دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٨٤
حليم (الحليم) ، از نامهاى خدا در قرآن. حليم بر وزن فعيل به معناى اسم فاعل از مادّه ح ل م است (زجّاجى، ص ٩٦). اغلب لغويان اين مادّه را به معناى تأنّى و پرهيز از عجله دانستهاند، در برابر طَيش (سبكسرى) يا سَفَه (كمخردى)، به معناى ندانسته كارى كردن (براى نمونه رجوع کنید به ابندريد؛ صاحببن عباد؛ جوهرى؛ ابنفارس، ذيل «حلم»). برخى عقل را هم از معانى حلم شمردهاند (رجوع کنید به ابنسيده؛ زمخشرى؛ ابنمنظور، ذيل «حلم»)، ولى به نظر راغب اصفهانى (ذيل «حلم»)، حلم بهطور مجازى در معناى عقل بهكار رفته است (براى آگاهى بيشتر از تحليل معنايى حلم رجوع کنید به حلم*؛ نيز براى تفاوتهاى معنايى آن با مادّههاى مشابه رجوع کنید به عسكرى، ص ١٦٤ـ١٦٨، ٢٢٥ـ٢٣٠). بنابراين، حليم به كسى گفته مىشود كه پيش از هر كارى در آن انديشه مىكند و بىدليل در انجام دادن آن شتاب نمىكند، چنان كه به خردمند نيز مجازآ حليم گفته شده است (رجوع کنید به ابنمنظور، ذيل واژه).
واژه حليم پانزده بار در قرآن به كار رفته (رجوع کنید به محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل واژه)، كه يازده بار در وصف خدا و چهار بار درباره انبياى الهى (ابراهيم، اسماعيل و شعيب عليهمالسلام) است. در احاديث نيز حليم در شمار ٩٩ نام نيكوى خدا (اسماءالحسنى*) ذكر شده است (رجوع کنید به ابنماجه، ج ٢، ص١٢٧٠؛ ترمذى، ج ٥، ص ١٩٢؛ ابنبابويه، ص ١٩٤،٢٢٠؛ نيز رجوع کنید به ابونعيم اصفهانى، ص ١٠١، ١٠٨، ١٣١، كه طرق مختلف روايت اسماءاللّه را آورده است). همچنين در دعايى منقول از پيامبراكرم، براى رفع گرفتاريها و آمرزش گناهان، خدا به اين نام خوانده شده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنحنبل، ج ١، ص ٩٢؛ بخارى، ج ٧، ص ١٥٤؛ ابنماجه، ج ١، ص ٤٤١؛ ترمذى، ج ١، ص ٢٩٨؛ نيز رجوع کنید به ونسينك، ذيل واژه).
كاربرد قرآنى واژه حليم در فهم و تحليل معنايى آن بسيار روشنگر است. اين كلمه در قرآن تنها بهكار نرفته بلكه با ديگر اسامى خدا (غفور، عليم، غنى و شكور) همراه شده و در غالب موارد ناظر به خطا يا گناهى است كه از بندگان سر زده است. اين نام همراه با غفور (آمرزنده گناهان) در آياتى آمده كه در آنها به پارهاى از گناهان بندگان اشاره شده است و گفته مىشود كه خداوند اين گناهان را با شتاب كيفر نمىدهد و راه بازگشت (توبه) را بازگذاشته است (رجوع کنید به بقره: ٢٢٥، ٢٣٥؛ آلعمران: ١٥٥؛ مائده: ١٠١؛ اسراء: ٤٤؛ فاطر: ٤١).
