دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٩٦
حمّاد بن عثمان ، حمّاد بن عثمان، محدّث و فقيه شيعه در قرن دوم. او را در شمار اصحاب سه امام شيعه، امام صادق، امام كاظم و امام رضا ذكر كردهاند (رجوع کنید به برقى، ص ٢١، ٤٨، ٥٣؛ كشى، ص ٣٧٥؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٨٦، ٣٣٤، ٣٥٤). بنابراين، او حداقل حدود پانزده تا بيست سال پيش از وفات امام صادق (١٤٨) بهدنيا آمده است.
حماد ملقب به ناب (كشّى، ص ٣٧٢؛ طوسى، ١٤١٥، ص ٣٣٤، قس ص ١٨٦؛ همو، ١٤٢٠، ص :٣٠٦ ذوالناب) و اهل كوفه (طوسى، ١٤١٥، ص ١٨٦، ٣٣٤) بود. ظاهرآ قبيله او با يكى از قبايل كوفى، به نام غنى (رجوع کنید به جوهرى، ذيل «غنى»؛ سمعانى، ج ٤، ص ٣٠٢)، پيوند ولاء داشتند و به همين سبب او را«مولى غنى» خواندهاند (رجوع کنید به كشّى، همانجا؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٨٦). شهرت پدرش، عثمان، به رُواسى (رجوع کنید به كشّى، همانجا) نيز مؤيد اين رأى است، زيرا بنىرواس خاندانى سرشناس در كوفه بودند (رجوع کنید به سمعانى، ج ٣، ص ٩٧؛ مامقانى، ج ١١، ص ١٧١، ج ٢٤، ص ٧٥). برخى، حماد را «مولى أَزْد» خواندهاند (رجوع کنید به برقى، ص ٢١؛ طوسى، ١٤١٥، ص ٣٣٤)، كه از پيوند ولاء قبيله او در يمن با قبيله ازد (رجوع کنید به جوهرى، ذيل «ازد»؛ خويى، ج ٦، ص ٢١٥) حكايت دارد (قس شوشترى، ج ٣، ص ٦٥١، كه غنوى و ازدى را غيرقابل جمع مىداند).
كشّى (ص ٣٧٥)، لقب حمادبن عثمان را ناب (نيز رجوع کنید به برقى، همانجا؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ١٥٦) و نام جدّش را زياد آورده است، حال آنكه نجاشى (ص ١٤٣) از حمادبن عثمانبن عمرو سخن گفته است. در عين حال، وفات هر دو، سال ١٩٠ در كوفه ذكر شده است (كشّى، نجاشى؛ طوسى، همانجاها). همچنين نجاشى (همانجا) نام برادر حمادبن عثمان را عبداللّه نوشته و كشّى (همانجا) از جعفر و حسين به عنوان برادران حماد ياد كرده است. ظاهر عبارات علامه حلّى (ص ١٢٥) و ابنداوود حلّى (ستون ١٣١ـ١٣٢) نيز تغاير آن دو را مىرساند، چه اين دو نام را مستقلا آورده و به يكى بودن آن اشارهاى نكردهاند. طُرَيحى (ص ١٠٧) و كاظمى (ص ١٩٧)، نيز حمادبن عثمان را نام مشترك ميان دو نفر بهشمار آورده و وجه تمايز آن دو را در راويان از آن دو دانستهاند. همچنين بهبهانى (ص ١٥٧) با استناد به اختلاف در لقب، نسبت، نام جد و نام برادران اين دو، تصريح به مغايرت و تعدد كرده است. در مقابل، محمدتقى مجلسى (ج ١٤، ص ٤٨)، كلباسى (ج ٣، ص ٢٣٩ـ٢٤٠)، مامقانى (ج ٢٤، ص ٨٠)، خويى (ج ٦، ص ٢١٣) و شوشترى (ج ٣، ص ٦٤٨) اين دو نام را از آنِ يك فرد دانستهاند.
