآباد ١٩٥٩؛
(٤) M. Sadiq, A history of Urdu literature, London ١٩٦٤;
(٥) Ram Babu Saksena, A history of Urdu literature, Allahabad ١٩٤٤.
/ عزيز احمد (د. اسلام) /