دانشمندان مسلمان اقوال گوناگونى درباره معناى صفت حليم ذكر كردهاند (رجوع کنید به فخررازى، ١٣٦٤ش، ص ٢٥١). ديرينترين تفسير از واژه حليم در وصف خدا اين است كه خدا در انتقامگيرى از گنهكاران شتاب نمىكند (رجوع کنید به طبرى، ذيل بقره : ٢٣٥؛ زجاج، ص ٤٥؛ ابنبابويه، ص ٢٠٢؛ بيهقى، ١٤١٧، ج ١، ص ٩٢) و عقوبت ايشان را به تأخير مىاندازد (قاضى عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢١؛ بغدادى، ص ١٢٧؛ قشيرى، ١٩٦٨، ص٥٥؛ سمعانى، ص٢٨٠) و به آنان مهلت مىدهد (ماتريدى، ص ٥٣٣؛ طوسى؛ طبرسى، ذيل بقره: ٢٢٥، ٢٣٥). بدينترتيب، حلم خدا به أناة (درنگ و تأمل) و ترك عجله تعبير شده است (طوسى، ذيل آلعمران: ١٥٥، فاطر: ٤١).
وجه ديگرى كه براى واژه حليم ذكر شده، خونسردى و خويشتندارى در برابر هيجانِ غضب است (راغب اصفهانى، ذيل «حلم»؛ نيز رجوع کنید به نصيرالدين طوسى، ص ١٠٨ـ١١٣). در اين صورت، خدا حليم است زيرا نافرمانىِ سركشان او را خشمگين نمىكند و غضب بر او چيره نمىشود و بدينسبب براى انتقام گرفتن از خطاكاران پيش از زمان آن، عجله ندارد (بيهقى، ١٤١٧، همانجا؛ جوينى، ص١٥٠؛ غزالى، ص ١١٢)؛ چه، «اگر خدا مردمان را به سبب گناهشان (آناً )مؤاخذه مىكرد، جنبندهاى بر روى زمين باقى نمىماند» (نحل: ٦١؛ فاطر: ٤٥).
آشكار است كه لازمه حلم توانايى بر عقوبت و انتقام است و صرفآ واكنشى عاجزانه و انفعالى نيست (رجوع کنید به عسكرى، ص ١٦٤؛ بيهقى، ١٤١٧، همانجا؛ طوسى، ذيل توبه: ١١٤؛ غزالى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به ايزوتسو، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨). ازاينرو، كسى كه بهدليل عجز از اشتباه ديگران درمىگذرد، حليم ناميده نمىشود (بيهقى، ١٤١٧، همانجا). همچنين صفت حليم نوعى تنزيه خدا از نقصان است، چرا كه لازمه حلم آن است كه او نگران از دست دادن زمان انتقامگيرى يا قدرت انجام دادن آن نباشد (سمعانى، همانجا؛ فخررازى، ١٤٢١، ذيل اسراء: ٤٤؛ نيز رجوع کنید به جوينى، همانجا).
ظاهراً مراد از عجله نداشتن و به تأخير انداختن مجازات گنهكاران، چشمپوشى و بخشايش گناه نيست، زيرا خدا آن را به اجلى معيّن ــ يعنى زمان مرگ يا قيامت ــ ارجاع داده است (رجوع کنید به طبرى؛ طبرسى؛ فخررازى، ١٤٢١؛ ذيل نحل: ٦١، فاطر: ٤٥؛ نيز رجوع کنید به جوينى، همانجا). همچنين قطعآ به اين معنا نيست كه خدا از خطاهاى نافرمانان بىاطلاع است (رجوع کنید به ابراهيم: ٤٢؛ نيز رجوع کنید به ماتريدى؛ غزالى؛ سمعانى، همانجاها)، بلكه بدينمعناست كه او بندگان گنهكار را از نعمت و فضل خويش محروم نمىكند و همچون بندگان مطيع و فرمانبردار به آنان روزى مىدهد و از آفات و بلايا مصون مىدارد (حليمى، ج ١، ص٢٠٠ـ٢٠١؛ طوسى، ذيل آلعمران: ١٥٥؛ نيز براى تفسيرى اجتماعى از اين معنا رجوع کنید به د.ا.د.ترك، ذيل واژه). فخررازى (١٣٦٤ش، ص ٢٤٩) بر آن است كه خدا قطعآ تصميم انتقامگيرى ندارد، زيرا كسى كه قصد انتقام داشته باشد حَقود است (قس همو، ١٤٢١، ذيل بقره : ٢٢٥)، ولى اگر اين عزم را اظهار كند، صفت عفو او آشكار شده است و اگر آن را مخفى بدارد، به حلم متصف گشته است (همو، ١٣٦٤ش، همانجا؛ نيز رجوع کنید به جوينى، همانجا؛ العَفُوّ*؛ قس قاضى عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢٢، ٢٢٤؛ علمالهدى، ص ٦٠٣). بهعلاوه، خدا با به تأخير انداختن مجازاتِ گنهكاران به آنان فرصت مىدهد تا از گناه خود بازگردند و توبه كنند (طوسى، ذيل بقره: ٢٦٣؛ فخررازى، ١٤٢١، ذيل حج: ٥٩، اسراء: ٤٤). همچنين برخى حلم خدا را همارز بخشايش و گذشت از گناهان دانستهاند (رجوع کنید به زَجّاجى، ص ٩٦؛ ابنفورك، ص ٥٣). البته قشيرى (١٩٦٨، همانجا) راهى ميانه را برگزيده و معتقد است خدا برخى را عذاب مىكند و از گروهى درمىگذرد، همانطور كه در تعذيب بعضى ديگر تعجيل مىكند.