باتوجه به اينكه حماد بن عثمان ناب از راويان مشهور بوده و در زمره اصحاب اجماع شمرده شده و نجاشى رجال خود را پس از كتابهاى كشّى و شيخطوسى نگاشته و از كتابهاى پيشين بهرهمند بوده، بسيار بعيد است كه نجاشى نام چنين شخصى را از قلم انداخته باشد و در عين حال شخص ديگرى را با نام مشابه ــكه در كتب رجالى پيشين نامى از او برده نشده، اما تصادفآ نام پدر، طبقه رجالى، سال و محل وفاتش با او همسان است ــ در رجال خود آورده باشد (رجوع کنید به كلباسى، ج ٣، ص ٢٣٥ـ ٢٤٠؛ شوشترى، ج ٣، ص ٦٤٨ـ٦٥١؛ خويى، ج ٦، ص ٢١٣ـ ٢١٥). ازاينرو، در مجموع مىتوان اطمينان يافت كه حمادبن عثمان فزارى در رجال نجاشى، همان حماد ناب است. به گفته نجاشى (همانجا) وى ساكن «عرزَم» بوده است. ظاهرآ شهرت وى به فزارى (رجوع کنید به همانجا) به سبب انتساب وى به قبيله عرزم ــ شاخهاى از فزاره ساكن در كوفه ــ بوده است (رجوع کنید به سمعانى، ج ٤، ص ١٧٨؛ مامقانى، ج ٩، ص ٢١٢) و از آنجا كه غنى و فزاره دو تيره از قبيله عطفاناند، احتمال اتحاد حماد ناب و حمادبن عثمان تقويت مىشود (رجوع کنید به خويى، ج ٦، ص ٢١٤؛ قس كلباسى، ج ٣، ص ٢٢٩ كه عرزم را تصحيف عرازه دانسته و فزارى را به عرازى تصحيح كرده است). اما بر فرض تعدد، بر صحت روايات منقول از حمادبن عثمان خدشهاى وارد نمىشود، زيرا هر دو ثقهاند (رجوع کنید به شوشترى، ج ٣، ص ٦٥١؛ خويى، ج ٦، ص ٢١٥؛ براى بحث مبسوط درباره ثمره بحث از اتحاد و تعدد رجوع کنید به كلباسى، ج ٣، ص ٢٤١ـ٢٤٢).
حماد از راويانى است كه تمامى دانشمندان علم رجال، از متقدمان (براى نمونه رجوع کنید به كشّى، ص ٣٧٢؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ١٥٦) و متأخران (ابنداوود حلّى، ستون ١٣٢؛ علامه حلّى، ص ٥٦؛ شوشترى؛ خويى، همانجاها)، بر وثاقتش اتفاقنظر دارند و او را با صفاتى چون ثقه، فاضل و جليلالقدر و خيّر ستودهاند. همچنين برادرانش، جعفر و حسين، از فضلا و موثقان برجسته كوفه و از اصحاب امام صادق عليهالسلام (كشّى؛ نجاشى، همانجاها؛ طوسى، ١٤١٥، ص ١٧٥، ١٨٢؛ براى تحقيق تفصيلى درباره اين سه برادر رجوع کنید به الاصول الستة عَشَر، مقدمه محمودى، ص ٧٥ـ٨٣) و هر دو صاحب كتاب بودند (رجوع کنید به طوسى، ١٤٢٠، ص ١١٣، ١٤٧؛ نجاشى، همانجاها؛ نيز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٢، ص ١٤٧). كتاب حسينبن عثمان به روايت تلَّعكبرى در دست است (رجوع کنید به الاصول السّتة عشر، ص ٣١٧ـ٣٢٦).
كشّى (ص ٣٧٥) حماد را در زمره شش راوى فقيه از اصحاب امام صادق عليهالسلام شمرده است كه شيعه بر صحت روايات، تصديق منقولات و اعتراف به فقاهت آنها اجماع و اتفاقنظر دارند. اين عده دانشمندترين افراد در طبقه جوانتر شاگردان امام صادق عليهالسلام بودهاند و با دو گروه شش نفره ديگر، مجموعآ به عنوان اصحاب اجماع* شناخته مىشوند.
شمار احاديث نقل شده از حمادبن عثمان در منابع حديثى شيعه حدود دوهزار حديث است (مدرسى طباطبائى، ج ١، ص ٢٣٩). خويى (ج ٦، ص ٢١٦)، ذيل عنوان حمادبن عثمان، تعداد روايات او در كتب اربعه را ٧٣٤ مورد شمرده كه ظاهرآ بايد بخشى از روايات منقول از حماد را، كه ميان وى و حمادبن عيسى مشترك است (قس طريحى، ص٦٣ـ٦٤؛
كاظمى، ص٤٨ـ ٥١، كه حماد را نام مشترك ميان چند نفر دانستهاند)، بدان افزود (رجوع کنید به خويى، ج ٦، ص ١٨٩ـ١٩٨). به نظر شوشترى (ج ٣، ص ٦٥٢) وجه تمايز اين دو حماد، مروىٌعنه آنهاست، زيرا حمادبن عثمان از حلبى روايت نقل كرده است و حمادبن عيسى از حريز. بررسى محتواى روايات حمادبن عثمان نشان مىدهد كه وى بيشتر به ثبت و نقل احاديث احكام اهتمام داشته است و در اين زمينه از راويان پر حديث بهشمار مىآيد و البته روايات متعددى نيز در صفات امام و احوال امامان دارد (رجوع کنید به اردبيلى، ج ١، ص ٢٧١ـ٢٧٣). حمادبن عثمان روايات بسيارى، بىواسطه از امام صادق عليهالسلام، نقل كرده است. همچنينِ از قريب به صد راوى و بيش از همه از عبيداللّهبن على حلبى* حديث شنيده است كه غالب ايشان از اصحاب امام صادق عليهالسلام هستند. همچنانكه افزون بر چهل راوى و بيش از ديگران، محمدبن ابىعمير، حسنبن على وشاء، حسنبن علىبن فضال و محمدبن وليد خزاز از وى حديث شنيدهاند (رجوع کنید به خويى، ج ٦، ص ٢١٦ـ٢١٨؛
براى فهرست كامل روايات منقول از وى رجوع کنید به همان، ج ٦، ص ٣٧٤ـ٤٢٢؛
خاتمى، ج ٨، ص ٤٥٢ـ ٤٥٤، ٤٥٦ـ٤٥٧، ٤٥٩).