با اينكه برخى نامهاى خدا، نظير غفور، عفوّ، ستّار، توّاب و حليم، در مفهوم خطاپوشى و مدارا با گناهكاران مشتركاند، اما تفاوتهاى معنايى نيز ميان آنها وجود دارد (براى بحث تفصيلى رجوع کنید به ژيماره، ص ٤٠٩ـ٤٢٢). حليم با صفت صبور نيز قرابت معنايى دارد، البته لفظ صبور در قرآن نيامده و كلمات همريشه آن (صابر و صبّار) نيز صرفآ در وصف انسان بهكار رفته است (رجوع کنید به محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «صبر»). در روايات نيز غالباً اين صفت درباره انسانهاست، گرچه در شمار اسماءاللّه نيز ذكر شده است (رجوع کنید به ترمذى، ج ٥، ص ١٩٢ـ١٩٣؛ طبرانى، ص ٥١) و در روايتى خدا أَصبر (كسى از او صبورتر نيست) خوانده شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٤، ص ٣٩٥؛ بخارى، ج ٨، ص ١٦٥). معانى گوناگونى براى صبور ــ به عنوان نامى از نامهاى خدا ــ ذكر كردهاند (رجوع کنید به فخررازى، ١٣٦٤ش، ص ٣٥٣؛ نيز براى تعريفى مبسوط رجوع کنید به غزالى، ص ١٦١). برخى آن را هممعناى حليم دانستهاند (رجوع کنید به زجاج، ص ٦٥؛ ابنفورك، ص ٥٦؛ قشيرى، ١٩٨٣، ص ٧٢؛ جوينى، ص ١٥٥). برخى نيز آن را، همانند حليم، شتاب نكردن و به تأخير انداختن عقوبت و مهلت دادن به گناهكاران معنا كردهاند (رجوع کنید به حليمى، ج ١، ص ٢٠١؛ بيهقى، ١٤١٧، ج ١، ص ٩٥، ٢١٦؛ همو، ١٤٢١، ج ١، ص ١٢٢). اما بعضى ديگر قائل به اختلاف معنايى ميان اين دو صفت هستند. بغدادى براى اثبات تفاوت معنايى صبر و حلم به تفاوت متضاد آنها (صبر در برابر جزع، و حلم در مقابل طَيْش) استناد كرده است (رجوع کنید به ژيماره، ص ٤٢٢؛ نيز رجوع کنید به ابنمنظور، ذيل «حلم»، «صبر»). فخررازى (١٣٦٤ش، ص٣٥٢) نيز معتقد است كه صبور، برخلاف حليم، كسى است كه بندگان از عقوبت وى در امان نيستند. در مقابل، معتزليان وصف صبور و وقور را شايسته خدا نمىدانند، زيرا لازمه صبر، تحمل سختيها و گرفتاريهاست، كه از خدا بهدور است (رجوع کنید به اشعرى، ص٥٣٠ـ ٥٣١؛ قاضى عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢٤؛ نيز رجوع کنید به علمالهدى، ص ٦٠٤).
اينكه حلم الهى از صفات ذات يا صفات فعل است، يكى از مباحث متداول در ميان كلاميان بوده است (رجوع کنید به بغدادى، ص ١٢٧؛ قشيرى، ١٩٦٨، همانجا). ابواسحاق اسفرائينى حليم را در زمره صفاتى چون رحيم، غفار، ودود، عفوّ، رئوف، صبور و كريم، از شاخصههاى اراده الهى برمىشمارد (رجوع کنید به بيهقى، ١٤١٧، ج ١، ص ٢١٦؛ همو، ١٤٢١، همانجا). قشيرى (١٩٨٣، ص ٦٧؛ همو، ١٩٦٨، همانجا) نيز بر آن است كه حلم، اراده تأخير عقوبت است و اراده الهى نيز از صفات ذات است. در مقابل، معتزليان كه اراده را عين فعل مىدانند (رجوع کنید به قاضى عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢٦)، در اينكه حلم صرفآ به معناى ترك فعل باشد با اشكال مواجهاند. قاضى عبدالجباربن احمد (ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢١ـ٢٢٤) به تفصيل به اين موضوع پرداخته است. راه حل ابوعلى جبايى اين است كه حلم خدا به معناى پرهيز از انتقام، در واقع اعطاى نعمت به بندگان است (رجوع کنید به اشعرى، ص٥٣٠؛ عسكرى، ص ٢٢٥؛ قاضى عبدالجباربن احمد، ج٢٠، قسم ٢، ص ٢٢٢؛ طوسى، ذيل بقره : ٢٣٥). هرچند قاضى عبدالجباربناحمد (ج٢٠، قسم ٢، ص٢٢٢ـ ٢٢٤) با رد اين نظر، بر اين گمان است كه انجام ندادن فعل و انجام دادن فعل فرقى ندارند و هر دو از صفات فعل خدا تلقى مىشوند (نيز رجوع کنید به ابنفورك، ص٥٢؛ علمالهدى، ص٦٠٣ـ ٦٠٤).
منابع:
(١) علاوه برقرآن؛
(٢) ابنبابويه، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم ?(١٣٥٧ش)؛
(٣) ابنحنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بيروت : دارصادر، (بىتا.)؛
(٤) ابندريد، كتابجمهرةاللغة، چاپ رمزى منير بعلبكى، بيروت ١٩٨٧ـ١٩٨٨؛
(٥) ابنسيده، المحكم والمحيط الاعظم، چاپ عبدالحميد هنداوى، بيروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٦) ابنفارس؛
(٧) ابنفورك، مجرد مقالات الشيخ ابىالحسن الاشعرى، چاپ دانيل ژيماره، بيروت ١٩٨٧؛
(٨) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بيروت، بىتا.)؛
(٩) ابنمنظور؛
(١٠) ابونعيم اصفهانى، جزء فيه طرق حديث «انللّه تسعة و تسعين اسمآ»، چاپ مشهوربن حسنبن سلمان، مدينه ( ١٤١٣)؛
(١١) علىبن اسماعيل اشعرى، كتاب مقالات الاسلامييّن و اختلاف المصلّين، چاپ هلموت ريتر، ويسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٢) محمدبن اسماعيل بخارى، صحيحالبخارى، (چاپ محمد ذهنىافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١، چاپ افست بيروت (بىتا.)؛
(١٣) عبدالقاهربن طاهر بغدادى، كتاب اصولالدين، استانبول ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٤) احمدبن حسين بيهقى، الاسماء و الصفات، چاپ عبدالرحمان عميره، بيروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(١٥) همو، شعبالايمان، چاپ محمدسعيد بسيونى زغلول، بيروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٦) محمدبن عيسى ترمذى، سننالترمذى و هوالجامع الصحيح، چاپ عبدالوهاب عبداللطيف، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧) اسماعيلبن حماد جوهرى، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربية، چاپ احمد عبدالغفور عطا، بيروت (بىتا.)، چاپ افست تهران ١٣٦٨ش؛