وى كتابى داشته (طوسى، ١٤١٥، ص ٣٣٤؛
همو، ١٤٢٠، ص ١٥٦؛
نجاشى، همانجا) كه منبع نقل روايات از اوست. به نظر مىرسد اين كتاب تا عهد ابنطاووس موجود بوده، زيرا ابنطاووس در دو كتاب خود (براى نمونه رجوع کنید به الملاحم و الفتن، ص ١١٩ـ١٢٠؛
همو، قبس من كتاب غياث سلطان الورى، ص ٦، ٩) از آن نقل كرده است (نيز رجوع کنید به كولبرگ، ١٩٩٢، ص ٢٢٣). ابنطاووس (الملاحم و الفتن، ص ١١٩) از اين اثر با عنوان اصل ياد كرده است، ولى احتمال دارد كتاب وى اصل به معناى مصطلح نباشد (رجوع کنید به كولبرگ، ١٩٨٧، ص ١٤٨).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنداوود حلّى، كتابالرجال، تهران ١٣٨٣ش؛
(٣) ابنطاووس، قبس من كتاب غياث سلطانالورى، قم: مدرسة الامام المهدى (ع)، (بىتا.)؛
(٤) همو، الملاحم و الفتن فى ظهور الغائب المنتظر عجلاللّه فرجه، قم ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٥) محمدبن على اردبيلى، جامعالرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق و الاسناد، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) الاصول الستة عشر من الاصول الاولية: مجموعة من كتب الرواية الاولية فى عصر الائمة المعصومين عليهالسلام، چاپ ضياءالدين محمودى، قم ١٣٨١ش؛
(٧) احمدبن محمد برقى، كتابالرجال، در ابنداوود حلّى، همان منبع؛
(٨) محمدباقربن محمداكمل بهبهانى، تعليقة وحيدالبهبهانى على منهجالمقال، (بىجا: بىنا، بىتا.)؛
(٩) اسماعيلبن حماد جوهرى، الصحاح : تاجاللغة و صحاحالعربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بيروت (بىتا.)، چاپ افست تهران ١٣٦٨ش؛
(١٠) محسن خاتمى، فهارس بحارالانوار، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) خويى؛
(١٢) سمعانى؛
(١٣) شوشترى؛
(١٤) فخرالدينبن محمد طريحى، جامعالمقال فيما يتعلق باحوال الحديث و الرجال، چاپ محمدكاظم طريحى، تهران ?( ١٣٧٤)؛
(١٥) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٦) همو، فهرست كتبالشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(١٧) حسنبن يوسف علامه حلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومى اصفهانى، (قم) ١٤١٧؛
(١٨) محمدامينبن محمدعلى كاظمى، هداية المحدثين الى طريقة المحمدين، چاپ مهدى رجايى، قم ١٤٠٥؛
(١٩) محمدبن عمر كشّى، اختيار معرفةالرجال، (تلخيص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(٢٠) محمدبن محمدابراهيم كلباسى، الرسائلالرجالية، چاپ محمدحسين درايتى، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١ش؛
(٢١) عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال فى علم الرجال، چاپ محيىالدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ؛
(٢٢) محمدتقىبن مقصودعلى مجلسى، روضةالمتقين فى شرح مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ حسين موسوى كرمانى و علىپناه اشتهاردى، قم ١٤٠٦ـ١٤١٣؛
(٢٣) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٢٤) Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library, Leiden ١٩٩٢;
(٢٥) idem, "Al-usul al-arbaumia", Jerusalem studies in Arabic and Islam, no.١٠ (١٩٨٧);
(٢٦) Hossein Modarressi Tabatabai, Tradition and survival: a bibliographical Survey of early Shiite literature, vol.١, Oxford ٢٠٠٣.
/ مجتبى الهىخراسانى /