(١٨) عبدالملكبن عبداللّه جوينى، كتاب الارشاد الى قواطعالادلة فى اصولالاعتقاد، چاپ محمديوسف موسى و على عبدالمنعم عبدالحميد، مصر ١٣٦٩/١٩٥٠؛
(١٩) حسينبن حسن حليمى، كتابالمنهاج فى شعبالايمان، چاپ حلمى محمد فوده، (بيروت )١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢٠) حسينبن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريبالقرآن، چاپ محمدسيد كيلانى، تهران ?(١٣٣٢ش)؛
(٢١) ابراهيمبن سرى زجاج، تفسير اسماءاللّه الحسنى، چاپ احمديوسف دقاق، دمشق ١٩٧٤؛
(٢٢) عبدالرحمانبن اسحاق زَجّاجى، اشتقاق اسماءاللّه، چاپ عبدالحسين مبارك، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٢٣) محمودبن عمر زمخشرى، اساسالبلاغة، چاپ عبدالرحيم محمود، بيروت (بىتا.)؛
(٢٤) احمدبن منصور سمعانى، روحالارواح فى شرحاسماء الملك الفتّاح، چاپ نجيب مايل هروى، تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٥) صاحببن عباد، المحيط فىاللغة، چاپ محمد حسن آلياسين، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٦) سليمانبن احمد طبرانى، كتاب الدعاء، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٣؛
(٢٧) طبرسى؛
(٢٨) طبرى، جامع؛
(٢٩) طوسى؛
(٣٠) حسنبن عبداللّه عسكرى، الفروقاللغوية، قاهره ١٣٥٣، چاپ افست قم (بىتا.)؛
(٣١) علىبن حسين علمالهدى، الذخيرة فى علمالكلام، چاپ احمد حسينى، قم ١٤١١؛
(٣٢) محمدبن محمد غزالى، المقصد الاسنى فى شرح معانى اسماءاللّه الحسنى، چاپ فضله شحاده، بيروت ١٩٧١؛
(٣٣) محمدبن عمر فخررازى، التفسيرالكبير، او، مفاتيح الغيب، بيروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٣٤) همو، شرح اسماءاللّه الحسنى للرازى، و هو الكتاب المسمى لوامع البينات شرح اسماءاللّه تعالى و الصفات، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦، چاپ افست تهران ١٣٦٤ش؛
(٣٥) قاضى عبدالجباربن احمد، المغنى فى ابواب التوحيد و العدل، ج ٢٠، چاپ عبدالحليم محمود و سليمان دنيا، (قاهره، بىتا.)؛
(٣٦) عبدالكريمبن هوازن قشيرى، التحبير فى التذكير، چاپ ابراهيم بسيونى، قاهره ١٩٦٨؛
(٣٧) همو، الفصول فى الاصول، چاپ ريچارد فرانك، در MIDEO، ش ١٦ (١٩٨٣)؛
(٣٨) محمدبن محمد ماتريدى، تأويلات اهلالسنة، چاپ محمد مستفيضالرحمان و جاسم محمد جبورى، بغداد ١٤٠٤/١٩٨٣؛
(٣٩) محمدفؤاد عبدالباقى، المعجمالمفهرس لألفاظ القرآن الكريم، قاهره ١٣٦٤، چاپ افست تهران ?( ١٣٩٧)؛
(٤٠) محمدبن محمد نصيرالدين طوسى، اخلاق ناصرى، چاپ مجتبى مينوى و عليرضا حيدرى، تهران ١٣٦٠ش؛
(٤١) آرنت يان ونسينك، المعجمالمفهرس لألفاظ الحديث النبوى، ليدن ١٩٣٦ـ١٩٦٩؛
(٤٢) Daniel Gimaret, Les noms divins en Islam, Paris ١٩٨٨;
(٤٣) Toshihiko Izutsu, God and man in the Koran: Semantics of the koranic weltanschaung, Tokyo ١٩٦٤;
(٤٤) TDVIA, s.v. "Halim" (by Bekir Topaloglu).
/ سيدعلى آقايى /